تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۲۴۵۲۰
گزارش تحقیقی ایران در مورد تأثیرات بشارت‌های ظهور منجی بر دینداری افراد جامعه

معنویت در گرو بشارت

زهره رضایی مقدمه: مکتوب حاضر تحقیقی است که با همکاری جمعی از دانشجویان و استادان علوم اجتماعی، با حجم نمونه آماری 1500 نفر منتخب از چند منطقه شهر تهران انجام شده که حاوی نتایج قابل تأملی است که چکیده آن پیش روی شماست.

این تحقیق از گروه‌های سنی مختلف و با سطوح تحصیلی متفاوت صورت گرفته و تقریباً نیمی از پاسخگویان مرد و نیمی زن بوده‌اند. برخی از نتایج آماری که از پرسشنامه‌ها استخراج شده گویای این موارد هستند:
1- 85 درصد از پاسخگویان بطور کامل به ظهور منجی آخرالزمان برای تمامی ملت‌ها و ادیان جهان معتقدند.
2- حدود 70 درصد از پاسخگویان اظهار داشته‌اند که بشارت‌های مربوط به نزدیکی ظهورحضرت حجت(عج) را به مقدار زیاد از بزرگان و علمای دینی شنیده‌اند و در سال‌های اخیر این بشارت‌ها بیشتر بوده است.
3- حدود 67 درصد از پاسخگویان بطور زیاد و کامل با این جمله موافق بوده‌اند: «نشانه‌های آخر الزمان را در دنیا و حوادث و جریانات جهان به وضوح مشاهده می‌کنم» و در مقابل 23 درصد بطور متوسط و 10 درصد مخالف با این جمله بوده‌اند.
4- 80 درصد از پاسخگویان بطور زیاد و خیلی زیاد «امید دارند در زمان ظهور حضرت زنده باشند» و 10 درصد از آنها به مقدار متوسط و 10 درصد چنین امیدی ندارند.
5- میزان دریافت مباحث آخرالزمانی و بشارت‌های ظهور موعود در بین پاسخگویان نشان می‌دهد 63 درصد افراد بطور زیاد در معرض این مباحث بوده‌اند.
6- با انجام آزمون‌های آماری مشخص شد که (باضریب همبستگی 544/0) هر چه میزان دریافت مباحث آخرالزمانی و بشارت‌های ظهور موعود بیشتر شود، به میزان متوسطی میزان اعتقادات مذهبی(بعد اعتقادی دینداری) نیز در فرد افزایش خواهد یافت.
7- با انجام آزمون‌های آماری این نتیجه به دست آمد که میان رفتار فردی و اجتماعی فرد (بعد مناسکی و پیامدی دینداری) و میزان دریافت مباحث آخرالزمانی و بشارت‌های ظهور موعود یک رابطه نزدیک متوسط و مستقیم (با ضریب همبستگی 382/0) وجود دارد، به این معنی که هرچه میزان دریافت مباحث آخرالزمانی و بشارت‌های ظهور موعود بیشتر شود به میزان متوسطی رفتار مذهبی فردی و اجتماعی فرد نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
8- آزمون‌های آماری مشخص نمود که‌ ضریب همبستگی میان میزان دینداری فرد و میزان دریافت مباحث آخرالزمانی و بشارت‌های ظهور موعود برابر با 594/0 است که نشان دهنده یک رابطه تقریباً زیاد و مستقیم بین این دو متغیر است. به این معنی که هر چه میزان دریافت مباحث آخرالزمانی و بشارت‌های ظهور موعود بیشتر شود به میزان زیادی میزان دینداری فرد(اعم از اعتقادی و رفتاری) نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
در مجموع می‌توان گفت میان میزان دریافت مباحث آخرالزمان و بشارت‌های موعود و 3 متغیر دیگر یعنی میزان اعتقادات مذهبی، رفتار فردی-اجتماعی و میزان دینداری فرد؛ در نمونه تحقیق ما همبستگی متوسط و معنی داری وجود دارد و این همبستگی مشاهده شده قابل تعمیم به جامعه آماری تحقیق نیز می‌باشد.
9- محاسبات آماری نشان دادکه ارتباط سن و جنسیت و تحصیلات پاسخگویان، با میزان دریافت مباحث آخرالزمانی و بشارت‌های ظهور موعود، همبستگی بسیار ضعیفی را نشان می‌دهد. بدین معنی که دریافت این مباحث با سن و جنسیت و تحصیلات افراد ارتباط خاصی ندارد و زنان و مردان با سنین و سطح تحصیلات متفاوت نسبتاً به یک اندازه در معرض دریافت این مباحث بوده‌اند.
اعتقاد به ظهور منجی آخرالزمان یکی از اعتقادات مشترک پیروان ادیان مختلف از جمله زرتشتیان، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان در طول تاریخ بوده است و در راستای این اعتقاد، مقوله انتظار به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از اعتقادات معتقدان و متدینان مطرح بوده و تأثیرات بسیاری در حوزه‌های فردی و اجتماعی افراد داشته است.
در دوره‌ای به سر می‌بریم که جریانات سیاسی، اجتماعی و فکری جهان به سرعت در حال تحولات پیش‌بینی نشده اما هدفمند است. رسانه‌های مختلف در دنیا از جمله فیلم‌های سینمایی، سایت‌های اینترنتی، کتب و نشریات، پیام‌های عالمان و دانشمندان حوزه‌های مختلف با پشتوانه‌های اعتقادی متفاوت، در حال القای این فکر به مردم جهانند که دنیا در حال نزدیک شدن به پایان خویش است. (پروژه پایان جهان در سال2012 و تلاش‌های زیادی که برای قبولاندن آن به مردم جهان در چند سال اخیر صورت گرفته، یکی از این موارد است).
اما بنا بر اعتقادات ادیان مختلف و بویژه روایات اسلامی، در این زمان آثار و نشانه‌های زیادی در جهان دال بر نزدیک بودن ظهور منجی آخرالزمان موجود است و حوادث مختلفی که به دنبال هم در دنیا به وقوع می‌پیوندد، از جمله حوادث طبیعی، جنگ‌ها، کشتارها و... بر قوت این دلایل و نشانه‌ها می‌افزاید.
در سالیان اخیر در کل دنیا و بویژه در جامعه ایران، مردم از طرق مختلف و افراد قابل اطمینان، بشارت‌هایی در مورد نزدیک بودن زمان ظهور منجی موعود دریافت کرده‌اند که در این تحقیق به تأثیرات مستقیم و غیر‌مستقیم این بشارت‌ها در جامعه پرداخته‌ایم.
مسئله اصلی این تحقیق، ارائه تحلیلی جامعه شناختی از مباحث و بشارت‌های ظهور منجی موعود و تأثیر آن بر اعتقادات و رفتار افراد جامعه است.
تأثیرات بشارت‌های ظهور منجی بر اعتقادات جامعه
عوامل مؤثر بر اعتقادات فردی و جمعی و دینداری افراد جامعه همواره مورد توجه محققان مختلف بوده است و در این تحقیقات همواره بر عوامل محیطی و خارجی از جمله اوضاع خانواده، عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جوامع تأکید شده است.
«بشارت ظهور منجی آخرالزمان» یکی از عواملی است که در سالیان اخیر از طریق رسانه‌های مختلف و مجالس و منابر نظری و فکری، روزبه‌روز در اذهان و افکار عمومی نمایان‌تر و آشکارتر شده و خواهد شد و درنتیجه تأثیرات غیرقابل انکاری بر اعتقادات، افکار، اذهان و رفتار جمعی و فردی داشته و خواهد داشت.
جامعه ایران با پشتوانه‌ای مذهبی همواره در معرض تحولات اجتماعی - فرهنگی بوده و این تحولات، منشأ تأثیرات و تغییرات در مبانی فکری، عقیدتی و رفتاری مردم جامعه بوده است که این مبانی فکری و عقیدتی نیز به نوبه خود تعیین کننده مسیر حرکت و جهت‌گیری کلیت جامعه در برهه‌های مختلف تاریخی بوده است.
در عصر حاضر نیز علاوه بر تمامی تحولات و شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران و جهان و لزوم شناخت آنها، ادبیاتی در قالب مباحث آخرالزمانی، انتظار و ظهور منجی موعود در کل دنیا و از جمله جامعه ایران در حال شکل‌گیری و گسترش روزافزون است و به‌طور یقین افزایش روزافزون این مباحث و ارائه بشارت‌های ظهور، منجر به آثار و نتایجی در سطح اعتقادات فردی و اجتماعی خواهد شد که مسیر تحولات بعدی جامعه ما را مشخص خواهد کرد و لذا شناخت و واکاوی این آثار و نتایج دارای اهمیت و ضرورت است.
هرچند پژوهش‌ها و مقالات ارائه شده در مورد ابعاد جامعه شناختی مباحث و مقولات ظهور و آخرالزمان و ارتباط آن با عقاید و رفتار افراد جامعه بسیار محدود است، اما در این تحقیق به تعدادی از تحقیق‌های صورت گرفته در این موضوعات به‌عنوان پیشینه پ‍ژوهش اشاره شده که فهرست‌وار عنوان برخی از آنها چنین است: انتظار ظهور و نقش آن در تعلیم و تربیت اسلامی، بررسی باور به مهدویت در میان جوانان 15 تا 29 ساله تهرانی، نقش انتظار فرج در انسجام اسلامی گروه‌های سیاسی، اجتماعی و انتظار فرج؛ راهبرد کاهش ناهنجاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی.
انتظار ظهور منجی آخرالزمان در ادیان مختلف
موعودگرایی و باور به سعادت آدمی در آخرالزمان و ظهور منجی، در اندیشه‌های آئینی و اساطیری همه اقوام و ملل و نیز تمامی فرق و نحل وجود دارد. پیروان آئین زرتشت در هر دوره از تاریخ انتظار مصلحی را دارند که در اوستا سوشیانت (به معنای راهبر) نامیده می‌شود و در آخرالزمان سوشیانت نهایی خواهد آمد. کلیمیان (بنی‌اسرائیل) معتقدند نجات دهنده پایانی ماشیح (مسیح؛ نوید بخش و نجات بخش) است. هر چه در ادیان الهی جلوتر می‌آییم، آموزه‌های موعودگرایانه و آخرالزمانی روشن‌تر و شفاف‌تر هستند. در کتاب مقدس نصاری بشارت‌های بیشتر و روشن‌تری درباره موعود آخرالزمان باقی مانده است.
اما جدی‌ترین باور از این دست، متعلق به دین اسلام و بویژه مذهب تشیع است. این باور موجب شده است جوامع اسلامی و شیعی گرفتار تفکرات نیستی انگارانه (نیهیلیستی) نشده و درباره آینده اسلامی خویش امید داشته باشند. اهمیت این باور و تأثیر آن در امیدواری جامعه اسلامی به آینده و نقش آن در انقلابات و تحولات سیاسی همواره موضوع مورد مطالعه اندیشمندان تاریخ و تمدن اسلامی و نیز پژوهش‌های شرق شناسان بوده است.
دکتر حسن بلخاری در کتاب خود نظر برخی از متفکران غرب را در مورد مهدویت و انتظار موعود آورده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود. برنارد لوییس در مقاله خود با نام شیعه در تاریخ اسلام می‌گوید «سرکوبی بسیاری از قیام‌ها و ناپدید شدن رهبران آنها، باعث ظهور ویژگی دیگری در دکترین شیعی شد و موضوعات و مسائلی چون مسئله غیبت و رجعت رهبر شیعیان حضرت مهدی، آخرین امام شیعیان بوجود آمد و این از اساسی‌ترین قسمت‌های این اعتقاد بشمار می‌رود. این منجی‌گری تبدیل به یکی از جنبه‌های اساسی اسلام تشیع شد». ویلیام وات، محقق دانشگاه ادین بورگ، در کتاب اصولگرایی اسلامی و مدرنیسم می‌گوید: «اعتقاد به امامت و مسئله انتظار، از جمله ویژگی‌های تشیع‌اند که در اندیشه سیاسی شیعه، نقش مهمی ایفا می‌کنند». همچنین ماربین، مستشرق معروف آلمانی، در کتاب انقلاب بزرگ، می‌گوید: «از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم که همیشه موجب امیدواری و رستگاری شیعه شده، همانا اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور اوست. حتی اگر آثار معتقدات مذهبی از بین برود، شیعه دارای آن سرمایه‌ای خواهد بود که ماورای قوای طبیعی و عارضی مذهب بوده و شوکت و اقتدار قوت حکومت خود را در عالم نگاه خواهد داشت». به نظر هانری کربن نیز «سرزمین ایران از دید اخروی، سرزمین انتظار است؛ قلمرویی که در آن امام غایب، دست‌اندرکار فرا‌رساندن ساعت موعود در زمان غیبت است». جان دی استمپل نیز می‌گوید: «از نظر تاریخی، اسلام شیعه، معتقد است که هر دولت غیر مذهبی، ذاتاً فاسد است و سرانجام هنگام ظهور مهدی(عج)، امام دوازدهم شیعیان، [آن دولت] باید سرنگون شود و به جای آن حکومت عدل الهی در جهان مستقر گردد...»
شهید مطهری نیز از یک منظر دیگر، به اختلاف برداشت‌ها از مسئله «انتظار» اشاره کرده و آنها را به دو دسته اصلاحی و سازنده و مخرب و بازدارنده تقسیم کرده و معتقد است که انتظار فرج، دو گونه است: انتظاری که سازنده است، تحرک بخش است، تعهد آور است، عبادت است و بلکه با فضیلت‌ترین عبادت است و انتظاری که ویرانگر است، بازدارنده است، فلج کننده است و نوعی اباحی گری محسوب می‌شود.... انتظار ویرانگر، برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود، این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد و فقط و فقط، از گسترش و اشاعه و رواج ظلم‌ها، تبعیض‌ها، اختناق‌ها، حق کشی‌ها و تباهی‌ها ناشی می‌شود.
مقوله ظهور در طول تاریخ، اثرات مختلفی را بر جوامع تشیع و حتی اهل تسنن گذاشته است. عده‌ای با ادعا و توهم ارتباط با امام زمان علیه السلام، جمعی از مردم ناآگاه را به دور خود جمع و گمراه نمودند. عده‌ای تا آنجا پیش رفتند که خود را مهدی موعود خواندند و باعث جنبش‌های کوچک و بزرگ در جوامع مسلمان شدند که تا اکنون آثار آنها همچنان ادامه دارد. (مانند فرقه‌های بابیه و بهائیه). اما تفکراتی نیز در بین برخی از علما و مردم رایج شد با این مضمون که امر ظهور تنها زمانی واقع خواهد شد که جهان مملو از ظلم و جور و بیداد شود و بنابراین هر حرکتی در مقابل ظلم و جور (ازجمله ایجاد حکومت دینی) را محکوم و مذموم شمردند که در سالیان اخیر پرچمدار این تفکر در ایران، انجمن حجتیه بوده است.
اما در قرن اخیر و در میان سلطه بلوک شرق و غرب بر دنیا و سپس استیلای فرهنگ و سیاست و اقتصاد غرب بر کل جهان و در حالی که عمر سلسله‌های پادشاهی ایران قبل و بعد از اسلام بالغ بر 2500 سال شده بود و بویژه آخرین آنها یعنی سلسله پهلوی مملکت و ملت را هرچه بیشتر و بیشتر به سوی فساد و تباهی غرب پیش می‌برد،عده‌ای از علما و مردم مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره)، راه حق را در ایجاد حکومتی بر مبنای احکام و قوانین اسلام و تحت ولایت فقیه جامع‌الشرایط تشخیص دادند تا بدین وسیله زمینه برای آماده شدن اذهان و قلوب ملت ایران و ملت‌های مستضعف جهان برای ظهور حضرت حجت(عج) ایجاد گردد.
در سالیان اخیر در دنیا و جوامع اسلامی و بویژه در جامعه ما، موجی از بشارت نزدیک شدن به زمان ظهور مهدی موعود مطرح شده است. آشکار شدن بسیاری از نشانه‌های زمان ظهور و سمت و سوی تحولات جهانی و منطقه ای، امکان وقوع ظهور در آینده نزدیک را قابل باور کرده است و افراد بسیاری با دیدن فراهم بودن نشانه‌ها و زمینه‌ها، واقعه ظهور را در عصر حاضر امکان پذیر می‌دانند که این تأثیرات از دیدگاه جامعه شناختی قابل توجه و تأمل است. از طرفی در مورد دین و دینداری تعاریف، دیدگاه‌ها و نظریات جامعه شناختی متنوعی ارائه شده است که به بررسی تأثیرات عوامل مختلف جامعه بر دینداری و یا بالعکس (تأثیر دینداری بر مسائل مختلف جامعه) پرداخته‌اند.
با توجه به نقش و کارکردهای مهم و حساس دین و دینداری از نظر جامعه‌شناسان دوره‌ها و جوامع مختلف، بررسی عوامل مؤثر و مرتبط با دینداری نیز موضوعیت می‌یابد. با توجه به تأثیرات مثبت و منفی عوامل و متغیرهای گوناگون اجتماعی بر دینداری و اعتقادات افراد جامعه، در این تحقیق عامل «انتظار و امید به نزدیکی ظهور منجی موعود»، به‌عنوان عامل مؤثر و متغیر مستقل در نظر گرفته می‌شود و ارتباط آن با دینداری مورد بررسی قرار می‌گیرد.
با توجه به ضرورت توجه به ابعاد و درجات متفاوت دینداری در مطالعه جامعه شناختی آن، در این تحقیق برای سنجش دینداری از مدل گلاک و استارک استفاده شده است. به نظر گلاک و استارک همه ادیان جهان به‌رغم آنکه در جزئیات بسیار متفاوتند، دارای حوزه‌های کلی هستند که دینداری در آن حوزه‌ها، جلوه گر می‌شود. این حوزه‌ها که می‌توان آنها را به مثابه ابعاد اصلی دینداری در نظر گرفت عبارتند از اعتقادی، مناسکی، تجربی، شناختی و پیامدی.
بر طبق این مدل می‌توان استنباط کرد که ابعاد دینداری یعنی پنج بعد اعتقادی، مناسکی، تجربی، شناختی و پیامدی دینداری به‌عنوان شاخص‌ها و معرف‌های اصلی دینداری، در حکم متغیرهای اصلی برای ارزیابی وضعیت دینداری، مفهوم‌سازی و عملیاتی می‌شوند.
از آنجا که دین قریب به اتفاق افراد جامعه ما اسلام و مذهب غالب آنها مذهب تشیع است، لذا در این تحقیق منظور از دین، دین اسلام و مذهب تشیع است. برای تطبیق مدل گلاک و استارک بر اسلام، مجموعه‌ای از باورها که اصول دین خوانده می‌شوند را می‌توان با باورهای دینی تطبیق داد.(از جمله اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند، نبوت حضرت محمد(ص)، معاد و روز جزا، امامت دوازده امام به‌عنوان جانشینان پیامبر(ص)و عدل خداوند) و اینها را به‌عنوان بعد اعتقادی دینداری مسلمانان بکار برد.
در ارتباط با اعمال دینی (مناسک)، نمازهای روزانه، روزه در ماه رمضان، خواندن قرآن، شرکت در نمازهای جمعه و جماعت، شرکت در مراسم جشن و عزا در مساجد و اماکن دینی و... را می‌توان در نظر گرفت.
در مورد بعد تجربی (عواطف دینی)، در اسلام هم مانند سایر ادیان توحیدی، معتقدان، عواطف و احساساتی مانند ترس از خدا، توبه و تقرب به خدا، پیامبر و ائمه اطهار را تجربه می‌کنند.
در مورد بعد پیامدی، بر طبق دین اسلام، یک مسلمان باید استانداردهای رفتاری متعددی را در زندگی روزمره‌اش رعایت کند. از جمله رعایت حجاب و پوشش (بویژه برای زنان)، پرهیز از مصرف خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های خاصی (مانند الکل و گوشت خوک)، زیر بار حکومت غیر مسلمان نرفتن و...
در ارتباط با بعد فکری اسلام، آشنایی با باورهای اصلی اسلام و قبول آنها با شناخت و آگاهی کامل و نه بر اساس تقلید ناآگاهانه، بر هر مسلمانی واجب است. مسلمان باید روش‌های صحیح عبادات را بداند، با تاریخ اسلام آشنا باشد، قادر به خواندن قرآن باشد و....
اما در مورد عامل «بشارت‌های ظهور»، در جامعه کنونی ما هر فرد به فراخور زمینه اجتماعی خود اعم از تحصیلی، شغلی و... با رسانه‌های گوناگونی از جمله جلسات، سخنرانی‌ها، نشریات، تلویزیون، اینترنت و... در ارتباط است و ممکن است مطلب یا خبری را در مورد مقوله آخرالزمان و ظهور موعود دریافت نماید که در این تحقیق میزان این دریافت‌ها در 6 گویه بوسیله مقیاس لیکرت سنجیده شده است.
در این تحقیق متغیر مستقل، «میزان دریافت بشارت‌ها و اخبار مربوط به آخرالزمان و ظهور» از طرق مستقیم و غیر مستقیم است و متغیر وابسته، «میزان دینداری افراد» است که بر طبق روش سنجش گلاک و استارک، بوسیله 5 شاخصه اعتقادی، مناسکی، پیامدی، شناختی و عاطفی و با تعدادی گویه با مقیاس لیکرت مورد سنجش قرار گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات