دکتر فرهاد کلینی، کارشناس مسائل استراتژیک
نیکولاس برنز، معاون وزارت خارجه آمریکا در مقالهای در نشریه بوستون ریویو به انتشار دیدگاههای خود در خصوص مسائل ایران و اوضاع خاورمیانه پرداخته است. وی در این مقاله تاکید کرده دولت آمریکا باید به جای سیاست مهار ایران به سیاست گفتوگو روی آورد و مثبتاندیشی را در دستور کار خود قرار دهد. برنز همچنین تصریح کرده، ایالات متحده باید رفتار خود در قبال ایران را تصحیح کنند.
دکتر فرهاد کلینی، کارشناس مسائل استراتژیک در گفتوگو با «تهران امروز» به بررسی دیدگاههای جدید نیکولاس برنز پرداخته است.
* مواضع و دیدگاههای نیکولاس برنز، معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا در خصوص لزوم تغییر رفتار واشنگتن در قبال تهران را باید در قالب ابراز عقیده شخصی یا برآمده از یک تیم تصمیمگیری دولتی تلقی نمود؟
** آقای نیکولاس برنز یک جایگاه حقوقی خاصی دارد. ایشان در گذشته دارای مواضع و دیدگاههای دیگری بود که شاکله تفکر وی در خصوص سیاست خارجی را نشان میداد. وی در گذشته افزایش فشار بر ایران را مورد تاکید قرار میداد، اما اینکه در حال حاضر استفاده از ادبیات «رفع موانع» و یا «ضرورت مثبتاندیشی» و همچنین افزایش آمادگی و ضرورت تغییر نگاه را عنوان میکند، اینها میتواند قابل بررسی باشد، ولی مهم این است که این مواضع بتواند در متن سیاست خارجی آمریکا به ثمر بنشیند. در این چارچوب اختلافاتی در وزارت خارجه آمریکا با دیگر بخشهای کاخ سفید وجود دارد که این امر میتواند بیانگر تفاوت نگاه نیز محسوب شود، اما اینکه میتواند دیدگاه غالب باشد، باید با نحوه عملکرد و همچنین کیفیت نماینده دولت آمریکا در مذاکرات عراق سنجیده شود.
* از نگاه جنابعالی آرا و افکار عمومی آمریکا در خصوص تغییر رویکردهای این کشور در قبال سایر کشورها از جمله ایران که دارای خصومتهای دیرینه هستند، چگونه است؟
** در گذشته تیم نومحافظهکاران که در قالب حزب جمهوریخواه عمل میکردند، تلاش داشتند تا در عرصه بینالمللی قدرت افکار عمومی را در تصمیمسازی هضم کنند و تمام تلاشها بر این محور متمرکز بود تا اعمال قدرت نظامی به عنوان محور اصلی دیپلماسی ایفاگر نقش و آیندهسازی باشد.
لیکن شکستهای متوالی نومحافظهکاران موجب ایجاد شکاف و ریزش برخی از متفکران و همچنین تغییراتی در نگاه برخی از عناصر کلیدی آنها شد. به نظر میرسد خانم رایس براساس استراتژی انتقال دیپلماسی نگاه و برداشت خود را دارد و به همین خاطر افرادی که در وزارت خارجه آمریکا درک برابر و عمیقی، پیرامون این موضوع برخوردار نبودند را عملا به حاشیه راند. زیرا مختصات ذهنی و شخصی وی فراتر از وضعیت موجود بود اما اسباب و لوازم تغییر را به صورت کامل در اختیار نداشت.
اینکه آقای برنز امروزه به جای ساترفیلد در خصوص نحوه تعامل با ایران و خصوصا در موضوع عراق اظهارنظر میکند، کاملا باید مورد توجه قرار گیرد.
به هر حال بحث باز فکری و بازاندیشی (دوباره اندیشی) مطرح گردیده و آمریکا میتواند خروج از سیاست ناچاری و همچنین اصلاح صدها اشتباه تاکتیکی در منطقه را با در نظر گرفتن نقش کشورهای قدرتمند مورد توجه قرار دهد.
البته اگر کمی به گذشته برگردیم، شاهد سیاست ایجاد تفرقه و پیشبرد تاکتیک خصوصا در موضوع شیعه و سنی در منطقه هستیم که با آگاهی و تدبیر مسوولان و مردم کشورهای منطقه عملا به ثمر ننشست و جالب است که آمریکا امروزه نگران تاخیر در آشتی ملی در عراق است. این تنوع تاکتیکی یا تغییر رویکرد باید با دیگر اقدامات آمریکا مورد سنجش قرار داده شود. آمریکاییها برای اثبات کلمات خود به عنوان یک ضرورت باید سریعا نسبت به آزادسازی ماموران سیاسی ایرانی در سرکنسولگری اربیل عراق اقدام کنند، زیرا که ادبیات و تبلیغات منفی تنها به فرصتسوزی برای آمریکا بدل میشود. بنابراین ایالات متحده باید در این عرصه تجدیدنظر کرده و در یک اقدام منطقی و با نگاه حرکت به جلوی آقای بوش، میتواند طی نامهای احتمالی به ریاست جمهوری ایران مختصات روانی را نیز تعریف کند. آمریکا اگر میخواهد در مسیر صحیح حرکت کند باید توجه داشته باشد که ایران به عنوان کشوری مقتدر با ارزش و سیاست سازنده به منطقه مینگرد.