علیرضا علویتبار
سیاستورزی، عملی است عقلانی، که طی آن هدف یا اهدافی برگزیده و برای دستیابی به آنها ابزارها و لوازمی تمهید میگردد. مانند هر انتخاب عقلایی دیگری، انتخابها و کنشهای سیاسی نیز در چهارچوب فرهنگ حاکم بر جامعه صورت میپذیرد و واجد ویژگی و رنگ فرهنگ جامعه است. آدمیان در فرایند انتخابهای عقلانی، گوشۀ چشمی هم به قیود هنجاری و ارزشی جامعه خود دارند و بدین صورت است که به کار خود مشروعیت میبخشند و عمل سیاسی خود را واجد صفت «اخلاقی» میکنند. سیاستمدار موفق کسی است که در عین آنکه «عقلانی» تصمیم میگیرد مبادی «آداب» نیز باشد. در غیر این صورت خیلی زود از خاطرهها زدوده میگردد.
جوهر سازنده آداب در کشور ما و در اغلب کشورهای آسیایی «حریم و حیا»ست. از اینرو مردم به عنوان تصمیمگیرندگان نهایی از اهل سیاست انتظار دارند که این دو را پاس دارند. اما این دو به راستی چه پیامی برای اهل سیاست دارند؟ حریم، مرز ایجاد میکند، چنانکه حیا را از آشکار ساختن، نمایش و برخوردهای تند پرهیز میدهد. حریم داشتن فقط جدایی نیست، درست است که حریم هالهای ایجاد میکند و مانع تجاوز دیگران میشود، ولی ضمن حفظ تمامّیت آدمی، حریم دیگری را نیز نگاه میدارد. در صورتی میتوان حریم داشت که برای حریم دیگری هم اهمیت قایل شد.
حریم، طرفین را به هم میپیوندد بیآنکه در همشان آمیزد، یکی میگرداند بیآنکه به اختلاط گرایش دهد. حریم، صافی شبکۀ ارتباطات است، صافی زمختیها و درشتیهایی که ممکن است از معاشرت زیاد برخیزد: حریم، شهوات را به عواطف، خواستها را به تمنا، و توقعات را به تفاهم مبدّل میکند. حریم یعنی برای خود و دیگران قایل به خلوت شدن و از این خلوت پاسداری کردن. حیا شکل بروز حریم است. حاصل حیا، تواضع، فروتنی و در اوج، محو شدن، در برابر مردم است. خشوع و خضوعی واقعی که نه در حکم تعارف دروغین و تظاهر، بلکه انعکاسی از نوعی نگاه به زندگی است، حاصل حریم و حیا است.
در جامعهای که حریم متلاشی شود و رابطه مَدنی، انتزاعی و حقوقی جانشین آن نشود، شرم و حیا به آسانی به وقاحت و گستاخی مبدل میشود و رفتارهای خشونتآمیز و حتی مستهجن جای آن را میگیرد.
دوران گذار، دوره فترت میان دو نظام از درون سازگار است. این دوران، مستعد پرخاشجویی و حرمتشکنی است. تقلیل انتخابهای سیاسی به یک بازی صرفاً عقلانی، خطر برخوردهای حذفی و تابعیت مناسبات از زور را تقویت مینماید. این خطر عمدتاً جوامع در حال گذار را تهدید میکند.
اکنون در جامعۀ ما، نوعی نگرانی و التهاب در میان اهل سیاست (به ویژه آنها که باتجربهترند) موج میزند؛ همگی از خطر خشونت و قهر میگویند و از آن نگراناند؛ نکند نیرویی بخواهد با استفاده از قهر، بازی پر شور و پر حرارتی را که در جامعه در جریان است برهم زند؟ این نگرانی البته، نگرانی موجهی است. باید این احتمال را به حداقل کاهش داد. این کار البته، تدبیر، عقل و کار جمعی میطلبد. اما نباید به همین حد اکتفا کرد. یک راه برای کاهش خطر خشونت و قهر، «حریم و حیا»ست.
نباید گذاشت رقابتها و ستیزهای سیاسی به مرز نبرد مرگ و زندگی برسند و افراد این انگیزه را پیدا کنند که با خشونت به حذف یکدیگر از صحنه سیاست و حتی حیات رضایت دهند. شفافیت سیاسی نباید به گونهای تعریف شود که با حریم و حیا مغایر گردد. گسستن پیوندهای عاطفی و دمیدن در آتش خشم و انتقامگیری راه مناسبی برای رسیدن به جامعه مدنی نیست. بیش از هر کس، طرفداران مسئول آزادی باید حرمتها را نگه داشته و حریم و حیا را مراعات کنند.