* درباره نحوه مواجهه جامعه روحانیت مبارز تهران با دولتهای محمود احمدینژاد، شاهد یک سیکل خاص هستیم. از عدم حمایت در سال 84 با توجه به کاندیداتوری هاشمیرفسنجانی که یکی از اعضای جامعه بود شروع شد که سپس، مدتی سکوت بود و حمایتهای اولیه ایجاد شد. مدتی هم حمایت خیلی گستردهای از احمدینژاد داشتید و دست آخر به سمت انتقاد از اتفاقاتی که میافتاد، کشیده شدید و حالا هم تقریبا در سکوت هستید. از مقصد سکوت تا مبدا سکوت را طی کردهاید.
** بله! موضع ما نسبت به احمدینژاد اوج و فرود داشته است. چون ما در جایگاهی قرار گرفتهایم که دنبال مطالبات مردم و مقام معظم رهبری هستیم. ضرورت احیای مطالبات مردمی و رهبری هم این است که در مقاطع مختلف، نسبت به مجریان یک نظام ضمن نظارتی که داریم، گاهی انتقاد کنیم و گاهی حمایت؛ گاهی کند، گاهی تند. این نوساناتی که در موضعگیری جامعه روحانیت میبینید ناشی از موضعگیریهایی است که سران دولت در طول این مدت کردهاند. این موضعگیریها ممکن است گاهی حمایتی باشد و گاهی انتقادی یا نصیحتی. گاهی تذکرات آشکار و گاهی پنهان بوده. من شاهد بودم در بعضی از جلساتی که ضرورت خبررسانی در مورد آنها نبوده، فرد را خواسته و به او در جلسه جامعه روحانیت تذکراتی دادهاند.
* از مسوولان دولتی
** بله، از رییس قوه اجراییه و مسوولان دیگر خواسته شده به جلسه بیایند تا تذکراتی به آنها بدهیم؛ این به دلیل جایگاه خوب روحانیت است. اگر قرار باشد از صراطی که ولایت برای آنها تعیین کرده مقداری این طرف و آن طرف بروند یا قانونشکنی کنند، ضرورتا جامعه روحانیت نظرش را تغییر میدهد.
* پس به گفته شما دلیل این نوسان در مواجهه با دولت را باید در رفتار آنها جستوجو کرد.
** بله و این طبیعی است چون جامعه روحانیت مبارز حزب نیست. جامعه روحانیت مبارز یک تشکل دینی است که عدهای از افراد متدین مورد قبول مردم و رهبری در آن کار نظارت و نصیحت را انجام میدهند.
* حتما تایید میکنید که بعد از عید، انتقادها از دولت از سوی اصولگرایان و جامعه روحانیت شدت گرفته. ورود به فاز انتقادی در مواجهه با دولتی که تا پیش از عید مورد حمایت شدید بود را به علت عریان شدن تاثیرات جریان معروف به انحرافی در دولت، بعد از ماجرای وزیر اطلاعات میدانید یا به دلیل نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم.
** معمولا جریاناتی کمین میکنند که دنبال حضور در جایگاههای مهم قدرت هستند تا راه نفوذی برای حضور در کنار کلید قدرت پیدا کنند. این جریانات و شبکهها دو دسته هستند. گاهی شبکههای خارجی هستند که در مراکز تحقیقی و پژوهشی خودشان بررسی میکنند که برای انتخابات آینده چه کسانی ممکن است در میدان باشند و روی آنها سرمایهگذاری میکنند مثل بنیصدر و گاهی شبکههایی هستند که ممکن است وابستگی به خارج از کشور نداشته باشند و خودشان ذاتا به دنبال این باشند که برای انتشار افکارشان در رأس قدرت قرار بگیرند؛ بنابراین افرادی حول محور اینها سامان پیدا میکند که تبدیل به یک شبکه قابل دقت میشوند.
* یعنی در چهار سال اول این گروه یا افرادی که شما انحرافی میدانید در دولت نبودهاند؟
** آنجا بسترسازی کردند و اردو زدند. آدم جمع کردند تا یک جایی خودشان را نشان دهند اما کاری از پیش نمیبرند. مثلا آقای احمدینژاد با 25 میلیون رای 11 روز به منزل رفتند و اتفاقی نیفتاد چون کشور مدیریت خودش را دارد. اگر این خانهنشینی بیشتر هم ادامه پیدا میکرد، البته طبق ضوابط قانونی با ایشان برخورد میشد.
* پس احمدینژاد به چه امیدی 11 روز به خانه رفت؟
** فکر میکرد مردم در حمایت از او حرکت میکنند اما دید مردم در این زمینه حمایتی نکردند.
مردم به راه آقای احمدینژاد رای دادند. آنها راه را با معیارهای ولایت تطبیق میدهند با افراد که کاری ندارند.
* اگر 11 روز خانهنشینی طولانیتر هم میشد اتفاقی نمیافتاد و حمایت مردمی از رییسجمهوری با 25 میلیون رای صورت نمیگرفت؟
** نه، حمایتی صورت نمیگرفت. منتها یک اتفاق قانونی میافتاد و مجلس تکلیف اداره کشور را روشن میکرد. میخواهم این را بگویم که استحکام نظام قوی است و اینطور نیست که با این مسایل بلرزد. البته شکی در آن نیست که این کارها خسارت دارد. این خسارت دارد که جریانی انحرافی از کنار دولت اصولگرایی شعبه میزند و بیرون میآید.
* چه شعبهای؟
** لیدر جریان انحرافی وقتی میگوید مکتب ایران به جای مکتب اسلام، این شعبه زدن است.
* یعنی آقای مشایی؟
** بله، آقای مشایی. این بحث مکتب ایران به جای مکتب اسلام از زبان ایشان در دولت و از جایگاه قوه اجراییه صادر شده، از زبان یک آدم عادی کنار خیابان و کوچه که اعلام نشده. دنیا روی این جمله شروع میکند به تحلیل کردن. من یادم است که ایشان شنبه یا یکشنبه بود که این حرف را زد شاید کمتر از 12 ساعت اولین تلویزیونی که رویش تحلیل گذاشت تلویزیون وهابیت بود. من شش ساعت بعد هشدار دادم. یا بحث بعدی که مشایی گفت اگر میگویند موسیقی حرام است به این علت است که علما نمیفهمند. گفت من موسیقی را در کشور رواج میدهم. این کلمه، کلمه سادهای نیست.
* مشایی این جمله «علما نمیفهمند» را گفته؟
** بله، یک جملهای قریب به این مضمون. آقای مشایی شما که نه فقه بلد هستید و نه اصلا تخصصی در مسایل فقه آلمحمد دارید بیشتر از دیگران میفهمید؟ از غیبت کبری امام زمان گرفته تا به امروز بحث مهم غنا در اسلام بوده. مرزهایش روشن است و شاید زیباترین بحثی که در بحث غنا من شاهدش بودم را مقام معظم رهبری در خارج فقهشان مطرح فرمودند. حالا یک آدمی پیدا میشود به عنوان لیدر جریان انحرافی روی موسیقی سرمایهگذاری میکند. یا یک دفعه سیدی ظهور نزدیک است منتشر میشود. در آنجا میگویند آقای احمدینژاد شعیببنصالح است. نگاه کنید تا الان چهارتا شعیببنصالح به ما معرفی شده؛ رحیم صفوی، شمخانی، هاشمیرفسنجانی و حالا هم آقای احمدینژاد.
* رحیم صفوی، شمخانی و هاشمی را چه کسانی و چه زمانی به عنوان شعیب معرفی کردند؟
** برخی قبلا اینها را بهعنوان شعیب معرفی کردند. میگفتند قیافه و خصوصیات اینها به شعیببنصالح میخورد.
* در قالب چه بود؟ سیدی که نبود؟
** بیانات بود و این آخری به صورت سیدی اعلام شد. تکیه کردن بر یکسری روایات ضعیف غیرمستند و بازی کردن با اعتقادات جامعهای که اعتقاد به حضرت مهدی(عج) دارند شوخی نیست. مجموع اینها را که کنار هم میگذارید میبینید که یک جریان انحرافی است که با اعتقادات مردم از طریق عوامفریبی و پیشگوییهایی ناشی از ادعای ارتباط با اهل اجنه و... حکومت را در یک حالت عجیبی قرار میدهد. بنابراین جریان انحرافی که نفوذ کرد سبب شد موضعگیریهایی در مقابل دولت ایجاد شود.
* حتی به این قیمت که برخی بگویند این احمدینژاد همان است که در انتخابات گذشته مورد حمایت اکثریت اعضای جامعه روحانیت بوده؟
** تفاوتی نمیکند. اینجا دیگر بحث اعتقادی است.
* تحلیل شما از جریان انحرافی این است که اینها در دولت نهم نیرو جمع کردند و مقدمات را چیدند و بعد در دولت دهم نمود پیدا کردند. این نمود ظاهری بعد از ماجرای وزیر اطلاعات بود که بالا گرفت؟
** نه، این مساله از قبل از ماجرای آقای مصلحی سامان پیدا کرد. اینها یک طرحی داشتند که قرار بود در قالب این طرح با کسب کلید قدرت مجلس نهم، رو بیایند. یک طرحی تهیه شده بود و یک سناریوی نوشته شدهای وجود داشت اما خدای متعال این طرح را با ماجرای وزیر اطلاعات جلو انداخت تا دست اینها زودتر رو شود که دنبال چه هستند. البته هر چه ما به سمت انتخابات 12اسفند پیش برویم، مسایل بیشتری را مشاهده میکنیم.
* یعنی داغشدن بحثهای مربوط به جریان معروف به انحرافی به دلیل نزدیکی به انتخابات مجلس است؟
** بله. یکی از دلایلشان همین است که اینها میگویند ما باید کلید قدرت را در انتخابات مجلس در دست بگیریم و آقای مشایی رییس مجلس بشود وقتی که رییس مجلس شد، حرفهایمان را میزنیم. اینها حتما میرفتند مجلس ولی این قضیه که اتفاق افتاد، دست اینها رو شد. ماجرای علی یعقوبی و عباس غفاری، دستگیریهایی که صورت گرفت، 11و 12نفری که دستگیر شدند از کیاپاشا تا امیریفر و غیره و کشف ارتباطات داخلی–خارجی اینها مشخص کرد که عجب! پس طراحی سناریویی داشتند که خیلی عمیقتر بوده؛ شاید هنوز ابعادش هم روشن نشده. باید بگویم جریان انحرافی اثرش را در توده مردم گذاشت؛ یعنی مردم دیدند چه مسالهای به وجود آمد و این برای حامیان دولت ایجاد نگرانی کرده است. اینطور نیست که اگر من دیروز به آقای احمدینژاد رای دادم و حمایت کردم الان با دیدن جریان انحرافی در کنار دولت به همان حالت باشم. سوالهایی در ذهن مردم ایجاد میشود که باید به این سوالها پاسخ داد.
* چه کسی باید پاسخ دهد؟
** پاسخش را باید خود آقای احمدینژاد که رأس کارند و کسانی که در صحنه هستند، بدهند و اولین توقع هم از علماست. مردم میگویند، چرا علما سکوت میکنند؟ شما در سوال قبلیتان اشاره کردید که روند حرکت جامعه روحانیت مبارز بالا و پایین داشته و الان در فاز سکوت است. میخواهم، بگویم که در حال سکوت نیستیم؛ این سکوت یک معنی دارد حتما.
* پس الان موضع جامعه چیست؟
** الان نظارت دارد و در این کار دقت میکند و اگر مشکلی ایجاد شد انتقادش را میکند. به عنوان مثال آقای امیریفر اعلام کرد جامعه وعاظ ولایی کشوری ایجاد شده و این موضوع در جامعه روحانیت مبارز مورد بحث قرار گرفت.
* پیش از اینکه رسانهای شود؟
** بله. جمعبندی جامعه روحانیت مبارز این بود که ما این تشکل را به رسمیت نمیشناسیم. برای اینکه جامعه وعاظ یکی از شاخههای جامعه روحانیت مبارز است و قدیمی هم هستند. مرحوم فلسفی محور این حرکت بوده؛ شوخی که ندارد. آقای ناطق و خیلی دیگر از بزرگان بودند. اینکه یک دفعه کسانی بیایند شعبه بزنند و بشود جامعه وعاظ ولایی کشوری، این برای جامعه روحانیت خیلی سنگین بود. این درست است که حالا موضع ما سکوت است ولی وقتی احساس میکنیم باید موضعگیری علنی داشته باشد، اعلام میکنیم. در ماجرای همین جامعه وعاظ ولایی بعد از اینکه من اعلام کردم این گروه را به رسمیت نمیشناسیم آقای امیریفر به من زنگ زد و بحث کردیم. گفتند، چرا به رسمیت نمیشناسید و من به ایشان گفتم یک هفته قبل مقام معظم رهبری راجع به وحدت و انسجام درون تشکیلاتی صحبت کردند حالا شما به فاصله کمتر از یک هفته این جداسازی را اعلام کردید.
* هدفشان از این کار چه بود؟
** آقای مشایی دنبال این قضیه بود. در اینجا آقای امیریفر میشود ابزار دست آقای مشایی. من به ایشان گفتم شما عامل مشایی هستید گفت اینطور نیست و انکار کرد؛ گفتم آینده نزدیک روشن خواهد شد و بعدا هم روشن شد. پول دادند و حمایت کردند چون برای کارهایی که در پیش داشتند از بازوی اینها میخواستند استفاده کنند.
* آنها هم میگفتند جامعه روحانیت مبارز تهران چرا اصلا نرفته مجوز بگیرد اما به ما میگوید، بروید مجوز بگیرید.
** بله. خیلی از این صحبتها کردند. در همین جامعه وعاظولایی یک آقایی در یکی از جلسات پشت تریبون میرود و به مراجع تقلید توهین میکند. این هم نمودی از آن حرکت جریان انحرافی است. درست است خلقالله حالت سکوت جامعه روحانیت را بیشتر میبینند ولی این مثال را زدم تا بدانید اینطور نیست که سکوت کرده باشیم.
* پس موضع شما الان سکوت نیست؟
** ما نگاه میکنیم به مقام معظم رهبری که میفرمایند خویشتندار باشید؛ اما خویشتنداری سکوت نیست.
* و این خویشتنداری تا کجا ادامه دارد؟
** مراحلی دارد. بیانصافی است که آدم نسبت به عملکرد دولت نهم و دهم بگوید که هیچ کاری نشده. ولی بحث جریان انحرافی که با عقاید، اخلاق و مسایل ذهنی مردم سروکار دارد بحث مهمی است. الان آقای احمدینژاد اعلام کرده که من سرباز ولایت هستم، پس الان زمانی است که ما ببینیم عملکرد او در آینده چه خواهد بود.
* ولی بالاخره کسانی که روی آنها حرف داشتید، هنوز اطراف احمدینژاد هستند.
** بر آنها نظارت کامل داریم. حرکتهایی که انجام میدهند، چه آشکار و چه پنهان را تعقیب میکنیم.
* گفتید که ماجرای وزیر اطلاعات یک لطف الهی بود...
** آقایان دنبال این بودند که آقای مصلحی را به عنوان وزیر بردارند و شخص دیگری را بگذارند ولی وقتی مقام معظم رهبری مینویسند که به صلاح نیست که آقای مصلحی عوض شوند آن نامه را مینویسند و بعد هم آقا موضعگیری میکنند و میگویند من تا زنده هستم و مسوولیت دارم اجازه نخواهم داد که آرمانهای انقلاب ذرهای انحراف پیدا کند.
* یعنی ماجرای وزیر اطلاعات را به فال نیک میگیرید؟
** بدون شک.
* اصولگرایان راجع به جریان انحرافی صحبت میکنند ولی تعریفی از آن ارایه نمیدهند.
** جریان انحرافی، کارش به جایی رسیده که میگوید وقتی ما دولت امام زمان هستیم با خود امام زمان ارتباط داریم، صحبت میکنیم و حرفهایمان رد و بدل میشود دلیلی ندارد با ولایت فقیه، روحانیت یا مراجع کاری داشته باشیم.
* کجا اینها را به زبان آوردهاند؟
** نمیگویند؛ ولی محتوای مطالبشان را بررسی کنید همین است. الان یک سیدی هست که کلمات ایشان با سند در آن جمعآوری شده.
* کلمات احمدینژاد را؟
** نه، همین جریان انحرافی را. این مسایل جمعآوری شده و مساله دقیقا روشن است. معلوم است چه کلماتی گفتند، کجا گفتند، آشکارا گفتند یا پنهانی. مجموع اینها را که کنار هم میگذاریم، میبینیم انحراف وجود دارد. اگر نه دلیلی ندارد که آیتالله مصباحیزدی که حامی دولت بودند امروز با این شدت در مقابل این جریان انحرافی بایستند و بفرمایند که این یک فراماسونری جدید است؛ یا آقای طائب مدارکی را در رابطه با موضوعی که آقای مصباح فرمودند ارایه دهند و بگویند این هم دلایلش. آقای مشایی چرا مرتب میگویی مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام و پشت سر هم تکرار میکنی و جریان میسازی؟ مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام یک تلنگر است. پشت این حرفها اندیشه و افکاری خوابیده؛ مشایی تلنگر را زده. خودش هم گاهی اوقات میگوید ما یک چیزی میپرانیم مدتی مشغول میشوند. این کلام نمود یک حرکت و نماد یک اندیشه فکری است.
* شما در یک مصاحبهای گفتید جریان انحرافی از بیرون کشور طراحی میشود و تاکید داشتید که شاید بعضیها این حرف را قبول نداشته باشند.
** بنده فکر میکنم پاسخ به این سوال یک مقدار زود است. ولی براساس آنچه که ما میفهمیم این موضوع هست. ما نگاه میکنیم میبنیم که آقای فوکویاما 24 سال قبل در اورشلیم در برخورد با انقلاب اسلامی طرحی را ارایه میدهد و شعارهایش را مطرح میکند. آقای مایکل برانت گزارشش را در 500 صفحه علیه جریان انقلاب اسلامی تنظیم میکند. تحلیلگر سیاسی موساد اخیرا طرحی را مطرح کرد. وقتی اتفاقات را کنار هم میگذاریم و با این برنامهها تطبیق میدهیم، میبینیم یک انطباقی هست. ضرورت این حرف، این نیست که سازمان سیای آمریکا یا موساد آنجا بنشیند و بگوید آقای فلانی مامور من است و این کار را میکند. نیازی ندارند. اندیشه را پخش میکند. حرفی که من به آقای امیریفر زدم همین بود؛ گفتم شما بخواهید یا نخواهید با یک واسطه یا 10 واسطه خواسته آقای مایکل برانت را عمل کردید. ایشان آشفته شد. در جریان شهادت آقای محمدی و دو نفر از دانشمندان هستهای، میبینیم موساد سوار است. چطور قاتل این بزرگوار را دستگیر کردند داستان قابل توجهی دارد؛ واقعا خداوند عنایت میکند وگرنه با پیچیدگی که دشمن دارد به این راحتی نمیشود برخورد کرد.
* ارتباط این ترورها با جریان انحرافی چیست؟
** من کاری به انحراف ندارم. بعضی از ارتباطها آشکار است. شاید از من بپرسند چه سندی برای این ادعا دارید و بگویم سندی ندارم ولی نگاه که میکنم، میبینم حرفهایی که آنها میزنند این طرف دارد شکل میگیرد. مثلا ایجاد عرفانهای نو و تقویت فرق را چه کسی دامن میزند. آقای مایکل برانت میگوید؛ انگلیسیها میگفتند اختلاف بینداز، حکومت کن. من میگویم اختلاف بینداز و براندازی کن.
* همین که میگویید، شیعهشناس سازمان سیاست؟
** بله، 30 سال کار کردند. برنامه دارند و به این سادگی نیست. بیش از 160 مرکز تحقیق و پژوهش آمریکا به آقای اوباما سرویس میدهد. آقای اوباما که تا دیروز به آقای احمدینژاد فحش میداد بعد از ماجرای وزیر اطلاعات چه شد که از او دفاع کرد؟ بعد از نقشآفرینی جریان انحرافی در ماجرای وزیر اطلاعات چه حادثهای پیش میآید که اوباما و نتانیاهو یک مرتبه میآیند از احمدینژاد حمایت میکنند. دیدند اتفاقها در راستای اندیشه خودشان است.
* الان جریان انحرافی یکسری چالشها برای اصولگرایان ایجاد کرده و شما گفتید خساراتی داشته. با روند کنونی، چالشهایی نیز در آینده میان اصولگرایان و این جریان ایجاد خواهد شد.
** اگر اطلاعرسانی مستند بشود، نگاه به حرکت آقا بکنیم و بصیرت را بالا ببریم پاسخ هر گونه چالش را میدهیم.
* گفتید اینکه به آیتالله مصباحیزدی حمله میکنند و به قول شما، او را ترور شخصیت میکنند، یک فاز دیگری از عملکرد جریان انحرافی است.
** اطرافیان بنیصدر و خود بنیصدر با آیتالله بهشتی چطور برخورد کردند. ترور شخصیت کردند. گفتند انحصارطلب هستند. روی این انحصارطلبی جریان روزنامه انقلاب اسلامی بنیصدر و دیگران ایستادند. کاری کردند که این امر را بسیار مهم و مشکوک نشان دهند در جلسهای که بعضی از علما بودند میخواستند آقای بهشتی را محاکمه کنند که شما انحصارطلب هستید. یا گفتند آیتالله مهدویکنی اسلام آمریکایی دارد. آیا اسلام آیتالله مهدویکنی آمریکایی است؟ وقتی بخواهند ترور کنند، میگویند دیگر شما در سالنامه ایران 90 صحبتهای آقای جوانفکر- مشاور مطبوعاتی رییسجمهور و رییس خبرگزاری ایرنا - را مطالعه کنید. آقای جوانفکر 51 سال دارد. زمان انقلاب 18-17ساله بودند. او چه میداند که اصولگرایان یا سران اصولگرا چطور بودند. ولی یک مرتبه میبینیم اینها پیدا میشوند و میگویند، ما باید اصولگرایی را تعریف کنیم؛ ما این اصولگرایی را قبول نداریم.
* آنها میگویند کسانی که امروز میآیند نقدی به دولت وارد میکنند در حقیقت کسانی هستند که منافعشان تامین نشده. بحث آیتاللهمصباح فرق میکند چون در زمان انتخابات به جد از احمدینژاد حمایت کرد. پذیرفتن اینکه چرا باید اطرافیان احمدینژاد یا همان جریان انحرافی به سمت ترور شخصیت کسی بروند که شدیدترین دفاعها را از احمدینژاد کرده، دشوار است.
** شما دلیل را از خود این آقایان بپرسید. آنها باید پاسخ دهند.
* خروجی ششسال حکمرانی اصولگرایان را مثبت میدانید؟
** برای زحماتی که کشیدند تفکیک قایل هستیم ولی جریان انحرافی گرفتاری است که وجود دارد. یک عباسغفاری نامی هست که جنگیر است. اگر بخواهند ماجرا را بکشند به اوهام خیلی خطرناک است. بنابراین باید دعا کرد که کشور از دست امثال غفاریها نجات پیدا کند. مردمی که فرزند و هستیشان را دادند و پای همه چیز ایستادند، نمیتوانند تحمل بکنند که یک آقایی بیاید و دو تا پیشگویی بکند و بشود محور.
* ابراز امیدواری کردید که این اجنه اطراف احمدینژاد اسراییلی و انگلیسی نباشند.
** باز هم امیدوارم این اجنه انگلیسی، اسراییلی و روسی نباشند.
* گفتید روشی که جریان انحرافی به کار گرفته استفاده از دو عنصر پول و بیرحمی است و باید از کسی که پول دارد و بیرحم است، ترسید. منبع این پولها و جسارت برای این بیرحمیها کجاست؟
** شما ورودتان به این مسایل بیشتر از من است.
* بالاخره این پولها یک منبعی دارند. یکسری آدم خیرخواه که کمک نکردند.
** خودتان بررسی کنید ببینید که چرا یک مرتبه در وزارتخانهای عدهای عوض میشوند. در وزارت نفت با یک تلفن، آدم عوض میشود؛ این رحم است یا بیرحمی؟ در همین وزارت نفت کسی مدیر بوده و حکم هم به او دادند و ماه بعد یک مرتبه با یک تلفن به او اطلاع میدهند که ساعت چهار بعدازظهر عزل میشوی. خود آقای احمدینژاد چقدر وزیر جابهجا کردند. شما در طول هیچ حکومتی این مقدار تغییر و تحول نمیبینید. یک وزیری تا میآید با مسایل آشنا شود، برکنارش میکنند. خود من که مسوول گزینش کل کشور بودم بعد از 20 ماه فهمیدم که چرا برداشته شدم.
* با توجه به اینکه شما مسوولیتهای ویژهای مثل ریاست بسیج در زمان بنیصدر و...
** یک مدتی گزینش بانکهای کل کشور بودم. آقای احمدینژاد خودش مرا دعوت کرد به گزینش کل کشور بروم.
* از چه سالی تا چه سالی؟
** 20 ماه از 86 تا 87.
* چه شد که شما را برکنار کردند؟
** از خودشان سوال کنید.
* ما که به ایشان دسترسی نداریم.
** نپسندیدند! شاید علتش این بود که بنده روی مر قانون و دستور شش مادهای حضرت امام و فرمایشات و تدابیر مقام معظم رهبری راجع به گزینش حرکت کردم.
* آیا جریان اصولگرایی در حال حرکت به سمت نقطهای است که نسبت به حمایت از احمدینژاد در دو انتخابات گذشته ریاستجمهوری ابراز پشیمانی کند؟
** نه!
* برخی فعالان اصولگرا میگویند چه اشکالی دارد که اصولگرایان اعلام کنند: «در حمایت از احمدینژاد اشتباه کردیم.»
** این حرفها غلط است. جامعه روحانیت که نمیخواهد بازی سیاسی با مردم بکند. بلکه براساس معیارهایی پای کاری میایستد بعد هم با همان معیارها میآید کنار. میآید کنار به معنای این است که حمایت اصلیاش را کم میکند. منتها در جریانات سیاسی بحثها جور دیگری است. آنجا منافع شخصی، حزبی و مادی وجود دارد. به آنهایی که خواستار ابراز پشیمانی به دلیل حمایت از احمدینژاد هستند، میگوییم: «جریان سیاسیهای زخم خورده.» سیاسیهای زخم خورده کسانی هستند که حالا سر و شانه کشیدند و میگویند ما که گفتیم احمدینژاد گزینه خوبی نیست.
* زخم خورده به چه معنا؟
** یعنی با آنها برخوردهایی شده و مسایلی پیش آمده. دنبال موقعیتی بودند که بگویند ما که گفتیم این دولت، دولتی نیست که بتواند چنین و چنان بکند. اما به آنها میگوییم شما از ابتدا در مسیر خودتان نیامدید الان هم نمیآیید. شما آن کسانی هستید که آن موقع هم دنبال ولایت نبودید الان هم نیستید. شما دیروز در خط خودتان بودید امروز هم در همان خط هستید. امروز هم که اعتراض میکنید به عنوان دفاع از ولایت نیست؛ منافعتان این طور ایجاب میکند.
* با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات مجلس نهم آیا رقابت سرنوشتسازی بین جریان معروف به انحرافی و اصولگرایان شکل میگیرد؟
** برای قضاوت زود است.
* اگر شکل بگیرد چه کسی پیروز میشود؟
** نمیتوانم قضاوت کنم.
* شانسی برای آنها قایل هستید؟
** باید شرایط را ببینیم.
* خود شما برای انتخابات مجلس کاندیدا میشوید؟
** هنوز تصمیم نگرفتهام.
* من فکر میکنم شما نامزد میشوید.
** اگر اراده خدا باشد چه اشکالی دارد.
* این را از این جهت میگویم که گویا پذیرفتهاید جریان معروف به انحرافی میتواند یکسری از کرسیهای مجلس را به دست بگیرد. بنابراین اصولگرایان تلاش میکنند یکسری افراد لیدر و شاخص را به مجلس بفرستند.
** تاکتیکها مختلف است. اما ملت ایران ملت اصولگراست؛ حتی اقلیتها.
* سرنوشت جریان انحرافی را در نهایت چه پیشبینی میکنید؟
** باید قوه قضاییه و دستگاههای امنیتی مساله را حل کنند.
* یعنی کار به دست آنها حل میشود؟
** مطمئنا همینطور است.
* این برآورد را ندارید که احمدینژاد نصایحی که جامعه روحانیت میکند را جدی بگیرد و برخی افراد را از اطرافش دور کند؟
** تصمیم با ایشان است ولی این به معنای این نیست که دستگاهها و مردم دست از انتقاد منطقی خودشان بردارند.
* برخی از سران اصولگرایان مخصوصا در مجلس میگویند ما دوست داریم دولت کارش را تمام کند به نوعی از «احتمال» به پایان رسیدن چهار سال دولت دهم حرف میزنند؛ نظر شما چیست؟
** ما آرزو میکنیم این دو سال به خوبی طی شود. اما زود است برای قضاوت. بگذارید دو، سه ماه دیگر بگذرد آن وقت راحتتر میشود قضاوت کرد؛ انتخابات که اوج بگیرد خیلی چیزها روشن میشود.