* به نظر شما کاندیدای انتخابات آینده باید چه شرایطی داشته باشند؟
** حکیمیپور: نظام ما یک نظام جمهوری است و در نظام جمهوری هم ساز و کار انتخابات مهمترین ساز و کار گردش نخبگان در جامعه محسوب میشود در نتیجه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به موضوع انتخابات تأکید زیادی شده است و حتی در اصول اولیه قانون اساسی هم اینطور آمده که اداره امور کشور ایران از طریق مردم و با رأی مردم است.
در 32 سال گذشته انتخابات زیادی در کشور برگزار شد و روال آن هم برای همه روشن است هم مردم و هم نخبگان و هم فعالین سیاسی میدانند که روند برگزاری انتخابات در کشور ما چگونه است. ما معتقدیم که هر اندازه رقابتها در چارچوب قانون و انتخابات حل و فصل شود برای ثبات جامعه بیشتر مؤثر خواهد بود؛ ما فقط نگرانیم که دستاندرکاران انتخابات اعم از شورای نگهبان و دستگاههایی اجرایی و سایر عوامل انتخاباتی دچار شائبههای سیاسی نشوند و در معرض مسائل سیاسی قرار نگیرند، یعنی نهادهای مرجع برگزاری و نظارت بر انتخابات در بیطرفی و عدالت کامل اصرار کنند و تمایلات جناحی در رفتار آنها وجود نداشته باشد.
* این مسائلی که گفتید در واقع دغدغه اصلاحطلبان است؟
** حکیمیپور: هر اندازه که این شبهات در انتخابات برطرف شود همان اندازه ساز و کار انتخابات مؤثرتر خواهد بود. عمده دغدغهای که اصلاحطلبان دارند این است که باید بیطرفی کامل در جریان انتخابات حاکم باشد و برگزارکنندگان و ناظرین به این مسئله توجه کافی داشته باشند. وقتی ما این مسئله را مطرح میکنیم منظورمان چند نفر خاص نیست بلکه منظور ما سیستم است و تأکید ما این است که سیستم اجرا و نظارت در جریان انتخابات بیطرفی را رعایت کنند و این بیطرفی نیز باید به باور عمومی مردم هم برسد که این مسئله باید به مرور و با تجربه ثابت شود.
خواسته ما اجرای درست و عادلانه قانون اساسی است
* مگر عموم جامعه بیطرفی این نهادها را قبول ندارند؟
** حکیمیپور: بنده احساس میکنم که باور عمومی در مورد بیطرفی ناظرین و اجراکنندگان مقداری مخدوش شده چرا که بعضی از اعضای شورای نگهبان در برخی از انتخابات در مورد کاندیدی خاص موضع گرفتند و در فرآیند انتخابات وارد شدند. هرچند که ممکن است این افراد ورود خود را به این عرصه شخصی بدانند ولی به هر حال این افراد وارد عرصه شدهاند که این مسائل کشور را دچار آسیب میکند.
فرصت برابر رقابت در کشور از مسائل دیگری است که باید به آن توجه کنیم. فرصت رقابت برای تمام جناحها و گروههایی که درون نظام جمهوری اسلامی فعالیت میکنند باید فراهم شود و تمام گروهها این مسئله را درک کنند که در این خصوص هم برخی مسائل و شبهات وجود دارد. چرا که گروه مقابل اصلاحطلبان هیچ نگرانی در مورد رد صلاحیت ندارد همچنین دغدغه آماده سازی و تدارک برای حضور در انتخابات ندارد.
همچنین این طیف دغدغه هماهنگی و رسانه و اطلاعرسانی ندارند اما در مقابل اصلاحطلبان با موانع و مشکلاتی مواجه هستند و به همین دلیل است که وقتی به زمان انتخابات میرسند یک فاصله زمانی به لحاظ پشتیبانی و سازماندهی و اطلاع رسانی با جریان مقابل خود دارد و در واقع در یک وضعیت برابر وارد عرصه رقابت نمیشوند. خواسته ما به طور کلی اجرای درست و عادلانه قانون اساسی است.
* به نظر شما آیا اصلاحطلبان هنوز در جامعه اقبال عمومی دارند؟
** حکیمیپور: اقبال عمومی مردم به یک جریان بعد از رأیگیری معلوم میشود و اظهارنظر قطعی در این مورد در حال حاضر درست نیست، ولی شواهد موجود نشان از اقبال عمومی به سمت اصلاح طلبان دارد.
چرخش قدرت در کشور لازم است
* به هر حال یک برآورد کلی در این زمینه قطعا وجود دارد.
** حکیمیپور: آن چیزی که ما بر اساس تجربه به آن رسیدهایم این است که در طول سالهای بعد از انقلاب زمانی که جناحهای اصلی و رسمی نظام با هم رقابت کردند هرکدام توانستند بخشی از افکار عمومی را نمایندگی کنند و این مسئله در همه انتخابات وجود داشت و هر جریان میزانی از مقبولیت و رأی را در میان مردم برای خود کسب کرد.
به هر حال جریانات مختلف زمانی توانستند نماینده اکثریت جامعه و زمانی هم نماینده اقلیت شوند و چرخش قدرت همیشه در جامعه وجود داشت. در حال حاضر هم فکر میکنم که اگر انتخابات، انتخاباتی قانونمند و شفاف باشد مسلما اصلاحطلبان با اقبال عمومی مواجه میشوند و خواهند توانست درصد بالایی از آرای مردم را به سمت خود جذب کنند.
* به نظر شما دلیل اقبال مردم به جریان اصلاحات در دوم خرداد چه بود؟
** حکیمیپور: برای اظهارنظر در این زمینه ابتدا باید فضای آن زمان را به دقت بررسی کرد. به نظر من مردم در آن زمان احساس کردند که کشور به سوی یکدست شدن کامل در حال حرکت است. درآن زمان بنده در مجلس چهارم بودم و مجلس در آن زمان کاملا در دست جریان اصولگرا بود.
از طرفی چون رئیس مجلس آن زمان نیز که آقای ناطق نوری بود کاندیدای ریاست جمهوری شد مردم احساس کردند که کشور در حال یکدست شدن است. همیشه افکار عمومی به یکدست شدن سیستم سیاسی واکنش نشان میدهد و این مسئله را بر نمیتابد. در همه کشورهایی که مسئولینشان با آرای عمومی انتخاب میشوند کمتر اتفاق میافتد که تمام قوا در دست یک جریان باشد و به نوعی مردم سعی میکنند نوعی توازن برقرار کنند و این مسئله روح جوامع دموکراتیک است.
معمولا مردم کاری میکنند که همه سلیقهها در ساختار و سیستم حضور داشته باشند تا سیستم خوب و باثبات اداره شود. در برهه 2 خرداد احساس شد که کشور در حال یکدست شدن است و تمام قوا قرار است در دست یک جریان قرار گیرد. در حال حاضر هم اوضاع همین طور است. از آنجایی که جریان اصولگرا تمام قدرت را در دست گرفته اگر انتخابات عادلانه برگزار شود اقبال عمومی به سمت اصلاح طلبان خواهد بود و این مسئله به نوعی در وجدان عمومی جامعه ما است که خودش به دست خودش و با رأی عمومی مسئولین را تعیین میکنند و با نقد عملکرد آنها چرخه قدرت را عوض میکنند.
البته چرخش قدرت در کشور لازم است چرا که زمانی که یک جریان بیرون از حاکمیت قرار دارد میتواند خود را نقد کند و بگوید که چه اشکالاتی داشته که مردم به او رأی ندادند و بعد از برطرف کردن اشکالات و بازسازی کردن خودش برای ورود به عرصه آماده میشود. چرخش قدرت برای کارآمدی و ثبات و پیشرفت کشور بسیار خوب است و انتخابات هم بهترین ضامن برای آن است.
مردم حس کردند هزینه روی کار آمدن اصلاحطلبان با دستاوردهای آنان همخوانی ندارد
* به نظر شما چه اتفاقی افتاد که مردم بعد از 8 سال حاکمیت اصلاحطلبان از این جریان رویگردان شدند و به سمت اصولگرایان تمایل پیدا کردند؟
** حکیمیپور: در دوره 8 سالهای که اصلاحطلبان در رأس کار بودند با وجود اینکه کارهای زیادی انجام شد باید گفت که ضعفهایی هم وجود داشت. یعنی برداشتی که متن جامعه کرد این بود که هزینهای که برای روی کار آمدن اصلاحطلبان شد با دستاوردهای بعد از هشت سال حاکمیت این جریان همخوانی نداشت. یعنی هزینهها و فایدهها با هم نخواند. مردم احساس کردند که جریان اصلاحات در بعضی بخشها نتوانست موفق باشد که البته این برداشت مردم بود. از طرفی دیگر موانع و مشکلاتی وجود داشت.
مثلا اصلاحطلبان با بخشهایی از حاکمیت و ساختار نمیتوانستند هماهنگ شوند و به همین دلیل برخی کارها روی زمین میماند مثلا آقای خاتمی در دوره دوم ریاست جمهوری چندین لایحه را نتوانست به نتیجه برساند و در نتیجه برخی شعارهایی که داده بود را به هر دلیلی نتوانست عمل کند و به همین دلیل مردم مقداری دلسرد شدند. در نتیجه شاهد بودیم که مشارکت عمومی افت پیدا کرد و اصلاحطلبان کنار گذاشته شدند و جریان اصولگرایی توانست با تابلویی دیگر وارد بدنه قدرت شود.
جریان اصلاحات هیچ وقت به عمق نرفت و در سطح ماند
* بیش از 6سال است که اصلاحطلبان در قدرت نیستند، آیا در این مدت ضعفهای دوران حاکمیت خود را بررسی کردهاید؟
** حکیمیپور: به نظر بنده جریان اصلاحات هیچ وقت به عمق نرفت و در سطح ماند و در آن زمان فضا هم خیلی سیاسی شد.
کفه سیاست در دوران اصلاحات خیلی سنگین شد
* دقیقا همین طور است. خیلیها معتقدند که جریان اصلاحات جریان عمیقی نبود و فقط در مخالفت با یک جریان به وجود آمد.
** حکیمیپور: به نظر بنده اصلاحطلبان بیشتر در زمینه سیاسی و فرهنگی کار کردند و عرصههای اجتماعی و اقتصادی و همچنین فعالیت عمیق در عرصههای مختلف اتفاق نیفتاد؛ کفه سیاست در دوران اصلاحات خیلی سنگین شد.
سیاسیبازی ضعف اصلاحطلبان بود که اصولگرایان از آن عبرت نگرفتند
* یعنی در این دوران سیاستبازی به اوج خود رسید؟
** حکیمیپور: البته بنده این عبارت را قبول ندارم ولی در کل در دوران اصلاحات به حوزه سیاست خیلی بها داده شد در حال حاضر هم همین طور است و به نظر بنده یکی از ضعفهای دولت کنونی در همین مسئله نهفته است. من تعجب میکنم که چرا اصولگرایان از اصلاحطلبان درس نگرفتهاند و هنوز هم کفه مسائل سیاسی در جامعه ما خیلی سنگین است که این مسئله باعث سرخوردگی و آزار مردم میشود.
در دوران اصلاحات فضای سیاسی دائما در حال کشمکش بود و مطبوعات و رسانهها فضای خاصی را به وجود آورده بودند. اما باید توجه کرد که این مسائل بخش کوچکی از جامعه هستند و اکثریت مردم به دنبال زندگی راحت، خدمات، رفاه هستند و به دنبال این هستند که معیشتشان تأمین شود. در دوران اصلاحات فضا خیلی سیاسی شد و رسانهها بیش از اندازه به مسائل پرداختند و با ادبیاتی تند مسائل را مطرح کردند که این مسئله جامعه را دچار سرخوردگی کرد. متأسفانه جریان اصلاحات خودش را از درون نقد نکرد و آنقدر غرق در عملگرایی و روزمرگی شد که از کار بلندمدت و نقد غافل ماند و هر جریانی هم که خودش را نقد و اصلاح نکند مسلما خواهد باخت.
* به نظر شما دلیل این مسئله چیست؟
** حکیمیپور: ریشه مسئله در این است که تشکلها و احزاب پایدار در کشور ما وجود ندارد که بخواهند کار پایدار انجام دهند که این نوعی آفت است. البته ما در کشورمان نظام حزبی و انتخاباتی داریم که این مسائل جزء ملزومات مردمسالاری است و مکانیزمهای اجرای آن هم در کشور فراهم است. ولی افرادی که باید آن را اجرایی کنند خیلی به الزامات آن و ساز و کارش وفادار نیستند و رفتاری عجولانه دارند و فعالان سیاسی هم میخواهند خیلی سریع به قدرت برسند و بر تخت قدرت تکیه بزنند.
متاسفانه ادبیات در کشور ما ادبیات حذفی است و سیاسیون رقابت را با نزاع اشتباه گرفتهاند در حالی که میتوان در عین رقابت رفاقت هم داشت ولی متاسفانه در کشور ما رقیب مانند شمن است و افراد برای اینکه طرف مقابل را از میان بردارند تا مرز نابودی وی هم پیش میروند که این اشکال همه ما است و مربوط به یک جریان خاص نمیشود. متاسفانه اخلاق رقابت سیاسی در جامعه ما بسیار پایین است و این انتقادی است که به همه جامعه برمیگردد.
اخیرا آقای عسگراولادی حرف خیلی خوبی زد. وی گفت که نباید در رقابتها رقیب را تا نابودی ببریم چرا که رقیب دشمن ما نیست. البته حل شدن این مسائل در دموکراتیکترین نقاط دنیا هم وقت زیادی از آنها برد. ما هم نظام نوپایی هستیم که 32 سال از عمر انقلابمان میگذرد. ما میگوییم که کشور و مردم ما یک ویژگیهایی دارند که میتوانیم قدمهای بزرگتری برای مردمسالاری برداریم و قرار نیست همان مقدار که برخی کشورها معطل شدند تا به مردم سالاری رسیدند ما هم همان قدر معطل شویم؛ ما پتانسیلهایی داریم و مزیتهایی در کشور ما وجود دارد که میطلبد گامهای بلندی برداریم و حتی در برخی جاها میانبر بزنیم.
کسانی که بحثهای ساختارشکنانه مطرح میکنند اصلاحطلب نیستند
* به نظر شما افرادی مانند گنجی و سروش و حتی محمدرضا خاتمی که مواضع تندی را بیان کردهاند چه مقدار در رویگردانی مردم از جریان اصلاحات موثر بودند.
** حکیمیپور: بنده در مورد اشخاص نمیخواهم قضاوت کنم ولی به طور کلی معتقدم در هر جریانی نیروها و جناحهای تندرو و کندرو وجود دارند که باید آنها را به اعتدال دعوت کرد و طبیعی است که در جریان اصلاحات هم مانند دیگر جریانات این افراد وجود داشته باشند.
برخی افراد خارج از مرزها و چارچوبها عمل کردند که البته جریان اصلاحات این افراد را قبول ندارد چرا که جریان اصلاحات در چارچوب قانون عمل میکند. به هر حال عدهای هستند که خودشان را جزء طیف اصلاحطلب میدانند ولی خارج از این سیستم هستند؛ وقتی میخواهیم در یک سیستم فعالیت کنیم قطعا باید الزامات آن را هم بپذیریم و فعالیت وقتی قانونی است که در چارچوب قانون باشد. هر کسی که بخواهد چارچوبها را بشکند خود به خود از عرصه خارج میشود وقتی که ما از جریان اصلاحات صحبت میکنیم منظور ما اصلاحطلبانی است که داخل نظام فعالیت میکنند و نظم حقوقی و قانون اساسی را قبول دارند.
اصلاحطلبانی که در چارچوب قانون فعالیت میکنند دارای تابلو و مجوز هستند و در چارچوب نظامی که به آن اعتقاد دارند فعالیت میکنند. افرادی که به اسم اصلاحطلب در خارج از کشور فعالیت میکنند و بحثهای ساختار شکنانه از سوی آنها مطرح میشود به عنوان اصلاحطلب نمیدانیم و اساسا بحث براندازی و اصلاحطلبی دو مقوله کاملا جدا از هم هستند.
* چرا اصلاح طبان به طور رسمی با این عده مرزبندی نمیکنند و از آنها اعلام برائت نمیجویند؟
** حکیمیپور: شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مجموعه ای است که 18 گروه در آن فعالیت میکنند که همه آنها هم پروانه دارند. ما مدعی نیستیم که شورای هماهنگی اصلاحات متولی تمام افرادی است که میگویند ما اصلاح طلبیم.
الزام اصلی اصلاحطلبی قانونمندی است
* اما افرادی مانند گنجی خودشان را منتسب به جریان اصلاحات میدانند؟
** حکیمیپور: البته من نشنیدهام که گنجی خود را اصلاحطلب بنامد ولی در کل نمیشود که کسی قانون را قبول ندارد خود را منتسب به اصلاحطلبان بداند. الزام اصلی اصلاحطلبی قانونمندی است؛ نمیشود یک فرد اصلاحطلب باشد و قانون را قبول نکند و مرز قانون را بشکند. بر این اساس باید تاکید کنم که اصلاحطلبان حکمیت قانون را پذیرفتهاند.
از زمان لغو پروانه مجاهدین و مشارکت در جلسات شورای هماهنگی حضور نمییابند
* شما گفتید که گروههای حاضر در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات همه دارای پروانه هستند؛ آیا جبهه منحله مشارکت و سازمان منحله مجاهدین هم در این شورا حضور دارند؟
** حکیمیپور: جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین عضو شورای هماهنگی بودند ولی از زمانی که گفته شد پروانه آنها لغو شده در جلسات شرکت نمیکنند.
* یعنی لغو پروانه را پذیرفتهاند؟ چرا که قبلا بحثهای در این زمینه وجود داشت؟
** حکیمیپور: آن طوری که خبر دارم آنها به این مسئله معترضند ولی در مجموع این مسئله به نظام قانونی ما برمیگردد؛ این یک بحث قانونی و حقوقی است و فعالیت ما هم قانونی است سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت شاید بحثی در این زمینه داشته باشند اما زمانی که مجوزشان لغو میشود از لحاظ قانونی بحثی وجود ندارد. البته خود جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین اعتقاد دارند که لغو پروانه آنها غیر قانونی است. ولی ما تابع قانونیم و اگر سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت بتوانند دوباره مسئله لغو مجوز را حل کنند مشکلی نیست.
الزام و اصل فعالیت ما بر قانون اساسی است و نمیشود که یک نفر و یک مجموعه اصلاحطلب باشد و خارج از چارچوب قانون فعالیت کند.به نظر من راه حل بسیاری از مشکلات تعیین تکلیف مسئله جرم سیاسی و تشکیل هیئت منصفه دادگاههای رسیدگی به اتهامات سیاسی است که در قانون اساسی ما هم پیشینی شده و قرار بود یک ماه بعد از تصویب قانون احزاب از طرف قوه قضائیه تعیین تکلیف شود ولی متاسفانه بعد از گذشت 30 سال بلاتکلیف مانده است.
با کسانی که عناد دارند و میخواهند به نظام ضربه بزنند باید طبق قانون برخورد شود
* با این اوصاف اصلاحطلبان برای ورود به انتخابات هم قطعا تابع قانون خواهند بود؟
** حکیمیپور: ما ساز و کار قانونی را قبول داریم و آن را رد نمیکنیم اما یک سری دغدغهها وجود دارد که آقای خاتمی آنها را مطرح کرد و این مسائل دغدغه سایر اصلاحطلبان هم است ما به دنبال برگزاری عادلانه انتخابات هستیم. حرف ما عمدتا این است که وقتی مثلا میگویند من رد صلاحیت شدهام دلیلش را هم به من بگویند. حرف ما این است که در انتخابات اعمال سلیقه سیاسی نشود و از طریق استفاده از اهرمهای قانونی انتخاب مهندسی نشود. متاسفانه اصلاحطلبان در چندین انتخابات است که در دقیقه 90 تازه میفهمند که باید چه کار کنند در حالی که طرف مقابل با حوصله کارهایش را انجام داده و تبلیغاتش را کرده.
ما تابع قانونیم و هر چیزی که قانون بگوید قبول داریم؛ در دوره چهارم مجلس زمانی که نظارت استصوابی مطرح شد بنده تنها مخالف این مسئله بودم و در مخالفت با آن صحبت کردم و دلایلم را در مخالفت با آن اعلام کردم ولی به هر حال مجلس به آن رای داد و نظارت استصوابی رای آورد و فعلا قانون کشور است؛ حرف ما این است که قانون عادلانه اجرا شود و مصادره جناحی از قانون صورت نگیرد؛ ما نگران این هستیم چرا که در قانون اساسی مکررا تاکید شده که همه در برابر قانون یکسانند و هیچ تبعیضی در پوشش قانون و استفاده ابزاری از قانون جایز نیست.
* به نظر شما افرادی که از فتنه و یا جریان انحرافی حمایت میکنند میتوانند کاندیدای انتخابات آینده شوند؟
** حکیمیپور: به طور کلی خط قرمز همه باید قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی باشند. طبیعی است که هر جریان و گروهی اگر بخواهد این چارچوب و خط قرمز را کنار بگذارد باید در آن جریان تردید کرد. برای ارزیابی هر جریان باید ببینیم که آیا آن جریان مرزهای قانونی اساسی و ساختار سیاسی را رعایت کرده یا اینکه فراتر از آن عمل کرده.
معیار قضاوت در مورد اشخاص و افراد در هر عرصهای باید این باشد که ببینیم آن فرد حرمت ساختار و مرز قانونی اساسی و نظام و حاکمیت را نگه داشته یا اینکه از آن رد شده است و بر همین اساس است که میتوان در مورد افراد قضاوت کرد؛ البته بعضی وقتها اتفاقی رخ میدهد که نمیتوان به سادگی قضاوت کرد چرا که برخی اوقات فضا غبار آلود میشود که در این فضا مقداری قضاوت سخت است و ممکن است خیلی از افراد در این فضا اشتباه کنند و بعدا متوجه اشتباه خود شوند. در کل هدف همه باید این باشد که نظام و کشور پیشرفت کند و با قدرت رو به جلو حرکت خود را ادامه دهد. البته با کسانی که عناد دارند و میخواهند به هر طریقی به این کشور و نظام ضربه بزنند باید طیق قانون برخورد شود.
کاندیدای انتخابات آینده باید با جریان برانداز مرزبندی کنند
* به هر حال کاندیدای انتخابات باید با جریان فتنه و همه جریانات معاند مرز بندی داشته باشند؟
** حکیمیپور: بله؛ هر جریانی که برانداز است و با هر اسمی فعالیت میکند افراد باید با آن مرز بندی کنند؛ قطعا هیچ سیستمی اجازه نمیدهد که جریان مخالفش فعالیت داشته باشد. حساب کسانی که در خط براندازی و در مسیر ضربه زدن به اساس نظام هستند با بقیه افراد جدا است و کاندیدای انتخابات باید با این افراد و جریانات مرز بندی کنند. ما معتقدیم که اصلاح طلبان در چارچوب نظام و قانون اساسی میخواهند فعالیت کنند.
در طول مدت بازداشت هیج رفتار ناشایستی با من صورت نگرفت
* شما در جریان حوادث 25 بهمن بازداشت شدید؛ در خصوص دلیل بازداشتتان توضیح دهید؟
** حکیمیپور: بازداشت بنده در ارتباط با بیانیه مجمع نمایندگان ادوار به مناسبت 22 بهمن بود که با حوادث 25 بهمن مصادف شد. چون بنده شب قبل از 25 بهمن دستگیر شدم و از آنجایی که اتفاقاتی در روز 25 بهمن رخ داد کار بازجویی و بازداشت مقداری طولانی شد. ولی در کل افرادی که برای بازداشت بنده ماموریت داشتند و همچنین بازجویان رفتار و برخوردی کاملا محترمانه و خوب داشتند.
* آیا رفتار بدی در طول مدت بازداشت مشاهد نکردید؟
** حکیمیپور: خیر بنده برخورد بدی در طول مدت بازداشتم ندیدم البته مدتی در سلول انفرادی بودم ولی رفتار ناشایستی مشاهده نکردم و هیچ مشکلی وجود نداشت.
* آیا قبل از این هم شما بازداشت و یا احضار شده بودید؟
** حکیمیپور: خیر. بعد از نماز جمعه 29 خرداد مرزبندی مشخص شد.