* بعد از روی کار آمدن دولت نهم شش سال است که مهمترین نهادهای اجرایی و تقنینی کشور در اختیار اصولگرایان قرار دارد. اگر بخواهید ارزیابی دقیقی از کارنامه آنها داشته باشید چه نکاتی را مطرح می کنید و چه نقاط مثبت و منفی را برای این جریان ثبت می کنید.
** معتقدم آن مقدار که در عرصه عمل در این چند سال درگیر بودیم در حوزه نظر خیلی فعال نبودیم. از این جهت می توان گفت جایی که بنشینند نظریه پردازی و گفتمان سازی کنند و ادبیات خلق کنند به صورت جدی در جبهه اصولگرایی وجود نداشته است .
بنابراین یک پای جبهه اصولگرایی از حیث گفتمان سازی و کار نظری می لنگد و علت بعضی حرف و حدیث هایی که متفاوت از گفتمان مبنایی جبهه اصولگرا در برخی اوقات زده می شود همین است که ما این جبهه را به عنوان یک حزب نمی شناسیم که درون حزب بنشینند فعالیت حزبی کنند.
* فکر می کنید چه روندی اتفاق افتاد که حلقه نزدیکنان رئیس جمهور به سرعت بعد از سال 88 تغییر کردند؟
** در آن اوایل خوشبینانه معتقد بودم که آقای رئیس جمهور تیم همراه و همکار خودشان را به سبک مربیانی که در بین دو نیمه تعویض می کنند و با آرایش جدید وارد می شوند عوض کرد و فکر می کردم شاید ایشان می خواستند این گونه عمل کنند و با آرایش جدید وارد صحنه اداره کشور شوند.
اما به تدریج بعضی از نشانه ها ظاهر شد که این گونه حذف و اضافه ها متاثر از نگرشی است که آن نگرش در حال حاضر نگرانی هایی را در جامعه به وجود آورده است و آن نگرش متکی بر انحراف در برآورد و هدف گذار و نگاه نسبت به محیط داخل و بیرون کشور است و به دلیل اینکه این اتفاق به صورت مکرر اتفاق افتاد و برخی انتخاب های ایشان متاثر از همین عوامل بود آن وقت من دیگر نمی توانم خوشبینی سابق را داشته باشم. منتها شما اگر بپرسید که چرا آقای رئیس جمهور چنین کرد من جوابی ندارم و واقعا نمی دانم. حیرتی است که در قبال این اتفاق می توانیم از خود ابراز کنیم. من از خیلی از بزرگان سوال کردم و آنها هم نتوانستند حکمت این تفاوت را دریابند.
* یکی از اختلافاتی که میان جریانی همانند جبهه پایداری و بقیه جریان ها وجود دارد این است که هنوز اصرار بر این است که بین آقای احمدی نژاد و اطرافیان خاص ایشان تفاوت قائل شوند. از سوی دیگر اصرار آقای احمدی نژاد را شاهد هستیم که همواره می گوید من تفاوتی با اطرافیان خود ندارم و ما همانند یکدیگر فکر می کنیم. چرا اصرار دارید که احمدی نژاد را متفاوت از آن جریان خاص بدانید؟
** دلایلش بسیار متعدد است یکی از آنها شناختی است که از شخصیت وی داریم. درجه این شناخت در میان اصولگرایان نسبت به شخص رئیس جمهور کم و زیاد است. بنده 35 سال است که ایشان را می شناسم محصول 35 سال شناخت حتما متفاوت از 4 یا 5 سال مراوده و همکاری است چرا که برخی ها جدیدا و بعد از آغاز دولت نهم ایشان را شناختند اما بنده و احمدی نژاد هم دانشگاهی و از پیش از وقوع انقلاب اسلامی در فراز و نشیب هایی همدیگر را یافتیم.
من با آن نگرش برداشتم این است که حساب آقای احمدی نژاد را باید از برخی از اطرافیان جدا کرد. حتی اگر خود ایشان به این موضوع اصرار داشته باشد برای این که نمی شود هنگامی که فردی را در طول 30 سال با ذائقه و مرامی یافته ایم به یکباره نمی توان تمام آن ذهنیات را به هم زد بنابراین می گوییم که برخی آقایان در تعبیر چنین شرایطی می گویند که لابد جادو و سحری در کار بوده است والا با مناسبت دنیایی چنین تغییری محال است.
نکته دیگر این است که هم عقل خود ما این را دیکته می کند و هم بزرگان و از همه بالاتر رهبری معظم انقلاب می گویند که ما که نمی توانیم مملکت را خراب کنیم و به هم بریزیم بالاخره دولتی مستقر است و رئیس دولتی وجود دارد مگر امکان دارد به سادگی به این موضوع تن دهیم که همه چیز خراب شود.
* آقای صفار تحلیل شما را از وضعیت فعلی اصلاح طلبان می خواهیم.
** معتقدم خیلی نمی توانیم متکی برجبهه ای به نام اصلاحات قضاوت داشته باشیم. بیشتر مبتنی بر خصوصیت آدم ها و اشخاصی که ممکن است هویت اصلاح طلبی نیز برای خود تعریف کنند اما کارنامه آنها از یکدیگر متفاوت است. کارنامه شخصیتی مانند محمدرضا عارف که در حکم جدید رهبری نیز به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب شدند. اگر به جبهه اصلاحات هم انتصاب داشته باشد، به نظرم به اعتبار شخصیت موجه و محترم و در چارچوب خصوصیاتی که یک عنصر وفادار به نظام باید داشته باشد آنگونه ارزیابی می شود و طبیعی است که حساب ایشان را باید به صورت حتمی از افرادی جدا کرد که عمل و رفتار و حرف های آنها در جهت تاکید وابستگی کشور به بیگانگان و به هم زدن مرزهای بین خودی و غیر خودی و تجدید ساختار مالی واقعی نظام با هم فرق اساسی دارند.
تصور می کنم هنگامی که پرچم اصلاح طلبی بلند شود باید گفت که شما کدام اصلاح طلب هستید؟ همانی که با سلطنت طلبان متحد شد و در سال 88 شمشیر به نظام کشید یا همانی که از تحصن نمایندگان در مجلس ششم علیه نظام حمایت کرد؟ اگر کسی دیگر است هویت جمعی تاریخی این جریان با شبهات گره خورده است و این عنوان دیگر اسم مناسبی نیست و اصلاح طلبی در ذهن مردم همواره با آن کارنامه سو» مواجه است. چه اصراری است عده ای خود را به آن کارنامه پیوند بزنند اگر کسی این اقدام را انجام داد باید جواب دهد که آیا در سیئات آنان می خواهد شریک شود و آیا خود را همپیمان در عملکرد آنها می بیند و در اینجا است که باید با فتنه گران شمشیر کشیده بر علیه نظام در 8 سال دولت اصلاحات مرزبندی کند. معتقدم نظام باید این سماحت را داشته باشد که برای خود اپوزیسیون قائل باشد; اپوزیسیونی که در چارچوب موازین قانونی فعالیت می کند و من جزو طرفداران این هستم که نظام در درون خود اپوزیسیون قوی داشته باشد.
* راهکار شما برای حفظ وحدت و اقبال مردم مراجعه به افکار عمومی و نگاه آنها به گروه ها و جریان ها است اما واقعیت این است این مدل در انتخابات سال 84 جواب نداد و عملا تعهد جدی از سوی گروه ها وجود نداشت؟
** به نظرم تفاوتی به صورت جدی میان انتخابات ریاست جمهوری و مجلس است. انتخابات ریاست جمهوری به صورت طبیعی چون یک انتخابات است در مجلس 310 فرصت است جای سازش کردن و از موضع خود عقب نشینی کردن بیشتر است تا در جایی که یک نفر است لذا همه تا آخر مقاومت می کنند مثلا آقای احمدی نژاد به این دلیل در انتخابات 84 به نظرسنجی ها تمکین نکرد این بود که می گفت که فاصله پیموده شده من در طول یک ماه منتهی به انتخابات از 10 درصد به 16 درصد بوده است در حالی که آقای قالیباف یک ماه است که از 20 درصد به 19 درصد رسیده است و عقب نشینی داشته است پس روند نزولی داشته و روند من صعودی بوده است.
پس به این دلیل که وی تا این لحظه جلوتر است من این روند را قبول ندارم و همه دلیل آن این بود تنها یک فرصت طلایی وجود داشت. در انتخابات مجلس این گونه نیست و لذا آمادگی برای شنیدن این گونه حرفها بیشتر است من البته یک بار راه حل میانه ای را مطرح کردم که شاید الان جای مطرح کردن آن خیلی نیست.