قاسم روانبخش
هفته گذشته، جبهه پایداری انقلاب اسلامی به طور رسمی اعلام موجودیت کرد و آغاز به کار آن، به مهمترین خبر سیاسی هفته تبدیل شد. درباره ضرورت تشکیل این جبهه و اهداف آن، بیان نکاتی ضروری است.
1.ضرورت تشکیل
جبهه پایداری در واقع همان جبهه گسترده مردمی است که به دور از بازیهای مرسوم سیاسی و حزبی مرسوم، با گفتمان سازی درست در طول 32 سال انقلاب اسلامی با تمام وجود به دنبال حفظ و حراست از انقلاب و دستاوردهای ارزشمند آن بوده و خواهد بود؛ جبههای که در آغاز انقلاب اسلامی در برابر سهم خواهیهای گروهکها و احزاب سیاسی ایستاد و از آرمانهای امام و انقلاب دفاع کرد و همواره در برابر زیاده خواهیهای کسانی که به دروغ خود را صاحب انقلاب و طلبکار نظام میدانند مقابله کرده است و در مقابل انحرافات مردودین و منحرفان در دورههای مختلف به روشنگری پرداخته به دنبال نهادینه کردن گفتمان امام و انقلاب اسلامی بوده است. این جبهه که در دوران حاکمیت 16 ساله کارگزاران و مدعیان اصلاحات مورد بی مهریهایی قرار گرفته بود، با پافشاری بر اصول انقلاب و با فداکاریهای زیاد،پرده از چهره واقعی مدعیان دروغین اصلاحات بر گرفت و ضمن جلوگیری از نفوذ خط انحراف در انقلاب، توانست در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم با غلبه بر احزاب سیاسی به پیروزیهای بزرگی دست یابد. پس از کسب این پیروزیها این جریان به جبهه اصول گرایی شهرت یافت. اصول گرایان توانستند با ساز و کارهایی از قبیل تشکیل جبهه متحد اصول گرایی اکثریت کرسیهای مجلس هشتم را نیز از آن خود سازند و در انتخابات ریاست جمهوری دهم هم حائز اکثریت قاطع آرا شوند. ولی در فرآیند انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم، دو اتفاق نا خوش آیند به وقوع پیوست که سازماندهی جبهه پایداری را ضروری ساخت؛ یکی نفوذ جریان انحرافی در دولت و دیگری حضور جریان ضد دولت در مجلس، که هردو مورد قابل تأمل است.
الف. نفوذ جریان انحرافی
آقای دکتر احمدینژاد به دلیل عملکرد مثبتی که در دولت نهم از خود نشان داد، مورد حمایت خاص مقام معظم رهبری قرار گرفت و در میان مردم بهعنوان رئیس جمهوری ولایی شناخته شد به طوری که در سراسر کشور نام وی بهعنوان یکی از معیارهای سنجش ولایی بودن افراد قرار میگرفت. برای نمونه وقتی گفته میشد فلانی احمدینژادی است یا نه؟ معنایش این بود که آیا ولایی و تابع ولایت است یا نه؟ انتخاب مشایی بهعنوان معاون اول از سوی رئیس جمهور و حکم امام خامنهای مبنی بر کأن لم یکن شدن حکم وی از سوی رئیس جمهور و مقاومتهای مشایی و احمدینژاد در اجرای حکم حکومتی،علامت سؤالهایی را در اذهان ایجاد کرد که پاسخ به آنها دشوار مینمود. به هر حال گرچه این حکم با مقداری تأخیر و با استعفای رحیم مشایی از معاونت اولی اجرا گردید ولی پیش بینی مقام معظم رهبری مبنی بر سرخوردگی طرفداران احمدینژاد جامه عمل پوشید. قرار گرفتن رحیم مشایی در جایگاه ریاست دفتر رئیس جمهور و کسب قریب به 18 پست و مسؤولیت بر نگرانیها افزود. اظهار نظرهای غیر کارشناسانه درباره دین و سیاستهای کلی نظام که نه در شأن او بود و نه در حوزه اختیارات وی، ضربات سنگینی به رئیس جمهور وارد کرد. این ضربات در ماجرای عزل وزیر اطلاعات و حکم حکومتی مقام معظم رهبری و خانه نشینی 11 روزه رئیس جمهور، به اوج خود رسید.
در این شرایط، دیگر عنوان احمدینژادی نمیتوانست به صورت شاخصی برای افراد ولایی از غیر ولایی کاربرد داشته باشد؛ زیرا خود وی نیز در عمل نشان داد در برابر حکم ولایی چندان ولایی عمل نمیکند. سرانجام این پیش بینی تلخ که مشایی احمدینژاد را به زمین خواهد زد اتفاق افتاد و بدنه عظیم نیروهای ارزشی که در سوم تیر 84 این حماسه عظیم را آفریده بودند دچار سرخوردگی از وی شدند. در این شرایط هر کسی در صدد جذب نیروهای ارزشی بر آمد تا از ظرفیت آنها در انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم به نفع خود استفاده کند و البته بخش مهمی از آنها نیز ممکن بود در همان سرخوردگی باقی مانده، جذب دیگران نیز نشوند. پیام تشکیل جبهه پایداری با حضور آیت الله مصباح یزدی به همه نیروهای ارزشی و ولایی استانها این است که شاخصه اصلی همه نیروها ولایی بودن است نه احمدینژادی بودن. بنابر این چنین نیست که اگر فردی از این قطار پیاده شود همه ما سرخورده شویم. این مسیر، همان خط ولایت است که روزی با رهبری حضرت امام(ره) و امروز با قیادت امام خامنهای با قدرت در حال پیشروی است و ذرهای در اراده پیروان آنان، سستی و تردید راه پیدا نخواهد کرد.
ب. حضور جریان ضددولت در مجلس هشتم
ساز و کار جبهه متحد اصول گرایی در انتخابات مجلس هشتم موجب شد اصول گرایانی که در سال 84 ابتدا از فردی غیر از احمدینژاد حمایت میکردند موفق به حضور در مجلس هشتم شوند و مع الاسف در موارد متعددی با اقلیت مجلس یعنی مدعیان اصلاحطلبی نیز به تفاهم میرسیدند و در برابر دولت موضع داشتند؛ افزون بر این که برخی از آنها در مواردی، غیر ولایی بودن خود را به نمایش گذاشتند. سازماندهی بدنه عظیم اصول گرایی در کشور منهای احزاب سیاسی، میتواند مجلسی را رقم بزند که دغدغه اصلی آن، نه موفقیتهای حزبی بلکه عملیاتی کردن دغدغههای رهبری و رفع نگرانیهای معظم له برای کشور باشد. از این رو همه نیروهای ارزشی و اصول گرایان واقعی در کشور باید برای تحقق این امر مهم یعنی شکلگیری مجلسی که نمایندگان آن مدرس گونه باشند تلاش کنند.
2.دوایر متحدالمرکز
گرچه جبهه پایداری با جریانات انحرافی و نفاق گونه و معاندانی که در صدد براندازی نظام اسلامیاند، سر جنگ دارد ولی رابطهاش با اصول گرایان، همچون رابطه دوایر متحد المرکزی است که مرکز همه آنها یکی است. جبهه پایداری به سان دایره خاصی است که در دل دایره بزرگ اصول گرایی قرار گرفته و با نیروهایی که احساس میشود تعهد و دلبستگی آنها نسبت به اصول اسلام و انقلاب بیشتر است رابطه محکم تری دارد و در عین حال با اصول گرایانی که در دایره وسیع تری قرار دارند سر تنازع نخواهد داشت هر چند در برخی موارد نیز مواضع آنان را نمیپسندد و آنها را مورد نقد و انتقاد قرار میدهد.
3.جبهه پایداری حزب نیست
جبهه پایداری، یک جبهه بزرگ اصول گرایی است و دارای ساز و کارهای حزبی نخواهد بود؛ چنان که اصل جریان اصول گرایی نیز حزب نیست. از این رو برای فعالیت سیاسی نیازی به دریافت مجوز از وزارت کشور و کمیسیون احزاب ندارد. بنابر این کسانی که میکوشند جبهه بزرگ پایداری را در حد یک حزب پایین آورند و آن را در ردیف احزابی قرار دهند که در برخی شهرستانها تعداد اعضایشان به انگشتان یک دست نمیرسد، سخت در اشتباهند. کسانی که با مواضع آیت ا... مصباح آشنا هستند، میدانند که هیچ گاه ساز و کار حزبی مورد تایید ایشان نبوده است. بنابر این جبهه پایداری در نقش یک تشکل بزرگ که اعضای آن بدون وابستگیهای حزبی و جناحی با سه شاخصة اخلاص در کارها، ولایت پذیری و صداقت در عمل، فعالیت میکنند، کسانی را که در انتخابات پیش رو بیش از دیگران دارای این سه ویژگی باشند اصلح شناخته، مورد حمایت قرار میدهد. البته یکی از علایم ولایت پذیری افراد این است که در فتنه 88 به موقع ولایت پذیری خود را اثبات و اعلام موضع کرده باشند؛ نه این که بعد از گذشت 6 ماه از وقوع فتنه و شکست آن با حضور دهها میلیونی مردم در 9 دی، برای عقب نماندن از قافله سخنی گفته باشند. و دیگر این که در زمره جریان انحرافی جدید قرار نداشته باشند بلکه موضع رسمی خود را علیه جریان انحرافی اعلام کرده باشند.
4.مهمترین هدف
هدف جبهه پایداری کسب قدرت نیست بلکه مهم ترین هدف آن، کسب رضایت خدا و خدمت به بندگان خداست ؛ حقیقتی که در جمله زیبای شهید بهشتی آمده است: " ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت." بنابر این قدرت را هدف نمیداند بلکه بهعنوان ابزار و وسیلهای به آن مینگرد که از طریق آن، میتوان اسلام و ارزشهای دینی را گسترش داد و به بندگان خدا خدمات صادقانه بیشتری ارایه کرد.