امام بزرگوار میفرماید:
جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمیشناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.... ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بینالملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما میگوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم «لااله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پسای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجیام! وای نیروهای مردمی! هرگز از دست دادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسة با آخرت.
تبیین ابعاد قدرت نرم جمهوری اسلامی
یکی دیگر از بهترین راههای مقابله با جنگ نرم دشمنان علیه جمهوری اسلامی، و بلکه یکی از راههای نفوذ نرم در میان جوامع دیگر، معرفی و تبیین ابعاد فرهنگی و ارزشی و ایدهآلها و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی است. ما اگر بتوانیم به خوبی خود را معرفی کنیم؛ ارزشهای اسلامی و آرمانهای متعالی و بلند جمهوری اسلامی را برای بشریت تبیین کنیم، بدون شک بیشترین جذابیت را برای بشریت خواهیم داشت. بهرهمندی از فرهنگی غنی و ریشهدار، فرهنگی که میراث گرانبهای همة پیامبران و اولیای الهی و انسانهای پاک و خیرخواه، در طول تاریخ بشریت است؛ باورهایی که با عقلانیت عجین و همراه و هماهنگاند؛ آرمانهایی همچون «عدالت جهانی»، «امنیت جهانی»، «صلح جهانی»، «کمالخواهی»، «تأمین سعادت واقعی بشریت» ؛ افزون بر این طرح سیاستی معنوی و ارائة الگویی از معنویت انسانی، بخشی از ابعاد قدرت نرم جمهوری اسلامی است که اگر به درستی و هنرمندانه تبیین شوند، بسیاری از نقشههای دشمنان نقش بر آب خواهد شد.
امروز بشریت از کمبود معنویت رنج میبرد، برژینسکی یکی از معضلات جامعة آمریکا را گسترش فزایندة احساس پوچی معنوی میداند و معتقد است کلیسا نیز هیچ کاری در این زمینه نمیتواند انجام دهد. جامعة آرمانی نظام لیبرال دموکراسی یعنی جامعة فعلی آمریکا هماکنون از بیبند و باریهای اخلاقی و اجتماعی به شدت رنج میبرد. بسیاری از آگاهان آن جامعه مدتها است خطر فروپاشی اخلاقی و فرهنگی جامعة آمریکایی را اعلام کردهاند. برژینسکی در این باره میگوید: «اصول اولیة داشتن زندگی سالم خانوادگی با لذتگرایی و بیبند و باری مخالف است، زیرا این اصول انسان را در مقابل ایثار، وفاداری و اعتماد مسؤول میشناسد. در مقابل، تضعیف پیوندهای خانوادگی، فرد را هر چه بیشتر اسیر هوسها و الگوهای زودگذر میکند و از این رو، اعتقاد درون به تدریج رنگ میبازد و در فاصلهای کم پیروی از علایق شخصی توجیهی برای خودمحوری میشود. تمام اینها در تضاد آشکار با نسل معتقد به اصول پایدار است.... آمریکا به وضوح نیازمند یک دوره بازاندیشی، بازنگری فلسفی و انتقاد از فرهنگ خودی است. آمریکا باید به درستی این واقعیت را بپذیرد که لذت طلبی همراه با نسبی گرایی که راهنمای اصلی زندگی مردم شده است، هیچ گونه اصول ثابت اجتماعی را ارائه نمیدهد؛ باید بپذیرد جامعهای که به هیچیک از ویژگیهای مطلق اعتقاد ندارد بلکه در عوض رضایت فردی را هدف قرار میدهد، جامعهای است که در معرض تهدید فساد و زوال قرار دارد.» این حقیقتی است که جامعة امروز آمریکا و بلکه تمام جوامع غربی با آن دست به گریبان هستند.
یأس و ناامیدی، دلهره و اضطراب، تشویش و نگرانی از آینده اموری است که بشر جدید غربی با آن دست و پنجه نرم میکند. در همین فضا است که عدهای برای تأمین این نیازها و پاسخگویی به این نگرانیها، به ابداع آیینهای معنوی روی آوردهاند. تا جایی که در دهههای اخیر هزاران نمونه از این معنویتها تولید و تکثیر و عرضه شده است. معنویتهایی که اگر نیک بنگریم، هیچ ارمغانی جز همان ارمغان مدرنیته، یعنی یأس و دلهره و اضطراب، برای بشر نخواهد داشت. در حقیقت، پشت پردة ترویج این معنویتها، دستان ارباب فرهنگ غرب به وضوح قابل مشاهده است؛ کسانی که سعی میکنند مدیریت معنویتگرایی جهانی را در دست بگیرند و با استفاده از این فضا، مبانی و ارزشهای مدرنیته و نظام لیبرال دموکراسی را اینبار در قالب معنویت و دین عرضه کنند! به هر حال، این فضا بهترین فرصت را برای ارائة معنویت اسلامی به جهانیان تشنة معنویت، در اختیار ما قرار داده است. اگر ما بتوانیم معنویت زلال، فطرتپسند، عقلپسند و همهجانبهنگر اسلامی را به گوش جهانیان برسانیم، تردیدی نباید داشت که بسیاری از جانهای خسته از تمدن آلودة غرب و بسیاری از معنویتجویان صادق را به خود جذب خواهد کرد. ادامه دارد...