* شما بهعنوان یکی از اعضای اصلی جبهه پایداری بفرمایید به چه علت این جبهه تشکیل شد و آیا فضای غالب آن، وزرای سابق دولت احمدینژاد هستند و یا ممکن است افراد دیگری از جمع وزاری فعلی دولت نیز به آن اضافه شوند؟
** جبهه پایداری یک جریان فکری است که از 3 تیر 84 شکل گرفت و ظهور پیدا کرد. لذا این جبهه یک تشکیلات جدید نیست. جبهه پایداری یک گفتمانی است که تفکرش برگرفته از مکتب امام است و عدالت در مدیریت کشور نیز یکی از شاخصهای اصلی آن است که افراد با چنین نگرشی را در دایره خود جای میدهد و من هم خود را در این جریان فکری میبینم. شاخصهای اصلی و دلایل شکل گیری این جبهه همان دلایل پیدایش سوم تیر 84 است؛ یعنی عدالت خواهی، مبارزه با فساد، فقر و اشرافیت و ایستادگی در برابر استکبار و ظلم.
هنوز هم تفکر سوم تیر، تفکر غالب در کشور است و تصور میکنم اکثریت جامعه نیز چنین نگرش و مطالبهای را از حکومت دارند که این موارد از جمله برجستگیهای موجود در جبهه پایداری است.
جبهه پایداری تاکیدی بر وجود یک چنین جریان موثر کارآمد در کشور است که بعضیها میخواهند این جریان را متوقف و یا آن را استحاله کنند اما باید بدانند که این جریان برگشت پذیر و توقف پذیر نیست و انحراف را هم بر نمیتابد و با شتاب در مسیر خود حرکت خواهد کرد.
* با توجه به اینکه این گفتمان تازه اعلام موجودیت کرده چه چشم انداز و اهدافی را در دستور کارش دارد؟ اعضایش را هم نام ببرید.
** این اعلام موجودیت نیست بلکه تبیین هویت است؛ چرا که جبهه پایداری یک مکتب فکری است و اعضای آن شامل افرادی است که زمانی در سطوح مختلف و عرصههای متعدد دینی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مطبوعاتی و تبلیغی و حوزههای دیگر برای نهادینه کردن این تفکر تلاش کردند. همه این افراد حاملان گفتمان 3 تیر هستند و به هیچ کسی تعلق ندارند. شاخص این جریان، ولایت است و تلاش آن در جهت تحقق مطالبات و منویات رهبری است که مبتنی بر مکتب امام میباشد.
* اعلام موجودیت جبهه پایدرای در آستانه انتخابات، شائبه اهداف انتخاباتی این حزب را در اذهان عمومی به وجود آورده است، آیا جبهه در این زمینه فعالیتی خواهد داشت؟
** بله. راهبرد انتخاباتی دارد؛ جبهه پایداری از گفتمان امام و انقلاب اسلامی هویت یافته و حامل این تفکر است؛ این جبهه و حاملان آن در سال 88 در برابر جریان فتنه ایستادگی کرد و پس از آن نیز مخالفتهای خود را با انحرافهایی که در گفتمان 3 تیر ایجاد شد اعلام کرد و تمایز خود را از نظر مبانی معرفتی با انحرافاتی که در گفتمان سوم تیر ایجاد شد، به صراحت مشخص کرده است.
عملکرد این جریان فکری در برابر جریاناتی که در قالب سازندگی و اصلاحات در مسیر منحرف از ارزشهای امام و انقلاب بودند، در مواضع افرادی که در این جبهه هستند نیز کاملا آشکار بوده است.
* برخی افراد، فعالیت جبهه پایداری را به نوعی وحدت شکنی در میان اصولگرایان تلقی میکنند، نحوه مواجهه این جریان با موضوع وحدت اصولگرایان چگونه خواهد بود؟
** وحدت در کشور تنها حول مکتب امام صورت خواهد گرفت، دیدگاهها و مبانی ما همان مبانی انقلاب است که بارها رهبر معظم انقلاب آن را تبیین کردهاند وحدت در عمل یعنی تبعیت از رهبری. این نظام، ولایت و رهبری واحدی دارد و به جز این، چارچوب دیگری برای وحدت قابل تصور نیست و جبهه پایداری اساسا پرچم دار این تفکر است و ولایت را اساس وحدت میداند، بنابراین ما پرچم دار وحدت هستیم؛ وحدت حول اصول است و نه منافع سیاسی و حزبی.
من نمیدانم با چه استدلالی گفته میشود که ما وحدت شکن هستیم. این جریان، گفتمان غالب جامعه است و بروز رفتاری اش بر حمایت از حرکت سوم تیر 84 و موج عدالت خواهی که در آن زمان به وجود آمده بوده قرار دارد؛ زیرا فاصله رفتاری برخی مسؤولان از گفتمان امام و انقلاب این تلقی را در جامعه به وجود آورده بود که دیگر حکومت دینی کارآمدی ندارد؛ اما حرکت سوم تیر یأس مردم را به امید تبدیل و کارآمدی حکومت دینی یعنی نظام ولایت فقیه و عدالت اسلامی را اثبات کرد.
جبهه پایداری نوید بخش حفظ گفتمان حکومت دینی کارآمد است و وحدت آن با کسانی که موضع شفافی در برابر فتنه88 نگرفتهاند و با توجه به روشن بودن حق و باطل از منافع خویش دست نکشیده و حق را کتمان کردهاند امکان پذیر نخواهد بود؛ چنان که وحدت با آنان، نفی مردم و انقلاب و رهبری است.
* نوع ارتباط جبهه پایداری با کمیته 7+8 هنوز چندان شفاف نشده است، آیا تعامل و رایزنی برای پیوستن نمایندگان این جبهه به هیأت وحدت اصولگرایان صورت گرفته است؟
** کمیته 7+8 یک مسأله فرعی و مربوط به شیوه اجرایی در انتخابات است و بیانگر وحدت اصولگرایان نیست که در گفتمان امام اصالت دارد، این است که هرکس در مسؤولیتهای سیاسی و اجتماعی خود باید باید مراقب باشد مسیر را گم نکند.
همچنین، باید از آن مسیر حمایت شود یعنی حفظ اسلام ناب و انقلاب، لذا اگر فرمول انتخاباتی در این چارچوب باشد کاملا موفق میشود و اگر در این چارچوب نباشد ناکام خواهد بود.
بحث وحدت تنها با تبعیت از رهبری در چارچوب اصول امکان پذیر خواهد بود و به اعتقاد ما وجود دارد، اگر مشکل، تردید و شبههای وجود داشته باشد، با اصالت دادن به اصول و صرفنظر از فروع و منافع، رفع خواهد شد. ما نمیتوانیم کسانی را که در ماجرای فتنه 88 از رهبری تبعیت نکردهاند و موضع درست و شفافی در برابر این جریان نگرفتند، اصولگرا بدانیم.
جریان فتنه هزینه سنگینی را بر کشور تحمیل کرد که عوارض ناشی از آن هنوز در جامعه آشکار است و برخی ترورها و حوادثی که اخیرا در جامعه اتفاق میافتد ریشه اش در فتنه 88 است؛ زیرا فضای کشور را به نقطهای رساندند که دشمن را برای مقابله با نظام اسلامی دلگرم و تحریک کرد.
جبهه پایداری، تبلور ملت است و مواضع و دیدگاههای کاملا روشن و آشکاری دارد، به مبانی عقیدتی و معرفتیاش حساسیت دارد و در مقابل انحراف از اصول انقلاب، پایداری کرده و همچون ملت در سیاست خارجی ضداستکبار است و اولویت در امور مملکتی و اجرایی را عدالت و مبارزه با فساد میداند.
* جبهه پایداری بر اصول خود به قیمت از بین رفتن وحدت اصولگرایان اصرار دارد و یا وحدت را بر اصول خود ترجیح میدهد؟
** اسم این جبهه پایداری است، یعنی پایداری بر مکتب امام و اصول انقلاب و این تفکر را به هیچ چیز نخواهد فروخت.
وظیفه جبهه پایداری، جهاد برای تفکر ناب امام و انقلاب است و وحدت را در پایداری بر اصول و ارزشها میداند. وحدت باید حول مکتب ایجاد شود و نه حول قدرت.
* رابطه جبهه با علمای عظام چگونه است و چرا از میان فقهای موجود فقط با آیت الله یزدی، آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت ارتباط دارد؟
** اسلام ناب منهای فقاهت میسر نیست و خاستگاه فقاهت، حوزه علمیه و روحانیت متفکر و اصیل و منزه است. بنابراین هر حرکتی اگر بخواهد در مسیر خودش تداوم و سلامت فکری اسلامی داشته باشد، نیازمند اتصال به روحانیت اصیل و حاملان فقه اصیل و ناب محمدی است، چرا که هر تفکر اسلامی منهای روحانیت غالبا دچار انحراف و یا التقاط خواهد شد، از این رو جبهه نیز به این امر اعتقاد داشته و برای استفاده از ظرفیت علمی، اخلاقی و عملی فقهای اسلام، این فقها وعلما را که این ویژگیها در آنان شاخص و برجسته است و خود مشوق این جریان بودهاند، به نیابت از جامعه علما و روحانیون برگزیده است و این به معنای این نیست که با دیگر علما ارتباطی نداشته باشد.
* اشتراکات این جبهه با احمدینژاد بیشتر است یا انتقاداتش؟ این جبهه موافق احمدینژاد است و یا منتقد او؟
** آقای احمدینژاد یک هویت شخصی دارد و یک هویت حقوقی، که در هویت حقیقیاش مولود این مکتب و جریان فکری است، لذا مادامی که احمدینژاد در این تفکر (گفتمان سوم تیر که عامل انتخاب او در جایگاه حقوقی اش بوده) پویا و فعال باشد و در مسیر حرکت کند هویتش باقی است و هرجا که از این تفکر فاصله بگیرد، دیگر آن احمدینژاد (در هویت حقیقی اش) نخواهد بود.
این یک واقعیتی است که در همه مکتبهای فکری حاکم است. تا زمانی که هر شخصیت فکری برجسته یک مکتب در مسیر اهداف جریانش قدم بردارد، هویت دارد، اما زمانی که تجدید نظر طلب شود و از ارزشهای فکری اش فاصله بگیرد، بی هویت شده و در آن مکتب فکری ریزش به وجود خواهد آمد. اما احمدینژاد در جایگاه حقوقی رئیس جمهور است و باید در این جایگاه مورد حمایت قرار گیرد، و او را در انجام وظایف خطیر ریاست جمهوری طبق قانون یاری کرد.
* پیش بینی شما در این خصوص چیست؟
** ما امیدواریم آقای احمدینژاد ارزش و نگرش مکتبیاش را حفاظت کند.
* برخی از حامیان کنونی رئیس جمهور، فقط احمدینژاد را شاخص گفتمان 3 تیر میدانند، نظر شما چیست؟
** این نوع تفکر، خودش انحراف است؛ چرا که ملاکهای حق و باطل، افراد و چهرهها نیستند بلکه اعمال و کردار و تفکر است.
احمدینژاد با تلاش و فداکاری بهخاطر گفتمان عدالت روی کار آمد و از اینکه توانست این گفتمان را با اراده ملت حاکم کند، ارزش و اعتبار والایی را به نام خود ثبت کرد اما این گفتمان چارچوب مشخصی دارد که با تغییر افراد این ملاکها و چارچوبها عوض نمیشود و آن مکتب فکری پابرجاست.
احمدینژاد تبلور اراده ملی است، علیرغم اینکه مشکلاتی در درون دولت دهم وجود دارد، هنوز شاخصهای گفتمان 3 تیر در این دولت دیده میشود و باید مورد حمایت قرار گیرد، اما این موضوع که یک عده به او اصالت بدهند و هر چه را که او گفت حق بدانند، ما این جایگاه را برای او قائل نیستیم.
* آیا نمایندگان جبهه پایداری در شورای اصولگرایان (کمیته 7+8) مشخص شده اند؟
** برای اطمینان از اینکه فرآیند شورا به استمرار گفتمان امام بینجامد، در حال مذاکره هستیم.
* آیا این افراد بهعنوان نمایندگان احمدینژاد شناخته شدهاند یا ممکن است رئیس جمهور جدا از این جبهه در این کمیته نماینده داشته باشد؟
** تا به حال سیاست این بوده که دولت و یا نهادهای اجرایی در انتخابات مداخله سیاسی نداشته باشند؛ چرا که مجری انتخابات هستند. مقام معظم رهبری نیز دستگاههای اجرایی را از دخالت در انتخابات نهی کرده اند.
به هر حال، اگر تلقی نماینده دولت در این کمیته وجود داشته باشد، بهعنوان یک تفکر و گفتمان خواهد بود و نه جایگاه دولتی و هر کسی میتواند در این انتخابات حامل این گفتمان باشد. اما حضور دولت و دیگر نهادهای حکومتی بهعنوان یک ضلعی از حرکتهای سیاسی انتخابات مورد تایید جبهه پایداری نیست.
* خیلی از وزرایی که از دولت رفتند، دیگر هیچ ارتباطی با آقای احمدینژاد ندارند، اما شما هنوز در کنار وی دیده میشوید و همچنان حکم مشاور حقوقی رئیس جمهور را دارید...
** دولت احمدینژاد آسان و ارزان بهدست نیامد. مطالبات رهبری به ویژه در زمینه عدالت 16 سال بعد از رحلت امام(ره) بر زمین مانده بود و جریان سوم تیر پاسخی به این مطالبات بود. این جریان که در یک پروسه زمانی و فرایند طولانی به دست آمده متکی به یک شخص نیست و مطالبه ریشه دار در اعماق جامعه است. مهم این است که کسی بتواند پاسخ عملی و اجرایی به این مطالبه بدهد. چنانکه دولت نهم با اراده معجزه آسای ملت، این مطالبه را تحقق بخشید. در جریان سوم تیر فرق ندارد که در چه جایگاهی ایفای نقش کنی؛ زیرا این دولت یک جهاد عقیدتی بود و همین که اشخاص بر تفکر و ارزشهای شاخص حرکت سوم تیر پای بند و استوار باشند و خود را خادم ملت بدانند، جدای از دولت نیستند.
حرکت این جبهه رقابت سیاسی برای قدرت و اختلاف و انتقام نیست و این جبهه محدود به این افراد هم نیست.
در مورد خودم هم قبلا گفته بودم که نسبت من با رئیس جمهور، نسبت گفتمانی است، چه در دولت و چه بیرون از دولت حامی این گفتمان خواهم بود.
* کم شدن رابطه شما با دولت بهخاطر هشدار خانم رجبی بود؟
** نه؛ من از باب تاثیرگذاری عرض کردم، عنوان مشاور در سیستم اجرایی ما غالبا صوری است و به قول معروف عنوان سرکاری است و با واقعیت مشورت متفاوت است. در عین حال در مورد مسائل حقوقی گاهی طرف مشورت قرار میگیرم.
* شما مشاور حقوقی رئیس جمهور هستید اما در بسیاری از مواقع، جریان انحرافی را مورد انتقاد قرار میدهید. آیا آقای احمدینژاد از شما ناراحت نمیشود؟
** آقای احمدینژاد من را میشناسد و توقع چنین چیزی را ندارد. اگر ما جایی دولت را در تعارض جدی با گفتمان سوم تیر ببینیم قطعا انتقاد خواهیم کرد و برسر مواضع و دیدگاههای مکتب فکری خود پابرجا خواهیم ماند.
آقای احمدینژاد با اعضای دولتش چنین میثاقی داشته است که آنچه را حق میدانند بیان کنند.
* گفتید که جبهه پایداری یک مکتب فکری است. برای اینکه گفتمان خودش یعنی گفتمان امام و انقلاب را در جامعه پیاده سازد، احتیاج به قدرت دارد، فکر میکنید این جبهه چقدر در رقابتهای پیش رو وزن سیاسی خواهد داشت؟ چهرههای رای آور این جبهه چه کسانی هستند؟
** چهرههای سیاسی که شانس رأی داشته باشند در این جبهه فراوان هستند؛ چرا که جامعه را حامی این گفتمان میدانیم، بنابراین گفتمان جبهه پایداری گروههای زیادی از جامعه را در همه قشرها و سطوح بخصوص تودههای مردم در بر میگیرد.
مانع این جریان، تنگ نظریهای حزبی است، اما ما آمدهایم این قالبهای محدود را بشکنیم تا فرصتی برای معرفی شخصیتهایی که حامل این گفتمان باشند، فراهم شود و آنان را مورد حمایت قرار دهیم، از هر حزب و گروهی که باشند یا از هیچ حزب و گروهی نباشند.
بنابراین پرداختن به انتخابات یکی از وظایف جبهه پایداری است، چرا که امام(ره) فرمودند بی توجهی به انتخابات مسامحه در امور مسلمین است و این مسامحه از گناهان بزرگ است.
* آیا جبهه پایداری به صورت جداگانه در انتخابات شرکت میکند؟
** طبعا هر جریانی کار جمعی را بر کار انفرادی ترجیح میدهد، ولی اصول را نباید فدا کرد.
* چرا در حاشیه دولت احمدینژاد که مبتنی بر مکتب اصیل امام و انقلاب است، یک جریان انحرافی شکل گرفت؟
** متاسفانه کسانی که در مبنای فکریشان اشکال وجود داشت، دور احمدینژاد گرد آمدند و به صورت پنهان و نه شفاف شروع به ترویج اعتقادات انحرافی خود کردند که این مبانی منحرف آرام آرام به صورت تاکتیک اجرا شد و در نهایت به تغییر استراتژی دولت انجامید.
جریان انحرافی زمانی توانست تاثیر گذار باشد که به طور پنهان دولت را از وجود نیروهای خالص تصفیه کرد، نیروهایی که اصالت گفتمانی بیشتری داشتند از دولت حذف شدند.
در کنار تغییر و تحولات در دولت، رفتار نادرست برخی دیگر از اصولگرایان خارج از دولت نیز به این قضایا دامن زد و رفتار آنان با دولت بستر ساز تقویت و رشد این جریان منحرف در درون دولت شد، لذا آسیب شناسی این جریان ممکن است موجب تلخی ذائقه بعضیها شود؛ فعلا بگذاریم و بگذریم.
* چرا عکس این پالایش انجام نشد و نیروهای منحرف از دولت کنار گذاشته نشدند؟
** به هر حال جریان انحرافی در دولت نفوذ کرده و این موضوع قابل انکار نیست، اما اینکه گفتمان 3 تیر فاسد باشد و یا مرده، اینطور نیست و هنوز زنده و پویا است؛ چون اصالت انقلاب را دارد.
* آیا جبهه پایداری برای مقابله با جریان انحرافی حاشیه دولت شکل گرفته است؟
** این وظیفه را دارد؛ اما ابتدا سیاست ما نفی و حذف نیست بلکه نگاه ما اصلاح است و به نظرم با نگاه خالصانه و توکل به خداوند میتوان به اهداف والا رسید.
البته جریانی که در دولت به این انحراف دچار شده، باید شفاف نقد شود و هویت دولت نیز به این است که از آنان عبور کرده و به اصالت هایش برگردد.
اعضای جبهه پایداری همانطور که از فتنه و فتنهگران زاویه گرفته و مقابله کرده اند، در برابر جریاناتی که با گفتمان دولت در سال 84 نیز هماهنگ نباشند، موضع لازم و مناسب خواهند گرفت و به وظیفه خود عمل خواهند کرد.
* با توجه به اینکه فضای سیاسی کشور به سمت انتخابات در حرکت است، جایگاه اصلاح طلبان را در این رقابت سیاسی چطور ارزیابی میکنید؟
** جریان مدعی اصلاحات برای رسیدن به قدرت از هر روشی استفاده میکند، درست بر خلاف جبهه پایداری که استفاده از هر روش و تاکتیکی را برای رسیدن به قدرت بر نمیتابد.
جریان مدعی اصلاحات یک وصله ناهمگون در نظام اسلامی است، چرا که مبانی فکری آنان با انقلاب نمیخواند، بنابراین تبدیل و تقسیم شدن آنان به طیف معتدل، کندرو و تندرو نمیتواند مشکلی را از این جریان حل کند.
پرچم و اندیشه التقاطی نمیتواند در متن جریان خالص فکری جای گیرد و زاویهدار بودن آنها با مکتب انقلاب، کاملا آشکار و مشخص است.
* نظرتان در مورد آقای هاشمی بهعنوان حامی جریان اصلاحات چیست؟ به طوری که شاهد هستیم، وی نیز تحرکاتی را برای انتخابات پیش رو، داشته است. این فعالیتهای انتخاباتی را چطور ارزیابی میکنید؟ و طیفهای منتسب به آقای هاشمی چه گروههایی هستند؟
** آقای هاشمی تکیه گاه فتنه گران است؛ چرا که با استفاده از قدرتی که دارد به صورت آشکار و پنهان سعی میکند طیفهایی از اصولگرایانی که اصولشان را فراموش کردند و یا در زمان حرکت نکرده و از قطار انقلاب جا ماندهاند و همچنین کسانی را که از اصولگرایی فقط نامش را یدک میکشند گرد خود بیاورد.
همچنان که هاشمی در فتنه 88 نیز از فتنه گران حمایت کرد و حتی جریان انحرافی را میتواند مدیریت کند.
* شکل گیری جریان سوم همیشه در محافل سیاسی مطرح بود، آیا با توجه به شرایط سیاسی جامعه فکر میکنید در این مقطع جریان سوم ظهور پیدا کند؟ چه گروهی را جریان سوم میدانید؟ آیا هاشمی میتواند جریان سوم باشد؟
** قطعا هاشمی جریان سوم نیست، هاشمی یک جریان سوخته است، چون اصالت فکری ندارد و هر بار رنگ عوض میکند.هاشمی را در جایگاه چپ گرایی افراطی تا راست گرایی دیده ایم و این تغییر دیدگاه و دوگانگی در سیاست، هاشمی را ساقط کرد نه حفاظت. همچنین، جریان انحرافی که رای مردم به دولت را برای خود میداند و فراموش کرده که این رای به گفتمان 3 تیر بوده و نه به شخص خاص، نمیتواند جریان سوم باشد.
قطعاً جریان سوم اگر شکل بگیرد، جریانی مبتنی بر گفتمان انقلاب و نظام است که همچنان بر سر ارزشهای خود پا برجامانده و دچار استحاله نشده و اشکالات موجود را هم نداشته باشد، نسخه جدیدتر دولت سوم تیر باشد البته رهبری آن نیز به دست ولایت فقیه خواهد بود.
* آیا استراتژی تطهیر چهره خاتمی و سیاست بازگشت او به نظام امکان پذیر خواهدبود؟
** خاتمی با برگشت (درصورت اعلام برائت از جریان فتنه) ممکن است خودش را حفظ کند و نه جریانش را، چرا که او اصالتش را بهعنوان لیدر جریان اصلاحات از دست داده است و مردم نیز به چهرههای مصرف شده و سوخته بر نمیگردند و در مورد آقای هاشمی نیز این قضیه صدق میکند.
* پس شما به ورود اصلاح طلبان به رقابتهای انتخاباتی اعتقادی ندارید؟
** اگر مقصود این است که تنور انتخابات را به قیمت سوختن ارزشها گرم کنیم و کسانی را که انتخابات و نظام را قبول ندارند و برای حضورشان شرط میگذارند، لازمه انتخابات بشمریم، این را قبول نداریم؛ بهتر است کسانی در انتخابات شرکت کنند که نظام را قبول داشته و رعایت قوانین و اصولش را بر خود واجب بدانند.
نباید حکومت را بازی تلقی کرد که هر کسی برای گرم شدن بازی وارد رقابتهای سیاسی شود؛ باید تنها کسانی که آمادگی خدمت رسانی به مردم را براساس گفتمان انقلاب و ارزشهای نظام دارند به میدان عمل بیایند.
البته در واقعیت، اصلاح طلبان حتما شیوهای برای حضور خود تدارک خواهند کرد و سیستم انتخاباتی کشور هم از این قابلیت برخور دار است و این امکان حضور وجود دارد؛ در هر حال مردم هوشیار هستند.
* آیا آقای احمدینژاد پست جدی به شما پیشنهاد نداده است؟
** نه.
* یکی از انتقادهای مخالفان تعداد مشاغل شما در دولت نهم بوده است، نظرتان درمورد تعداد مشاغل مشایی و عناوینی که در دولت دارد و حدود 18 تا 20 عنوان است، چیست؟
** تنها مشایی نیست؛ کسان دیگری هم در کشور هستند که این مشکل را دارند.
* مانند چه کسی؟
** لزومی ندارد اسم ببریم. درواقع آنچه که حساسیت سیاسیون را برانگیخت ظاهراً فقط پستهای من بود و بعد از کنارگیری بنده از دولت، این موضوع فراموش شد و افراد با پستهای متعدد دولتی در دستگاههای مختلف مشغول بهکار هستند.
* یعنی شما مخالف مشاغل مشایی هستید؟
** من شخصاً با سیاسی کردن مباحث حقوقی بخصوص این موضوع که مربوط به اصل 141 قانون اساسی است، مخالفم و اگر تعدد مشاغل در قانون ممنوع شده است، باید با دید حقوقی به این قضیه نگاه شود و نه سیاسی.
* موضع گیریهای سیاسی خانم رجبی نسبت به گذشته کمتر شده، آیا شما از ایشان خواستید که موضع گیری کمتری داشته باشند؟ آیا در جبهه پایداری به شما کمک میکنند؟
** جبهه پایداری یک جریان فکری است و من تفکر خانم رجبی را در این گفتمان میبینم. خانم رجبی از دوران سازندگی و اصلاحات همیشه دغدغه مکتب امام را در مبانی خود داشته، اما فعالیت سیاسی وی ارتباطی به من ندارد.
* کاهش موضع گیریهای سیاسی خانم رجبی را تأئید میکنید؟
** بله، کاهش داشته است؛ چون تریبون ندارد. او آدم مستقلی است و معمولاً گروههای سیاسی، افراد مستقل را بر نمیتابند. از دولت نهم تمام سایتهای مجوزدار خانم رجبی بسته شده و تریبون ندارد، اما اگر لازم باشد در حد ضرورت صحبت میکند. او نسبت به دین و اعتقاداتش احساس مسؤولیت میکند و هرجا لازم ببیند به وظیفه شرعی خود عمل میکند.
* آقای باهنر چندی پیش گفتهاند که احمدینژاد تغییر نکرده بلکه شناخت ما از او بیشتر شده، نظر شما در این رابطه چیست؟
** آقای باهنر مثل بسیاری از اظهارنظرهایش این جا هم اشتباه کرده است.
* فرق رئیس دفتری شما با رئیس دفتری مشائی چیست؟
** ما 2 آدم متفاوت در عموم جهات هستیم. از نظر اختیارات هم شرایط ما کاملا متفاوت است.
* اگر دوباره رئیس دفتر رئیس جمهور بشوید؟
** خدا کند که هرگز ضرورتی برای کار اجرایی پیش نیاید.
* خانه داری خانم رجبی بهتر است با مواضع سیاسی اش؟
** هر دو.
* اگر رئیس جمهور درباره بازداشت شدگان جریان انحرافی از شما مشاوره حقوقی بخواهد!
** من در مورد بازداشت و حبس حرفهای سیاسی نخواهم زد و این مورد بحث حقوقی است. هر کس در مباحث حقوقی از من مشورت بخواهند، آنچه را حق بدانم خواهم گفت. اما اگر منظورتان این است که من وکیل جریان انحرافی شوم، نه! چنین چیزی را قبول نمیکنم.