تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۲۴۹۴۳
بمناسبت سالروز شهادت دکتر شریعتی

فریادگر بزرگ تاریخ (بخش دوم)


عبادالله رمضانی
شریعتی در زمینه‌ی وحدت در جوامع اسلامی معتقد بود که: «اتحاد تشیع و تسنن محال است، اما وحدت شیعه و سنی حتمی است». یعنی امکان حل شدن دو قشر تشیع و تسنن در همدیگر محال است اما وحدت و اتحاد شیعه و سنی در یک مجمع جهانی باید حتما صورت بگیرد و به همین جهت یکی از اتهاماتی که «قشریون» به وی می‌زدند این بود که او می‌خواهد با «تز»‌ تشیع و تسنن ولایت را از بین ببرد.
از سوی دیگر نقد وی از جریان قشری‌گری متولیان ظاهری تشیع، تحت عنوان تشیع صفوی واقعیتی انکارناپذیر و ضروری بود که وی تحت عنوان تشیع علوی و صفوی از جامعه‌ی آن روز ارائه داد و مظاهر مختلفش را مطرح کرد.
خصوصیت دیگر اندیشه‌های اجتماعی شریعتی، داشتن زبان جدید برای سخن گفتن بود. زبانی که دوست آنرا می‌فهمید و دشمن نمی‌توانست آنرا بفهمد. وقتی او لب به سخن می‌گشاید و در «پس از شهادت» می‌گوید: «اکنون شهیدان مرده‌اند و ما مرده‌ها زنده هستیم، شهیدان سخنشان را گفتند و ما کرها مخاطبشان هستیم... و این یک ستم دیگر تاریخ است که ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم. امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند»، ‌دوستان و آنان که حسین(ع) را می‌شناسند پیام وی را می‌فهمند و اما دیگران نمی‌فهمند.
یا وقتی که جزوه‌های «حسینیه‌ی ارشاد» را برای سانسور به اداره‌ی مطبوعات آنروز می‌برند خودشان اعتراف می‌کنند: چیزی که بتوانند از آن بهانه کنند ندارد. اما یکی از مسئولین سانسور می‌گوید: هرچه گشتیم چیزی خلاف در آن ندیدیم، اما نمی‌دانیم چرا این مجموعه بوی خون می‌دهد.
مسئله‌ی دیگری که در زمینه اندیشه‌های دکتر شریعتی باید یادآور شد، بازسازی «تئوریک» اندیشه‌های اسلامی در راستای سیاسی و مبارزه با نظامهای طاغوت بود که کتاب حکومت و امامت وی در این مورد است. در این کتاب وی جامعه‌شناسی را از بعد روابط اجتماعی بیان می‌کند و می‌گوید: به تعداد گروه‌های اجتماعی در جامعه رابطه وجود دارد. هر گروه اجتماعی یک جامعه («ما»‌ی اجتماعی) است.
شخص در اجتماع با دیگران هم‌سرنوشت می‌شود. این «ما»ی اجتماعی انواع مختلف دارد: نژادی قومی، طبقاتی و غیره و اینها قالبهای اجتماعی هستند که انسانها در آن زندگی می‌کنند و شخصیت در آنها ساخته می‌شود.
شریعتی این قالبها را به عنوان چهارچوبی برای حرکت انسان نفی می‌کند. از نظر وی آنچه که می‌تواند قالب شخصیتی انسان را شکل بدهد اشتراک فکری و عقیدتی (اندیشه و آرمانهای انسانی) است. اشتراکی که انسان می‌تواند در آن شخصیت واقعی خود را بیابد.
این تشکل فکری و اندیشه‌ای قویترین قالب اجتماعی است که شخصیت انسان در آن شکل می‌گیرد. اما انتقادی نیز از این قالب گرفته می‌شود و آن اینست که یک زمینه‌ی فکری و نظری است که تبدیل به یک گروه روشنفکر، که از مسائل علمی و اصلی جامعه بدورند می‌شود. بنابراین جمع «همفکر» هم نمی‌تواند یک الگوی ایده‌آلی برای اندیشه انسان باشد. یعنی هر گروه همفکر با هر فکری نمی‌تواند الگوی جامعه باشد، بلکه آن فکری ایده‌آل قرار می‌گیرد که با سرنوشت سیاسی جامعه پیوند داشته باشد. لذا در تعبیر دکتر شریعتی «امت» گروه طبقاتی، نژادی و قومی نیست، بلکه جمعی است که وجه مشترکشان اشتراک در «اندیشه» در جهت «شرکت دادن» است.
امت از ریشه «ام» به معنای حرکت کردن به جهت مشترک گرفته شده است. بنابراین در امت قبل از اینکه قشر خاصی مطرح باشد، یک هدف مشترک مطرح است، و لذا از بطن چنین تعبیری امت یک حرکت هماهنگ یافته با هدف مشترک درمی‌آید. یعنی فرد، حرکت نمی‌کند، بلکه جامعه حرکت می‌کند. اما نه جامعه‌ای که در چهارچوب خاص محدود است، بلکه امتی که در چهارچوب هدف مشترک قرار دارد.
بنابراین حیات امت بستگی به هدف مشترک دارد که باید جامعه را بصورت یک موجود معین در بیاورد. این کار از عهده‌ی همه افراد برنمی‌آید و دارای ویژگی‌های خاص خود است، رسالت امت این است که این ویژگیهای خاص برداشته شود. در اینجا نیاز به عنصری است که بتواند این عمل را انجام دهد و این همان رهبری (امامت) است. بنابراین امامت آن نوع رهبری است که در چهارچوب قومی،‌ طبقاتی و نژادی محدود نمی‌شود و منشاء این رهبری منافع طبقاتی و گروه خاصی نیست، و معتقد است که رسالت رهبری شکل دادن به امت در چهارچوب هدف مشترک و حرکت دادن امت به سوی آن هدف مشترک است.
بنابراین امامت گذشته از آن که یک اصل شرعی و اسلامی است که مورد تاکید پیامبر می‌باشد بلکه مانند خود نبوت در رابطه با یک زمینه دقیقا علمی و جامعه‌شناسی است که ضرورت پیدا می‌کند. یعنی از درون ذات امت ضرورت امامت می‌جوشد و بیرون می‌آید.
اینک در پایان جا دارد که به سخن شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی در مورد شخصیت دکتر شریعتی اشاره‌ای بکنیم که ایشان فرمودند: شریعتی درخششی در تاریخ انقلاب و تاریخ اسلام بود. او توانست پیوند بین نسل جوان و روحانیت مسئول و متعهد را در یک راستای انقلابی برای نسل جوان قابل فهم سازد.
یقینا شریعتی نیز مانند همه آنان که زیاد و خوب کار می‌کنند خالی از خطا نیست. و نباید بر سر جزئیات اندیشه‌های او نزاع کرد و ستایشگری مطلق و یا طرد و نفی مطلق آثار او هیچکدام درست نیست. بهترین کاری که می‌شود در مورد آثار وی انجام داد نقد و ارزیابی آثارش است، چرا که او از بزرگان اندیشه و انقلاب این دیار است.
آری او در «گنجه‌ی زخمناک سینه غمناکترین رازها داشت»، در «فصل شب بلند تاریخ» با «حنجره‌اش ستاره می‌کاشت» و شعارش برای نسل جوان و برای همه «خودآگاهی» و بازگشت به «خویشتن» «خویش» بود. یادش گرامی و راهش همیشه روشن و پر فروغ باشد. والسلام.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات