تاریخ انتشار : ۰۱ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۲۴۹۴۵

نقض مقررات بین‌المللی توسط رژیم عراق


پس از این جریان حملات عراق به مناطق مسکونی متناوباً ادامه پیدا کرد. ولی عملیات مقابله به مثل رزمندگان اسلام از یک سو و افشاء‌گریهای انجام گرفته از سوی دیگر باعث شد که رژیم بغداد زیر فشار افکار عمومی جهان و مردم عراق به نامه دبیرکل سازمان ملل متحد که خواستار قطع حملات علیه اهداف غیرنظامی از تاریخ 22 خرداد ماه 63 (12 ژوئن 1984) شده بود جواب مثبت دهد. صدام حسین در این مورد چنین گفت: «بنابرانی مفتخرم به شما اطلاع دهم، دولت عراق پیشنهاد شما را مشروط براینکه ایران به آن پایبند شود می‌پذیرد و لازم است در اسرع وقت تدابیر فعال برای نظارت بر اجرای طرفین اتخاذ گردد»10
ولی وی با اطلاع کامل از نیات پلید خود و اطمینان از عدم پایبندی به چنین توافقنامه‌هائی دو روز بعد، پس از اعطاء نشان شجاعت به خلبانان عراقی در مقابل ارتشیان عراق چنین می‌گوید: « شما موافقت ایرانیان را با پیشنهاد دبیر کل سازمان ملل متحد در مورد متوقف ساختن حملات متقابل به شهرها را شنیدید، مبادا سست شوید. اینها مسائل اداری است که شما نباید گوش دهید و یا به آن کاری داشته باشید».11
بهرحال از آنجا که خوی تجاوزگر این رژیم اجازه نمیدهد که به قوانین و موافقتنامه‌های بین‌المللی پایبند باشد این رژیم مرحله سوم از حمله به مناطق مسکونی را پس از دو روز و با حمله به شهرهای آبادان و خرمشهر شروع میکند و پس از چندی این حملات را به سایر شهرها و روستاهای کشور گسترش میدهد، بطوریکه تا اوایل آبانماه 1363 بیش از 80 مورد تخلف این رژیم به ثبت رسیده است و موارد آن به نمایندگی سازمان ملل به تهران (هیأت ناظر ب موافقت‌نامه 12 ژوئن) و دبیرکل سازمان ملل متحد اطلاع داده شده است. رژیم عراق به این حد از عملیات نیز اکتفا نکرده و از اوایل دیماه 1363 دامنه حملات خود را افزایش میدهد و بطور متناوب آبادی‌های اطراف دشت آزادگان و سوسنگرد را توسط بمب‌افکنهای خود بمباران میکند.
در این میان هیأت ناظر سازمان ملل متحد بر اجرای تعهد 22 خرداد (12 ژوئن) مستقر در تهران از جانب دبیر کل سازمان ملل متحد ماموریت پیدا میکند که مناطق بمباران شده را مورد بازدید قرار داده و گزارشی در این مورد تهیه کند. لذا این هیأت از تاریخ 17/10/63 لغایت 18/10/63 به منطقه دشت آزادگان سفر کرده و ضمن اینکه خود شاهد عینی بمباران بعدی این مناطق می‌بود از محل انفجار بمبها در روستاهای بردیه12، دهلاویه و علاونه عکس و گزارش تهیه کرده و به مصاحبه با مجروحین و خانواده‌ شهدا میپردازد. بخش نتیجه‌گیری گزارش این هیأت در مورد روستای بردیه نشانگر یکی دیگر از موارد نقض قراردادها و پیمانهای بین‌المللی توسط رژیم عراق است. این موارد با اندکی اختلاف در مورد دو روستای دیگر نیز صادق است:
«از آنجا که دلیل بر وجود هرگونه تاسیسات نظامی با صنعتی در داخل یا مجاورت دهکده موجود نبود، نظر هیات براین است که دهکده بردیه یک مرکز صرفاً مسکونی می‌باشد. هیأت بر این نظر است که دهکده مزبور مورد یک حمله هوائی با استفاده از بمب‌های خوشه‌ای قرار گرفته است. براساس بازرسی، از شواهد موجود، از اجزاء بمب و حفره‌های ایجاد شده هیأت تخمین میزند که حمله می‌بایستی 3 تا 4 روز قبل از بازدید صورت گرفته باشد، بنابراین تاریخ ادعائی حمله، 4 ژانویه 1985، قابل قبول است. تلفات گزارش شده و وسعت خسارات وارد بر اثراتی که می‌توان از یک چنین حمله‌ای انتظار داشت مطابقت دارد».
رژیم عراق پس از این محکومیت نیز حمله به مناطق مسکونی را با شدت و ضعف ادامه میدهد و از اینرو مسئولین جمهوری اسلامی ایران نیز از روی ناچاری به مقابله به مثل می‌پردازند. در حالیکه همواره برای خاتمه دادن به این جریان غیرانسانی پیش قدم بوده‌اند. با شروع مرحله جدید حملات عراق به مناطق مسکونی از اوائل خرداد، قانون‌شکنی رژیم عراق بر همه جهانیان آشکار شد و حتی افراد و سازمانهائی که در مقاطع خاصی بطور یکجانبه‌ای از رژیم عراق حمایت کرده بودند در این مرحله این رژیم را محکوم ساختند. بعنوان مثال آقای الکساندرهی رئیس سازمان بین‌المللی صلیب سرخ طی بیانه‌ای اعلام کرد: بمباران هدفهای غیرنظامی یکی از بزرگترین موارد نقض قانون بین‌المللی حقوقی بشر می‌باشد... عراق آتشی بسی را که چند هفته بین دو طرف متحارب برقرار بود زیر پا گذارده و این عمل عواقب شروع مجدد بمباران مناطق مسکونی را بدنبال داشته است.»13
ب: استفاده از وسائل مکانیکی و انفجاری
تخریب مناطق مسکونی بوسیله وسائل و ابزار مکانیکی و مواد منفجره از دیگر موارد نقض قوانین انسانی و بین‌المللی و بخصوص زیرپا گذاردن کنوانسیون 1949 ژنو، توسط رژیم عراق است.
رژیم بغداد به غیر از بکارگیری آتش توپخانه و حملات هوائی و موشکی به شهرهای مظلوم ایران، غالب، شهرها و روستاهائی را که در ابتدای جنگ تحمیلی به تصرف خود درآورده بود با خاک یکسان کرده است، بطوریکه در پاره‌ای از موارد حتی هیچگونه آثاری از 1300 روستای خوزستان ندیدند و از شهرهائی چون آبادان، خرمشهر، قصر شیرین، دهلران، هویزه، موسیان، گیلانغرب، بستان مهران، شوش و سوسنگرد ... چیزی به جز سایه‌ای از شهر باقی‌ نمانده بود.
قستمهائی از گزارش هیأت بازدید کننده سازمان ملل متحد از برخی از شهرهای مزبور و مشاهدات خبرنگاران خارجی از خرمشهر تنها می‌تواند گوشه‌ای از این روش غیرانسانی را بیان کند:
«... در شهر موسیان که در یک منطقه صاف و هموار قرار گرفته، هیات اعزامی قسمت اعظم شهر را که با خاک یکسان شده بود مشاهده کرد. برخی از ساختمانهائی که در قسمت دیگر شهر باقیمانده متحمل آسیب‌های زیادی شده‌اند که غیرقابل ترمیم هستند. یکی از منازلی که مورد بازدید هیأت قرار گرفت با مواد انفجاری ویران شده است.
علیهذا در مناطقی که بکلی از بین رفته‌اند میزان خرابی به حدی است که موارد انفجاری با اثر زیاد و یا سایر وسایل و تجهیزات مهندسی می‌تواند موجب این قبیل ویرانی گردیده باشند.
علاوه بر خرابی و ویرانی شهر (قصرشیرین) در نتیجه بمباران و آتش مستقیم، وسائل دیگری از قبیل مواد انفجاری شدید و وسائل مهندسی بکار برده شده است.
... هیأت اعزامی شهر (هویزه) را که با خاک یکسان شده بود مشاهده کرد، در این شهر فقط دو ساختمان باقی مانده است.»14
«... هنگامیکه عراقیها پس از هفته‌ها مبارزه، شهر (خرمشهر) را به تصرف درآوردند برای جلوگیری از نفوذ نیروهای اسلام به این شهر از هیچ اقدامی فروگذار نکردند... بولدوزرها در طول رود کارون سه سنگر دالانی بطول 5/3 کیلومتر و به عرض 500 متر در میان میدانهای مین احداث کرده بودند، فضاهای باز را نیز با میله‌های آهنی پوشانده بودند تا از فرود چتر باز جلوگیری بعمل آورند.»15
«... تمامی نواحی مسکونی (خرمشهر) توسط بولدوزها با خاک یکسان شده و در این زمینها تعداد زیادی میله‌ آهن برای جلوگیری از فرود چتربازان ایرانی نصب شده است... عراقیها پس از عقب‌نشینی خطوط راه‌آهن را منفجر کرده و در نزدیکی سوسنگرد تمامی دهکده‌ها و شهرها را با خاک یکسان کرده‌اند»16

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات