تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۲۴۹۴۶

جنایت جدید بعثیها در سودان و طرح چند سئوال


شهید حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدمهدی حکیم در سال 1313 در نجف اشرف دیده به جهان گشود. او عضو فعال جامعه روحانیت کاظمین بود و در دهه 1340 نمایندگی پدرش را در بغداد بعهده داشت و مدتها امام جماعت مسجد تمیعی بغداد بود.
وی در سال 1348 توسط رژیم عفلقی به تلاش برای سرنگونی رژیم بعث متهم شد و در همان سال مخفیانه از کشور مهاجرت کرد و به کشورهای پاکستان ـ امارات ـ سوریه و لبنان سفر نمود و سرانجام در لندن مستقر شد و سرپرسیتی «موسسه اسلامی اهل‌البیت» در لندن را برعهده گرفت.
نامبرده تاکنون بارها مورد سوءقصد دژخیمان عفلقی قرار گرفت و از پیشگامان انقلاب اسلامی عراق و از چهره‌های فعال آن بشمار میرود.
سیدمحمدمهدی حکیم چندین بار به جمهوری اسلامی مسافرت کرده و با امام امت دیدار داشته است.
وی همچنین در کنفرانس بررسی جنایات صدام و کنفرانس نیروهای مبارز عراق و اخیراً کنفرانس همیاری ملت عراق شرکت نموده و نقش فعالی در سازماندهی مبارزات مجاهدین مسلمان علیه رژیم صدام داشت.
حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمدمهدی حکیم فرزند مرجع مرحوم و آیت‌الله العظمی حکیم شامگاه روز یکشنبه 27/10/66 در خارطوم پایتخت سودان هدف گلوله دو تن از تروریست‌های بعثی قرار گرفت و به شهادت رسید و دکتر سیدعبدالوهاب حکیم برادرزاده وی نیز براثر این حمله از ناحیه پا مجروح شد.
این حادثه در هتل هیلتون خارطوم اتفاق افتاد و حجت‌الاسلام سیدمحمدمهدی حکیم که ریاست «مؤسسه اسلامی اهل‌البیت» در لندن را برعهده داشت، همراه با برادرزاده‌اش بمنظور شرکت در یک کنفرانس اسلامی از انگلستان عازم سودان شده بود. بدنبال این حادثه قاتلین بوسیله یک اتومبیل نمره سیاسی متعلق به سفارت رژیم جنایتکار بغداد بدون هیچ مقاومتی از سوی مامورین سودانی اطراف هتل از صحنه گریختند وزیر کشور سودان و چند مقام پلیس این کشور نیز پس از وقوع جنایت از محل حادثه دیدن کردند، سپس نیروهای امنیتی سودان برای یافتن قاتلین به حال آماده‌باش درآمدند و فرودگاه خارطوم نیز موقتاً بروی پروازها بسته شد.
درباره شهادت حجت‌الاسلام سیدمحمدمهدی حکیم دو نکته اساسی باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد. نخست آنکه این اولین بار نیست که یکی از چهره‌های پاک و مجاهد خانواده معظم آیت‌الله العظمی حکیم اینگونه بدست تروریستهای حزب جنایت پیشه بعث عراق بشهادت میرسند.
شهادت مظلومانه اعضای خانواده آیت‌الله حکیم
در سال 1362 سه تن از فرزندان ارشد آیت‌الله العظمی حکیم، بنامهای آیت‌الله سیدعبدالصاحب حکیم، حجت‌الاسلام سیدعلاءالدین حکیم و حجت‌الاسلام سیدمحمدحسین حکیم و همچنین سه تن از نوادگان ایشان به نامهای حجت‌الاسلام سیدکمال حکیم، حجت‌الاسلام سیداحمد حکیم و حجت‌الاسلام سیدعبدالوهاب حکیم توسط مأمورین امنیتی رژیم جنایتکار بعث دستگیر و پس از شکنجه‌های فراوان در روز جمعه اول ماه شعبان همان سال در یک از سیاهچالهای بغداد یکجا به شهادت رسیدند.
امام در بخش دیگری از این پیام فرمودند:
«... باید ملت عراق بدانند که قضیه مربوط به بیت معظم حکیم نیست. اینان که با آن شکنجه‌ها شهید شدند در راه اسلام عزیز و مصالح ملت عراق به شهادت رسیدند و به لقاءالله در جوار اجداد معظمشان محشورند. لکن مساله مهم اسلام است که اگر به این ملحد مخالف با لذات با اسلام مهلت داده شود اسلام بزرگ و ملت عزیز عراق را در زیر چکمه دژخیمان جنایتکارش خرد خواهد کرد و به حرث و نسل ملت عراق بس نخواهد کرد... ارتش عراق که از همان ملت هستند و فرزندان همان آب و خاک هستند تا کی تحمل اینگونه ننگها را که از این جنایتکار می‌کند می‌نمایند و عجیب آن است که خیرخواهان منطقه به گمان خود برای اصلاح بین حزب بعث و دولت ایران دامن به کمر زدند و فعالیت می‌نمایند. غافل از آنکه اصلاح با این پلنگ تیزدندان ستم کاری بود و مستمندان و اسلام و مسلمین و غافل از آنکه این شخص که بواسطه شکست در جنگ و از دست دادن همه چیز خود آنچنان دیوانه شده است که به هیچ قراردادی پای‌بند نیست و ملت ایران با آن همه رنج و درد که از این دژخیم دیده‌اند به هیچ وجه به اصلاح تن در نمیدهند و اسلام عزیز اجازت نخواهد داد که با اسم اصلاح به ملتهای مظلوم ستمهای فوق طاقت تحمیل شود...»
در ماه اسفند سال 1363 نیز 10 تن دیگر از فرزندان و نوادگان آیت‌الله العظمی حکیم در زیر شدیدترین شکنجه‌ها وحشیانه عمل خونخوار حزب بعث به درجه رفیع شهادت نائل آمدند نام و مشخصات این 10 شهید پاکباخته نیز چنین است:
1ـ شهید آیت‌الله سیدعبدالمجید، فرزند آیت‌الله سیدمحمود حکیم، برادرزاده سیدمحسن حکیم.
2ـ شهید سیدعبدالهادی الحکیم و فرزندانش:
شهید حجت‌الاسلام دکتر عبدالهادی، فرزند آیت‌الله سیدمحسن حکیم، در سال 1318 متولد شد و در سن 40 سالگی به شهادت رسید.
3ـ شهید فاضل سیدحسن فرزند سیدعبدالهادی الحکیم 23 سال، بسال 1340 در نجف اشرف متولد شد. دروس دینی را نزد علما و فقهای حوزه علمیه کسب نمود. او دارای مطالعات فراوانی راجع به انقلاب اسلامی بود.
4ـ شهید سیدحسین فرزند شهید سیدعبدالهادی الحکیم 21 ساله.
5ـ شهید حجت‌الاسلام سیدمحمدرضا فرزند آیت‌الله سیدمحمدحسین حکیم 47 ساله
6ـ استاد شهید سیدمحمد فرزند آیت‌الله محمدحسین حکیم 43 ساله
7ـ شهید حجت‌الاسلام سیدعبدالصاحب فرزند آیت‌الله العظمی حکیم 37 ساله
8ـ سیدضیاءالدین فرزند شهید حجت‌الاسلام سیدکمال‌الدین الحکیم 23 ساله
9ـ شهید جوان سیدبهاءالدین فرزند حجت‌الاسلام سیدکمال‌الدین الحکیم 20 ساله
10ـ شهید سیدمحمدعلی سید جواد حکیم 31 ساله
در پی شهادت این 10 تن نیز امام امت در 18 اسفند 1363 پیامی صادر کردند در بخشی از این پیام امام آمده است از مرد خونخواری که هر روز دستش تا مفرق بخون بیگناهان در عراق و ایران فرو رفته است جز این انتظاری نیست.
ملت شریف عراق لازم است به ملت ایران و لبنان و فلسطین بپیوندند که خواب را از چشم عفلقیها و صهیونیستها و هواداران آنان بریده و جهان را در چشم آنان تیره و تار نموده‌اند.
بنابراین شهادت مظلومانه حجت‌الاسلام سیدمهدی حکیم در سودان در نوع خود حادثه تازه‌ای نیست زیرا نه جنایت بعثیها در کشتار انسانهای مظلوم و پاک عراقی و ایرانی تازگی دارد و نه این فاجعه برای خاندان معظم و محترم ‌آیت‌الله العظمی حکیم تازگی دارد رژیم عراق یک حکومت جبار و ستمگر است که زبانی جز زبان زور و سرکوب و قطع و قمع را نمی‌فهمد و با چنین رژیمی باید با همین زبان صحبت کرد.
طرح چند سئوال
بعد دیگر اهمیت فاجعه‌ای که یکشنبه شب در خارطوم پایتخت سودان بوقوع پیوست، مسئله شیوه برخورد دولت آن کشور با این فاجعه می‌باشد. سئوالاتی که درباره این فاجعه به ذهن انسان خطور میکند و باید دولت سودان پاسخگوی آن باشد، عبارت است از:
1ـ آیا کنفرانسی که با حضور شخصیتهای خارجی کشور اسلامی سودان برگزار شد تحت مراقبتهای امنیتی دولت آن کشور قرار داشت یا خیر؟ اگر این کنفرانس از سوی دولت سودان مورد حفاظت قرار داشت پس چگونه قاتلین به داخل هتل راه یافتند و جنایت خود را با موفقیت انجام دادند و سپس از هتل بیرون آمدند و از معرکه براحتی گریختند؟ و اگر هیچیک از مامورین دولت سودان در اطراف هتل حضور نداشتند، چرا دولت سودان نسبت به این کنفرانس بین‌المللی که در یک هتل بزرگ دولتی آن کشور ترتیب یافت بی‌تفاوت بوده است؟
2ـ آیا توقف هر چند کوتاه مدت یک اتومبیل نمره سیاسی سفارت عراق در مقابل هتلی که محل برگزاری یک کنفرانس اسلامی است نباید نظر ظن مامورین اطراف هتل را جلب کند و آیا ورود سرنشینان این اتومبیل به داخل هتل بدون هیچ سئوال و مواخذه‌ای صورت گرفته و یا تحت کنترل مامورین سودانی وارد هتل گردیدند؟
3ـ آیا با توجه به سوابق تروریستی رژیم بعث در داخل و خارج عراق و با توجه به خرابکاریهای مکرری که عمال این رژیم در کشورهائی نظیر لبنان، بحرین، کویت و عربستان سعودی داشته‌اند، دولت سودان نباید کنترل بیشتری بر سفارت عراق در خارطوم داشته باشد و فعالیتهای پرسنل این لانه تیمی و تروریستی را زیر نظر بگیرد.
4ـ آیا اگر بر دولت سودان ثابت شود که این جنایت توسط عمال بعثی در آن کشور صورت گرفته حاضر است رسما و بطور علنی اعمال تروریستی حزب بعث عراق در سودان را محکوم کند و یا بانیان این جنایت را به مجازات برساند اینها و سئوالات دیگری امثال اینها یک سلسله پرسشهائی است که هر انسانی بمحض شنیدن یا خواندن اخبار مربوط به چگونگی شهادت حجت‌الاسلام مهدی حکیم به مغزش خطور میکند.
موضوع سئوال برانگیز دولت سودان
برای یافتن پاسخ این سئوالات با سفیر سودان در تهران تماس برقرار کردیم و طی مصاحبه‌ای نظرات دولت سودان را در این رابطه از وی جویا شدیم. البته پیش از انجام این مصاحبه میتوانستیم حدس بزنیم که سفیر سودان با سئوالات ما چگونه برخورد خواهد کرد و چه جوابهائی خواهد داد.
دولت سودان تا پیش از کودتای سال 64 «ژنرال سوار الذهب» یعنی در تمام طول زمامداری «جعفر نمیری» حامی سرسخت رژیم متجاوز بغداد در جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران بود لیکن حکومت کودتائی ژنرال سوار الذهب بمحض بدست گرفتن قدرت تغییراتی در سیاست خارجی سودان بوجود آورد از جمله اینکه تلاش کرد تا حتی‌المقدور در جنگ تحمیلی مواضع بیطرفانه‌ای اتخاذ نماید. به همین خاطر حمایتهای سیاسی و تبلیغی از رژیم بغداد در جنگ تحمیلی را کاهش داد و اعزام نیروی انسانی سودانی به عراق برای یاری رساندن به ارتش بعث در جنگ علیه انقلاب اسلامی ایران را متوقف کرد لیکن سعی کرد روابط سودان با رژیم بعث را در سطح دوستانه باقی نگاه دارد. بقدرت رسیدن صادق‌المهدی بعنوان نخست‌وزیر سودان نیز نتوانست تغییر دیگری در سیاست ژنرالهای کودتائی حاکم بر سودان بوجود آورد. صادق‌المهدی نیز تلاش کرد روابط سودان را با هر دو کشور درگیر در جنگ تحمیلی مساوی و برقرار نگاه دارد. به همین خاطر پس از احراز مقام نخست‌وزیری کشور سفرهائی به بغداد و تهران بعمل آورد. وی تا پیش از این سمت حامی سرسخت انقلاب اسلامی ایران بود لیکن احراز مقام نخست‌وزیری سودان شاید از نظر وی ایجاب میکرد که موضع متعادلتر و مساوی‌تری نسبت به دو کشور ایران و عراق اتخاذ نماید.
به همین خاطر صادق المهدی و دولتش سعی کردند از اتخاذ هر سیاستی که نوعی مخالفت با مواضع هر یک از دو کشور درگیر در جنگ تحمیلی باشد خودداری نمایند. موضعگیری سفارتخانه‌های سودان نیز طبعاً از این قاعده مستثنی نبود.
از اینرو آقای «ابراهیم‌احمد عثمان حمراء» سفیر سودان در تهران نیز در مصاحبه اخیر خود با روزنامه جمهوری اسلامی سعی کرد این سیاست را در اظهارات خود حفظ نماید و از وارد آوردن هرگونه اتهامی به رژیم بعث عراق در ماجرای ترور ناجوانمردانه حجت‌الاسلام سیدمهدی حکیم خودداری کند. او اصلاً منکر این واقعیت شد که بعثیها در این فاجعه دست داشته باشند. او حتی از این اظهار نظر دولت سودان که گفته بود «قاتلین حجت‌الاسلام حکیم خارجی بودند» تعمداً اظهار بی‌اطلاعی کرد نامبرده در برابر هر سئوالی که مایل به جواب دادنش نبود خود را نسبت به آن بی‌اطلاع نشان می‌داد.
اکنون توجه خوانندگان گرامی را به متن مصاحبه خبرنگار روزنامه‌ جمهوری اسلامی با سفیر سودان به تهران جلب میکنیم و قضاوت درباره این موضوع را به عهده آنان میگذاریم.
مصاحبه با سفیر سودان در تهران
* خبرنگار: آخرین اطلاعاتی که درباره به شهادت رساندن حجت‌الاسلام سیدمهدی الحکیم به دستتان رسیده است چیست؟
** سفیر سودان: آخرین اطلاعاتی که بدستمان رسیده حاکی از اینست که بلافاصله این حادثه مقامات امنیتی و در راس آنها وزیر کشور به محل ترور رفته و صحنه را مشاهده کردند و اقدامات لازم را انجام دادند. طبیعی است که این حادثه مقامات امنیتی را غافلگیر کرد. وزیر کشور سودان بلافاصله اعلام کرد که دولت سودان این عمل را محکوم کرده است. وی مخالفت دولت سودان را با تبدیل سودان به صحنه‌ای برای تصفیه حساب‌ها و اختلافات اعلام نمود. اضافه بر آن، فرودگاه خارطوم بسته شد و جستجو برای یافتن جنایتکاران آغاز گردید و این جستجو هنوز ادامه دارد.
* خبرنگار: آیا پس از آغاز جستجو سرنخهائی بدست مقامات سودانی نیامده است؟
** سفیر سودان: مسئله خاصی وجود ندارد و نیروهای امنیتی اقدامات خود را دنبال میکند.
*خبرنگار: خبرگزاری‌ها گزارش دادند که عاملین ترور سیدمهدی حکیم توسط یک اتومبیل نمره سیاسی فرار کرده‌اند. آیا در این زمینه توضیحاتی دارید؟
سفیر سودان: من هم این خبر را از خبرگزاری‌ها شنیده‌ام ولی گزارشی که این خبر را تائید و با تکذیب کند از خاطوم بدستم نرسیده است.
* خبرنگار: مقامات وزارت کشور سودان اعلام کرده‌اند که عاملین جنایت خارجی بوده‌اند.
** سفیر سودان: من نمیتوانم این مسئله را تایید و یا تکذیب نمایم چون هیچ اطلاعی در این زمینه ندارم شاید در آینده جزئیات این مسئله گزارش شود و این بعد از پایان تحقیقات صورت می‌گیرد.
*خبرنگار: شما قبول دارید که وزارت کشور سودان عاملین این جنایت را خارجی خوانده است؟
** سفیر سودان: این خبر را در مطبوعات دیدم ولی نمیتوانم آنرا تایید یا تکذیب کنم.
*خبرنگار: شخصی که همراه سیدمهدی حکیم بود اعلام کرد که عاملین تیراندازی عراقی بوده‌اند نظر شما چیست؟
** سفیر سودان: اطلاعی در این زمینه ندارم.
* خبرنگار: با توجه به اینکه حزب بعث عراق فعالیت زیادی در سودان دارد، و دولت عراق اخیراً اسلحه و کمکهای نظامی برای سودان فرستاده است و این مسئله را «بدرالدین مدثر» مسئول حزب بعث در سودان اعلام کرده آیا فکر نمی‌کنید که ارتباطی میان این کمکها و این ترور وجود داشته باشد؟
** سفیر سودان: بطور مسلم نه، به هیچ وجه، چرا که اگر شما بخواهید این دو مسئله را با هم ربط بدهید، در واقع حاکمیت سودان را زیر سئوال برده‌اید. و سودان این مسئله را به هیچ وجه نمی‌پذیرد من در اینجا تاکید میکنم که دولت سودانت هرگونه کمکی را که به حاکمیت سودان لطمه بزند قویاً رد میکند.
* خبرنگار: آقای سیدمهدی حکیم میهمان کشور شما بود و دولت سودان بایستی از او محافظت میکرد.
** سفیر سودان: پیش‌بینی نمیشد که چنین حادثه‌ای صورت بگیرد. من میخواهم تاکید کنم که ما مشکلات امنیتی نداریم، و شما میتوانید در خیابانهای سودان تا صبح قدم بزنید بی‌آنکه شخصی به شما تعرض نماید. ترور او به معنی این نیست که امنیت در خارطوم وجود ندارد. این حادثه نشان میدهد که ترور نامبرده قبلا برنامه‌ریزی شده است و گرنه شخصیتهای دیگری هم در کنفرانس اسلامی شرکت کردند. و در همان هتل «هیلتون» بسر میبردند.
* خبرنگار: در کنفرانس فوق‌الذکر شخصیتهای جهانی شرکت کرده بودند و می‌بایستی دولت سودان اقدامات امنیتی برای حفظ جان همه میهمانان اتخاذ میکرد. این طور نیست؟
** سفیر سودان: اقدامات امنیتی بعمل آمده بود ولی نیروهای امنیتی غافلگیر شدند. من در صحنه نبودم که بتوانم جزئیات را برای شما بگویم.
* خبرنگار: خبرگزاری‌ها گزارش دادند که عناصر مسلح پس از تیراندازی بسوی سیدحکیم دو تیر هوائی شلیک کردند و هتل را ترک نمودند و این امر نشان میدهد که آنها عجله‌ای برای فرار نداشته‌اند. در این مورد چه می‌گوئید.
** سفیر سودان: من در صحنه نبودم و نمیدانم ولی این حادثه که در هتل هیلتون خارطوم روی داد ممکن است جای دیگری هم روی دهد. چنین حوادثی در کشورهای دیگر هم ممکن است روی دهد.
* خبرنگار: بدنبال شهادت سیدحکیم عراقیان مقیم تهران تظاهراتی علیه این اقدام رژیم بعث عراق برپا کردند و تا سفارت سودان هم آمدند آیا در جریان این تظاهرات بودید؟
** سفیر سودان: ما از تظاهرکنندگان یادداشتی دریافت کردیم. آنها در این یادداشت نسبت به این ترور ابراز انزجار کرد و آنرا محکوم کرده بودند. ما متن یادداشت را به خارطوم مخابره کردیم.
* خبرنگار: آیا هنوز پاسخ نداده‌اند؟
** سفیر سودان: نه ما هنوز پاسخی دریافت نکرده‌ایم ولی حتما پاسخ خواهند داد.
* خبرنگار: شما در ملاقات با یکی از مسئولین درخواست آزادی بقیه اسرای سودانی در جمهوری اسلامی ایران را مطرح کردید با توجه به اینکه حزب بعث عراق فعالیت زیادی در سودان دارد آیا انتظار دارید ایران اسرای سودانی را آزاد کند؟
** سفیر سودان: حزب بعث در سودان یک حزب سودانی است و طبیعی است با حزب بعث عراق هماهنگی دارد ولی نماینده حزب بعث عراق نیست. من مایل نیستم در جزئیات وارد شوم. اما در مورد اسرای سودانی اکثر آنها کارگران شاغل در جزیره مجنون بودند و زمانی که نیروهای ایرانی وارد جزیره مجنون شدند آنها را دستگیر کردند. آنها اشخاص غیرنظامی بودند. گفته شد که آنها با ارتش عراق بودند در حالیکه بعضی از آنها راننده و بعضی دیگر آشپز بودند. جمهوری اسلامی ایران هنگام دیدار صادق‌المهدی از ایران لطف کرد و 15 اسیر سودانی را آزاد کرد. دولت جمهوری اسلامی وعده داد بقیه اسرا را آزاد نماید. من پیش‌بینی میکنم عفو شامل بقیه اسرا شود. من معتقدم نیستم که آنها برای جنگیدن به عراق رفته‌اند و نمیتوانم بگویم آنها بعثی میباشد.
* خبرنگار: پس چگونه آنها را درگیر جنگ کردند؟
** سفیر سودان: آنها به جبهه فرستاده نشدند آنها در جزیره مجنون بودند و در جزیره مجنون منابع نفتی وجود دارد آنها کارگران غیرنظامی بوده‌اند.
* خبرنگار: آیا شما نمیدانید که حزب بعث در سودان جوانان سودانی را به عراق میفرستد، تا آنها در جبهه‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران بجنگند.
** سفیر سودان: مهم اینست که دولت سودان به هیچ کس توصیه نمیکند به این طرف و یا آن طرف جنگ برود ولی اقدامات شخصی با اقدامات دولتی فرق میکند.
* خبرنگار: منظور من هم اقدامات غیردولتی است.
** سفیر سودان: من اطلاعاتی در این زمینه ندارم.
* خبرنگار: اولین باری که اسرای سودانی را به تهران آوردند من با آنها مصاحبه کردم آنها اظهار میداشتند که رژیم بعث عراق آنها را پس از یک دوره آموزش نظامی به جبهه فرستاده است بنابراین رژیم عراق این افراد را چه کارگر باشند و چه دانشجو به جبهه می‌فرستد.
** سفیر سودان: من نمیتوانم این مسئله را تأیید کنم چون اطلاعی ندارم.
* خبرنگار: آیا شما این اطلاعاتی را که من ذکر کردم داشته‌اید؟
** سفیر سودان: من چنین اطلاعاتی نداشته‌‌ام، و اطلاعاتی که دولت سودان برای من فرستاده چنین مطالبی در آن نبوده است.
* خبرنگار: شما چه اطلاعی در مورد فعالیت حزب بعث عراق در سودان دارید؟
** سفیر سودان: من حدود یکسال است در اینجا هستم و اطلاعی از فعالیتهای حزب بعث سودان ندارم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات