قبل از آنکه به دنباله این بحث بپردازیم، تذکر دو نکته را لازم میدانیم: نکته اول آنکه مشروعیت مالیات طبق نظر فقهائی که قائل به حکومت اسلامی هستند از احکام اولیه است. این فقها میگویند حکومت در اسلام از احکام اولیه است و ملزومات آن از جمله مالیات که وسیلهای است نیز از احکام اولیه میباشند.
نکته دوم آنکه: وضع مالیات توسط «دولت اسلامی» صورت میگیرد زیرا دولت اسلامی نماینده ولیفقیه که در راس حکومت قرار دارد میباشد و آنچه را که برای حفظ حکومت اسلامی لازم بداند وضع میکند.
در اینجا خوبست نگاهی نیز به مواضع حزب جمهوری اسلامی که توسط چند تن از صاحبنظران اسلامی از جمله شهید مظلوم آیتالله بهشتی تهیه شده بیاندازیم و ببینیم درباره مساله مالیات چه نقطه نظری دارد.
در کتاب مواضع حزب جمهوری اسلامی ضمن بیان فلسفه مالیات روی این نکته تاکید شده است که مالیات باید برحسب نیاز وضع شود و وضعکننده مالیات، دولت اسلامی است:
«هرگاه خمس و زکات و درآمدهای دولت اسلامی از منابع طبیعی مخصوصاً نفت و معادن دیگر و نظایر آنها برای تامین هزینههای عمومی کافی نباشد، دولت اسلامی با رعایت به مصالح عمومی به تصویب مجلس شورای اسلامی، مالیاتهای دیگر مستقیم یا غیرمستقیم وضع میکند.»
صفحه 136 «مواضع ما» چاپ جدید
نفت، نقطه اتکاء متزلزل
گفتیم که یکی از ویژگیهای نامطلوب ساخت اقتصاد ما تک محصولی و یا تک پایهای بودن آنست. در قسمتهای گذشته جریان تک محصولی شدن اقتصاد و چگونگی نفوذ استعمارگران در کشورمان را به اختصار بیان کردیم.
نفت مهمترین محصولی بود که قدرتهای جهانی در میان منابع طبیعی کشور ما آنرا بعنوان محور غارت خود برگزیدند. البته نه اینکه دیگر ثروتهای عمومی کشور از نظر آنها پوشیده ماند بلکه آنان علاوه بر اینکه به نفت بعنوان یک ماده حیاتی و باارزش نگاه میکردند از آن ابزاری ساختند که بوسیله آن منابع دیگر اقتصادی ما را نیز مورد هجوم و غارت قرار دادند و این هدف شوم با وابستگی اقتصاد ما به نفت تحقق پذیرفت. اکنون مسئولین جمهوری اسلامی بر این موضوع تاکید میورزند که باید با هر وسیله ممکن اتکاء کشور به درآمدهای نفتی را کاهش داد مسئولین رسیدن به این هدف را بعنوان یک نیاز حیاتی برای حفظ استقلال سیاسی انقلاب اسلامی میدانند و معتقدند که نباید سرنوشت نهادها و ارکان کشور را به شلنگ نفت وصل کرد و نفت را باید تنها برای سرمایهگذاریها و سالم کردن گردش چرخهای اقتصادی به نفع مستضعفین و علیه قدرتهای استکباری بکار برد. بار دیگر این نکته را متذکر شویم که نفت نمیتواند تکیهگاه محکمی محسوب شود و بالعکس کشاورزی و صنعت خودکفا تکیهگاهی بیتزلزل است. با توجه به اینکه اکنون نفت بعنوان حربهای صددرصد سیاسی است و قدرتهای جهانی هر زمان که اقتضاء کند میتوانند از آن بهرهبرداری سوء بکنند. از طرف دیگر به فرض آنکه تنها از دید اقتصادی نیز به نفت بنگریم باز هم نمیتوان نفت را ممری بیدغدغه و قابل اطمینان بحساب آورد.
آقای حسین هراتی نماینده مردم سبزوار در این زمینه میگوید باید بدانیم که در دنیای امروز نفت جانشین نفت شده است اکنون در دنیا تلاشهای بسیاری صورت میگیرد که به انحاء مختلف مصرف نفت کاهش پیدا بکند بعنوان مثال تلاش بر این است که اتومبیلها با سوخت هر چه کمتر به حرکت بیافتند نکته دوم اینست که کشورهای بسیاری در چند ساله اخیر به اکتشاف نفت مبادرت ورزیده و به ذخایر قابل توجهی از نفت دست یافتهاند که همین ذخایر جدید ممکن است عرضه و تقاضای جهانی را بهم بزند بعنوان مثال در چند سال قبل کشورهای عضو اوپک حدود 33 میلیون بشکه در روز نفت تولید و به فروش میرساندند درحالیکه در حال حاضر سقف تولید اوپک 16 میلیون بشکه در روز تعیین شده است.
نکته سوم اینست که کشورهای مصرفکننده نفت همواره سعی دارند که خود را از مصرف و خرید نفت خلاص کنند و به همین جهت بدنبال کسب انرژیهای غیرنفتی از قبیل انرژی خورشیدی، نیروگاه اتمی و با استفاده از بیوگاز و غیره هستند.
وی میافزاید: بنابراین ما به فرض آنکه بخواهیم تنها نفت صادر کنیم نمیتوانیم آنچنان متکی به فروش و بازاریابی نفت در دنیا باشیم ضمن اینکه بدترین شیوه اقتصاد در دنیا همین اقتصاد تکپایهای است. آنهم با توطئههائی که استکبار جهانی همه روزه برای ما تدارک میبیند که یکی از آنها تلاش برای در تنگنا قرار دادن ما از نظر اقتصادی و عمدتاً در اینست که بتواند ما را از منبع درآمدمان که نفت است محروم بکند.
آقای هراتی سپس نتیجه میگیرد که به دلائلی که گفته شد ما ناگزیر هستیم تا آنجائی که بتوانیم خودمان را از اتکاء به نفت برهانیم و در این میان مالیات یکی از این درآمدهاست وی میگوید البته ما مدعی نیستیم که مالیاتها بتوانند جایگزین نفت باشند، چرا که ما یک سری از درآمدهایمان نیز متکی به فروش نفت است ولی ما سخت معتقدیم که مالیاتها میتوانند اتکاء به نفت را کاهش دهند و اصولا ما باید به جائی برسیم که درآمدهای مالیاتیمان بتواند رقمهای اساسی از هزینههای جاری را تشکیل بدهد. و حال آنکه میبینیم در بودجه 6000 میلیارد ریالی سال 62 تنها 22 میلیارد ریال درآمد مالیاتی از مشاغل است که همانگونه که مشاهده میکنید بسیار ناچیز است.
آقای عزتالله دهقان نماینده مردم تایباد و تربتجام نیز در این زمینه معتقد است که همچنانکه یکی از شعارهای مهم انقلاب اسلامی خودکفائی اقتصادی بوده و هست بنابراین کمال مطلوب اینست که مسائل جاری کشور با مالیات اداره شود و خود مردم امور اقتصادی کشور را از اتکاء به صادرات نفت جدا کنند.
نقش مالیات در وضعیت اقتصادی
مالیات علاوه بر اینکه یکی از عوامل کاهشدهنده اتکا به درآمدهای نفتی از در دیگر شئون اقتصادی نیز میتواند نقش ویژهای را ایفا کند. از آن جمله تنظیم روابط اقتصادی، اجتماعی است که نظام صحیح مالیاتی براحتی میتواند آنرا به انجام برساند. آقای حسین هراتی اثرات دیگر نظام مالیاتی در وضعیت اقتصادی را برشمرده و میگوید: مالیات یکی از ابزارهائی است که میتواند تورم را کاهش دهد و اینکار با اخذ مالیات از طبقات مرفه و پردرآمد و درنتیجه کاهش نقدینگیها و کند کردن گردش آنها تحقق میپذیرد وی میافزاید: نقش دیگر مالیات در جهت متعادل کردن سقف درآمدهاست. عدالت اجتماعی حکم میکند که ما از کسانی که از امکانات و خدمات بیشتری بهرهمند میشوند و به همین خاطر نیز درآمد بیشتری کسب میکنند مالیات منطقی و معقولی اخذ کنیم تا عدهای صاحب درآمدهای و سرشار نشوند و عدهای دیگر همچنان در فقر و محرومیت بسر برند. همچنین وقتی که مالیات گرفته میشود در واقع به دولت این امکان داده میشود که در مسیر یک سری کارهای عمومی و عامالمنفعه سرمایهگذاری کند
نقاط ضعف و قوت لایحه مالیاتی
قانون مالیاتی فعلی قانونی است که در سال 1345 تهیه و تنظیم گردیده سپس در شورای انقلاب اصلاحات جزئی صورت گرفته و بالاخره در دوره اول مجلس شورای اسلامی نیز مورد اصلاحات دیگر قرار گرفته است بطور کلی میتوان گفت چهارچوب قانون فعلی مالیات به هیچوجه با اهداف انقلاب اسلامی وفق ندارد و در بعضی موارد حتی در تضاد قرار دارد اصولا نظام مالیاتی در گذشته دو ویژگی عمده داشت: اولا به هیچوجه تناسب با درآمدهای دیگر کشور نداشت، ثانیا فشار آن تنها بر طبقات متوسط و محروم جامعه بود در گذشته صاحبان درآمدهای کلان و بادآورده همواره با مالیات بیگانه بودند و به هزاران حیله و نیرنگ بطور قانونی از زیر بار مالیات شانه خالی میکردند و بکرات دیده شد که مامورین مالیاتی جرئت برخورد با طبقات مرفه را بخاطر وابستگیشان به دربار نداشتند لایحه مالیاتی تقدیم شده به مجلس شورای اسلامی علاوه بر اینکه اجازه هیچگونه مفری را به صاحبان درآمدها نمیدهد دارای امتیازات ویژهای نیز هست که آقای هراتی آنها را چنین برمیشمارد: در ارتباط با وجود تمایز لایحه اخیر با قانون جاری مالیاتی بنده تنها به چند نقطه قوت اشاره میکنم: اول آنکه معافیت مالیاتی درآمد حقوقبگیران که قبلا تا 4000 تومان بود اکنون به ازای همسر 1000 تومان و به ازای هر فرزند 500 تومان افزایش میکند دیگر آنکه قرار بر این است که درآمد مشمول مالیات صاحبان مشاغل با هماهنگی اتحادیههای صنفی تعیین بشود که این خود جنبه تخصصی و مردمی را رعایت میکند تشویقهای مالیاتی برای مودیان خوشحساب و معافیت مالیاتی برای درآمدهای مصروف امور خیریه و عامالمنفعه منظور شده است. دیگر آنکه پیشبینی بعمل آمده که از تشخیص مالیات به طریق علیالراس خودداری بشود یعنی مراجع دیگری هم باشند که اگر فرد اعتراضاتی داشت بتواننند به آنها رسیدگی کنند. معافیت طولانی مدت درآمدهای کشاورزی و پیشبینی معافیتهای مالیاتی برای تاسیس کارخانجات صنعتی در نقاط محروم از دیگر نقاط قوت لایحه است وی میافزاید لایحه دارای ویژگیهای مثبت دیگری است که از آن جمله میتوان به معافیت مالیاتی برای شرکتهای تعاونی کارگری، روستائی و مسکن، معافیت مالیاتی برای کسانی که مبادرت به ساخت خانههای ارزان قیمت میکنند و معافیت مالیاتی از درامدهای حاصل صادرات کالاهای ایرانی نام برد. همچنین بمنظور جلب توجه و سوق دادن حقوقبگیران متخصص به نقاط محروم معافیتهائی بر درآمدهای این عده درنظر گرفته شده است. معافیت مالیاتی نسبت به سود حاصل از سپرده اشخاص در نزد بانکها از دیگر محسنات لایحه است که کمک بسیاری به تشویق مردم نسبت به عقود اسلامی بانکها خواهد کرد. و بالاخره اینکه پیشبینی شده است که مبالغی که افراد صرف کمک به محرومین میکنند از درآمدهای مشمول مالیات کسر بشود.
در این زمینه آقای دهقان نماینده مردم تایباد و تربتجام نیز ضمن برشمردن نقاط مصبت لایحه که در میان موارد اشاره شده قبل بود مالیات بر ارث، بعضی مالیاتهای تصاعدی و مالیات خانههای مسکونی را بعنوان نقاط ضعف یاد میکند.
وی میگوید: البته لایحه نقاط ضعفی نیز دارد که در این رابطه بنظر من باید مالیات بر ارث بیشتر مورد ملاحظه قرار گیرد و مالیات تصاعدی بر درآمد آنجا که از 50 درصد میگذرد باید تعدیل شود و همچنین مالیات بر خانههای مسکونی بالای 3 میلیون توامان نیز قابل بررسی و دقت است و بلکه باید حذف شود و یا آنکه سقف معافیت آنرا بالاتر ببرند.
مسأله ایجاد نارضایتی
با شروع بحث و بررسی مجلس شورای اسلامی پیرامون کلیات لایحۀ مالیاتهای مستقیم بعضا شایعات گوناگونی نیز از سوی عناصر معاند پخش شد که ظاهرا مقصود از آن انحراف افکار عمومی از واقعیات و ایجاد جو بدبینی در میان مردم بود. بعنوان مثال همان عناصر شایع کردند که بر خانههای باارزش 500 هزار تومانی سالانه 50 هزار تومان مالیات بسته شده است که بیپایه بودن آن بر همگان روشن است و همانگونه که سخنان نماینده تربتجام اشاره شد لایحه مالیات بر خانههای مسکونی باارزش بیش از 3 میلیون را در نظر گرفته و از آن گذشته هنوز جزئیات لایحه مورد تصویب قرار نگرفته است که آنچه مسلم است نمایندگان مردم منافع مردم محروم و متوسطالحال را در نظر خواهند گرفت.
اما بطور کلی شاید این شبهه هنوز هم قوت داشته باشد که وضع مالیات ممکن است تولید نارضایتی بکند.
البته باید این نکته را یادآور شد که قوانینی که از قبیل مالیات بطور طبیعی ممکن است که بعضاً موجب نارضایتی افرادی نیز بشود.
آقای هراتی در این مورد چنین میگوید: برای روشن شدن مسأله باید در نظر داشت که کلاً سه گروه در جامعه ما وجود دارند. گروه اول قشر مستضعفین و محرومین هستند که بطور کلی از پرداخت مالیات معاف میباشند، گروه دوم اقشار متوسطالحال میباشند که آنها نیز به نسبت درآمدهای مازاد بر نیازشان درصدی جزئی از پرداخت مالیات ر در بر میگیرند، و اما گروه دیگر گروه مرفه و پردرآمد جامعه میباشند که بخش اساسی اخذ مالیات را تشکیل میدهند.
البته ممکن است در بین گروه سوم افرادی نیز باشند که با وضع مالیات ناراضی بشوند اما ناراحت بودن اینگونه اشخاص که با استفاده از امکانات همه مردم صاحب این درآمدها شدهاند به هیچوجه برای ما اهمیتی ندارد.
وی میافزاید: یک نکتهای را که مردم همواره عنوان میکنند اینست که ما از کمبودها نگران نیستیم بلکه از تبعیضها نگرانیم، بنابراین این تبعیضهاست که ممکن است ایجاد نارضایتی بکند، بویژه آنکه این تبعیضها را در سطح درآمدها بین 1 و 100 و یا 1 و 200 و 500 قرار داشته باشد.
در این زمینه نماینده مردم تربتجام نیز معتقد است که قانونی که با جرح و تعدیل به تصویب مجلس شورای اسلامی میرسد و سپس تأیید شورای نگهبان و امام را بدنبال خواهد داشت قانونی است که مخالفت با شرع تلقی میشود و بدین لحاظ هم هیچکس از قوانین شرعی ناراضی نخواهد شد.
در رابطه با مالیات یک طرز تفکر هم وجود دارد که میگوید مالیات تصاعدی و ارتباط مالیات به میزان درآمد افراد باعث میشود انگیزههای لازم برای کار و فعالیت بیشتر از اشخاص گرفته شود در این مورد نماینده مردم سبزوار چنین میگوید:
اولاً باید دید که این مالیات تصاعدی در زمینه چه نوع درآمدی است. آیا شامل درآمدهای تولیدی مفید و اشتغالزاست که من معتقدم یکی از نقاط مثبت این لایحه همین است که بیشترین تخفیفها و بخشودگیها را در مورد این نوع درآمدها قائل شده است. اما اگر درآمدهائی در مسیرهائی هستند که جامعه چندان بدان نیاز ندارد همین مالیات تصاعدی موجب میشود که این دسته از درآمدها به مسیرهای مفید سوق داده بشند. بعنوان مثال مالیات تصاعدی بر درآمدهای حاصل از کارهای توزیعی باعث میشود که سرمایهگذاری توزیعی در جامعه کاهش و به همان نسبت سرمایهگذاری تولیدی بیشتر شود.
مسأله دیگر اینست که وقتی در بعضی موارد مالیات تصاعدی در نظر گرفته میشود این بدان معنی نیست که همه درآمدهای افراد را اخذ خواهند نمود بلکه به نسبت افزایش درآمد مالیات بیشتری تعلق خواهد گرفت.
بنابراین انگیزه کار و تلاش به هیچوجه از بین نخواهد رفت. نماینده تربتجام نیز در مورد مالیاتهای تصاعدی ضمن آنکه معتقد است که در پارهای از این نوع مالیاتها اصلاحاتی صورت بگیرد میگوید: کارگران و کارمندان بویژه طبقات کم درآمد باید مورد بخشودگی مالیاتی قرار بگیرند. و در مسائلی که دولت تصمیم بر توسعه و تشویق دارد مانند کشاورزی و صنعت باید در نظام مالیاتی به حداقل مالیات نسبت به آنها اکتفا نمود.
بخواست خدا در قسمت بعدی این مبحث، به بررسی جنبههای معنوی مسئله مالیات و اصول و ضوابطی که باید در این زمینه مورد توجه قرار بگیرند خواهیم پرداخت. ادامه دارد...