تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۲۴۹۸۲
گفت‌وگو با ماشاءالله شمس‌الواعظین

روزنامه نگار در عصر حاضر

اشاره: ماشاءالله شمس‌الواعظین در اتاق پذیرایی خانه‌اش که با پشتی‌های ترکمنی و فرش‌های ایرانی و صندوقچه قدیمی گوشه اتاق فضایی سنتی دارد، جوایزی را نشانم می‌دهد که از سوی مراکز و نهادهای بین‌المللی دریافت کرده است: جایزه سازمان جهانی مبارزه با سانسور، جایزه C.P.G انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به شجاع‌ترین خبرنگار سال 2000 و جایزه کره جنوبی به سردبیری که توانست در عرض یک ماه تیراژ روزنامه‌ای را به بیش از 300 هزار برساند و ... او به پشتی تکیه می‌زند و با لبخند می‌گوید: «من افکارم مدرن است، اما زندگیم کاملاً سنتی است.»

* آقای شمس‌الواعظین، وقتی نام روزنامه ایران را می‌شنوید، در ذهن خود چه تصوری می‌کنید؟
** نام روزنامه ایران یک نام تکراری است. ما در گذشته تاریخ ایران مثلاً دهه 20 و 30 در تهران روزنامه‌ها و نشریه‌هایی به این نام داشتیم. منتهی عمدتاً این روزنامه به شکل فراگیر و در مقیاس ملی منتشر نمی‌شدند. وقتی نام روزنامه ایران مطرح می‌شود، علی‌القاعده باید روزنامه‌ای باشد که برای همه ایرانیان منتشر می‌شود. نگاهش ملی و فراتر از همه جناح‌های سیاسی بوده و در داخل بدنه اجتماعی عمل کند و در واقع به یک معنا سخنگوی جامعه ایران باشد.
* به عقیده شما در حال حاضر روزنامه ایران واجد این ویژگیها هست؟
** البته این هدف در شرایط کنونی اندکی جاه‌طلبانه تلقی می‌شود. چون عمر روزنامه ایران عمر کوتاهی و با تغییراتی که در همه مدت دچارش شده، نتوانسته معرف جامعه ایران باشد و هنوز راه‌گذارش را برای دستیابی به یک موقعیت ملی سپری نکرده است. البته من امیدوارم به چنین موقعیتی دست پیدا کند. روزنامه ایران به هنگام انتشار شعارهایی را مطرح کرد که می‌توانست آن را به یک مؤسسه بزرگ فرهنگی ـ مطبوعاتی تبدیل کند. گامهای اولیه هم در این چارچوب برداشته شد و اراده مسئولان آن هم معطوف به این هدف بود. اما تحولات عمیق و پی‌درپی سیاسی و تغییراتی که در خود روزنامه ایران صورت گرفت موجب شد که این روزنامه که به طور غیرمستقیم سخنگویی دولت را یدک می‌کشید، موفق نشود طرح بزرگ خودش را برای رسیدن به یک موقعیت برتر و جاافتاده‌تر در جامعه به اجرا بگذارد. لذا می‌شود گفت که روزنامه ایران هنوز در مرحله آزمون و خطا به سر می‌برد، از تلاش‌های اولیه دست برداشته تا اینکه دوباره بتواند به همان موقعیت دست پیدا کند. به جای آن حالا اندکی درون گرا شده و مرحله دفاع از خویش را طی می‌کند تا برای یک دوره‌‌ای پرش‌های بعدی را آغاز کند، حالا کی و چگونه نمی‌توانم چشم‌انداز آن را ترسیم کنم. آنچه می‌توانم بگویم این است که رقابت سنگین میان سه روزنامه بزرگ کشور «ایران»، «جام‌جم» و «همشهری» شروع شده است و چون این رقابت بین نیروهای برابر صورت می‌گیرد، علی‌القاعده رقابت جذاب و لذت‌بخشی است، باید ببینیم نتیجه این رقابت چه خواهد شد؟
* حالا شما فکر می‌کنید روزنامه ایران در این رقابت، چه امتیازاتی دارد؟
** روزنامه ایران در یک دوره‌ای منتشر شد که گشایش‌های سیاسی صورت گرفته بود و این گشایش علایم مثبتی را به سوی نیروهای مولد فرآورده‌های فرهنگی و از جمله گردانندگان روزنامه ایران ارسال می‌کردند. روزنامه ایران بنا را بر آزادی عمل روزنامه‌نگاران گذاشته بود و ابداع و خلاقیت و ترک روشهای سنتی در مطبوعات ایران، خود این ابتکار عمل‌ها منجر به این شد که روزنامه در عصر بدنه اجتماعی پایگاه خوبی کسب کند. از طریق پایگاه اجتماعی مخاطبان بی‌شمار خود برای حرکت به سوی سایر اهدافش بهره ببرد. مثلاً فرض کنید روزنامه ایران توانست از طریق طرح خبرهای اجتماعی و حوادث در عمومی کردن و طرح مقولات اجتماعی در سطح ملی گام بردارد. این حرکت مثبتی بود. از سوی دیگر بخش اندیشه جای روزنامه ایران را در بین قشر روشنفکر بازکرد. همه اینها موجب شد که این روزنامه پایگاه اجتماعی خوبی کسب کند و با توجه به وابستگی‌اش به خبرگزاری و به یک معنا بودجه دولتی، پایگاه سیاسی خوبی هم در قوه مجریه به دست آورده بود. اگر در دوره‌ای روزنامه مورد تعرض و فشار قرار گیرد، پشتوانه سیاسی آن این علامت را به روزنامه ایران می‌داد که می‌تواند خاطری آسوده داشته باشد.
* اما همین پشتوانه سیاسی که شما از آن یاد می‌کنید در مواردی منجر به اعمال محدودیت‌های بیشتری برای روزنامه ایران شد؟
** معتقدم که روزنامه ایران در زمانی متولد شد که ما یک فضای کبدی در مطبوعات داشتیم و این روزنامه موفق شد در نخستین گامها به یک روزنامه رقیب همشهری تبدیل شود. ایران نقش‌آفرینی زیادی در عرصه مطبوعات کرد و حتی آستانه تحمل نظام سیاسی و ساخت قدرت را بالا برد. اما قربانی‌های زیادی هم داده است از تغییر مدیریت‌های درونی گرفته تا فشارهایی که از سوی جناحهای دیگر بر آن اعمال می‌شد. این را هم بگویم آنچه روزنامه ایران در آغاز انتشارش به دست آورد قطعاً متکی به نیروی تربیت شده و حرفه‌ای بود. کادر حرفه‌ای در چه فضایی پرورش می‌‌یابد؟ در فضای آزاد و خلق ابداعات و روشهای نوین و آزمودن آنها بدون وحشت از سرکوب و محدودیت به این معنا که بتواند آنچه را روش نوین می‌داند به آزمون بگذارد و نتایج آن را نهادینه کند. اما روزنامه‌ها در اثر فشار نمی‌توانند به حیات خود ادامه دهند. معتقدم که در جهان سوم و حتی دوم عمل مطبوعاتی حرکت روی میدان مین است. منتهی در جاهای آزاد روزنامه نگار نقشه میدان مین را دارد و بقیه برایش حاشیه امنیتی محسوب می‌شود. اما در کشور ما روزنامه‌نگار نه نقشه میدان را دارد و نه مین‌یاب در اختیارش گذاشته‌اند. زمانی می‌توانیم از حداکثر ظرفیت‌ها استفاده کنیم که فضای آزاد برای خلق روشهای نوین داشته باشیم. ما نمی‌توانیم روی میدان مین بدون داشتن مین‌یاب یا دستکم نقشه میدان مین‌ حرکت کنیم و به جایی هم برخورد نکنیم. اما مطبوعات هنوز ظرفیت‌های زیادی برای مانور در اختیار دارند و این هم شامل روزنامه ایران با همه محدودیت‌های که دارد می‌شود. ایران یکی از مطبوعاتی است که موفق شده در این فضای پرهیاهو به حیات خود ادامه دهد و از حداکثر توانمندی‌اش برای تضمین بقای خود و برقراری ارتباط مستمر با مخاطباتش استفاده کند و این موفقیت است؟
* عوامل تضمین‌کننده این موفقیت روزنامه ایران چه بودند؟
** یکی از این عوامل و در واقع راز ماندگاری روزنامه ایران این است که به نوعی سخنگویی دولت را یدک می‌کشد. رودررویی با این روزنامه از سوی سایر نهادهای حکومتی به مثابه ورود به مناقشات آشکار با قوه مجریه است. پاره‌ای از نهادهای حکومتی بویژه قوه قضاییه حرکتی که در ارتباط با ایران کرد حرکت مهار ابداعات و خلاقیت‌ها و محدود کردنش در گفتمان سیاسی و فرهنگی بود نه تعطیلی. اگر روزنامه ایران روزنامه‌ای بود که شمس‌الواعظین سردبیرش بود، حتماً بدانند که تا الآن سه ـ چهار تا کفن پوسانده بود.
* یعنی برای کاری که در روزنامه‌های خودتان انجام دادید، در مقایسه با روند روزنامه ایران کارکرد متفاوتی قایل نیستید؟
** ببینید روزنامه ایران با همه کیفیتی که منتشر می‌شود اگر سردبیرش شمس‌الواعظین بود، تعطیل می‌شد.
* چرا؟ به خاطر وجود شخص شما؟
** نه، من می‌گویم اگر روزنامه ایران این وابستگی را به قوه مجریه نداشت و یک بخش خصوصی مثل شرکت جامعه روز آن را منتشر می‌کرد، قطعاً تاکنون بسته شده بود. سخنگویی دولت و نام ایران سبب شد که گروههای مقابل اندکی روشهای احتیاطی را در مورد این روزنامه پیش خود کنند. البته این معنایش این نیست که برای روزنامه ایران ایجاد محدودیت و فشار نکردند. این را قبلاً هم گفتم، مدیران مسئول روزنامه ایران در دوره‌های مختلف از رفت و آمد به دادگاههای مطبوعاتی تحت فشار شدیدی قرار داشتند. هم اکنون هم این سؤال را مطرح می‌کنم که چرا روزنامه جام‌جم حتی یک بار هم به دادگاه احضار نشده است. بسیاری از مطالب آن هم مطالبی است که در سایر روزنامه‌ها مورد تعرض مدعی‌العموم قرار می‌گیرد و من حاضرم این را ثابت کنم. بسیاری از مطالبی که هم اکنون در روزنامه کیهان، رسالت، جام‌جم تحت عناوین افتراء نشر اکاذیب، تضعیف قوای سه‌گانه منتشر می‌شوند، همان مطالبی‌اند که در سایر روزنامه‌ها می‌شوند، همان مطالبی‌اند که در سایر روزنامه‌ها مورد اعتراض مدعی‌العموم قرار می‌گیرند.
بنابراین معرف دولت جمهوری اسلامی بودن سبب شد که نهادهای حکومتی معترض با این روزنامه با احتیاط عمل کنند. این احتیاط از یک سو و ابتکار عمل روزنامه ایران از سوی دیگر به عبور «ایران» از این گذرگاه تنگ و باریک کمک کرد تا به حیات خودش ادامه دهد و من به روزنامه ایران برای اتخاذ این روش و تضمین بقای خودش تبریک می‌گویم.
* اما دیدگاهی هم وجود دارد که رمز بقای روزنامه ایران را انفعال و کناره‌گیری از مطالبات مردم و حتی سازش می‌داند؟
** اگر روزنامه ایران برای بقای خودش سازش کرده که مثلاً ورود به برخی عرصه‌ها را نداشته باشد، با احتیاط‌تر عمل کند باید به گردانندگان آن دست مریزاد گفت. سازش هم بخشی از زندگی انسانها است. اینکه تصور کنید سازش خیلی بد است، اینطور نیست. اصلاً انتهای هر دعوایی سازش است. پس چه بهتر قبل از اینکه دعوایی راه بیفتد، سازش کنیم.
* اگر این بار مثبت را برای سازش در نظر می‌گیرید، پس چرا خود شما سازش نکردید؟ اصلاً بحث مطالبات مردم چه می‌شود؟
** شما این سؤال را می‌توانید از شمس‌الواعظین بکنید اما از روزنامه ایران نه! شمس‌الواعظین ترجیح می‌دهد از حق سازش خود استفاده نکند. من حق داشتم سازش کنم. می‌توانستم سازش کنم و به حیاتم ادامه دهم. ولی مایل نبودم سر اصولی که تحت عنوان اصول ده‌گانه با مخاطباتم طرح کرده بودم، سازش کنم. بهایش را هم پرداختم.
استدلال من این است که ما نسبت به سقف مطالبات مردم خیلی پایین هستیم. من از حداقل مطالبات مردم گردش آزاد معرفت، گردش آزاد ثروت و قدرت حمایت و دفاع می‌کردم. از حداقل آنها نمی‌توانستم دست بردارم. ولی روزنامه ایران می‌تواند سقف حداقلهایش را کمتر از حداقلهای شمس قرار دهد. به دلیل ارتباط با نهادهای دولتی یا شناختی که از اوضاع اجتماعی دارد. البته یک شناخت عمومی وجود دارد و آن این است که بعد از اردیبهشت 79 روزنامه‌های در حال انتشار روزنامه‌هایی‌اند که تحت کنترل و مهار نهادهای حکومتی هستند. اما قطعاً بودن چنین روزنامه‌ای از نبودنش خیلی بهتر است. ما در شرایط دشوار نیازمند به داشتن چنین نهادهایی هستیم که بتوانند دوران گذار را طی کنند و عرصه را خالی نگذارند. ما الآن در جهانی به سر می‌بریم که قدرت رسانه‌های گروهی قدرت اول محسوب می‌شود. تمام مرزها توسط رسانه‌ها شکسته شده و نوشتار گفتار تبدیل به موج شده است. ما باید اجازه دهیم مؤسسات مطبوعاتی تشکیل شوند و در زمینه‌های مختلف از سنین کودکی گرفته تا بازنشستگی نیاز مخاطبان را در همه نسلها پوشش دهند. این کار هم نیازمند فضای باز و مؤسسات مطبوعاتی و سرمایه‌گذاری بلند مدت است.
* حالا در شرایط فعلی روزنامه ایران برای آنکه حرکت روبه جلویی داشته باشد باید چه کند؟
** شرایط کنونی خلق‌ الگوهای نوین متناسب با وضعیت پیشرفت جهانی را می‌طلبد. اگر روزنامه‌ای مثل ایران برای کشف حوزه‌ها و قلمروهای ناشناخته جامعه گام بردارد، با پیشرفت‌ در این عرصه و حرفه همگام شده است. به میزانی که در اثر احتیاط یا فشار به این قلمروها توجه نکند، از حرکت پرشتاب جامعه باز خواهد ماند و در نتیجه اثرگذاری منفی خواهد داشت. برای یک روزنامه مهم این است که بداند مخاطبان بالقوه‌اش چه کسانی‌اند؟ تعدادشان چقدر است؟ زبانشان چیست؟ چه علایقی دارند و به کدام حوزه‌ها گرایش دارند. کشف اینها از میان مردم به صورت نمونه‌گیری می‌تواند یک رسانه را برای دستیابی به اهدافش یاری کند.
* آقای شمس‌الواعظین می‌دانید که روزنامه ایران در حال ویژه نامه‌های متعددی را در حوزه هنر، سینما، موسیقی، خانواده و... منتشر می‌کند، فکر می‌کنید اینکار چقدر می‌تواند در پاسخگویی به نیاز مخاطبان مؤثر باشد؟
** ببینید الآن حوزه علایق مردم از حوزه‌های سیاسی حرکت کرده و به سمت نوعی قلمروهای مخملی خیلی نرم، آرام و لطیف در عرصه ادبیات، هنر، موسیقی، محیط‌‌زیست و عرصه‌های ناشناخته دیگر رفته است. نکته جالب در رفتار مردم این است که شما جمعه‌ها وقتی وارد مناطق کوهستانی می‌شوید، می‌بینید که جوانان به صورت کاملاً متراکم در همه جا حضور دارند. در واقع مردم حرکتی به سوی طبیعت، رهاشدگی از قید و بندهای زندگی ماشینی و... را آغاز کرده‌اند. اگر روزنامه‌ای بتواند این حوزه‌ها را شناسایی کند، نشریه‌های تخصصی محیط‌ زیست، کوهنوردی و... منتشر کند که هر کدام از اینها بعدها متولی نهادهای مدنی می‌شوند، حرکت مفیدی را انجام داده است.
* معمولاً حرکت از عرصه‌های سیاسی و ورود مردم به حوزه‌های دیگر ویژگی جوامع مرفه است، در کشور ما چرا این اتفاق رخ داده است که توجه مردم از حوزه سیاسی به سایر قلمروها معطوف شده است؟
** مردم وقتی در یک حوزه نظیر حوزه سیاسی به حوزه دیگر حرکت می‌کنند که در آن به حد اشباع رسیده باشند. حالا این اشباع یا در اثر فشار سرکوب حاصل شده و سبب انفعال مردم می‌شود یا در اثر ممارست‌ و عادی شدن. بنابراین مردم به حوزه‌های دیگر گرایش پیدا کردند. اگر اجازه می‌دادیم مطبوعات به طور طبیعی به حرکت خود در عرصه سیاسی ادامه دهند، ناخودآگاه یک جابه‌جایی و انتقال طبیعی صورت می‌دادیم. چون مردم در حوزه‌ سیاسی به حالت اشباع می‌رسیدند و توقف می‌کردند و مطبوعات برای اینکه بتوانند به حیات خود ادامه دهند، به عرصه‌های دیگر حرکت می‌کردند، حالا روزنامه ایران به عنوان یک روزنامه فراگیر ملی می‌تواند در شرایط فعلی نقشه تحولات و جابه‌جایی‌های درون ساختار اجتماعی را تهیه کند. اینکه در این جغرافیا چه حرکتهایی دارد صورت می‌گیرد؟ مردم به کدام حوزه‌ها علاقه نشان می‌دهند، البته لزوماً هر انتقال و جابه‌جایی هم مثبت نیست و مثال می‌زنم مطالعه داستانهای پلیسی و جنایی در میان مردم زیاد شده است. مردم به دلیل وجود فشارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روانی و فشارهای مربوط به کلاف سردرگم ترافیک و فشار ناشی از زندگی شهری به پرورش تخیلات خود روی آورده‌اند. معتقدم روزنامه‌ای مثل روزنامه ایران می‌‌تواند با ورود به این حوزه‌ها به نقد سلوک مردم بپردازد تا آنها هم آگاه باشند که انباشت و اشباع این روحیه هم منجر به ضایعات فراوانی خواهد شد. اینکه من می‌گویم هم رکابی با حوزه علایق مردم، هم رکابی در نقد آن حرکت و محدود کردن آن عرصه برای مردم است به‌گونه‌ای که به حد اشباع نرسند و همه زندگیشان نشود. من اشباع مردم را در حوزه سیاسی روزنامه جامعه دیدم. در روزنامه جامعه ما پی به این موضوع بردیم. به‌گونه‌ای که خیلی از تیترها به حوادث خارجی اختصاص داشت. من آن زمان حس کرده بودم اشباع مردم در عرصه سیاست نتایج زیانباری را به همراه خواهد داشت. لذا صفحه سه روزنامه جامعه برخلاف روال مرسوم همه روزنامه‌های کشور، به اخبار بین‌الملل مربوط بود. ما در شب عید سال 78 در روزنامه عصر آزادگان 200 هزار کلمه تولید و منتشر کردیم که از این تعداد فقط 20 الی 25 هزار کلمه در عرصه سیاست بود و بقیه به حوزه‌های ادبیات، سینما، هنرهای تجسمی و ... اختصاص داشت.
* برای شناسایی حوزه‌های مورد علاقه مردم و کشف آنها روزنامه ایران نیازمند چه عناصر یا نیروهایی است؟
** همانطور که وقتی روزنامه‌ای در عرصه سیاست و پاسخگویی به مطالبات سیاسی منتشر می‌شود، نیاز به روزنامه‌نگار مجهز به دانش سیاسی دارد، وقتی که حوزه عملکرد در روزنامه‌ای تغییر می‌کند، نیاز به کسب و ارایه دانش در همان حوزه‌ها احساس می‌شود. یکی نکته جالب به شما بگویم الآن الگوی تغذیه مردم عوض شده است ـ شما در شهر همانقدر که چلوکبابی می‌بینید، پیتزافروشی هم می‌بینید. مردم به دلیل سرعت زندگی امروز، فشردگی کارها و احتمالاً دوری مسیرها و... الگوی تغذیه خود را تغییر داده‌اند و به غذاهای آماده گرایش پیدا کرده‌اند. یا مثال دیگری بزنم تا 15 ـ 10 سال پیش اغلب مردان اورکت می‌پوشیدند. امروز شما کمتر استفاده از این پوشش را میان مردم می‌بینید. آیا ما در همه عرصه‌ها از طریق شناختن الگوی رفتاری مردم توانسته‌ایم خود را تغییر دهیم. مردم خیلی راحت دارند این تغییرات را انجام می‌دهند. الگوهای زندگی آنان از لحاظ رفتار، تغذیه، پوشش و... تغییر کرده است. مردم فعل و انفعالات خود را انجام می‌دهند، آیا ما توانسته‌ایم این حوزه‌های علایق را کشف کنیم. عدم انطباق میان رسانه‌های گروهی و رفتار و حوزه علایق مردم ایجاد شکاف و گسست‌هایی می‌کند که نتیجه‌اش را در کاهش شدید تیراژ روزنامه‌ها می‌بینیم. این یک علم است. فراتر از تخصص روزنامه‌نگاری باید در حوزه‌های جامعه‌شناسی شهری، سیاسی، رفتاری، هنر و اطلاع‌رسانی مجهز شویم و عرصه‌های روزنامه‌ها را به محل ارایه افکار و اندیشه کار شناسائی اختصاص دهیم که در حوزه‌های مورد علاقه مردم مثل محیط‌زیست، تغذیه، پوشش، حتی مد لباس و... تخصص و دانش کافی دارند. مردم از حوزه‌هایی که روزنامه‌ها به آنها می‌پردازند به حد اشباع رسیده‌اند، خسته شده‌اند و این حوزه‌ها برایشان ملال‌آور است. حالا روزنامه‌ای موفق است که همگام با این تغییر نیاز مردم حرکت کند. یک نکته هم این است که روزنامه‌نگار باید به قدر کافی انعطاف‌پذیر باشد تا بتواند خیلی سریع خودش را از مثلاً حوزه سیاسی به سایر حوزه‌های مورد علاقه مردم منتقل کند. روزنامه‌نگاری عنصری کاملاً ژلاتینی است که خیلی راحت می‌تواند خودش را با حوزه‌های مختلف تطبیق دهد.
* در پایان به ما می‌گویید که خود شما از میان روزنامه‌های موجود کشور، کدام روزنامه را ترجیح می‌‌دهید؟
** من در زندگی شخصی‌ام در بین روزنامه‌های ایران روزنامه‌ای را که بتواند نیازم را تأمین کند نمی‌بینم. از طریق اینترنت عناوین اخبار روزنامه‌های دنیا را می‌بینم و ماهواره و شبکه C.N.N و الجزیره کانال ارتباطی خوبی برای دستیابی به اخبار مورد نیازم هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات