نویسنده: قاسم رحمانی، کارشناس مسایل بینالملل
"بنده موافق نیستم با این نظر که امروز وضع ما از لحاظ بینالمللى وضع منفى است؛ به هیچ وجه... نخیر، امروز وضع ما از لحاظ بینالمللى بسیار خوب است..." نوشتار پیش رو به تبیین این بخش از بیانات رهبر انقلاب که در نیمه مرداد انجام شد، می پردازد.
"... اینها فاو را تسخیر کردند، میروند کربلا را هم بگیرند، اینجا (قدس) را هم قطعاً میگیرند ... " این کلمات، بخشی از سخنرانی "فرانسیس فوکویاما " در سال 1986 میلادی است که در بیت المقدس به زبان آورده شده است. او معتقد بود که از قندهار تا قدس را باید از تأثیر انقلاب اسلامی برحذر داشت اما آیا او و اربابانش توانستند تأثیرگذاری ایران بر منطقهی بینالقافین (قندهار تا قدس) را از بین ببرند یا کم کنند؟!
پاسخ این سؤال درست یکسال بعد نمایان شد که ناوهای آمریکایی وارد خلیج فارس شدند. آمریکا که روزگاری از راه دور به ژاندارمهایش اشاره میکرد و آنها همه کار برایش میکردند حالا مجبور بود هزینهی کند و لشکر به خیلج فارس بیاورد. چرا؟ چون رزمندگان ایرانی به دیوار بصره مشت میکوبیدند. انتفاضهی فلسطین آغاز شده بود. حزب الله لبنان هر روز قدرت بیشتری میگرفت و حالا پایگاه ایجاد کرده بود و میرفت که اوضاع منطقه به سود انقلاب اسلامی تمام شود. آن هم در حالی که ایران تحریم شده و درگیر جنگ تحمیلی از سوی شرق و غرب است. در واقع لشکرکشی آمریکا در سال 1987 (تابستان 1366) به خیلج فارس، اعتراف به تأثیرگذاری ایران بر منطقه بود و به همین دلیل نگرانی حاکمان ایالات متحده را برانگیخت. از آن زمان تا کنون هر روز بر اثرگذاری انقلاب اسلامی در منطقه و جهان افزوده شده که با اعداد و ارقام و برخی رویدادها قابل اثبات است.
در حوزهی مقاومت، آمریکا با لشکرکشی به افغانستان و عراق در صدد محاصرهی ایران و حتی آماده کردن زمینهی حمله به این کشور برآمد. آمریکا به خیال تسلط کامل بر این دو کشور، آنها را اشغال کرد. اما از همان زمان با گروههای مقاومت سازمان یافته در این دو کشور روبهرو گردید. این گروههای مردمی از همان ابتدا در مقابل اشغالگری موضعگیری کردند. در افغانستان، گروههای جهادی که آمریکاییها آنان را "جنگ سالار " مینامیدند و در طول سالهای حکومت طالبان، صدمات زیادی دیده بودند، نه تنها برای آمریکا فرش قرمز پهن نکردند بلکه به مقابله با آنان پرداختند چرا که میدانستند غربیها از طالبان خطرناکترند. اینکه دشمن اصلی جهان اسلام آمریکا است، برگرفته از ادبیاتی بود که انقلاب اسلامی تولید و صادر کرده بود و حالا موجب میگردید تا شعار "آزادی " آمریکاییها را فریب بدانند و با آنها بجنگند.
آمریکا از سال 2003 تا اوایل 2005 بر عراق حکمرانی کرد اما کم کم گروههای مردمی در این کشور اشغال شده، با علم مخالفت برضد آمریکا به پا خاستند. مردمی که مرجعیت جلودار آنها بود و برضد اشغالگری اقدام میکردند. در حوزهی سیاسسی هم مردم عراق به کسانی رأی دادند که ادبیات انقلاب اسلامی را سرلوحهی شعار و عمل خود قرار داده بودند. پیروزی قاطع جناح ضدآمریکایی در انتخابات سال 2005 عراق و تشکیل دولتی به ریاست "نوری المالکی " و تشکیل پارلمانی که اکثریت آن با مخالفان اشغالگری آمریکا بودند، رؤیاهای حاکمان ایالات متحده را پریشان کردند: "صدام که با هم دستی غربیها، گریخته بود به مردم عراق تحویل داده و از سوی آنان اعدام گردید و این یعنی حاکمیت ارادهی جمهوری اسلامی ایران بر کشوری که فوکویاما خوف تسخیر آن از سوی ایران را داشت. " این مسایل به خواست ملت عراق انجام شد و آنان الگوی جمهوری اسلامی ایران را برای ادارهی کشورشان پسندیدند. تأثیر پذیری گروههای مقاومت در لبنان و فلسطین از ایران نیز یک مسألهی کاملاً واضح و اثبات شده است. این موج بعدها به آمریکای جنوبی هم رسید.
"اوو مورالس " رییس جمهور بولیوی سه سال قبل در ایام مبارک ماه رمضان به ایران آمد. وی در بازگشت به کشورش سفیر آمریکا را اخراج کرد چرا که دانسته بود، بیشتر مشکلات کشورها زیر سر آمریکاییهاست. این عمل را "هوگو چاوز " نیز در ونزوئلا انجام داد. آنها بسیاری از طرحهای سیاسی و اقتصادی تجربه شده در ایران را به کشورهایشان انتقال دادند، از جمله توزیع ثروت به صورت عادلانه و تلاش برای تأمین زندگی فقرا از راه دادن پول مستقیم که هم اکنون در حال انجام است.
در حوزهی سیاست خارجی، رویکرد تهاجمی از سال 2005 و با روی کار آمدن دولتی برآمده از گفتمان سوم تیر 84 در ایران، در دستور کار قرار گرفت که نتایج درخشانی به دنبال داشت و تأثیرگذاری ایران را چند برابر کرد. شکستن پلمپهای تأسیسات هستهای، اعمال سیاست فعال در عراق، افغانستان و کل منطقه، ارتباطگیری با کشورهای آمریکای جنوبی، تلاش برای همگرایی منطقهای، تحکیم محور مقاومت، ایستادگی در برابر باج خواهی اروپا، آمریکا و جایگزین کردن شرق به عنوان همکار به جای غرب از جمله مواردی بود که موجب افزایش محبوبیت ایران در منطقه و جهان و در نتیجه بالا رفتن میزان اثرگذاری انقلاب اسلامی شد. به این ترتیب نه تنها توطئهی آمریکا در منزوی کردن ایران شکست خورد بلکه منطقه را متوجه انقلاب اسلامی کرد. وقتی ایستادگی ملت ایران در بحث هستهای با پرتاب ماهواره به فضا و پیشرفتهای پزشکی و نانو همراه شد، روشنفکران منطقه به صدا در آمدند.
"فهمی هویدی " نویسندهی مشهور مصری کمی قبل از انقلاب مردم کشورش اذعان کرد: "30 سال قبل ایران و مصر در شرایط یکسانی قرار داشتند. ایران اکنون به پیشرفتهای فراوانی دست یافته حال آنکه مصر در این مدت درجا زده است. " وقتی کارشناسان و تحلیلگران شبکهی الجزیره با حسرت از پرتاب ماهوارهی ایرانی صحبت میکردند، ملتهای منطقه به ویژه جوانان میفهمیدند که باید کاری بکنند و این اتفاق بالاخره در 24 دی ماه 1389 با فرار "زین العابدین بن علی " به عربستان آغاز گردید.
مردم تحقیر شدهی تونس، مصر، یمن، بحرین، لیبی، اردن و عربستان به خیابانها ریختند و خواستار سقوط حاکمان دست نشاندهی خود شدند. غربیها تلاش کردند انگیزههای اقصادی را دلیل این خیزشها جا بیندازند اما شعارهای اسلامی مردم در قاهره، صنعا، منامه، قطیف، بنغازی و امان، نشان داد که ادعای تحلیلگران مبنی بر تأثیر پذیری ملتهای منطقه از انقلاب اسلامی، گزافه نیست. چرا که آنها دیدند ایران به مدد انقلاب اسلامی و در شرایط تحریم و توطئههای پی در پی آمریکا، اسراییل و متحدانشان، هر روز پیشرفتهتر میشود و از اصول اولیهی خود نیز دست بر نمیدارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر با دانشجویان فرمودند که ثبات جمهوری اسلامی ایران در پایبندی به اصول اولیهی حرکت خود، یک مسألهی استثنایی در بین انقلابهای قرون اخیر است. همین مسألهی "ثبات "، مهمترین دلیل تأثیرگذاری ایران بر منطقه و جهان است. وقتی ملتها دیدند که ملت ایران با وجود جنگ، تحریم، ترور، ایجاد آشوب و فتنه و دیگر موارد از استکبار ستیزی، جنبش علمی، دست بر نمیدارد و هر روز به پیشرفت جدیدی دست پیدا میکند، ایران را الگوی خود قرار دادند و فهمیدند میشود در سایهی اتحاد و همدلی در برابر دشمنان ایستادگی کرد و جلو رفت.
اکنون 25 سال از روزی که فوکویاما نگران تسلط ایران بر منطقه بود، گذشته است و "انقلاب اسلامی به عنوان تنها نسخهی نجات بخش، جای خود را باز کرده است. ایران همچنان بر منطقه اثرگذار است و اکنون در شمال آفریقا، آمریکای جنوبی و حتی اروپا نیز اثرگذار شده است. تنها به این دلیل که خواست ملتهای مظلوم را بر باج خواهی حاکمان ظالم ترجیح داده و 33 سال است از آن عدول نکرده و اجازه نداده نسخهی فوکویاما (نابودی مهدویت، شهادت و ولایت فقیه) اجرایی شود.
یک نمونه از آثار اقتصادی این اثرگذاری، افزایش حجم مبادلات با عراق از 700 میلیون دلار در سال 2005 به 10 میلیارد دلار است. همچنین افزایش سرمایهگذاری خارجی در ایران با وجود تحریم طی این شش سال،اشتیاق کشورهایی چون قطر، هند، چین و ترکیه برای افزایش روابط همه جانبه با ایران، پناه آوردن پاکستان به ایران از شر آمریکا پس از انتشار خبر مرگ "بن لادن " و افزایش اعتراضهای شرکتهای اروپایی و آمریکایی به دولتهایشان به دلیل محروم شدن از بازار ایران از جمله مواردی است که تأثیرگذاری ایران را نشان میدهد. مسألهای که مسؤولان باید قدر آن را بدانند و در جهت تقویت آن تلاش بیشتری انجام دهند.