جنگ خلیج و «انتخاب اردنی»: در مورد پیامدهای احتمالی جنگ خلیج در رابطه با «انتخاب اردنی» مواضع بسیاری در اسرائیل گرفته شد. بگین در یک جلسه دولتی در نیمه اکتبر سال 1980 گفت: «دیگر انتخاب اردنی وجود ندارد. بلکه انتخاب اردنی، عراقی، مطرح شده است.» اسحاق رابین هم در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت که نزدیکی عراق ـ اردن الزاما احتمال انتخاب اردنی را ضعیف نخواهد کرد، بعکس ممکن است بر آزادی عمل ملکحسین در معامله با اسرائیل بیفزاید. شیمون پرز رهبر حزب اقلیت کار نیز گفت: «رویدادهای اخیر منطقه مشخصا در حال حاضر، تلاش برای آغاز تماس با اردن را توجیه میکند» وی افزود: «باید به یاد داشته باشیم که طولانیترین مرزهای ما همچنان با اردن خواهد بود و شاید هم اینک، وقت مناسبی برای آغاز مذاکرات با عمان باشد.»
«یوس سرید» عضو حزب کار اظهارنظر شارون را که گفته بود: «در پی تحولات اخیر منطقه، احتمال مذاکره با اردن از میان رفته است» مورد انتقاد قرار داد و در جلسه کمیته سیاسی حزب کار گفت که انتخاب اردنی بر اثر پشتیبانی اردن از عراق در جنگ علیه ایران، ممکن است تقویت شود از سوی دیگر، محافل امنیتی اسرائیل، اظهار عقیده کردند که پشتیبانی اردن از عراق ممکن است بر زمینه مانور اردن بویژه نسبت به سازمان آزادیبخش فلسطین بیفزاید. در گزارش به کمیسیون روابط خارجی و دفاع (اواخر نوامبر سال 1980) نیز آماده است اگر کمک رسانیهای اردن از طریق بندر عقبه نبود، نزدیک بود عراق با وضعیت دشواری روبرو شود.
3ـ جنگ خلیج فارس و جبهه شرقی: خبرنگار پارلمانی روزنامه داوار گزارش داد: «منابع اطلاعاتی اسرائیل معتقدند که جهان عرب عمیقا دچار چند دستگی شده و زمان زیادی خواهد گذشت تا اختلافات میان کشورهای عربی حل بشود. در رابطه با جبهه شرقی نیز سرهنگ «دان شمرون» فرمانده منطقه جنوبی اظهار عقیده کرد که جنگ میان عراق و ایران، سقوط جبهه شرقی را در کوتاه مدت در پی خواهد داشت، اما در دراز مدت این جبهه خطرناک خواهد شد. ولی میتوان مساله را از زاویه دیگری که برای ما مثبت است، نگاه کرد و آن اینست که عراق صرفنظر از رژیم حاکم بر ایران، همیشه ناچار خواهد بود بخش بزرگی از نیروهای خود را در جبهه ایران متمرکز کند و همین، بنفع اسرائیل خواهد بود. بعلاوه ممکن است این جنگ جهان غرب را از تعلق خاطر به چاههای نفت خلیج فارس زودتر برهاند.
اما «مردخای گور» رئیس سابق ستاد ارتش در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت، گرچه عراق «درگیر جنگ است» اما کشمکشهای جهان عرب خیلی زود از میان میرود. لذا اگر وضعیتی منتهی به پایان جنگ پیش آید، عراق میتواند نیروهائی کافی برای استقرار در اردن طی چند هفته یا چند ماه اختصاص دهد، حتی کشمکشهای فعلی سیاسی میان سوریه و عراق بسرعت میتواند برطرف شود. اسحاق را بین هم ابراز عقیده کرد: «عراق تا آینده قابل پیشبینی در جبهه شرقی خود باقی خواهد ماند» همین برای اسرائیل «مفید» است. رافائل ایتان رئیس ستاد ارتش بگین برعکس طی سخنانی در دانشگاه حیفا تاکید کرد: «تا زمانیکه موضعگیریهای عربی نسبت به اسرائیل بطور بنیادی تغییر نیافته، ما باید در جو خطر جنگ دائمی زندگی کنیم»
4ـ جنگ خلیج فارس و اسرائیل: اسحاق شامیر وزیر خارجه وقت در جریان سفر ماه سپتامبر سال 1980 به آمریکا گفت: «اسرائیل از ظاهر شدن عراق بصورت یک نیروی اساسی نظامی در خلیج فارس که خطری برای موجودیت اسرائیل خواهد بود، بیمناک است. ما از خونریزی در خلیج فارس خشنود نیستیم ولی وقوع جنگ میان دو کشور دشمن ما الزاما این طور نیست که بنفع ما نخواهد بود.
ـ اما در زمینه مشخص نظامی، اسرائیل روی جنبههای متفاوت جنگ انگشت گذاشته است.
الف ـ خیره شدن ارتش عراق: مردخای گور رئیس سابق ستاد ارتش در این زمینه گفت: « هرکس تصاویر فرماندهان عراقی ظاهر شده در صفحات تلویزیونها را پیگیری کند، میتواند کاملا درک کند که برخی از فرماندهان عملیاتی با احساس بسیار خوبی از جنگ بیرون آمدهاند. آنها جنگیدند، نیروهائی را فرماندهی کردند، کادرهای لجستیکی را بحرکت درآوردند، در عملیات تهاجمی با توپخانه و تانک هماهنگی کردند، در مناطق مسکونی جنگیدند و حالا میتوانند احساس کنند مرد میدان هستند و از عهده کار خوب برآمدهاند. هیچکس نمیتواند عراقیها را از دستاورد خود محروم کند. ارتش عراق هرگز فراموش نخواهد کرد که دهها کیلومتر پیشروی کرد.»
ب ـ خطر استفاده از سلاحهای جدید:
ژنرال «ساغی» رئیس رکن 2 خطاب به کمیسیون خارجه و دفاع گفت: «جنگ خلیج فارس سرزمین آزمایش سلاحهای جدید شده است. اسرائیل برای اینکه در جنگ آینده، مثل مورد سلاحهای ضد تانک در جنگ اکتبر سال 1973 غافلگیر نشود، باید تحولات جنگ خلیج فارس را پیگیری کند».
«درومیدلتون» مفسر نظامی نیویورک تایمز نیز قبلا نوشته بود که استفاده عراق از موشکهای دوربرد «فراک ـ 7» تحلیلگران نظامی اسرائیل را از احتمال استفاده برخی از اعراب از چنین موشکهائی علیه هدفهای اسرائیلی در آینده نگران کرده است.
هیدلتون فاش کرد که عراق و سوریه علاوه بر موشکهای دوربرد «اسکاد» از این موشکها نیز در اختیار دارند میدلتون گفت: «تحلیلگران نظامی اسرائیلی از کندی تاکتیک عراق اظهار شگفتی میکنند، هر چند ممکن است این امر بدلیل استفاده نکردن عراق از دستگاههای پیشرفته هدفگیری و محاسبات الکترونیکی در میزان کردن توپ و تانک باشد. اما چنین سلاحهائی ممکن است در آینده علیه اسرائیل بکار گرفته شود.»
ج ـ بحث بر سر بودجه چه دفاعی: روزنامه انگلیسی فایننشالتایمز گزارش داد که برخی محافل دفاعی اسرائیلی با کاهش بودجه دفاعی گرایش پیدا کردهاند، زیرا «عدم خطر نظامی ناشی از جنگ عراق و ایران به اثبات رسیده است. این روزنامه افزود: «تحلیلگران اسرائیلی هوادار این طرز فکر تاکید میکنند، ارتش عراق در آینده قابل پیشبینی خطری برای اسرائیل نخواهد بود. متقابلا «مسنی تسور» رئیس شعبه بودجه در ارتش اسرائیل و مشاور مالی ستاد کل خواستار افزایش مداوم بودجه دفاع شد زیرا اسرائیل نمیتواند مثل جنگ جاری عراق و ایران، وارد یک جنگ طولانی شود.»
احتمالهای جنگ خلیج فارس
اندکی بعد از آغاز جنگ، شیمون پرز رئیس حزب کار پیرامون احتمالهای جنگ اظهار داشت: «بعد از پایان جنگ با چند حقیقت روبرو خواهیم بود: نقشه جغرافیائی دیگری خواهد بود. اینهم به طرف پیروز بستگی دارد. اگر عراق پیروز باشد، خواهد کوشید جای سوریه و شاید هم مصر را در کل خاورمیانه، اشغال کند. ممکن است یک پیوستگی استراتژیک شامل عراق و اردن و خلیج فارس بوجود آید. صرفنظر از اینکه کدام طرف پیروز خواهد شد، بخشی از درآمدهای نفتی پیش از پیش برای تسلیحات اختصاص خواهد یافت. زیرا نتیجه هر جنگی، مسابقه فزاینده تسلیحاتی است، چه رسد به کشورهای ثروتمند. باید بخاطر داشته باشیم این نخستین بار است که میان دو کشور تولیدکننده نفت، جنگ میشود. و بالمال اینها امکانات مناسبی دارند و میکوشند به سلاحهای غیرسنتی دست یابند. بنابراین نه تنها تغییر جغرافیائی بلکه تغییراتی تکنولوژیک بوجود خواهد آمد. اما اگر جنگ «مساوی» خاتمه یابد، هر دو کشور جداگانه مسلح خواهند شد. در نتیجه مشکل نه تنها مرزهای جغرافیائی و پیشرفت تکنولوژیک، بلکه در زمینه روابط با ابرقدرتها خواهد بود».
ولی کارشناس مسائل عربی در انستیتو «شیلوح دانیال دیشون» پیرامون احتمالهای جنگ چنین نظر میدهد: «پیروی عراق موقعیت این کشور در صحنه عربی را بطور قاطع تغییر خواهد داد. اگر عراق موفق شود پیروزی روشن و خدشهناپذیری بدست آورد، برصحنه خلیج فارس که ارتش عراق در آن نیروی مسلط خواهد شد، نفوذ پیدا خواهد کرد، به گونهای که ارتشهای خلیج فارس و حتی ارتش سعودی قادر به ایستادن در مقابل آن نخواهند بود. همچنین میتوان فرض کرد، عراقیها دوباره خواهند کوشید کشورهای عربی خلیج فارس را در یک اتحاد رسمی در خدمت امنیت دستهجمعی که عراق عامل مرکزی آن باشد گردهم آورد».
«اما اگر ایران بتواند ارتش عراق را شکست دهد، تهران سایه خود را به کشورهای نزدیک به خود در خلیج فارس، از جمله سعودی تحمیل میکند و این کشور با رقصیدن به نغمه ایران، از عراق روی برخواهد تافت. باید بخاطر داشته باشیم این عراق بود که جنگ نظامی را آغاز کرد و اگر در شکل یک کشور ماجراجو ظاهر شود، بعنوان یک شریک با آن رفتار نخواهد شد و اردنیها از بغداد فاصله خواهند گرفت و سوریها با تمام نیرو در مقابل آن خواهند ایستاد. حال اگر جنگ بدون یکسره شدن ادامه یابد، بار بسیار سنگینی بر دوش عراقیها خواهد شد. زیرا عراق کمتر از ایران تاب تحمل یک جنگ فرسایشی را دارد. چه ایرانیها به چنین جنگی عادت کردهاند و در جو دائمی ناآرامی و خشونت زندگی میکنند و قدرت تحمل بیشتری دارند. بعلاوه جنگ فرسایشی بر فرصتهای دخالت ابرقدرتها میافزاید. چرا که عراق ناچار خواهد شد از اردوگاه شرق تقاضای کمک نظامی کند. لذا احتمال بیشتر شدن دخالت شوروی را به شیوه آنچه در مصر در آغاز جنگ فرسایشی رخ داد، بعید نمیدانم. با اینهمه متذکر میشوم که ما در اینجا بر سبیل فرض و پیشبینی سخن میگوئیم.» ادامه دارد...