غرب و حمایتهای اقتصادی گستردهاش
دو کشور انگلیس و فرانسه در راس کشورهای غربی طی سالهای گذشته برای تسلط بر بغداد کوشیدهاند. غربیها تلاش کردهاند جای پای مسکو، و عواملش را در عراق تا جائیکه میتوانند از لحاظ تامین تکنولوژی و سایر مواد صادراتی لازم پر کنند. برای توجیه این نفوذ، صدام در مصاحبه خود با مجله تایم به این مطلب اشاره کرده و میگوید: برای مثال کارشناسان فنی و تکنولوژی پیشرفته را میتوان در آمریکا جستجو کرد یا شوروی؟ پاسخ من اینست «تکنولوژی مورد نیاز عراق را تنها میتوان در ایالات متحده. کشورهای اروپایی و یا ژاپن یافت» میزان قراردادهای بسته شده میان عراق و کشورهای اروپائی به حجم گسترده و بیسابقهای میرسد تا جائیکه به نوشته نشریات غربی، عراق به بزرگترین مشتری غرب تبدیل و حتی از عربستان نیز پیشی گرفته است. بنوشته نشریات غربی عراق تنها در سال گذشته 6/6 میلیارد مارک کالا از آلمان خریداری کرده است که نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.
مجله الاسبوعالعربی نیز به تاریخ 29/9/60 مینویسد «فرانسه در زمینه صدور مواد غذائی به عراق مقام اول را به خود اختصاص داده است بطوریکه مجموع قراردادهای امضا شده در این زمینه میان عراق و شرکتهای فرانسوی در سال 1981 به 7/4 میلیارد دلار بالغ میگردد.»
آمریکا نیز علیرغم عدم داشتن روابط مستقیم دیپلماتیک با عراق، درسال گذشته حجم صادرات خود را به سه برابر سال قبل افزایش داده و به رقمی حدود 950 میلیون دلار رسانیده است که حتی از صادرات شوروی به عراق نیز بیشتر میباشد. گسترش روابط اقتصادی میان عراق و آمریکا که بتدریج زمینه عادی شدن روابط را با برنامهریزی قبلی آماده میکند با موافقت آمریکا مبنی بر فروش 5 جت بوئینگ مسافربری به عراق و فروش متقابل نفت عراق به آمریکا ابعاد وسیعی به خود میگیرد.
ژاپن، انگلیس، بلژیک، اسپانیا، اطریش نیز معاملات بسیاری در زمینههای اقتصادی با عراق به امضاء میرسانند که شرح تمامی آنها بدرازا میکشد و نمونههای ذکر شده تنها آمار جزئی از روابط عمیق اقتصادی غرب با عراق میباشد که حتی منافع شوروی را در عراق به خطر انداخته است. شوروی نیز میکوشد تا برای حفظ همین تهمانده منافعش به نحوی برای خاتمه جنگ تحمیلی اقدام کند.
غرب و حمایت نظامی:
مجله ژون افریک 9 ژوئن 82 مینویسد «زمامداران عربستان هنگام استقبال از صدام درست یکماه و نیم مانده به شروع جنگ هدیه شاهانهای به وی دادند و آن گزارشی بود تهیه شده از سوی دستگاههای سری آمریکا که در آن اوضاع اقتصادی و اجتماعی و نظامی ایران تشریح شده بود حتی در این سند واقعیات و اطلاعات مختلف دیگر که بسیار محرمانه بود به او دادند. خلاصه یک نقشه کامل تهاجم تهیه شده بود.»
بدین ترتیب آمریکا در راس برنامهریزی جهت تهاجم عراق به ایران قرار میگیرد. متعاقب آغاز جنگ آمریکا به تحویل چهار فروند پرنده آواکس به عربستان اقدام میکند که هدف از آن جز شناسائی هواپیماهای جنگنده ایران و گزارش آن به عراق نمیباشد. حمایت آمریکا از فروش تجهیزات مدرن نظامی به اردن و کسب موافقت سنا جهت فروش این تجهیزات که مستقیماً به عراق میرفت گام دیگری در جهت ارسال کمکهای نظامی به عراق به حساب میآید. در جبهههای جنگ غنائم بسیاری که ساخت آمریکا و متعلق به عربستان یا اردن یا مصر بوده دیده شده است جدا از همه این مسائل کشورهائی چون ایتالیا که بدون اجازه آمریکا حق صدور تجهیزات نظامی ندارد در طول جنگ تجهیزات زیادی به عراق صادر میکنند.
به گزارش خبرگزاریهای خارجی، دولت ایتالیا در تاریخ 1/3/61 اجازه فروش 11 فروند کشتی جنگی و یک لنگرگاه شناور نفتی را به ارزش 800/1میلیون دلار به کشور عراق صادر میکند به استثنای آمریکا که از مجاری مختلف اقدام به فروش تجهیزات نظامی به عراق میکند، دو کشور فرانسه و انگلیس مستقیماً و به مقادیر زیاد اقدام به فروش تجهیزات نظامی بع عراق میکنند فرانسه در راس فروشندگان تسلیحات به عراق قرار داشته است.
به نوشته مجله المجله چاپ لندن یک قلم فروش توپهای سنگین از جانب فرانسه به عراق مبلغی حدود یک میلیارد دلار را در بر میگیرد.
به گزارش خبرگزاریهای خارجی در تاریخ 30/2/61 عراق بشکه نفت به فرانسه 5/1 میلیارد دلار اسلحه از فرانسه میخرد این سلاحها شامل سیستمهای دفاعی مخصوص برای شصت هواپیمای میراژ اف 1، موشکهای ضد هواپیما، تاسیسات رادار و یک سیستم الکترونیکی اخطار اولیه شبکه آواکس به مبلغ 600 میلیون دلار میباشد. علاوه بر تسلیحات فوق، فروش 60 فروند هواپیمای میراژ اف ـ 1 از جانب فرانسه به عراق و سایر تجهیزات از قبیل تانکهای سبک و تسلیحات نیمه سنگین بعنوان بخشی از تجهیزات ارتش عراق در شرایط فعلی بحساب میآید.
تلاش انگلیس برای فروش 300 فروند هواپیمای جنگنده «هاوک» نیز برای تعمیر سیستم نیروی هوائی عراق از سیستم روسی به اروپایی لازم به نظر میرسد.
به نوشته روزنامه کرسنت اینترنشنال به تاریخ 25/5/61 یک هیات 30 نفری متشکل از پرسنل عالیرتبه نظامی از انگلستان برای مذاکره درباره یک قرارداد 2 میلیارد دلاری بر سر فروش 300 هواپیمای هواک به عراق وارد بغداد شدند.
سایر کشورهای اروپایی از جمله آلمان نیز اقدام به فروش تسلیحات نظامی به عراق کرده است که نسبت به سایر کشورهای اروپایی در سطح کمتری میباشد. به گزارش خبرگزاریها یک کشتی حامل اسلحه که از بندر هامبورگ در آلمان غربی عازم مقصد عراق بود، در تنگه تیران به گل نشست. این کشتی البته بعدآً به کمک صهیونیستها از گل خارج شده و محمولات آن از طریق بند عقبه به عراق میرود. اطریش، اسپانیا، سوئد، برخی دیگر از کشورهای آمریکای لاتین چون برزیل تسلیحات زیادی به عراق در زمان جنگ فروختهاند که ترکیب این کشورها با یکدیگر برای فروش تجهیزات نظامی به عراق بخوبی نشان میدهد که عراق تا چه حد در اثر جنگ تحمیلی بسوی غرب گام برداشته است و تمام این فروش تسلیحات به عراق در ارتباط با طرحی بوده است که آمریکا برای عراق از نظر سیاسی در نظر داشته است. وزیر دفاع رژیم صهیونیستی در پاسخ به سئوال خبرنگاری که پرسید انتظار دارید در وضعیت جدید جنگ (بعد از فتح خرمشهر) ایران و عراق چه تحول جدی رخ دهد گفت: کوشش در جهت بوجود آوردن یک پیمان همکاری به رهبری عراق و حمایت اردن، مصر و عربستان از این پیمان تحولی جدی است و تائید آمریکا برای چنین پیمانی اسرار نیست اما این مساله به روسها بهانه خوبی میدهد که در امور ایران مداخله کنند.
حمله آمریکا به جنوب لبنان و تلاش برای حفظ صدام برای آمریکا در همین رابطه بوده است اما شروع عملیات رمضان این هدف آمریکا را نیز با شکست مواجه ساخت چرا که امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی بموقع توطئه آمریکا را کشف و خنثی نمودند.
عراق و رژیمهای مرتجع منطقه:
عراق درطول جنگ پیوسته تلاش داشته است تا با بهرهگیری از تبلیغات غرب روی ایران بعنوان کشوری که قدرتش میرود که خلیجفارس را بهم ریزد، از یکطرف رژیمهای عربی را سر کیسه کند و از یکطرف تنها خود را به عنوان قدرت حافظ آنها در منطقه نشان دهد. این موقعیت عراق با آشکار شدن ضعف صدام در ادامه نبرد از جریان عادی خود خارج شد.
رژیمهائی چون عربستان، کویت و شیخنشینهای عربی با ادامه جنگ دچار تردید شدند از یکطرف میخواستند جنگ تمام شود و از یکطرف میخواستند عراق حفظ شود بنابراین اگرچه در مراحل اولیه جنگ تمام امکانات را در اختیار عراق برای نابودی انقلاب اسلامی گذاشتند لیکن با ادامه جنگ بتدریج دست به اقدامات دگیری در کنار کمکهای خود به رژیم عراق زدند.
کمکهای اعراب به عراق در طول جنگ عمدتا به 3 بخش تقسیم میشوند، الف ـ کمکهای اقتصادی ب ـ کمکهای نظامی ج ـ کمکهای سیاسی.
بر طبق آمار موجود کشورهای عربی از آغاز جنگ تا کنون مبلغی حدود 22 الی 30 میلیارد دلار به عراق کمک مالی کردهاند این کمکها بیشتر صرف خرید تسلیحات نظامی برای عراق از کشورهای بلوک شرق و غرب شده است. برای نمونه عربستان یک میلیارد دلار به لهستان، بلغارستان و چکسلواکی پرداخت کرده است. مقامات سعودی سپس جانب عدالت را رعایت کرده و مبلغی حدود 10 میلیارد فرانک هزینه تسلیحات خریداری شده عراق از فرانسه را تقبل کردهاند. پارلمان کویت نیز وامهای زیادی هر بار به مبلغ 2 میلیارد دلار تاکنون در زمینه کمکهای مالی اقداماتی بعمل آوردهاند.
حمایتهای نظامی:
حمایتهای نظامی کشورهای عربی از عراق به چند صورت بوده است که عبارتند از :
1ـ اعزام پرسنل نظامی به عراق
2ـ ارسال تجهیزات نظامی
3ـ خرید تجهیزات نظامی برای عراق
4ـ اجازه عبور تجهیزات نظامی به عراق
اعزام پرسنل نظامی به عراق از نخستین روزهای جنگ مدنظر برخی از کشورهای عربی چون مصر بود. آمریکا نیز سعی داشت در کنار جنگ تحمیلی دروازه اعراب را بروی مصر بگشاید.
با بحرانی شدن جنگ و وقوع پیروزیهای ایران در عملیات فتحالمبین، مصر بشکلی جدی مساله اعزام پرسنل نظامی خود را به عراق بود. کشورهای منطقه خلیجفارس بعلت ترس از عواقب شرکت نظامی خود در جنگ هرگز اقدام به اعزام پرسنل به این کشور نکردند لیکن جناحهائی در حاکمیت این کشور تلاش داشتند هماهنگ با آمریکا از شرکت ارتشهای کلاسیک مصر و اردن در عراق استقبال نمایند.
شکستهای متوالی عراق بویژه در عملیات بیتالمقدس، مصر را از اعزام نیروهای کلاسیک به عراق بطور مستقیم باز داشت لیکن این مساله سبب نشده که ارسال تجهیزات نظامی به ارزش یک میلیارد دلار به عراق معوق بماند.
اردن تنها کشوری بود که بشکلی رسمی ثبتنام از نیروهای نظامی را جهت اعزام به عراق شروع کرد. رادیو بیبیسی تعداد این داوطلبان را پنج هزار نفر ذکر میکرد البته اردن سعی داشت این افراد را داوطلبان مردمی قلمداد کند و مساله اعزام ارتش خود را بشکلی نیمه فعال به عراق در نهان نگهدارد کشورهای حوزه خیلجفارس چون کویت و عربستان هم تجهیزات نظامی به عراق ارسال میداشتند و هم اجازه میدادند تا تجهیزات نظامی خریداری شده عراق به بغداد حمل شود.
روزنامه ایتالیائی «لاریبوبلیکا» به تاریخ 1/5/61 مینویسد: تعداد زیادی از تریلیهای حامل تانک و توپ که از سوی عربستان در اختیار رژیم عراق قرار گرفته در بغداد مشاهده شده است از طرف دیگر بندر دمان عربستان بصورت مهمترین راه ورود واردات عراق در خلیجفارس محسوب میشود. به گزارش خبرگزاریها 70 دستگاه تریلی حامل 40 دستگاه تانک و نفربر زرهی و همچنین صندوقهای مهمات از طریق کویت به عراق حمل میشود.
ظاهراً نیاز به توضیح ندارد که کشورهای خلیجفارس به چه میزان در جنگ، طرف عراق را گرفتهاند و اخبار موجود گویاترین اسنادی هستند که نشان میدهد این کشورها هنوز بر ادامه حمایت از عراق تأکید بیشتر آنها بر خاتمه جنگ قرار دارد.
حمایتهای سیاسی از بغداد:
اصولاً حمایت سیاسی، خود مبنی بر حمایتهای اقتصادی و نظامی بنا نهاده شده است. در مجموع بیشترین حمایت سیاسی کشورهای مرتجع منطقه در حمایت از طرحهای صلح صدام بود کمیته میانجی کنفرانس اسلامی نیز درهمین رابطه و جهت ایجاد کانالی سیاسی جهت حمایت کشورهای عربی از صدام بوجود آمد.
برای تحقق این حمایتهای سیاسی، تبلیغات سیاسی علیه ایران، بدنبال عراق، بسیار ضروری بنظر میرسد برای نمونه رژیمهای مرتجع منطقه تبلیغات شدیدی علیه ایران بعنوان رژیمی جنگطلب به عمل آوردند پیوسته شایعاتی را که صدام علیه ایران کوک میکرد مانند رابطه جعلی ایران با رژیم اشغالگر قدس، مساله اعدام دروغین اسرای عراقی و یا بلوای بحرین بعنوان تیتر اول مسائل نشریات خود علیه ایران درج میکردند.
با وقوع توطئه آمریکایی بحرین، تبلیغات علیه ایران گسترش یافت و کشورهائی چون عربستان که عراق بشدت به حمایت سیاسی آن جهت ادامه جنگ نیاز داشت به حمایت سیاسی از عراق پرداختند. وزیر کشور سعودی در رابطه با پیروزیهای ایران در عملیات فتحالمبین و در ادامه تبلیغات علیه ایران در رابطه با مساله بحرین ضمن مصاحبهای با روزنامه کویتی «السیاسه» میگوید: «مناقشه با ایران که قصد دارد رژیمهای طرفدار تهران در سراسر منطقه برقرار کند تنها جنگ ایران و عراق نیست بلکه مناقشه با جاهطلبی ایران برای کنترل بخش عربنشین خلیجفارس است که با بحرین آغاز میشود و به همه کشورهای منطقه ختم میشود.»
اینگونه موضعگیریها همه در جهت مشروع نشان دادن تجاوز عراق به خاک ایران صورت میگرفت البته تلاشهای سیاسی اعراب خلیجفارس تنها به این مسائل محدود نمیشود کشورهائی چون کویت و عربستان بارها سعی کردند با وارد آوردن فشار بر سوریه این کشور را وادار به پذیرش میانجیگری بین ایران و عراق بنمایند لکن هر بار این مساله با شکست مواجه شد.
حمایتهای سیاسی این کشورها با ادامه جنگ همچنان ادامه داشت. پس از عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر کشورهای منطقه که ترس شدیدی از ادامه جنگ و به خطر افتادن موقعیتشان به جهت کمکهای دو ساله به عراق داشتند این رژیمها کوشیدند تا با جلب نظر غرب و شورای امنیت و همچنین شوروی زمینه اقدامی بینالمللی جهت خاتمه جنگ را از نظر سیاسی فراهم آوردند طی مذاکراتی که میان مقامات سعودی و عراق بعمل میاید قول همهگونه حمایت از عراق در صورت اعلام آتشبس و عقبنشینی نیروهایش از ایران داده میشود.
صدام با قبول شکست و با بهرهگیری از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان به تاریخ 31/2/61 اعلام آتشبس و عقبنشینی نیروهای خود را از ایران میکند بدنبال این اقدام صدام، رژیمهای منطقه بار دیگر حمایت سیاسی خود را از عراق اعلام میدارند.
رادیو قطر به تاریخ 31/3/61 میگوید: جامعه عرب از تصمیم اعلام شده توسط صدام حسین رئیس جمهوری عراق مبنی بر عقبنشینی نیروهای عراقی از خاک ایران استقبال نموده و آنرا تصمیمی شجاعانه و از موضع قدرت میدانند. به گزارش رادیو امالقوین به تاریخ 31/3/61 سازمان کنفرانس اسلامی ابتکار عمل عراق مبنی بر عقبنشینی کامل از خاک ایران را گامی مثبت خواند که به کمیته اسلامی وساطت کمک میکند تا کار خود را برای یافتن راه حلی برای پایان دادن به جنگ جاری میان دو کشور ادامه دهد. اصولا سایر کشورهای حوزه خلیجفارس نیز در این رابطه موضع حمایتکننده خود را از عمل صدام اعلام میدارند و به خیال خود تمام راهها را برای احقاق حقوق جمهوری اسلامی از طریق مبارزه با رژیم عراق میبندند.
کشف توطئه آمریکا مبنی بر انحراف ایران از جبهه اصلی نبرد خود با حمله به جنگ لبنان، توسط فرمان امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی منجر به آمادهسازی نیروهای اسلام برای تداوم جنگ تا بدست آوردن سایر شرایط جمهوری اسلامی برای خاتمه جنگ شد.
شورای امنیت و جنگ رمضان:
با آگاهی غرب و رژیمهای مرتجع به آمادگی ایران جهت ورود به خاک عراق، سازمان ملل با تحریک غربیها بویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه و با سازش شوروی تصمیم به برگزاری اجلاس پیرامون جنگ تحمیلی عراق علیه ایران میگیرد. به گزارش خبرگزاری فرانسه اعضای شورای امنیت به تاریخ 22/4/61 طی تصویب قطعنامهای خواستار برقراری آتشبس بین ایران و عراق همراه با پایان کلیه عملیات نظامی از سوی طرفین میشوند. در این قطعنامه همچنین از طرفین خواسته شده است تا نیروهای خود را تا مرزهای شناخته شده بینالمللی عقب کشند همچنین تصمیم گرفته شد تا نیروهای ناظر سازمان ملل متحد جهت کنترل این آتشبس به نحوی که از سوی دبیر کل این سازمان تعیین خواهد شد به این منطقه اعزام بشود. در پی صدور چنین قطعنامهای محافل خبری جهان اظهار میدارند در حالیکه ایران خود را برای یک حمله گسترده جهت سرنگونی صدام آماده میکند، شورای امنیت دست به تصویب قطعنامهای مبنی بر آتشبس زده است. با آغاز عملیات رمضان موقعیت عراق از نظر سیاسی بیش از پیش در خطر افتاد.
به عنوان اولین واکنش دول غرب نسبت به عملیات رمضان، کشورهای غربی حمایت خود را از عراق اعلام میدارند. کلود شسون وزیر امور خارجه فرانسه متعاقب آغاز عملیات رمضان در ملاقاتی با سعدون حمادی وزیر خارجه عراق ضمن تأکید بر اهمیت عراق برای ثبات منطقه حمایت دولت فرانسه را از عراق اعلام میدارد. یکی از خبرنگاران تلویزیونی آمریکا نگرانی خود را از تشکیل یک ابرقدرت بنیادگرای اسلامی ابراز مینماید.
رادیو فرانسه به تاریخ 24/4/1361 میگوید: سقوط صدام سبب سقوط شیخنشینهای خلیجفارس خواهد شد. به گزارش رویتر کلمنت زابلوکی رئیس کمیته روابط خارجه مجلس نمایندگان آمریکا ضمن مصاحبهای میگوید: آمریکا باید به کشورهای خلیج(فارس) اسلحه بفروشد و اجازه دهد که این کشورها سلاحهای خود را به عراق بفروشند یک مقام دیگر آمریکایی میگوید: ما از تمام امکانات موجود برای توقف جنگ سود خواهیم جست. مقامات آمریکایی این نکته را نیز مورد تأیید قرار دادند که نفوذ آمریکا در حال حاضر برای جلوگیری از تهاجم ایران محدود است، بدین ترتیب ملاحظه میکنیم که آمریکا و غرب تلاش دارند خطری را که ورود نیروهای ایران به خاک عراق برای صدام و سپس اسرائیل دارد به گونهای بعنوان خطری برای سایر کشورهای خلیجفارس آنرا جلوهگر سازند و سپس جوی نظامی در منطقه ایجاد کنند و از آنجائیکه رژیمهای خلیجفارس جرأت اعمال نظامی علیه ایران را ندارند ضرورت شرکت نیروهای خود را در منطقه برای این کشورها جا بیاندازند. آمریکا میکوشد تا حضور نظامی خود را در خلیجفارس تثبیت کند اشاره به خواست آمریکا مبنی بر انجام مانور نظامی در خلیجفارس در صورت توافق کشورهای عربی خلیجفارس نیز در همین رابطه بوده است ولی میبینیم با مخالفت کشورهای حوزه خلیجفارس روبرو میشود و تلاش آمریکا برای جبران ضرری که از حمله ایران به خاک عراق عایدش میشود بدون نتیجه باقی میماند.
در طی عملیات رمضان شورای امنیت سازمان ملل چند بار دیگر تشکیل جلسه داده و از دو طرف میخواهد تا به جنگ در جهت منافع عراق و آمریکا خاتمه دهند و این مسأله نشان میدهد که توقف مقطعی جنگ برای آمریکا بیشتر از ادامه آن فایده دارد چرا که آمریکا علیرغم اتخاذ سیاست نظامی مجدد نتوانسته و سا نخواسته است برای حضور نظامی خود در اغلب کشورهای خلیجفارس دست یابد. تلاش آمریکا این است تا مشروعیت توسعه نیروهای مداخلهگر نظامی خود را در منطقه خلیجفارس بدست آورد. اینگونه بنظر میرسد که این مشروعیت با شکست عراق از انقلاب اسلامی نیز بدست آمریکا نیافتد چرا که با شکست عراق جو افکار عمومی منطقه حتی به میزان فعلی نیز حاضر به قبول حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیجفارس نخواهد شد.