تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۹  ، 
کد خبر : ۲۲۵۳۱۶

تأثیرات اقتصادی جنگ خلیج‌فارس


ویژگیهای جنگ خلیج‌فارس
مهمترین ویژگیهای جنگ خلیج‌فارس در سطح استراتژیک ـ سیاسی شاید اینها باشد:
1ـ عدم دستیابی به تعیین‌کنندگی نظامی و اقدام به جنگ فرسایشی به رغم سنگینتر بودن کفه نظامی عراق شروع‌کننده نظامی ـ عراق تاکنون (اواخر 1980) به هدفهای محدود سیاسی اعلام شده در رابطه با خواستهای مشخص جغرافیائی، پایبند مانده است. بدین گونه باب مذاکره پیرامون زمینه فرضی کشمکش (وضعیت قانونی شط‌العرب) دست کم از لحاظ اصولی باز مانده است.
اما بکارگیری تدریجی نیروی نظامی عراق و عدم تعیین‌کنندگی کامل نظامی بنفع عراق، به ایران امکان داد رعایت «محدود بودن» جنگ را رد کند و متقابلاً به هدف‌های نظامی دارای جنبه فوریت، یعنی تلاش برای بیرون راندن نیروهای عراقی از سرزمینهای ایران و بالمان تحمیل شکست نظامی به عراق، پایبندی نشان دهد.
این امر بنوبه خود، برشدت دامنه کشمکش افزود و به همین علت احتمال می‌رود هدفهای سیاسی و نظامی طرفین جنبه تصاعدی بخود بگیرد. در نبود تعیین‌کنندگی سریع نظامی و عدم برتری قاطع موازنه قوا، جنگ یک وضعیت فرسایشی «اصولی» صرفنظر از هدفها و مقاصد اولیه طرفین، پیدا کرد. بعبارت دیگر، تشدید کشمکش سیاسی از یکسو و آرامش نسبی نظامی از سوی دیگر، طرفین را هماهنگ را وضع موجود نظامی، وادار به در پیش گرفتن استراتژیهای فرسایشی کرد. سرنوشت جنگ به توانائی نسبی عراق و ایران برای تحمیل خسارات مادی و معنوی و اقتصادی در درازمدت، بستگی خواهد داشت. این وضعیت استراتژیک نیز ادامه خواهد یافت.
2ـ جنگ خلیج‌فارس بکارگیری وسیع آتشبارهای دقیقاً هدایت شونده را شاهد نبوده است. گرچه ایران شمار زیادی از موشکهای هدایت شونده هوا به زمین دریافت داشته، منابع غربی به استفاده از این موشکها در آغاز جنگ علیه پلها و تأسیسات عراق در بصره، اشاره‌ای نکرده‌اند. اسرائیل شمار زیادی از آتشبارهای دقیقاً هدایت شونده در اختیار دارد، از جمله حدود 1800 موشک «ماوریک» هدایت شونده تلویزیونی و 1500 آتشبار هدایت‌شونده با اشعه لیزر و دیگر هدایت‌شونده‌های دقیق از قبیل «لوز» و «هوبوز» و «جی ـ بی ـ یو». ظاهراً اسرائیل از این آتشبارها در سطحی گسترده و مشخصاً برای مقابله با پایگاههای موشکی م/ط اعراب وزیر آتش گرفتن مراکز تجمع یکانهای زرهی و هدفهای پشت جبهه در عمق خاک اعراب، استفاده خواهد کرد.
ظاهراً در جنگ خلیج‌فارس میان موشکهای م/ط و ادوات هوا به زمین ضد آنها، نبردی صورت نگرفته است.
3ـ این جنگ، بکارگیری گسترده شیوه‌های نبرد الکترونیک از قبیل پارازیت‌افکنی و پارازیت‌افکنی متقابل را شاهد نبوده است. اینگونه عملیات تا حدود زیادی به درگیری میان ابزارهای دفاع ضد هوائی و هواپیماهای مهاجم بستگی دارد.
4ـ جنگ شهری و مواضع ثابت در نبردهای شط‌العرب در آبادان و خرمشهر و سوسنگرد نقش مهمی داشته، ولی بعید است که دررویارویی با اسرائیل جنگ شهری نقش مشابهی داشته باشد.
5ـ ماهیت زمینی در جبهه جنگ خلیج‌فارس با ماهیت زمینی در صحنه عربی ـ اسرائیلی تفاوت دارد. در جبهه اسرائیل، مناطق کوهستانی مانند مناطق «اطراف شهر قصرشیرین در شمال جبهه عراق ـ ایران و یا دشتهائی مانند دشتهای اطراف شهر دزفول در بخش میانی جبهه، وجود ندارد، بعلاوه در صحنه کشمکش در جبهه شرقی با اسرائیل رودخانه‌هائی مانند کارون و کرخ در نزدیک شهر اهواز، وجود ندارد. از سوی دیگر، طول مثلاً جبهه جولان در مقایسه با جبهه 500 کیلومتری عراق ـ ایران، از قصرشیرین در شمال تا آبادان در جنوب، از 80 کیلومتر تجاوز نمی‌کند.
بدین گونه، میزان بسیج و تراکم نیروها مثلاً در جولان با آنچه در صحنه جنگ خلیج‌فارس بود، تفاوت کلی خواهد داشت.
6ـ بکارگیری موشکهای تاکتیکی، زمین به زمین در جنگ خلیج‌فارس (مثلاً به موشک بستن شهر دزفول بوسیله عراق) الزاماً به استفاده از آن در صحنه عربی ـ اسرائیلی اشاره‌ای ندارد، چرا که هر دو طرف عربی و اسرائیلی متقابلاً وسایل بازدارنده‌ای دارند که مانع توسل هر یک از آنها به ضربه «ضدارزشی» و یا بمباران هدفهای غیرنظامی، می‌شود. ولی این امر در صورت گسترش احتمالی دامنه جنگ فرق خواهد کرد با این همه، تجربه عراق در این زمینه محدود می‌ماند و دشوار است بتوان از آن در رابطه با جبهه شرقی، عبرتهای روشنی، نتیجه گرفت.
ج‌ ـ جنبه‌های اقتصادی جنگ خلیج‌فارس
برخی از اثرات نفتی جنگ عراق ـ ایران
گرچه یکدهم بازرگانی بین‌المللی عملاً متوقف شده و تنگه هرمز این شاهرگ نفت غرب پاره‌ای اوقات در معرض تهدید قرار می‌‌گیرد و به رغم اینکه دو تا از مهمترین کشورهای صادرکننده نفت به نزاع با هم و انهدام تأسیسات نفتی یکدیگر ادامه می‌دهند، با اینهمه جوی از آرامش بر صنعت نفت سایه افکنده است که سه علت اساسی دارد: (1)
1ـ ذخیره‌سازی نفت: هم‌اکنون (23/10/1980) حدود 680 میلیون تن (5 میلیارد بشکه) در کشورهای غیر کمونیست ذخیره‌سازی شده است. این مقدار با میانگین‌های فعلی مصرف، برای 106 روز کفایت می‌‌کند، آژانس بین‌المللی انرژی اعلام کرده است ذخایر 21 کشور عضو به 500 میلیون تن رسیده که 460 میلیون تن از آن در خشکی و 40 میلیون تن در نفتکش‌ها نگه‌داری می‌شود. بعلاوه مقادیری هم معمولاً در پهنه دریا وجود دارد.
پیش‌بینی می‌شد که شرکتهای نفتی در سه ماهه آخر سال 1980 حدود 50 میلیون تن (10 میلیون تن برای رفع کمبود در فصل زمستان و 45 میلیون تن برای جبران کاهش صادرات عراق و ایران) از این ذخایر را عرضه کنند.
2ـ کاهش تقاضا: کاهش تقاضای ناشی از اوضاع بد اقتصادی بیشتر کشورهای غربی، به شرکتهای نفتی امکان ذخیره‌سازی داد. در صنعت جهانی نفت برآورده شده است که مصرف نفت سه ماهه سوم در کشورهای غیر کمونیست. در سال 1980 به حدود 47 میلیون بشکه در روز رسید، در حالیکه مصرف نفت در همین فاصله از سالهای 1978 و 1979 به ترتیب 3/49 میلیون بشکه و 9/48 میلیون بشکه بوده است. بعلاوه پیش‌بینی هم نمی‌شود که مصرف در سه ماهه چهارم چندان از 51 میلیون بشکه در روز بیشتر باشد. این رقم حدود 5/4 درصد از تقاضای سه ماه آخر سال 1978 و 1979، کمتر است.
3ـ گنجایش تولید اضافی: گنجایش تولید اضافی در برخی از کشورهای صادرکننده نفت، از عامل دیگری است که مانع اتخاذ اقدامات شدید می‌شود، بویژه اینکه برخی کشورهای اوپک ظاهراً مایل به افزایش تولید هستند.
شاید این گزارش که سعودی و کویت و امارات متحده عربی 3 میلیون بشکه در روز بر تولید خود خواهند افزود، مبالغه‌آمیز باشد، ولی ظاهراً افزایش مهمی در تولید براثر فشار وزیران نفت عراق و سعودی، تحقق خواهد یافت.
شواهد فعلی حاکی است که ممکن است عربستان سعودی 900 هزار بشکه در روز، بر تولید فعلی خود (5/9 میلیون بشکه در روز) بیفزاید.
بی‌تردید چنین اقدامی با تلاشهای سعودی برای کاهش مشکلات غرب در رابطه با نفت، هماهنگی دارد. این افزایش تولید، سعودی را به گنجایش ارزیابی شده تأسیسات نفتی خود، نزدیک می‌کند.          ادامه دارد... 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات