1 - ربای رایج بین یهودیان: در شماره قبل اشاره گردید.
2 - ربای رایج بین مسیحیان: وقتی مسیحیان نجران با پیامبر اکرم (ص) پیمان صلح امضا کردند، رسول خدا شرایطی را تعیین نمودند که ازجمله آنها، این بود: "أن لا یأکلوا الربا فمن ذلک فقد برئت ذممه الله و ذمه رسوله؛ باید مسیحیان ربا نخورند و هرکس مرتکب رباخواری شود، از پیمان خدا و رسولش(ص) خارج شده است".(1)
مسیحیان به سبب عادت به رباخواری، نتوانستند به این پیمان وفادار بمانند و بعدها عمر (خلیفه دوم)، آنان را کوچاند.(2) پیداست که ربای رایج بین مسیحیان، همان ربای جاهلی بود که اسلام حرام می شمرد وگرنه دلیلی نداشت که پیامبر اکرم(ص) با آنان شرط کند که ربا نخورند و خلیفه دوم به سبب عمل ننمودن به شرط، آنان را کوچ دهد. از متون تاریخی چنین بهدست می آید که ربای رایج بین مسیحیان که در تورات و انجیل حرام شده بود، همه انواع قرض با بهره را شامل می شده است.
3 - ربای مشروط در قرض: ابوبکر جصاص(متوفای سال 370ق) در تبیین ربای جاهلی می گوید: "ربایی که عرب می شناخت و می گرفت، عبارت بود از: قرض دادن درهم و دینار تا مدت زمانی مشخص در مقابل مبلغی بیشتر که دوطرف بر آن راضی باشند. این عمل بین آنان متعارف بود".(3)
4 - ربای ماهیانه مشروط: فخر رازی (متوفای سال 606ق) می گوید: "ربایی که در جاهلیت معروف بود، ربای نسیه بود؛ به این صورت که مالی را به دیگری قرض می دادند و بنا می گذاشتند که سر هر ماه مقداری معینی را دریافت کنند و اصل مال تا مدت مشخصی در نزد بدهکار باقی بماند. وقتی مهلت فرا می رسید، طلبکار اصل مال را می طلبید و اگر بدهکار نمی توانست آن را بپردازد، بر اصل قرض می افزود و در مقابل، اگر بدهکار نمی توانست آن را بپردازد، بر اصل قرض می افزود و در مقابل، به او مهلت بیشتری می داد و این همان ربایی بود که در جاهلیت با آن معامله می کردند".(التفسیر الکبیر، ج7،ص93)
ابن حجر هیثمی (متوفا: 974ق) میگوید: "ربای نسیه، ربای مشهور در ایام جاهلیت بود؛ بدین ترتیب که یکی مالش را برای مدتی به دیگری می داد و با او شرط می کرد که سر ماه مقدار معینی بپردازد و اصل بدهی به حال خود باقی بماند. وقتی مدت پایان می یافت، اصل مال را طلب می کرد و اگر بدهکار توانایی پرداخت نداشت، مهلت بیشتری می داد و اصل قرض را اضافه میکرد. این ربا را با اینکه ربای فضل هم بر آن صدق میکرد، ربای نسیه می،گفتند: زیرا نسیه بودن، یعنی زیادتر گرفتن در مقابل مهلت بیشتر، مقصود بالذات بود. همین نوع ربا امروز بین مردم رایج بود".(4)
5 - ربا در بیع نسیه: قتاده می گوید: "ربای جاهلی به این صورت بود که فردی جنسی را بهصورت نسیه به دیگری می فروخت و وقتی مهلت فرا می رسید و مشتری قادر به پرداخت نبود، بر مبلغ آن می افزود و فروشنده نیز به وی فرصت می داد".(5)
6 - ربا در بیع سلف: عطاء و عکرمه می گویند: آیه "یا ایها الذین آمنوا اتّقوا الله و ذروا ما بقی من الرّبا"؛ در مورد عثمان بن عفان و عباس بن عبد المطلب نازل شد که به صورت سلف، خرما می خریدند و چون هنگام برداشت محصول فرا می رسید، صاحب خرمابه آن دو می گفت: اگر شما تمام حقتان را بگیرید، چیزی برای من و خانواده ام باقی نمی ماند. آیا می خواهید نصف طلب خود را بگیرید و نصف دیگر را به تاخیر بیندازید تا من هم طلب شما را دو برابر کنم؟ آنان قبول میکردند و چون مهلت فرا می رسید، از او دو برابر طلب می کردند. وقتی رسول خدا آگاه شد، آنها را از این عمل نهی کرد و خداوند این آیه را نازل کرد. آن دو پذیرفتند و تنها اصل مال خود را پس گرفتند. (6)(7)