حسین قدیانی
به سبب نوشتن یک مقاله تحلیلی برای یک فصلنامه پژوهشی، در روزهای گذشته نگاهی انداختم به آرشیو روزنامههای زمان فتنه 88 و انصافا چقدر زیاد بود تذکرات بعضیها که چه باید کرد و چه نباید کرد. موجی از «گفتیم»ها جلوی چشمم رژه رفت که البته امروز همهشان به «دیدید گفتیم» تغییر ظاهر دادهاند. فیالمثل «نامه سرگشاده» را خواندم، مواضع آقازادهها را مرور کردم، تذکرات سران فتنه را رصد کردم و همه آن خاطرات پرمخاطره در ذهنم زنده شد.
در حاشیه نوشتن آن تحلیل مطول اما لحظهای درنگ کردم در همه «گفتیم»های دیروز و «دیدید گفتیم»های امروز؛ از تذکرات آقای هاشمی بگیر تا دیگران و دیگران. بعد اندکی تامل و تدبر کردم که اگر ولایت و ملت، این 2رکن جداییناپذیر در نظام مقدس جمهوری اسلامی که همیشه هوای هم را داشتهاند، بر فرض میخواستند به «گفتیم ماضی» یعنی «دیدید گفتیم حال» جامه عمل بپوشانند و زمام اختیار را به دست تذکرات سران فتنه و خاندان اشراف که به سختی دچار مرض «بحران محبوبیت»اند، بدهند، دقیقا چه باید میکردند. بیهیچ توضیح اضافهای، آنچه باید در ورای قبول کردن تذکرات فتنهگران، انجام میدادند، در زیر میآورم:
یک/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات سران فتنه عمل کند، باید فقط و فقط از خاندان اشراف حمایت میکرد و تنها و تنها به ایشان رای میداد. صرف رای ندادن به سران فتنه، بزرگترین گوش ندادن به تذکرات امثال آقای هاشمی بود.
دو/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات اهالی فتنه عمل کند، باید علیه 40 میلیون رای شمشیر میکشید؛ یعنی ابطال انتخابات، ابطال دموکراسی، ابطال مردمسالاری دینی، ابطال جمهوری اسلامی، ابطال ملت و ابطال ولایت.
سه/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات فتنهگران عمل کند، باید در وهلهای، رای اکثریت را قربانی رای اقلیت و در مرحلهای دیگر، کل آرا را فدای منافع کسانی میکرد که مردم دلخوشی از عملکرد ایشان و خاندانشان نداشتند.
چهار/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات اصحاب فتنه و عناصر آشوب عمل کند، باید تصور و توهم میکرد که فتنه 88 جنگ 2 طرف فلان مناظره بود، نه مبارزه همیشگی آمریکا و اسرائیل با اصل جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه.
پنج/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات جبهه فتنه عمل کند، باید ملاک را بر خلاف خط و دستخط امام، به جای آنکه «حال فعلی افراد» ببیند، در سابقه خوب و بدشان جستوجو میکرد و به همین مناسبت، قانون، بویژه قانون اساسی را دور میزد تا مگر موجب خشنودی اشراف شود.
شش/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات طرف فتنهگر سال 88 عمل کند، باید به سران فتنه بویژه رئوس ویژهخوار ایشان، قول عملی میداد که بعد از ابطال انتخابات، حتما و بدون اما و اگر تضمین میکند که نام نامزد مورد علاقه ایشان از دل صندوق بیرون بیاید، ولو اینکه مردم باز هم به فلانی رای بدهند! یعنی باید به فتنهگران در زمینه تقلب قول مساعد میداد!
هفت/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات موجود در نامه سرگشاده عمل کند، باید خطاب به آمریکا و اسرائیل میگفت که جمهوری اسلامی برخلاف نظر امام، دیگر اسلام پابرهنهها نیست، اسلام مبارزه نیست و ما از همه آرمانهایمان دست میکشیم و کشور را به آتش فتنه شما میسپاریم!
هشت/ ملت اگر میخواست به تذکرات خاندان اشراف عمل کند، باید ایران را تبدیل به کوفه میکرد و علی را تنها میگذاشت. فقط با انجام دادن این کار، بعضیها راضی میشدند. لحن تذکرات موجود در نامه سرگشاده این را میرساند.
نُه/ ولایت اگر میخواست به تذکرات فتنه گران عمل کند، باید به جای ایستادگی پای آرای 40 میلیونی و نیز به جای ایستادگی پای نتیجه آرا، جمهوری اسلامیای جدید مطابق با میل کسانی به وجود میآورد که اصولا رای مردم برایشان پشیزی ارزش ندارد. این جماعت سابق بر این یکبار نشان داده بود که بدش نمیآید علیالدوام صاحب کرسی ریاستجمهوری باقی بماند و این عرصه کاملا انتخابی را از ذوق، سلیقه و عقیده مردم بدزدد.
ده/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات آشوبگران سال 88 عمل کند، باید مفهوم بلندی به نام «عدالت» را قربانی نزاع مصادیق میکرد.
یازده/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات قبیله پرحرف فتنه عمل کند، باید پرچم جمهوری اسلامی و نام امام و اسلام را از سپهر این مرز و بوم پایین میکشید و به جای آن تن به خواستههای امثال داریوش همایون میداد و به همان پرچم شیر و خورشید بازمیگشت.
دوازده/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات اهالی فتنه عمل کند، باید -نستجیربالله- به معصوم خرده میگرفت که چرا روزگاری از طلحه و زبیر در راه مصالح عالیه اسلام استفاده کرد؟!
سیزده/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات اغتشاشطلبان مدعی تقلب عمل کند، باید غزه، لبنان، مصر، بحرین و لیبی را قربانی امثال ملک عبدالله و علی عبدالله صالح میکرد و بر مفهومی به اعتبار و اعتلای «مقاومت» از اساس خط بطلان میکشید.
چهارده/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات جماعت آشوبطلب عمل کند، باید دستورات جین شارپ و جورج سوروس را بر فرامین حضرت امام خمینی مبنی بر «حفظ نظام؛ اوجب واجبات» برتری میداد و اجازه میداد اهالی اشراف به راحتی بتوانند از جمهوری اسلامی کاریکاتور بکشند.
پانزده/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات سرگشادهنویسان عمل کند، باید قید الگو بودن این روزهای جمهوری اسلامی برای ملل منطقه را بالکل میزد و به آزادیخواهان دنیای اسلام میگفت که رفتن دنبال نسخه جمهوریاسلامی یعنی ایستادگی در برابر استکبار، بینتیجه است.
شانزده/ ولایت و ملت اگر میخواست به تذکرات طرف فتنه عمل کند، طرفه حکایت اینجاست که اصولا نباید انقلاب اسلامی میکرد و نباید دنبال جمهوری اسلامی میرفت، چرا که مخلص کلام؛ تذکرات فتنهگران، حرف حسابش در یک کلام این بود که: ما حال و حوصله پیگیری آرمانهای امام خمینی و خون شهدا را نداریم. ما از جنس سازشیم، نه مبارزه.