بخش سیاسی داخلی: نگرانی برخی دوم خردادی ها از چرایی تعویق در برگزاری همایش سراسری اصلاح طلبان و وعده های سرخرمن، رئیس جدید شورای هماهنگی جبهه اصلاحات را بر آن داشت تا در گفتگویی از برگزاری همایش سراسری این جبهه در آینده نزدیک و احتمالا با حضور گروه های 18گانه اصلاح طلب خبر بدهد. این خبر تکرار همان وعده ای بود که فرج کمیجانی رئیس سابق شورای هماهنگی جبهه اصلاحات حدود یک ماه پیش داده بود. علی محمد غریبانی که به تازگی رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات شده است ضمن اعلام این خبر گفت: جلسات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به هیچ عنوان تعطیل نشده بود و در حال حاضر نیز همانند گذشته هر دو هفته یک بار جلساتی با حضور اعضاء برگزار خواهد شد.
البته وی نگفت اگر قرار باشد همایش سراسری اصلاح طلبان برگزار شود دقیقا در چه زمان و کجا برگزار می شود. غریبانی همچنین در این گفتگو لب به گلایه گشود که برخی از گروههای اصلاح طلب به دلیل برخی دلایل و شرایط موجود، در جلسات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات شرکت نمی کنند اما نگفت کدام گروه ها و به چه دلیل و شرایطی حاضر نیستند در جلسات این شورا شرکت کنند. حدود یک ماه پیش از این اما فرج کمیجانی نیز خبر از برگزاری نخستین هم اندیشی احزاب اصلاح طلب داده بود و گفته بود این نشست تصمیم 21 عضو شورای هماهنگی اصلاحات است. اما از آن روز به بعد دیگر خبری از این هم اندیشی به گوش نرسید.
پرسش اما اینجاست گلایه های غریبانی از عدم شرکت برخی گروه های اصلاح طلب در جلسات شورای هماهنگی اصلاحات تا چه اندازه در تعویق در برگزاری همایش سراسری جبهه اصلاحات ذی مدخل است؟ چرا برخی از دوم خردادی ها به شورای هماهنگی اصلاحات با خوف و رجا می نگرند؟
هراس دوم خردادی ها از جمع شدن زیر یک سقف و به تبع آن گلایه های رئیس جدید شورای هماهنگی اصلاحات ناشی از تک روی و ساختار شکنی جناح بندی نافرمان در بین دوم خردادی ها باشد که این جبهه را بخصوص در حوادث فتنه 88 بر لب پرتگاه سقوط سوق داد. از طرفی با وجود رگه های افراطی در بین اعضای اصلاح طلب این شورا هیچ امیدی به همزیستی مسالمت آمیز زیر یک سقف نیست.
جناحبندی نافرمان در درون احزاب سیاسی محصول توسعه نیافتگی فرایندهای فرهنگ تحزب در کشورهای جهان سوم است. جناحگرایی اشاره به یک سازمان غیر رسمی در درون حزب دارد که در نهایت منجر به چندپارگی سیاستهای حزبی و گاه بروندادهای متناقض میشود.
افراطیگری در جریان دوم خرداد که بازتاب وابستگی بخشهایی از این جریان به بیگانگان به منظور بر هم زدن ثبات سیاسی کشور است را میتوان در قالب جناحبندی نافرمان در بین گروههای دوم خردادی تحلیل کرد. جریان افراطی برای پیروزی انتخاباتی نشان داده است که حاضر است به هر دو مسیر فشار خارجی با تصویب قطعنامه و فشار از پایین با بر هم زدن نظم اجتماعی تن دهد. جای بسی تاسف است که معدودی در این کشور برای پیشبرد منافع سیاسی خود همسو با سیاستهای دشمنان این ملت همگرایی میکنند.
هر چند تاریخ افراطیگری در اینکشور به پایان رسیده است اما فحول دوم خردادی بهتر از هر کسی میدانند که بروندادهای متناقص جناحبندی نافرمان در جریان اصلاحات اولین لطمه را به مواضع انتخاباتی آنها خواهد زد و افکار عمومی را نسبت به کل این جریان بیاعتماد میسازد.
برای آحاد ملت ایران وطنفروشی به هر دلیلی مذموم است چه برسد به جریانی که به خاطر مطامع زودگذر انتخاباتی بخواهد منافع ملی کشور را فدا کند.
جریان دوم خرداد اگر مبتنی بر یک مانیفست اصلاحگرایانه سامان یافته است بهتر است بر جناحبندی نافرمان در میان گروههای دوم خردادی مهر پایانی بزند و رسما پایان تاریخ افراطیگری در میان اصلاحطلبان را اعلام کند.