محمدکاظم انبارلویی / www.anbarloee.blogfa.com
مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان نظام غفلت از تهاجم فرهنگی دشمن و نفوذ آنان در فضای رسانهای کشور را یکی از ضعفهای اساسی و مهمترین تهدید کلیدی یاد کردند. مسئله تهاجم فرهنگی و نفوذ دشمن در رسانههای کشور طی سه دهه گذشته همواره از مسائل اصلی ما بوده است. امام خمینی (ره) اهتمام ویژهای برای مقابله با این پدیده داشتند.
امام (ره) یک وقتی فرموده بودند؛ "اهمیت انتشارات مثل اهمیت خونهایی است که در جبههها ریخته می شود." (1)
و نیز فرموده بودند: "آنکه از همه خدمتها بالاتر است این است که نیروی انسانی ما را رشد بدهد این به عهده مطبوعات، مجلهها است. رادیو و تلویزیون است. سینماها و تئاترها است. اینها میتوانند نیروی انسانی ما را تقویت کنند و تربیت صحیح بکنند" (2)
هم او بود که فرمود: "مطبوعات باید حامل پیام ملت و پیام اسلام باشد. مطبوعات باید مهذب جامعه باشد و اخلاق الهی را در جامعه پخش نماید." (3)
نگاه امام (ره) به رسانه این بود که آرمانهای ملت را انعکاس بدهد جامعه را نسبت به توطئه دشمن آگاه کند و مبلغ احکام اسلام و احکام دین باشد. (4)
امام از رسانهها و اهل قلم انتظار داشتند در جهت وحدت و همگرایی جامعه گام بردارند، امید را در ملت ایجاد کنند. (5)
امروز وقت آن است که از خود بپرسیم در مطبوعات به طور اخص و در رسانههای دیداری و شنیداری کشور و نیز فضای مجازی چه کردهایم. آیا ما به وظایف خود و انتظاراتی که امام (ره) از ما داشتند عمل کرده ایم.
امروز شمار زیادی از کارکنان رسانههای دشمن در اروپا و آمریکا را کسانی تشکیل میدهند که طی سه دهه گذشته در مطبوعات ایران و دیگر رسانههای داخل قلم میزدند. آنها شب گفتههای بی بی سی و رادیو آمریکا را در روز در رسانهها تکرار میکردند و وقتی دستشان رو شد مجبور شدند به اتاق فرمان خود در غرب برگردند و همان اباطیل را از منبع اصلی آن منتشر کنند. آنها آزادانه به مقدسات مردم و اسلام اهانت میکردند و در راه بازگشت دیکتاتوری به کشور و سلطه مجدد غرب در ایران تلاش میکردند.
آنها در راه تبلیغ مارکسیسم و آموزههای غرب آزادانه به اسلام و قرآن اهانت و آن را نمادی از آزادی مطبوعات و آزادی بیان تلقی میکردند و اگر مردم و نظام در برابر آنها میایستادند جمهوری اسلامی را متهم به نقض حقوق بشر مینمودند.
آنها عمدا قلم خود را به دروغ، تهمت، اهانت و تشویش اذهان میآلودند تا در صورت توقیف ، ثابت کنند در ایران آزادی نیست اما فردای همان روز توقیف روزنامه خود، از نشریهای دیگر سر بر میآوردند و دوباره روز از نو و روزی از نو، شروع به لجن پراکنی علیه مردم و نظام میکردند.
آنها جلوی نقد مشفقانه و سازنده را میگرفتند تا جامعه اصلاح نشود و به جای آن به تخریب و تحقیر ملت و نظام در برابر اجانب روی میآوردند و نام آن را نقد سالم میگذاشتند.آنها مامور بودند تشنج و دعوا ایجاد کنند و با توفان یاس و ناامیدی امید به پیروزی را در دل ملت بمیرانند و برای دشمن جهت ضربه زدن به انقلاب فرصت آفرینی نمایند.
آنها قبل از اینکه بمبها و موشکها و گلولههای دشمن به قلب ملت ایران اصابت کند، با دروغ و تهمت، با بیآبرو کردن انقلابیون و تضعیف روحیه مردم روح مقاومت ملت ایران را نشانه گرفته بودند.
مقام معظم رهبری پس از امام (ره) از این پدیده به عنوان "تهاجم فرهنگی دشمن" و "نفوذ در فضای رسانهای کشور" یاد کردند و آن را هم در قالب یک "پروسه" و هم در اندازه یک "پروژه" مورد شناسایی قرار دادند.
معظم له طی دو دهه گذشته با چشمان بیدار خود این جریان را رصد فرمودند و در جای جای رهنمودهای خود نسبت به آن هشدار دادند، اما متاسفانه مسئولان فرهنگی از آن غفلت کردند. همان روز که برای اولین بار از تهاجم فرهنگی به عنوان یک تهدید یاد کردند یکی از مسئولان فرهنگی کشور نگاه ایشان را تخطئه کرد و گفت؛ "تهاجمی" در کار نیست بلکه آنچه مطرح است "تبادل" است ما در این "تبادل" باید حرف خودمان را داشته باشیم.
بعدها معلوم شد که او در تور سربازگیری دشمن قرار دارد و بزودی از اردوگاه انقلاب به اردوگاه ضد انقلاب خواهد رفت و در بالاترین ردهها، آنها را در این تهاجم یاری خواهد کرد.
وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات همان کسی که "تهاجم فرهنگی" را "تبادل فرهنگی" ترجمه میکرد یکی از اشرار فتنه سال 88 بود که صدا و تصویر او را از بی بی سی فارسی میشنیدیم. او به همراه برخی قلم به مزدان اجنبی که روزگاری در مطبوعات کشور قلم میزدند اتاق فکر لندن را علیه ملت و انقلاب و اسلام تجهیز میکردند. آنها مامورند راه بازگشت سلطه غرب به ایران را از طریق بازتولیداستبداد در ایران هموار کنند.با آنکه طی سه دهه گذشته بارها از سوی مردم مورد لعن و نفرین قرار گرفتند و شناسایی شدند مرتب در رسانههای جدیدالتاسیس، خود را باز تولید کردند. فقط آنهایی که کارشان به رسوایی کشید ننگ پناهندگی به بیگانگان را پذیرفتند و رسما جیره غذایی خود را به دلار و یورو در آمریکا و اروپا میگیرند. اما هنوز کسانی از آنها در داخل هستند که جیره "جنگ فرهنگی" خود را به ریال میگیرند.
سئوال مردم از مسئولان این است که با این پدیده چه باید کرد؟ آنها به بهانه آزادی بیان و حقوق بشر میخواهند مصونیت حقوقی برای خود درست کنند.
آنها پیشقراول جنگ سخت دشمن هستند و مسلسلهای خود را پنهان کردهاند و با ظاهری اتو کشیده و آرام در حالی که قلم در دست دارند دشمن را در لایههای پیچیده جنگ نرم تدارک و تجهیز میکنند.
مردم انتظار دارند در سه سطح حقوقی، سیاسی و امنیتی با سربازان ارتش رسانهای غرب در ایران و خارج از مرزهای ایران برخورد شود و از حقوق ملت و نظام دفاع شود. آیا نهادهای مسئول در نظام میتوانند به این مطالبه حقیقی مردم پاسخ دهند؟
آیا دستگاه قضائی کشور، احزاب و گروههای اسلامی و نهادهای مسئول امنیتی میتوانند مردم را در سطوح حقوقی، سیاسی و امنیتی یاری دهند؟