تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۲۵۵۸۷

آیا نگرانی شما، از روحانیت ستیزی است یا...؟!


علی مهدیان
در روزهای اخیر به‌مناسبت سالگشت انقلاب مشروطه، از تلخ و شیرین و عبرت‌های دوران مشروطیت سخن به‌میان می‌آید. از صدور فرمان مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی تا اختلاف افکنی در صفوف ملت و عالمان مذهبی و بر دارشدن آیت‌الله شهید شیخ فضل‌الله نوری(ره). همه نکاتی قابل تأمل و عبرت‌آموز است که باید همواره آن را بازگفت و از تکرارشدن ناکامی‌ها و پدیدآمدن عوامل اختلاف و شکست جبهه خودی برحذر بود. تذکر و هشدار در باب امکان تکرار حوادث دوران مشروطه ویژه امروز نیست بلکه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) مطرح گردیده و طی سالیان گذشته نیز همواره از سوی رهبر معظم انقلاب و دلسوزان و فرهیختگان بدان تذکر داده شده است.
بنابراین بیدارباش نسبت به تکرار حوادث آن دوران، امر مطلوبی است و از همه سخنگویان و نویسندگان جبهه خودی مورد انتظار بوده و جای سپاس‌گزاری دارد؛ اما سودجویی و توجه دادن افکار عمومی به خود به این بهانه زیبا نیست. چه بسیار مطالب حقی که دستمایه توجیه حرکت‌های انحرافی قرار گرفته و از رهگذر آن به تطهیر باطل پرداخته شده است. جان‌مایه سخن مدعیان امکان تکرار حادثه مشروطه در روزهای اخیر، وجود برنامه «روحانیت ستیزی» با سوء استفاده از «اختلافات سلیقه‌ای» است. روشن است که گفته‌های مدعیان، به حوادث فتنه پدیدآمده پس از انتخاب ریاست جمهوری دهم اشاره دارد که به انزوای برخی از سران فتنه و حامیان آنان – که افرادی معمم نیز در جمعشان وجود دارد – انجامید. آنان با نزدیک‌شدن به ایام انتخابات مجلس تلاش می‌کنند تا بار دیگر در صحنه سیاسی اجتماعی حضور یابند بی آن‌که هزینه موضع‌گیری نادرست خود را بپردازند.
«روحانیت ستیزی»، فصل مشترک تلاش‌های گروه‌های غربزده یا شرق‌زده در دویست سال اخیر است که در شکل‌های مختلف بروز یافته و می‌یابد؛ از ترور شخصیت در قالب فکاهی، کاریکاتور، رمان، مقاله و سخنرانی تا حذف فیزیکی با دستگیری و شکنجه و اعدام و بمب‌گذاری و مانند آن. کافی است به تاریخ گذشته نگاهی کنیم تا فهرست بلندی از عالمانی که به شیوه‌های گوناگون مورد هجوم روحانیت‌ستیزان قرار گرفته‌اند در برابرمان قرار گیرد. از میرزای بزرگ، میرزا محمدحسن شیرازی که حتی عده‌ای معمم بر فراز منبر قلیان کشیدند تا فتوای استکبارستیز او را بشکنند تا امام خمینی(ره) که متحجران نسخه‌های مبحث ولایت فقیه او را به رودخانه می‌ریختند و طاغوتیان گاه با بیان و قلم و گاه با دستگیری و زندان و... به وی هجوم می‌آوردند.
یادکرد دیگر بزرگان روحانی همچون میرزا محمدتقی شیرازی، سیدحسن مدرس، شیخ فضل‌ا... نوری، خیابانی، میرزا کوچک‌خان، کاشانی و دیگران سخن را طولانی می‌کند. اکنون نیز رهبر معظم انقلاب به‌عنوان علمدار روحانیت استکبارستیز و بزرگان حامی و در کنار ایشان مورد هجوم بی‌وقفه دشمنان خارجی و مزدوران داخلی آنان قرار دارند ولی آیا سخن کسانی که امروز مدعی مبارزه با روحانیت‌ستیزی هستند، در راستای دفاع از عالمان راستین و مدافعان واقعی انقلاب است یا تطهیر برخی روحانی‌نمایانی که در فتنه سال 88 در چاه نفس و خودخواهی‌ها گرفتار آمده‌اند؟! اگر آنان در ادعای خود صادقند باید از ستون خیمه انقلاب و ولی فقیه زمان جانبداری کنند و برای جبرای قصور و تقصیرهای خود چاره‌ای بیندیشند؛ نه آن‌که برای بازگرداندن عناصر قدرت‌طلب و بی‌تقوا، آسمان و ریسمان به هم ببافند.
اگر کسی به روحانی‌نمایی که با عناصر صهیونیست و تابلودار دشمنی با اسلام و انقلاب ملاقات کرده و به حمایت مالی و سیاسی آنان پشتگرم شده، سخنی از سر صدق و عدل بگوید، روحانیت‌ستیزی است؟ و اگر تصویر امام و رهبر را به آتش بکشند و حرمت سیدالشهدا(ع) و عاشورا را بشکنند، خداجویی و روحانیت‌مداری است؟ چرا وارونه می‌بینیم؟ شاید ملاک و معیار روحانیت‌ستیزی به «من ستیزی» تغییر یافته است؛ اگر کسی به من معمم سخن درشتی گفت و به حق یا ناحق موضعی گرفت، روحانیت‌ستیز است؛ اما اگر علیه رقیب من به هرگونه توهین و افترا و سخن نادرست و حتی ترور متوسل شد، جای اعتراض و اشکالی نیست!
محور دیگری که مردودشدگان فتنه 88 بر آن اصرار دارند، دعوت به وحدت و دوری از اختلافات سلیقه‌ای! است. تردیدی نیست که دشمن در پی اختلاف‌افکنی و تضعیف جبهه متحد انقلاب است؛ اما چگونه می‌توان با کسانی که در براندازی نرم و در فتنه‌گری‌ها مشارکت فعال داشته‌اند، کنار آمد و آنان را در صف خود پذیرفت و دید؟ اگر فرمان به وحدت و هم‌گرایی داریم، دستور به پرهیز از منافقان و هم‌پیمانان با دشمن نیز در برابر ماست. آیا اختلاف با کسانی که به‌دنبال جمهوری ایرانی‌اند، اختلاف سلیقه‌ای است؟! آیا آنان که پنهان و آشکار در پی انقلاب مخملی بوده و هستند، متحد ما محسوب می‌شوند؟ آری! اتحاد لازم است اما با کسانی که به اسلام و انقلاب و ولایت فقیه در سخن و عمل وفادار بوده و از آن دفاع کنند نه آنان که با فرصت‌طلبی، مدعی پیروی از ولایت فقیه‌اند و در عمل خلاف آن را نشان داده‌اند.
باری! باید از حوادث دوران مشروطه و بردارشدن مجتهد بزرگوار آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری عبرت آموخت و مردم را به بصیرت بیش‌تر و پیروی از ولی فقیه زمان فرا خواند تا روشنفکران غرب‌زده فرصتی برای فتنه‌گری نیابند. فرجام سخن را به کلامی از امام خمینی(ره) زینت می‌بخشیم که مهم‌ترین عامل شکست جنبش مشروطیت را عدم اطاعت‌پذیری شایسته مردم از روحانیت می‌داند: «اگر شما – اگر ملت ما – این طایفه را حفظ نکنید، بدانید که سرنوشت شما سرنوشت زمان مشروطه خواهد شد که روحانیون این کار را درست کردند و دست استبداد را کوتاه کردند لکن دوباره به واسطه این‌که ملت مجتمع نبود و با روحانیت آن‌طور سازش، اطاعت محکم نداشت، مشروطه را آن‌ها به‌پا کردند و دیگران آمدند و مشروطه را همان استبداد غلیظ‌تر با اسم مشروطه [کردند]... من خوف این را دارم که – خدای نخواسته – ملت ما یک وقت بیدار بشود که روحانیت کنار رفته است و سلطه اجانب بر این مملکت بازگشته است.»(1)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات