تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۵۸  ، 
کد خبر : ۲۲۵۵۹

جهانی شدن، ابعاد و ویژگی‌ها


جهانی شدن (Golbalization) به شکلی که امروزه مطرح شده است، اصطلاحی جدید و تازه است اما به عنوان یک جریان، پیشینه‌ای طولانی در تاریخ تحولات اندیشه و تفکرات فلسفی غرب داشته و ماحصل فرآیندهای تاریخی و تحولات فنی و تکنولوژیکی سده‌های اخیر بوده است.

از بعد تحولات اقتصادی و فن‌گرایانه سه موج اساسی در فرآیند شکل‌گیری جهانی شدن وجود دارد. نخستین موج جهانی شدن از سال 1870 تا 1914 میلادی به وقوع پیوست. پیشرفت در حمل و نقل و کاهش موانع موجود امکان استفاده بیشتر از منابع سرزمین را برای کشورها فراهم کرد. جریان کالا، سرمایه و نیروی انسانی به طرز شگرفی افزایش یافت.

موج دوم جهانی شدن سال‌های 1950 تا 1980 میلادی بود که در وهله اول بر اتحاد کشورهای غنی متمرکز شده بود. اروپا، آمریکای شمالی و ژاپن به احیای روابط تجاری خویش از راه آزادسازی چندجانبه تجارت و در قالب قرارداد عمومی تعرفه و تجارت (گات) پرداختند.

سال 1980 شاهد موج سوم و اخیر جهانی شدن بود تا امروز ادامه دارد.

جهانی شدن از یک سو تحت‌تأثیر پیشرفت‌های تکنولوژیک در زمینه حمل و نقل و ارتباطات بود و از سوی دیگر از انتخابات برخی از کشورهای در حال توسعه برای بهبود سرمایه‌گذاری خویش و گشودن درهای باز برای تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی ناشی شده است.

تعاریف متنوع و متعددی از جهانی شدن وجود دارد که در اینجا به آن اشاره می‌شود:

ماترین آلبرو، جهانی شدن را این‌گونه تعریف می‌کند: «جهانی شدن فرآیندی است که بر اساس آن تمام مردم جهان در یک جامعه واحد و فراگیر به هم می‌پیوندند.»

مک گرو می‌گوید: «جهانی شدن یعنی افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی که فراتر از دولت‌ها دامن می‌گسترند و نظام جدید جهانی را می‌سازد. جهانی شدن به فرآیندی اطلاق می‌شود که از راه آن حوادث، تصمیمات و فعالیت‌های یک بخش از جهان می‌تواند نتایج مهمی برای افراد و جوامع در بخش‌های بسیار دور کره زمین در برداشته باشد.»

امانوئل ریشتر «شکل‌گیری شبکه‌هایی که طی آن اجتماعاتی که پیش از این در کره خاک دورافتاده و منزوی بودند و در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می‌شوند» را جهانی شدن تعریف می‌کند.

با توجه به تعاریف مختلفی که از جهانی شدن ارائه شده، جهانی شدن به عنوان یک فرآیند، پدیده و یا ایدئولوژی به سه گروه تقسیم می‌شود:

1- در برداشت از جهانی شدن به عنوان فرآیند، جهانی شدن یک روند اجتماعی پویاست که در آن قید و بندهای جغرافیایی حاکم بر روابط اجتماعی و فرهنگی، تضعیف می‌شود و در نهایت از بین می‌رود.

2- در برداشت از جهانی شدن به عنوان یک پدیده، جهانی شدن رویدادی است که بر گسترش وسیع و عمیق تعامل بین‌الملل دلالت دارد. آنچنان که تولید، تقسیم کار و تجارت، جهانی می‌شود و دنیا به صورت شبکه‌ای مرتبط، به یک مرکز داد و ستد تبدیل می‌شود.

3- در تلقی از جهانی شدن به عنوان یک اندیشه و ایدئولوژی، جهانی شدن به تفکر لیبرال دموکراسی غربی اشاره دارد، به نحوی که مهاجرت، استعمار و انقلاب در تکنولوژی ارتباطات، باعث تداوم تسلط و تثبیت فرهنگ غربی در سراسر جهان می‌شود.

ابعاد جهانی شدن

1- بعد اقتصادی: در این بعد، جهانی شدن شامل تحولاتی از قبیل افزایش تولید، افزایش مصرف، افزایش حجم مبادلات تجاری، افزایش جریان سرمایه و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی نسبت به گذشته است. حجم بازارهای مالی در مقایسه با گذشته رشد کرده و به یک عامل مهم و نیروس پیش برنده در زمینه ادغام جهانی تبدیل شده است.

افزایش تعداد و حجم فعالیت‌های شرکت‌های چند ملیتی نیز یکی از ابعاد اقتصادی جهانی شدن است.

پیشرفت تکنولوژی امکان تقسیم‌بندی فرآیندهای تولید را به مراحل مختلف در مکان‌های گوناگون بدون آسیب رساندن به کارآیی و سودآوری فراهم آورده است. تجارت جهانی از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است به طوری که بین سال‌های 1990 و 1995 تجارت جهانی 4 برابر رشد کرده است.

افزایش تقاضا از ابعاد دیگر اقتصادی جهانی شدن است. کیت بازنسون یکی از مشخصه‌های اساسی جهانی شدن را افزایش عمومی در مصرف‌گرایی جهانی می‌داند و معتقد است این امر ناشی از قدرت اطلاعات و تکنولوژی ارتباطات است که سطح مصرف و تقاضای جهانی را متناسب با عرضه افزایش داده و سبب ایجاد همگرایی در ذائقه و سلیقه مصرف‌کنندگان در سطح جهانی گشته است که نتیجه آن به وجود آمدن بازاری به گستردگی همه جهان برای تولیدکنندگان است.

2- بعد تکنولوژی: امروزه بشر به سطحی از مهارت و دانش در زمینه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و صنعت حمل و نقل دست یافته است که بعد زمان و مکان بیش از همیشه اهمیت خویش را از دست داده و امکان افزایش جریان مراودات و تبادلات فرهنگی، اقتصادی، علمی و فنی و نیز تحرک بیشتر کالای سرمایه و نیروی انسانی در عرصه بین‌المللی فراهم آمده است.

همچنین ظهور و گسترش امکانات رسانه‌ای و ارتباطی مانند اینترنت و ماهواره امکان افزایش ارتباطات جهانی و تأثیر‌گذاری آن در حوزه‌های علم و دانش، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و... را فراهم آورده است.

تأثیر مهم دیگر پیشرفت تکنولوژی بر روند جهانی شدن، افزایش اوقات فراغت مردم است. ابداع لوازم برقی خانگی زمان لازم را در اختیار مردم قرار داده تا بتوانند به تسلط فضای تجربی و بر خویش فائق آیند و فضای ادارکی و خیالی را تجربه کنند. وسایلی مانند رادیو، تلویزیون، تلفن، کامپیوتر، ویدئو، ماهواره و اینترنت نیز با استفاده از این زمان فراغت، درک مردم از مفهوم فضا را گسترش دادند و فضای محلی و تجربی را تبدیل به فضای ادارکی و جهانی کردند.

3- بعد اجتماعی ـ سیاسی: این بعد از جهانی شدن دارای پیامدهای خاصی در زمینه تغییرات قدرت دولت و حاکمیت، ایجاد عدم تمرکز، گسترش دموکراسی و حذف حاکمیت‌های اقتدارگر است.

در اثر کاهش بعد زمان و مکان، افزایش تبادلات بین‌المللی و کمرنگ شدن مرزها و محدوده‌ها از اقتدار دولت‌ها به شدت کاسته خواهد شد.

رایش می‌گوید: «در عصر جهانی شدن تولیدات و فناوری‌های ملی، شرکت‌های ملی و صنایع ملی وجود نخواهد داشت. اقتصادهای ملی حداقل تا جایی که ما از این مفهوم برداشت می‌کنیم دیگر وجود نخواهد داشت و نقش دولت‌ها در مدیریت اقتصادی کشورها کاهش می‌یابد.»

نقش دولت ملی در مدیریت اقتصادی کشورها، نسبت به گذشته کاهش قابل توجهی یافته است. اقتصادهای ملی نسبت به گذشته خیلی بازتر شده و تحت تأثیر اقتصاد جهانی قرار گرفته‌اند. علاوه بر این تأثیرگذاری آنها بر اقتصاد بین المللی افزایش یافته است.

وجود این شرایط در عرصه اقتصادی، دولت‌ها را در ورطه تمرکز‌زدایی سیاسی و اداری می‌کشاند و موجب ایجاد دموکراسی و از بین رفتن حاکمیت‌های تمامیت خواه و اقتدارگرا می‌شود، بنابراین جهانی شدن با تکثر و احترام به حقوق بشر همراه است.

4- بعد فرهنگی: جهانی شدن از بعد فرهنگی با افزایش تبادلات و ارتباطات متقابل علمی و فرهنگی سبب ایجاد همگرایی بین ملت‌های جهان شده است.

افزایش امکانات رسانه‌ای به ویژه ماهواره، اینترنت و امکان ایجاد جلسات بحث مشترک، فراهم شدن دریافت آخرین نظرات اندیشمندان در حوزه‌های گوناگون علم و معرفت امکان دستیابی به برداشتی مشترک را در زمینه‌های متعدد فرهنگ و اندیشه فراهم کرده است و برقراری ارتباط سریع  و متقابل وجدان جمعی بشری را در رسیدن به مفاهیم و ارزش‌های قابل قبول مشترک یاری کرده است. از این نگاه جهانی شدن سبب همگرایی فرهنگی و هم‌اندیشی و پذیرش ارزش‌های مشترک برای همه آحاد بشر می‌شود.

5- بعد جمعیتی: این بعد از جهانی شدن در قالب حرکت‌های جمعیتی و جریان‌های مهاجرتی به نقاط مختلف دنیا شکل گرفته است. جریان آزاد نیروی کار یکی از وجوه اساسی جهانی شدن است.

چنچی ادما استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید: «شهروند جهانی کسی است که قدرت انتخابی جهانی دارد. در گذشته‌ای نه چندان دور قدرت انتخاب انسان‌ها در حد امکانات یک ده یا یک شهر بود ولی در حال حاضر مصرف کننده قدرت انتخاب جهانی دارد و می‌تواند کالای مورد نیاز خویش را از هر کجای جهان انتخاب کند. همچنین می‌تواند مکان سکونت خود را در جهان انتخاب کند. چنین فردی دیگر در چارچوب‌های محلی نمی‌گنجد و تبدیل به یک شهروند جهانی شده است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات