مرجان توحیدی
فصلی دیگر آغاز شد و انتخاباتی دیگر در راه است. مطابق معمول احزاب و گروههای سیاسی هم رونق بخش فضای انتخاباتی هستند. یک گروه در راستای تداوم انسجام حرکت میکنند و گروهی دیگر سعی میکنند تکثر و اختلافشان را بپوشانند و از وحدت سخن میگویند. در هیاهوی رقابتهای انتخاباتی است که مرز گرایشهای مختلف سیاسی بیش از پیش روشن میشود و فعالیت احزاب به باور مینشیند؛ اگر چه نقش و کارکرد احزاب تنها به انتخابات محدود نمیشود، اما احزاب در همین مقوله انتخابات هم با نقایصی به لحاظ کارکردی مواجه هستند. ایجاد شور و نشاط سیاسی و تحرک در فضای رقابت اگرچه از ملزومات هر انتخاباتی به شمار میرود، اما وظیفه احزاب تنها این نیست. احزاب ایجاد نشدهاند که در مقطع انتخابات موجبات پویایی فضای سیاسی را فراهم کنند و پس از آنکه کاندیدای متبوعشان به پیروزی رسیدند از فضای سیاسی کناره بگیرند. در حقیقت در هر جامعهای که به قواعد دموکراسی آشناست رقابت و انتخابات و در پی این دو احزاب، برای رونق بخشیدن به فضای رقابت وجود داشته و دارند. بنابراین حضور احزاب تنها برای تحقق این امر نیست. احزاب نمیآیند که مرز خود را با رقبایشان بیش از پیش مشخص کنند و یا شعارهایی را صرفاً برای پیروزی ارائه دهند و پس از آن دوباره دچار رکود شوند. در واقع این کشمکشهای سیاسی که در ایام انتخابات پررنگتر هم میشود همان وجه سطحی همه رقابتهاست. به همین دلیل احزاب به عنوان ستون فقرات دموکراسی باید از این توانایی برخوردار باشند که رقابتها را از وجه سطحی خارج کرده و به آن عمق ببخشند. تعمیق و هدفمند شدن هر رقابتی هم به برنامههایی بستگی دارد که از طرف هر حزب یا گروه سیاسی با عناوین مختلف ارائه میشود. پرهیز از عوام فریبی، ارائه شعارها و طرحهایی که در عین جدید بودن به آرمانها و بنیانهای تشکیلات آسیب نمیرسانند و سمت و سو بخشیدن به فعالیتهای رقابتی از جمله عواملی هستند که میتوانند به فعالیتهای رقابتی احزاب عمق ببخشند و انتخابات را از فضایی دوسویه که طرفین تنها در آن به یکدیگر میتازند، خارج کنند در چنین شرایطی است که هر تشکیلاتی مصمم میشود تا برای ورود خود به عرصه رقابت، خود را به برنامه، راهبرد و استراتژی مجهز کند و اگر هم قرار است منازعهای صورت بگیرد منازعه بر سر برنامهها و هدفهاست؛ نه کشمکشهای سیاسی روز که هر روز هم تلکسهای خبری با اخبار آن پر میشود. زمانی که رقابت به این شکل هدفمند شد، بازیگران میدان هم یکدیگر را به چشم رقبای همیشگی و قدیمی نمینگرند، بلکه این بار به این نکته معطوف میشوند که رقیب این بار با چه اهداف و ابزاری وارد میدان شده است و چه برنامهای، هم برای پیروزی هم برای اداره نهادی که قرار است در آن حضور یابد؛ در نظر گرفته است. اینگونه است که تاکتیکها صرفاً برای پیروزی بر رقیب همیشگی طراحی نمیشوند. بلکه تاکتیکها این بار با توجه به استراتژی هر تشکیلات و البته هدفمند مشخص تبیین و تدوین میشوند. ایجاد چنین فضایی نیز به ابزار و ملزوماتی نیازمند است.
فعالیت منسجم حزبی، حضور در تشکیلات، آگاهی به اهداف گروه ارائه طرح و برنامه و تلاش برای تحقق آنها به دور از آرمانگرایی و عوامفریبی و در نهایت تدوین برنامه منسجم انتخاباتی از جمله ابزار و ملزوماتی است که رقابتهای انتخاباتی را از حمایت سطحی دور کرده و به آن عمق میبخشد. محتوا بخشیدن به رقابتها نیز آگاهی و درک مردم را برای انتخاب کردن افزایش میدهد.
در حقیقت ارتقای سطح انتخاب انتخابکننده و رأی دهنده بسته به شرایطی است که در فضای رقابت ایجاد میشود. هر اندازه که رقابتها کیفیتر برگزار شوند، رأی دهندگان هم گزینههایی را انتخاب میکنند که به واسطه این انتخاب، رشد و توسعه نیز ایجاد شود. یعنی با افزایش آگاهی مردم، سطح انتخاب آنها نیز از بعد سطحی به بعد کیفی و عمقی ارتقا مییابد و در پی این ارتقای فهم و آگاهی است که یک نهاد با تحولات مثبت روبهرو میشود. مسئلهای که طی مقاطع انتخاباتی مختلفی که پشت سر گذاشتیم، چندان نمود نداشته است. البته فعالان سیاسی دلایل متعددی را هم برای این مسئله عنوان میکنند. اعمال برخی از محدودیتها برای افرادی که گرایش سیاسی خاصی دارند و ممانعت از حضور آنها در عرصه انتخابات، سابقه کم احزاب و کار حزبی در کشور از جمله مهمترین عواملی است که به عقیده فعالان سیاسی رقابتها را در سطح نگه داشته و از کیفیت آن کاسته است.
رقابتهایی که سطحی برگزار شدند
به عقیده تعدادی از فعالان و ناظران سیاسی، رقابتهای انتخاباتی که تاکنون در کشور برگزار شده است، از کیفیت مطلوبی برخوردار نبوده است. سیدحسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران، این نکته را مطرح میکند که رقابتهای برگزار شده در کشور معمولاً تابعی از جهتگیریهای سیاسی بوده است. به گفته مرعشی به واسطه همین جهتگیریهای سیاسی هم هست که هر بار برنامههای خاصی بر کشور حاکم میشود. این فعال سیاسی اگر چه معتقد است که صفبندی سیاسی در کشور مشکل نیست، بلکه عقلایی است. وی در توضیح این مطلب به این نکته نیز اشاره کرده و میگوید: در فضای کنونی به لحاظ اشتراکاتی که در مباحث کارشناسی وجود دارد، ممکن است یک نوع همگرایی بین گروههای مختلف سیاسی به وجود آمده باشد. با این حال رقابتها با توجه به دیدگاهها و جهتگیریهای گروههای موجود سمت و سو مییابند. معاون رئیسجمهور سابق کشورمان اضافه میکند: بنابراین حزب موظف است تا فضای سیاسی کشور را به سمت حرفهای شدن سوق داده و خواستهها و تمایلات فردی را به گرایشهای جمعی تبدیل کند. به گفته مرعشی هر چه افراد و کاندیدا در یک کشور نیرومندتر باشند مرز رقابتهای سیاسی انتخاباتی نیز شفافتر شده و شعارهای سطحی جای خود را به مباحث عمیقتر کارشناسی میدهند. امیر محبیان، مؤسس حزب نواندیشان هم معتقد است که رقابتهای سیاسی در کشور تاکنون بر اساس برنامههای تاکتیکی و نهایتاً استراتژیهای تبلیغاتی بوده است. وی در گفتوگو با کارگزاران میافزاید: گروهها و جریانات مختلف هم تاکنون استراتژی کلان و عملیاتی خود را در حوزه اجرایی و مدیریتی کشور به صورت مکتوب اعلام نکردند. این فعال سیاسی علت بروز چنین مسئلهای را اینگونه بیان میکند: رقابتها در ایران به شکل تماماً حزبی نبوده و تا زمانی که احزاب قدرتمند و فعال مهار رقابتها را بر اساس عرف کلاسیک یاد نگیرند، رقابتها صرفاً تاکتیکها خواهد بود و انتظار آنکه مردم با آگاهی کامل از برنامههای درازمدت احزاب برای اداره کشورها وارد صحنه رقابت شوند، انتظاری بیهوده است.
ابراهیم امینی، از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی هم در ادامه این بحث بر این نکته اشاره میکند که در کشورهای مبتنی بر دموکراسی و انتخابات آزاد، این احزاب و گروهها هستند که باید متناسب با هر انتخابات برنامه ارائه کرده و کاندیدا معرفی کنند. وی ادامه میدهد: پیگیری تحقق این برنامهها و اهداف هم به عهده مطبوعات است. این نماینده سابق مجلس معتقد است: مطبوعات با مرور وعدههایی که کاندیدها به مردم دادهاند باید مردم، منتخبین و احزاب را به چالش کشیده و روشن کنند که تا چه حد از برنامههای حزب یا کاندیدای متبوع آن وجهه اجرایی به خود گرفته است. از سوی دیگر ابراهیم امینی به این مطلب اشاره میکند که یکی از ضعفهای رقابتهای انتخاباتی این است که احزاب در کشور تاکنون نتوانستهاند جایگاه لازم را برای فعالیتهایشان کسب کنند هر چند قانون اساسی به صراحت در این زمینه سخن گفته است. وی دلیل دیگر سطحی بودن رقابتها (بخصوص از دوران اصلاحات به این سو) را در این میداند که بسیاری از احزاب و افرادی که گرایش سیاسی خاصی دارند نمیتوانند وارد میدان رقابت شوند؛ یعنی فضای عادلانه و آزاد رقابت وجود نداشته است. محمد عظیمی، سخنگوی جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی نیز در گفتوگوی خود با کارگزاران با بیان اینکه احزاب باید با ارائه برنامه موجبات انتقال مطالبات مردمی به مجاری قدرت را فراهم کنند، چنین ابراز عقیده میکند: در کشور ما احزاب نوپا بوده به دلیل اینکه گروههای سیاسی روال طبیعی کار حزبی را طی نکردهاند، نتوانستهاند واسطه خوبی بین مردم و حاکمیت باشند. اگرچه به گفته این فعال سیاسی احزاب در ایجاد شور و نشاط سیاسی و رونق بخشیدن به رقابتهای سیاسی تاکنون نقش مطلوبی را ایفا کردهاند، اما احزاب از لحاظ ارائه برنامه و دیدگاه نتوانستهاند به صورت تخصصی رفتار کنند و افکار عمومی را به سمت برنامههایشان هدایت کنند. وی میافزاید: در صورت ارائه برنامه درست مردم میتوانند روند تحقق و عملیاتی شدن برنامهها را پیگیری کنند.
به رقابتها عمق و جهت ببخشیم
همانطور که اشاره شد ریشه این مشکل یعنی سطحی بودن رقابتها در عوامل متعددی است که عمدهترین آن حرفهای نبودن فعالیتهای حزبی و جایگزین شدن رقابت فردی به جای رقابتهای حزبی و گروهی است. در حقیقت رقابت فرد محور در جامعه سیاسی باید به رقابت برنامه محور سمت و سو یابد. احزاب باید اهداف و برنامههای خود را در همه ابعاد و با توجه به انتخاباتی که پیش روست، بیان کنند. حال این مردم هستند که باید بین برنامهها و دیدگاههای مختلف حزبی و جناحی که مطرح میشود، بهترین را برگزینند، مسئلهای که تاکنون کمتر رخ داده است. به عنوان نمونه اکنون در شروع رقابتهای انتخابات مجلس هشتم بسر میبریم. احزاب و گروهها ضمن اینکه بر سر ارائه لیست و معرفی کاندیدا چانهزنی میکنند باید به این مسئله توجه بیشتری داشته باشند که چه برنامهای برای ارائه و طرح در مجلس خواهند داشت، روابط خود را با دولت چگونه تنظیم خواهند کرد، در سیاست خارجی چه اقداماتی را انجام خواهند داد، برنامههای فرهنگی آنها چه خواهد بود، کدام معضلات اجتماعی را مرتفع میسازند، برای افزایش رفاه و معیشت مردم چه طرحی در دست دارند و موارد متعددی از این دست. با مشخص شدن برنامههای هر جناح و گروه سیاسی در زمینههای مختلف رأی دهندگان هم اولویت خود را در انتخابات به برنامه میدهند و در مرحله بعد به مصداقها میاندیشد. در حقیقت با روشن شدن برنامههای هر حزب و مطمئناً آن گروه سیاسی مصداق و گزینهای را هم انتخاب میکند که توانایی عملیاتی شدن این برنامهها و طرحها را داشته باشد. چنین است که سطح انتخابات و انتخاب شدنها آگاهانه و کیفی خواهد شد. حسین مرعشی محقق نشدن چنین مسئلهای را اینگونه بیان میکند: مشکل اصلی این است که اگر چه نخبگان و عامه مردم سیاست و سیاستورزی را به عنوان یک امر مهم پذیرفتهاند، اما به این مسئله به عنوان یک کار جمعی نگاه میکنند. به عقیده مرعشی هیچگاه افراد به صورت فردی و تکتک نمی توانند سیاست را به پیش ببرند. وی چنین ادامه میدهد: در عین حال کار جمعی در سیاست که همان کار حزبی است در سطح سیاستگذاران نظام از مقبولیت برخوردار نیست. به گفته مرعشی، مردم و نظام سیاسی بودن و حضور در صحنه سیاست را پذیرفتهاند اما حرکت نظاممند و جمعی را قبول نکردهاند. محبیان هم در این باره چنین ابراز عقیده میکند: معتقدم که بازیگران عرصه سیاست ایران رقابتهای انتخاباتی و تعاملات سیاسی را از سطح نبرد تاکتیکها به سطح نبرد استراتژیها ارتقا دهند و این مهم هم زمانه محقق میشود که این نیاز مورد توافق تمامی حاضران عرصه سیاست ایران با تمام گرایشهای موجود قرار بگیرد.
ابراهیم امینی هم مجدداً بحث رقابت آزاد و عادلانه را مطرح کرده و تأکید میکند که تا زمانی که جریانی که از مقبولیت بیشتری نزد عامه مردم برخوردار است امکان حضور در عرصه رقابت را پیدا نکند، نمیتوان بحث سطحی و عمیق بودن رقابتها را به طور جدی مطرح کرد. به گفته ابراهیم امینی، از انتخابات مجلس هفتم به این سو به دلیل محروم بودن یک جریان از حضور در عرصه رقابت نیروهای چندان مناسبی وارد عرصه قدرت نشدند.
بنابراین و به گفته این عضو حزب اعتماد ملی با حضور هر گرایشهای موجود در عرصه رقابت و ارائه دیدگاههای مختلف میتوان دست به انتخاباتی شایسته زد و البته از کانال مطبوعات و مجاری رسانهای نیز پیگیر وعدهها، شعارها و برنامههای تبلیغاتی شد. اما چنانچه رقابت یکجانبه شود، ارائه برنامهها و پاسخگویی احزاب و گروهها مردم هم تحت الشعاع قرار میگیرد.
محمد عظیمی نیز به نکته دیگری در این مورد اشاره و ضمن تأکید بر این احزاب باید فعالیت حرفهای و حزبی انجام دهند، چنین میگوید: اعضای حزب زمانی که در رقابت پیروز شده و وارد عرصه اجرائی میشوند، دیگر از حزب و تشکیلات و به تبع آن برنامه و آرمانهای حزب فاصله میگیرند به طوری که حتی بسیاری از این افراد دیگر در جلسات شورای مرکزی حزب شرکت نمیکنند. وی افزود: چنین است که بین حزب و مراکز قدرت فاصله ایجاد میشود، بنابراین احزاب نه تنها قدرت را به لحاظ فکری تغذیه نمیکنند، بلکه شعاع نقد و انتقاد آنها نیز کاهش مییابد، به گفته عظیمی، کار حزبی مقدم بر کار اجرائی است.
سخنگوی جمعیت وفاداران اما راهحل چنین معظلی را اینگونه بیان میکند، احزاب باید ضمن رهایی خود از وابستگیهای صنف و پذیرش حرام و اساس حزب در موزرد مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... برنامه ارائه بدهند. عظیمی میگوید که یکی دیگر از مشکلات احزاب در کشور است گروههای سیاسی ایران همه جانبهنگر نیستند، بنابراین برنامهای هم برای اجرا ندارند. به گفته عظیمی وقتی از حزبی در مورد برنامههای سیاسی یا آموزشی آن سوال میکنیم، موردی برای ارائه ندارند، احزاب صرفاً به این محدود شدهاند.
که مثلاً برای انتخابات مجلس کاندیدا معرفی کنند اما در مورد برنامههایی که باید در مجلس بررسی کنند چیزی نمیدانند. این فعال سیاسی میافزاید: احزاب پیش از هر انتخاباتی باید برنامههای خود را به صورت کلان ارائه دهند و جزئیات آن هم در صورت پیروزی و ضمن اجرا بیان کنند، اما احزاب تاکنون ناقص کار کرده و به بلوغ نرسیدهاند.
از برآیند اظهارنظرها و گفتوگوهای انجام شده میتوان چنین نتیجه گرفت که احزاب تنها برای حضور در انتخابات و پیروزی خلق نمیشوند. مهمتر از کسب نتیجه در انتخابات، باقیماندن و حضور در عرصه قدرت است در حقیقت احزاب باید بر این بیندیشند که در صورت پیروزی و حذف رقیب چه برنامههایی برای بقای در قدرت و استمرار پیروزی خود دارند؛ این برنامهها باید در همه ابعاد به صورت روشن و دقیق تبیین شده باشد و احزاب در حقیقت با تکیه بر این برنامه باید وارد عرصه رقابت شوند و کاندیدا معرفی میکنند. باید به سمتی رفت که رقابت، رقابت بین برنامهها باشد، نه کاندیداها.
انتخابات یک اصل است، پیروزی در آن مهم و پایداری نتیجه و استمرار پیروزی مهمتر. اما مهمتر از لایحه سطحی رقابتهای انتخاباتی، لایحه عمیقتر آن است که در مصاف برنامههای احزاب و گروهها معنا مییابد.