جعفر تکبیری
تحرکات جریان انحرافی این روزها رویکردی تازه به خود گرفته است. رویکردی که اگرچه همچنان چهرهای فرهنگی و اجتماعی دارد اما در پس آن، واقعیت هایی سیاسی نهفته است.
اصل ماجرا از این قرار است که روزنامه ایران ارگان مطبوعاتی دولت که این روزها تیم رسانهای جریان انحرافی در آن مستقر و به یکتازی در این موسسه پرداخته است، دیروز با انتشار ویژهای نامهای در خصوص حجاب به نام خاتون، ادعا کرده است که «چادر مشکی» از سوی ناصرالدین شاه قاجار از فرنگ آورده و به مردم ایران تحمیل شده و با ویژگی زنان و دختران ایرانی نامتناسب است. این ادعا که طی یک گفتوگو با مهدی کلهر مشاور سابق احمدی نژاد صورت گرفته است، به همین جا ختم نشده است و در ادامه ادعا کرده است که چادر مشکی پوشش اشرافی بازمانده از شاهان قاجاریه است و از لحاظ فلسفه حجاب، قطعا چادر بدترین پوشش است چون چهره زن را قاب میکند!
انتقامگیری از رسانههای اصولگرا
اما این گزافهگوییهای روزنامه ایران در همین جا به پایان نرسیده است و در بخش دیگری از این ویژهنامه که با عنوان «ای گشت مرا ارشاد کن» قصد به تمسخر گرفتن طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی را دارد، با معرفی رسانههای اصولگرا و ارزشی نظیر روزنامه جوان، سایت جهان نیوز، سایت مشرق نیوز، سایت ندای انقلاب و... به عنوان رسانههای اقتدارگرا، بزرگنمایی این رسانهها در خصوص وضعیت حجاب در جامعه را به عنوان عامل اصلی راهاندازی گشت ارشاد معرفی میکند و در ادامه میکشد با درج سخنان به اصطلاح روشنفکرانه برخی شخصیتها در خصوص وضعیت حجاب و نوع رفتار با بدحجابی در جامعه، عملاً این جریان را مخالف طرح امنیت اجتماعی نشان دهد و نظام را به ایجاد فضای پلیسی در جامعه متهم کند.
ارزشهای ضدارزش
اما با مرور رفتارها و عملکرد جریان انحرافی در خصوص مقوله فرهنگ و اجتماع به واقعیتهایی تازه دست مییابیم. واقعیتی که در آن گروههای سیاسی بانی حرکت میکوشند با تغییر خواستهها، ارزشهایی جدید را به خورد مخاطبان خود بدهند. ارزشهایی که طی دو سال قبل سیاسی بود و حالا رگههای اجتماعی در آن دیده میشود. یک روز ماجرای باستانگرایی و مکتب ایرانی، روز دیگر قضیه آب پاشی و آب بازی و حالا امروز نوبت به حجاب رسیده است. بنابراین مرور این رفتار و عملکرد به خوبی نشان میدهد که این جریان سیاسی کوشیده است تا با تقلیل خواستههای عمومی قشر بیشتری از جامعه را در پایگاههای اجتماعی خود بگنجاند و از این طریق به ترویج تفکرات خود بپردازد؛ تفکراتی که در لابهلای این تحرکات اجتماعی و فرهنگی، به کرسیهای قدرت در بهارستان و شاید هم پاستور میاندیشد و نشان داده است که برای رسیدن به آن از هیچ اقدامی حتی نشست و برخاست با جریان رقیبش در انتخابات و حتی درنوردیدن حیای جامعه هم هم فروگذار نمیکند.
چتری به نام جریان انحرافی
اما آن چیز که امروز جریان موسوم به انحرافی را وادار به انجام چنین تحرکاتی در درون جامعه کرده است، موضوع تکراری انتخابات است؛ موضوعی که تاکنون عامل بسیاری از مسائل نظیر فتنه ۸۸ در داخل ایران بوده است.
جریان انحرافی که به دلیل رفتارهای ساختارشکنانه خود، دیگر امیدی به حمایت اصولگرایان در انتخابات پیش رو ندارد، تصمیم گرفته است تا با ایجاد چتری انتخاباتی، تمامی هواداران اپوزیسیون، فتنهگران و اصلاحطلبان را در زیر این چتر جمع کند تا در زورآزمایی مقابل اصولگرایان حرفی برای گفتن داشته باشد، از این رو برای جذب نظر این طیف اقدام به مهندسی فضای اجتماعی جامعه از طریق این تحرکات فرهنگی و اجتماعی کرده است تا رؤیای به دست آوردن ۱۳ میلیون رأی میرحسین موسوی در انتخابات سال ۸۸ را جامه عمل بپوشاند.
از طرف دیگر هم اصلاحطلبان و فتنهگران پس از شکستهای مختلف طی دو سال اخیر و ریزش شدید در پایگاههای اجتماعیشان، علاقه شدیدی برای احیای سرمایه اجتماعی خود دارند و در این راه هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد.
ایجاد هراس از نظام با اباحهگری
در این میان شاید یکی از مهمترین برنامههای این جریان متحد شده، ایجاد هراس از نظام است؛ نظامی که امروز نمایندگی آن را اصولگرایان بر عهده دارند و قطعاً این هراس از نظام در جامعه عامل مهمی برای تضعیف اصولگرایان در آستانه انتخابات است؛ هدفی که از طرفی خواست جریان انحرافی برای پیروزی در انتخابات است و از طرف دیگر آرزوی فتنهگران برای انتقامگیری از نظام است؛ فتنهگرانی که شکستهای سنگینی را در حوادث تلخ پس از انتخابات از همین نظام تجربه کردهاند. آنها در این میان میکوشند با ترویج اباحهگری از طریق برنامههایی نظیر آبپاشی و همچنین تضعیف موضوع حجاب در جامعه با ابزاری نظیر ویژهنامه روزنامه ایران، نظام را وادار به واکنش در خصوص این وقایع کند و پس از واکنش نظام از طریق رسانههای خود، وجهه نظام را در انظار عمومی خدشهدار کند یا به عبارت دیگر جامعه و نظام سیاسی را در دو قطب مخالف یکدیگر قرار دهد و با آوانگارد نشان دادن خود در قبال این تحرکات نظام، فضا را اینگونه القا کند که ما در جبهه مردم هستیم؛ موضوعی که این روزها به خوبی در رفتار آنها قابل مشاهده است. علاوه بر این، موضوع دیگری که در این خصوص میتوان گفت این است که جریان انحرافی که امروز اصلاحطلبان، نیروهای اپوزیسیون و فتنهگران را در کنار خود میبیند، با ایجاد چنین تحرکاتی در جامعه میکوشد، خلأهای مدیریتی خود در موضوعاتی نظیر اقتصاد را پوشش دهد و با ایجاد چنین هیاهوهایی ذهن جامعه را از مشکلات اقتصادی خود منحرف و متمرکز موضوعاتی پوچ و کوچک دیگر کند.
در نهایت آن چیز که در این میان مهم به نظر میرسد، واقعیتی است که از زبان یکی از سرکردگان جریان انحرافی بیان شده و آن واقعیت چیزی نیست جز اینکه «بدنامی بسیار بهتر از بینامی است» و امروز آنها به خوبی از این بدنامیها برای ترویج نام خود سوءاستفاده میکنند و این بحرانهای اجتماعی محل تغذیهای برای ادامه حیات آنها شده است.