داوود مرادیان
نوشته بودم که مستند بسیار ضعیف «تروریزم بین الملل» بی بی سی فارسی که دوبله ای است از همین مستند پخش شده از بی بی سی جهانی، به زودی سراغ ایران خواهد آمد و حدس می زدم در راستای حرکت جمعی این رسانه ها علیه سپاه زودتر به سراغ سپاه بیایند. اما گمان نمی کردم رذالت را به این حد برسانند. یکشنبه گذشته بالاخره این مستند حرف نهایی خودش را زد. مستند مثلاً به داستان روی کار آمدن طالبان توسط پاکستان می پردازد. طالبان سفاک و خونریزی که دنبال تعبیر خودش از شریعت است. طالبان اما میهمانی دارد به نام اسامه بن لادن که عامل اصلی یازده سپتامبر معرفی می شود. در این مستند اما هیچ کجا تصویری از دیدار بن لادن با برژینسکی و ریگان ارائه نمی شود! تا کسی نپرسد این چگونه تروریستی است که آن قدر محبوب سران دنیای غرب است؟
بهرحال درا ین مستند آشفته و بسیار ضعیف که پیداست از سر ضرورتی روی میز مونتاژ قرار گرفته و با اتکا به آرشیو بی بی سی و گفتار محور تدوین شده، در ابتدا طالبان را با تصویر، موجوداتی خشن و خونریز معرفی می کند که به عامل یازده سپتامبر (بنا بر ادعای بی بی سی) پناه داده است. البته هیچ کجای مستند هم مطرح نمی شود چرا سؤال تاریخی طالبان که به سؤال عمده متفکرین و حتی فیلمسازان غرب هم تبدیل شده بی جواب می ماند و بوش و اوباما پاسخی به آن نمی دهند: آیا سندی دال بر توانایی القاعده برای این عملیات بود یا یک تسویه حساب داخلی در کشور آمریکا رخ داده است؟
به روایت این مستند، طالبان بسیار جنایت می کند تا نهایتاً به دست توانمند(!) آمریکایی ها سرنگون می شود. (همان ها که وقتی یک قایق مارینزشان اسیر یکی از نیروهای سپاه ما با یک کلاش گیر کرده می شود از ترس افسارشان را گم می کنند) و حالا وقت نتیجه گیری است، یعنی قسمت مورد علاقه بی بی سی. نتیجه گیری باید ضربتی، کوتاه و تأثیرگذار باشد و مثل مستندهای معمول سیمای خودمان کشدار و تابلو نباشد. اینجا جمع بندی برنامه دو قسمت چند دقیقه ای کوتاه است. قسمت اول به مخاطب می قبولاند که طالبان افغانستان را نابود کرده اما خطر بازگشتش هنوز هست و در قسمت دوم با نشان دادن صحنه های رزمایش عاشورای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این جمله روی صحنه ها نریشن خوانی می شود: «آمریکا و متحدانش می دانند باید آن قدر به این کار- جنگ- ادامه دهند تا خطر طالبان کامل از بین برود، چراکه اگر یکی از کشورهایی که هسته ای شده یا ممکن است هسته ای شود به دست آنها بیفتد...» و روی همه این صحنه سپاه است و پرچم یاحسین و یکی نمایاندن تفکر وهابی و نابودگر آن سفاکان با اسلام علوی و آبادگر این رحمانیان سبزپوش!
البته حوالت تاریخی نجس نشدن دریا به پوز سگ اینجا هم صادق است، اما وقت آن رسیده تا سپاه وجه تبلیغات بین الملل خود را با محوریت بسیج راه اندازی کند. در شرایطی که هم رسانه های انگلیسی و هم رسانه های فارسی زبان وابسته به غرب (مثل برنامه حکومت سرداران، سرداران حکومت) به طور خاص روی سپاه زوم می کنند و چند قسمت برنامه مانند همین مستند «تروریزم بین الملل» می سازند تا بالاخره به سپاه برسند و مطابق تکنیک برچسب زدن و نظیرسازی در عملیات روانی، سپاه و طالبان را یکی نشان بدهند، آیا وقت آن نرسیده تا سپاه به جامعه جهانی معرفی شود؟
بهترین ابزار برای این کار بسیج است تا بسیجیانی که زبان خارجی می دانند (که اصلا دانستن یک زبان بیگانه تکلیف است برای هر بسیجی) با حضور در دنیای مجازی به معرفی درست سپاه پاسداران و بسیج بپردازد. به عنوان مثال برای مردم منطقه آمریکای لاتین (که حوزه تخصصی فعالیت رسانه ای نگارنده است) این موضوع تبیین شود که سپاه پاسداران با وجود تحریم های آمریکا، سد می سازد، جاده می کشد، فلج اطفال را ریشه کن می کند، به مردم اسیرشده در برف امداد می رساند، در بلوچستان تیم های پزشکی مستقر می کند و بیمارستان صحرایی می زند، در مناطق صعب العبور برای مردم مدرسه شبانه روزی و درمانگاه می زند و...
این ها خواب و خیال نیست که قرارگاه قرب کوثر(س) دقیقا مشغول به همین امر است و قرارگاه سازندگی که به بهانه مسائل هسته ای تحریمش می کنند تونل عظیم قمرود را طراحی و اجرا می کند و... از طرف دیگر وقتی این همه مسئولیت برعهده یک مسئول نهاده می شود با نشان دادن زندگی وی و قیاس با مسئولین آمریکایی مفهوم واقعی تروریزم را می توان برای دنیا تبیین کرد. مثلا در مصاحبه ای که سال گذشته با آقای قاسمی فرمانده سابق قرارگاه قرب و وزیر فعلی نفت داشتم، درست بعد از تحریم آمریکا علیه کلیه دارایی های نامبرده در اروپا ایشان جلوی دوربین لبخند می زند که کل دارایی من یک خانه بی سند در شهرک شهید محلاتی است. این در حالی است که همتای وی در آمریکا سالانه حداقل 700 میلیون دلار درآمد دارد. حال اگر این برنامه به صورت گسترده هم از طریق رسانه های داخلی و هم خارجی و خصوصا روی اینترنت با زیرنویس عربی، انگلیسی و اسپانیایی و در شبکه های اجتماعی پخش شود چه تأثیری دارد؟ حالا چه کسی تروریست است؟ چه کسی شرور است؟ چه کسی خائن است و باید تحریم شود؟
وقتی در آمریکای لاتین که مردم فقیر برای یک قرص ساده نان باید چند ده دلار به صهیونیست های بی دین بپردازند تصویری از نیرویی انقلابی عرضه شود که در روستاها و اقلیم خشن بلوچستان درمانگاه رایگان راه اندازی کرده است و شهید می دهد در درجات بسیار بالای نظامی آن هم برای خدمت به فقرا، اگر چنین کنیم چه دید و توقعی در مردم مستضعف و نهاد آماده شان زنده می شود؟ چرا ما جواب فارسی وان در کلمبیایی نباشیم که اسراییل آمریکای لاتین است و مردم آن، بردگان صهیونیست ها شده اند؟
بر همه اهل رسانه که سپاه را خوب می شناسند تکلیف است تا این دستاورد ارزشمند انقلاب اسلامی را به مردم مستضعف جهان بشناسانند که ما مستضعفین عالم مأموریم تا پوزه مستکبران را به خاک مذلت بمالیم. اما ساده ترین راهکارهای تبلیغ رسانه ای برای این دستاورد ارزشمند انقلاب اسلامی حرکت های چریکی رسانه ای است مثلا:
1- از آنجا که صداوسیما سری دارد و هزار سودا و ساعات پخش مناسبش عمدتا در اختیار برنامه های تفریحی است، لذا همین برنامه هایی که سپاه برای شناساندن خود تولید می کند روی اینترنت قرار بگیرد و در شبکه های اجتماعی عرضه شود.
2- برنامه های موثری مانند چند نمونه ذکرشده به سه زبان عربی، انگلیسی و اسپانیایی بازتولید شوند و روی اینترنت قرار بگیرند. بسیارشده در گفت وگوهایم با مبارزین مصری چه قبل از انقلابشان و چه بعد از آن، از نبود منابعی برای الگوگیری چگونگی حفظ انقلاب سخن می گفتند. عین همین نیاز در آمریکای لاتین حس می شود. به رغم اینکه انقلاب کوبا تأثیر شگرفی در تحولات منطقه داشته اما شیوه بسیج و سپاه ایران اگر تبیین شود می تواند الگوی بسیار موفقی در آن منطقه باشد.
3- ساخت دی وی دی های مستند و ارسال به کشورهای منطقه برای توزیع در بین دانشجویان و دانشگاهها. این کار در منطقه آمریکای لاتین هم شدنی است و جذاب. وقتی در این منطقه این طور جواب می دهد، قطعا در بین اعراب هم موفق خواهدبود. به خاطر داشته باشیم هزینه همه این اتفاقات به اندازه تعویض سه چرخ یک کامیون غول پیکر راه سازی نیست، اما اگر رسانه نباشد این خدمات در طوفان رسانه ای دشمن گم می شود و خدای ناکرده آنها با شناخت خوبی که از اهرم رسانه دارند ما را دچار غفلت رسانه ای می کنند و... دقت کنیم که ما دیگر درجبهه مقابله با رژیم بعث عراق نمی جنگیم و عرصه نبرد امروز جهانی است. به هرحال اینها گوشه کوچکی است از راههای نشان دادن بارقه های درخشان خورشید سپاه و بسیج که اگر نبودند کشور هم نبود. پس تکلیف همه ماست تا با قلم، دوربین و آنتن پخش، هر آنقدر که می توانیم این مظلوم سر فراز و هدیه ارزشمند حضرت رحمان به انقلاب ایران را پاس بداریم. به کوری چشم رسانه های استکباری، ان شاءالله.