تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۶  ، 
کد خبر : ۲۲۵۶۳۹

تحلیل جدید مشایی از انتخابات ریاست ‌جمهوری


وقتی به احمدی‌نژاد مراجعه می‌کنی که الان رکورد آرا را زده است، می‌بینی همچنان ناراحت است. ناراحت چیست؟ ناراحت این 15 میلیون رای اینطرف است. به گزارش جهان، اسفندیار رحیم‌مشائی اخیر در میان جمعی از طرفداران خود، اظهاراتی درباره تحلیل آرای انتخاباتی سال 88 داشته است. این اظهارات به صورت فایل صوتی پیوند این خبر است. آنچه در ادامه می‌خوانید خلاصه‌ای از سخنان وی درباره علت دغدغه احمدی‌نژاد برای جذب 15 میلیون رای کاندیداهای طرف مقابل است.
ساده‌اندیشی درباره تحولات منطقه
حساسیت‌ها در این دوره بسیار زیاد شده است. حساسیت‌ها نسبت به 15 ماه پیش به شدت بیشتر شده و فصل انتخاب‌های بزرگ است. یکی از مسائل مهم بحث‌های منطقه است. من فکر می‌کنم در مورد بحث‌های منطقه یک ساده‌اندیشی‌هایی وجود دارد. حداقل احتمالات را باید دید. وقتی خانم کلینتون درباره لیبی سکوت می‌کند و بعد می‌گوید آمریکا برنامه‌هایی دارد که به موقع عمل می‌کند، می‌شود گفت این یک خالی‌بندی بزرگ است. ایرادی هم ندارد. آمریکائی‌ها فقط کارهای بزرگ انجام می‌دهند. خالی‌بندی‌شان هم بزرگ است. ما هم می‌دانیم که این می‌تواند درست باشد. ولی خیلی خب بالاخره این وزیر خارجه آمریکا است و دارد یک چیزی را رسما اعلام می‌کند. ما باید یک‌کم بررسی کنیم و بحث کنیم ببینیم برنامه‌های آمریکا چیست. یا حداقل چه می‌تواند باشد. الان دوره مهمی است. آنقدر الان برای فردا مهم است 15 یا 20 سال پیش مهم نبوده است. اشکال کار ما این است که یک‌وقت افق‌هایمان و قله‌هایمان کوچک می‌شود. نگاهمان از بالا به پائین می‌افتد. مهمترین کار شیطان هم همین است که افق را عوض می‌کند.
تقسیم‌بندی اصولگرا و اصلاح‌طلب غیرواقعی است
ما اگر جای شیطان بودیم، چه تصمیمی می‌گرفتیم. من راجع به این موضوع زیاد فکر کردم و حرف زیاد دارم. موضوع شیطان عدالت جهانی است. چون شیطان قسم خورده که انسان‌ها رشد نکنند. گمراهی، پیمان شیطان با خودش است و شیطان تاکید کرده است که گمراه کند. می‌خواهد انسان از مسیر و از قله باز بماند. نگاه به ظواهر نمی‌کند. نیاز به جهت ندارد. یک نفر نماز شب می‌خواند، شما فکر می‌کنید که شیطان می‌رود اول سراغ اینکه او را از این کار باز بدارد. شما بدانید بسیار نماز شب‌خوان وجود دارد که شیطان موقعی‌که این‌ها نماز شب می‌خواند، رفته و خوابیده است. این حرف من نیست، حرف آقای حائری‌شیرازی است. من باید این‌ها را مستند بگویم تا درست دربیاید، حرف من که درست نمی‌شود. (خنده حضار) آقای حائری در جلسه دولت که من هم بودم، می‌گفت چه‌بسا نماز شب‌هائی که نقش و یا اثرش فرو بردن بیشتر در قعر جهنم است. حرف تکان دهنده‌ای است. خیلی روشن است. هرچیز که خدا نباشد، بازدارنده است؛ زیرا آدمی که ظاهرگراست و آدم‌ها را از روی ظاهر می‌بیند. ما تقسیم‌بندی‌هایمان در جامعه از همین نوع است. از یک شاخه‌هایی تقسیم‌بندی‌ها را شروع کردیم و اختلافات و سطح‌بندی‌ها را پذیرفتیم. این سطح‌بندی‌ها پیش خدا هیچ ارزشی ندارد. اصولگرا و اصلاح‌طلب تقسیم‌بندی ماست. این‌ها پیش خدا هیچ ارزشی ندارند و این تقسیم‌بندی‌ها در آسمان وجود ندارد. نمی‌خواهم بگویم اصولگرایی و اصلاح‌طلبی یکی است. شما که اهل فن هستید، می‌فهمید چه می‌گویم. شیطان این‌طوری حساب نمی‌کند که من باید اصولگراها را منحرف کنم؛ چون اصلاح‌طلب‌ها خودشان منحرف هستند. خدا و انسان کامل، اینها خاکریز ما هستند. پشت آن خاکریزی نداریم، یعنی اگر از این خاکریز آمدی بیرون تمام شده است. حالا به هر دلیلی. سیاست منهای اخلاق باطل است. و اخلاق منهای سیاست هم باطل است. معارف منهای سیاست باطل است و سیاست منهای معارف هم باطل است. هر گامی که برمی‌داریم گام بعد به او بستگی دارد و آنجا که آمدی بالا، پله دوم به این مرتبط است. افق نگاه جامعه در حال تغییر است که خطرناک است. وقتی این افق عوض شد، امام در آن دیده نمی‌شود. حالا شما می‌خواهید دفاع کنید، از چه چیزی می‌خواهید دفاع کنید. افق را باید عوض کنید، اگر افق عوض نشود آدم‌ها حذف می‌شوند. کسان دیگری می‌آیند پاسخگوتر به نظر می‌رسد، اما افق نگاه عوض شده است.
* حزب‌اللهی‌گری چیست؟
می‌آیند می‌گوید آقای احمدی‌نژاد و آقای فلان. پس این همه مطالعه و این همه کتاب چه زمانی قرار است به آدم کمک کند. حدیث یاد می‌گیری کمک نمی‌کند. آیه قرآن حفظ می‌کنی ولی کمک نمی‌کند. برعکس به قول آقای حائری ما را پائین هم می‌برد. این دعواهائی که الان در جامعه وجود دارد اصل نیست. من تجربه دارم. خیلی از اینهائی که الان در سیاست هستند را می‌شناسم و می‌دانم که اینها از کجا شاخه‌شان عوض شده است. اتفاقی عوض شده است. مثلا یک آقایی درشت‌تر بوده و زنگ‌زده که شما بیا و مدیر من بشو. بعد هم همینطور به خاطر این شغل بالاتر رفته و بعد هم رویش نشده بگوید من با تو نیستم. بسیاری از این تقسیم‌بندی‌ها که الان راه افتاده واقعیت ندارد. برود و در قلب آدم بنشینی، می‌بینی این آدم‌ها چیزی نیستند که ما فکر می‌کنیم. ما می‌خواهیم دفاع کنیم. از حزب‌اللهی‌گری، ولی حزب‌اللهی‌گری چیست.

* خواهشا بروید آمار انتخابات ۸۸ را تحلیل کنید.
** تحلیل آمار انتخابات خیلی درس‌آموز است. آقای خاتمی میلیون رأی داشت. ولی در ایستگاه انتخابات ، میلیون داشت. میلیون پرید. حالا میلیون نگوییم، حداقل میلیون رفته به احمدی‌نژاد رای داده است. یعنی یک جمعی رفتند پای کار آقای خاتمی و یه جمعی هم رفتند پای کار آقای احمدی‌نژاد. فاصله‌ها آن‌طورکه ما فکر می‌کنیم، نیست. ضمن اینکه رأی دادن ملاک باورها و ملاک انتخاب حقیقت نیست. طرف گفته ما دفعه قبل به این رأی دادیم و الان رأی ندهیم، ضایع می‌شود. یکی میگه تا حالا به این رأی دادیم، امروز هم رأی می‌دهیم. داریم از این‌جور آدم‌ها. من می‌گویم این آدم‌ها که مثل هم هستند، چی شده که یکی رفته پای کار احمدی‌نژاد و یکی رفته پای کار خاتمی. چرا؟ مزاج و دریافتشان از عالم و خط و خطوط سیاسی‌شان مثل هم است. خیلی فاصله ندارند. خط‌کش نمی‌شود گذاشت. به جامعه بگویید حزب‌اللهی یعنی چه؟ تا آدم‌ها خودشون بفهمند که حزب‌اللهی هستند یا نه. تا مردم بفهمند خط‌ها کجاست.
کسی تبیین نمی‌کند. اما یک نفر می‌شود مظهر حزب‌اللهی، حزب‌اللهی بودن کاری ندارد. میلیون‌ها نفر آمدند پای کار احمدی‌نژاد. میلیون‌ها نفر هم نیامدند. فکر نکنید این آدم‌ها دو چیز می‌خواستند. مردم در خواسته‌ها باهم متفاوت نیستند.میلیون که تا حالا پای کار انتخابات نیامده بودند که داستانشان خیلی زیباتر است. امام گفت نیامدند، آقا گفت نیامدند، حالا که آمدند، باید می‌رفتند پای کار آن طرف؛ ولی نرفتند. توجه داشته باشید این‌ها نتایج مطالعات است. اگر این‌ها ضدانقلاب و ضددین بودند که سراغ احمدی‌نژاد نمی‌آمدند. مردم در هر انتخاباتی به خودشان رأی می‌دهند، این‌را از من داشته باشید. نه به خود فیزیکی‌شان بلکه به علائق و باورهایشان رأی می‌دهند. میلیون نفر به کسی رای دادند که اوج حزب‌اللهی‌گری بود؛ یعنی احمدی‌نژاد. البته الان یه چیزهایی عوض شده؛ ولی آن‌موقع که این‌طور نبود. حالا اگر هرکس دیگری جای احمدی‌نژاد بود، من اسم نمی‌برم، شما بگویید، نتیجه انتخابات چه می‌شد؟ این‌ها که می‌گویند ما اصولگرایان بردیم، خب یکی دیگر بگذارید جای احمدی‌نژاد. از این خزانه (خنده حضار) یک نفر بذارید جای احمدی‌نژاد ببینید چه می‌شود؟ حالا ما چه می‌کنیم؟
* چرا احمدی‌نژاد دنبال آن میلیون رأی است؟
وقتی به احمدی‌نژاد مراجعه می‌کنی که الان رکورد آرا را زده است، می‌بینی همچنان ناراحت است. ناراحت چیست؟ ناراحت آن میلیون رأی آن‌طرف است. از چه نظر؟ از نظر خودخواهی؟ نه. احمدی‌نژاد ناراحتی دارد. یکی اینکه عددی که آن‌طرف ایستاده خودش یک ملت است. اینجا خودمانیم. این‌را اگر بیرون بگویم، دوباره برای ما داستان درست می‌کنند. آقا اندازه یه ملت است. میلیون است. یا کشور را جمع کنیم، میلیون نمی‌شود. این‌ها قدرت و اثر دارند. ضمن اینکه این‌هایی که رفتند به یک امیدی رفتند با آدم‌هایی که رفتند فرقی ندارند. ما هرچی می‌رویم جلوتر باید آزادی را بیشتر کنیم. نمی‌توانیم مردم را محدود بین گزینه کنیم. این نگرانی اول احمدی‌نژاد است. مسئله دوم این است که احمدی‌نژاد می‌گوید من تلاش کردم در کشور مظهر چند چیز باشم، مثل عدالت و خدمت. شعار عدالت و خدمت دادم.
تلاش کردم مظهر دین و ضدفساد باشم. علامت اعتماد به ملت باشم. من به مردم اعتماد کردم. من گفتم ملت پای این‌همه فشار می‌ایستد. چرا میلیون به احمدی‌نژاد رأی ندادند. چرا علی‌رغم اینکه چنین مظهری وجود داشته، به او رأی ندادند، خودش که کم نگذاشته است، خودش که تخلف جدی نداشته که پیش مردم شرمنده باشد. احمدی‌نژاد می‌گوید این میلیون را باید جذب کرد. این اسمش انفعال نیست، این اسمش آن نیست که بخواهیم رأی احمدی‌نژاد را بالا ببریم. میلیون رأی دارد. اینکه افتخار دارد، پس رأی کسی را نیاز ندارد. ولی وقتی اسم ولایت می‌آید، فرق می‌کند. ولایت معنی‌اش محبت است. ولایت فرق می‌کند. اگر من سنگ ولایت را بر سینه می‌زنم، مسئولیتم سنگین می‌شود. خیلی بد است که یک نفر طرفدار ولایت باشد؛ ولی برایش مهم نباشد که چند نفر زیر علم ولایت سینه نزنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات