تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۲۲۵۶۴۳
آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی

تهدیدهای درونی فراروی نظام اسلامی


انقلاب اسلامی ایران، با تمام دستاوردها و عظمتی که دارد، آسیب‌های جدی‌ای را نیز درپیش روی خود دارد که بی‌توجهی به این آسیب‌ها می‌تواند تمام آن دستاوردها را در معرض خطر قرار دهد. اصولا هر حرکت اجتماعی که ابعاد وسیع‌تری دارد و دستاوردهای بزرگ‌تری را به ارمغان آورده است، دشمنان بزرگ‌تری، هم در عرصه داخل کشور و هم در عرصه جهانی دارد. از این رو، پرداختن به این بحث می‌تواند زوایای مختلف نفوذ دشمنان داخلی و خارجی به نظام اسلامی را نشان دهد و سدی در برابر نفوذ بیگانگان و اجانب ایجاد کند.
گاهی دشمن، از طریقی غیر از دخالت نظامی وارد می‌شود و با نفوذ دادن افراد وابسته به خود، تلاش خواهد کرد تا نظام اسلامی را از درون متلاشی کند. وضعیت کنونی جهان به گونه ای است که هیچ دشمن خارجی بدون وجود هوادار و مزدور داخلی نمی‌تواند در درون یک نظام نفوذ کند و آن نظام را سرنگون سازد. مهمترین آسیب‌هایی که از ناحیه عوامل داخلی متوجه نظام اسلامی می‌شود، عبارتند از:
1. تهاجم فرهنگی
یکی از برنامه‌های مهم دشمنان اسلام در جهت تضعیف باورها و ارزش‌ها این است که با نفوذ در دستگاه سیاستگذاری کشور، کسانی را سرکار آورند که اعتقادات و مبانی فکری و ارزشی آنها تا حدودی از امام فاصله گرفته باشد و تحت تأثیر فرهنگ و ارزش‌ها و افکار غربی باشند. خطر این دسته از افراد به قدری گسترده است که بزرگ‌ترین تهدید علیه نظام جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. خطراتی همچون آفات نظامی، اقتصادی و سیاسی ممکن است شاخ و برگ‌های انقلاب را بزند یا موجب کم بار شدن آن شود، اما آفت فرهنگی، آفتی است که تیشه به ریشه انقلاب می‌زند و درخت اسلام را می‌خشکاند.
دشمنان فرهنگ دینی مردم، می‌کوشند تا حوزه باورها، نگرش جامعه را درباره خدا، هستی و انسان تغییر دهند. در این صورت آنان می‌توانند در ذهن نسل جوان و نیز کسانی که ارتباط قلبی و معنوی با عالم ماورای ماده برقرار نساخته‌اند، تأثیر بگذارند. بحث قرائت‌های مختلف از دین و نیز طرح نظریه عدم ثبات معرفت دینی از مباحثی است که در راستای تضعیف باورها صورت گرفته است. دومین میدان ستیز با فرهنگ دین، عرصه ارزش‌هاست. در این راستا بحث اعتباری بودن ارزش‌ها را مطرح می‌سازند تا پوزیتویسم اخلاقی در جامعه جا افتد و ارزش‌های ثابت و اصیل، رنگ ببازد و ارزشها و گرایشها تابع عوامل روانی و اجتماعی و پیرو خواست و میل انسان تلقی شود. در این صورت حقیقت ثابتی را نمی‌توان ثابت کرد. و نظیر آن مطرح کردن تساهل و تسامح و پلورالیسم دینی است. این گونه مباحث نیز از نظر اسلام مطرود است و تنها ارمغانی که به همراه خواهد آورد، از میان رفتن غیرت دینی مسلمانان و تضعیف مبانی دینی خواهد بود. نتیجه مباحث مذکور آن خواهد شد که اصرار ورزیدن بر سر باورها و ارزشها کاری ناصواب و بی‌نتیجه است و در این زمینه، هیچ راهی جز گفتگو و مدارا با مخالفان و دشمنان وجود ندارد و از این رو نهضت‌های مبتنی بر باورها و ارزش‌های معین، مانند انقلاب اسلامی، به خطا رفته‌اند.
در کنار سست کردن باورهای دینی و ارزشها، استعمارگران می‌کوشند تا از میزان پایبندی مردم به اعمال شرعی بکاهند و رفتار و کردار مردم را تابع خواهش‌های نفسانی خویش نمایند. به این ترتیب دشمنان اسلام درصددند تا هر سه حوزه فرهنگ را این چنین تحت تأثیر خود قرار دهند و انحرافاتی در آنها ایجاد کنند.
برخی از تهاجم‌های فرهنگی، شگردهایی است که مغرضین در خصوص انقلاب اسلامی به کار می‌برند؛ به عنوان نمونه، برخی در تلاشند تا نقش امام خمینی (ره) را در نهضت کم رنگ نشان دهند، از این رو، ریشه این انقلاب را در نهضت ملی شدن صنعت نفت و حرکت "جبهه ملی" به رهبری دکتر محمد مصدق خلاصه نموده، این نهضت را نهضتی ملی، و نه اسلامی، قلمداد می‌کنند. چنین برداشتی از این انقلاب، در راستای تحریف آرمان‌های نهضت امام خمینی (ره) صورت می‌گیرد. نادیده گرفتن انگیزه‌های دینی در نهضت، مقدمه‌ای برای طرح شعار "ایران برای ایرانیان" و نادیده گرفتن مرزبندی میان مسلمان و غیر مسلمان است و همین امر زمینه را برای میدان یافتن فرقه‌ها و مسلک‌های ضاله و احزاب و گروه‌های دین ستیز فراهم خواهد ساخت.
ترویج تفکر جدایی دین از سیاست، انکار ولایت فقیه و تشکیک در اعتبار الهی و تلاش برای تضعیف جایگاه قانونی آن، سه عنصر فرهنگی به شمار می‌روند که دشمنان انقلاب اسلامی در صددند به آنها لباس عمل پوشانده، به این ترتیب فرهنگ پویای شیعه را مورد تاخت و تاز قرار دهند و از این طریق به نظام جمهوری اسلامی آسیب جدی وارد سازند.
آنچنان که در بحث "تهاجم فرهنگی" مشخص گردید، ابعادی از این تهاجم، ریشه در عوامل بیرونی و ابعادی از آن ریشه در عوامل درونی دارد.
2. غرور و رخوت در میان انقلابیون
برخی ممکن است با به دست آوردن پیروزی دچار غرور گشته، کار را تمام شده بپندارند. از جهت روانی، این امر زمینه را برای ایجاد رکود و رخوت در میان انقلابیون فراهم می‌سازد و نیروهای انقلابی را به افرادی رفاه طلب و دنیا گرا تبدیل می کند که دیگر نسبت به توطئه های فراروی نظام توجهی نخواهند داشت.
در این صورت، انقلابیون از هر تلاش و کوششی برای پیشرفت دست برمی‌دارند. البته تا حدی باید به آنان نیز این حق را داد که پس از تحمل آن شداید و مصیبتهای فراوان، برای مدتی، در رفاه و آسایش به سر برند. ولی در عین حال این رفاه و آسایش را نباید به عنوان پایان کار تلقی کرد و از فعالیت و کوشش دست کشید.
باید، به طور دائم، توجه داشت که ممکن است هر لحظه توطئه‌ای این انقلاب را تهدید کند. بنابراین نمی‌توان دست از فعالیت برداشت. علاوه بر این، از نظر روانی نیز باید با حالت رخوت و رکود، مبارزه‌ای مستمر داشت و هیچ گاه انسان نباید خود را راحت احساس کند و تصور نماید که کار تمام شده است. دشمنان انقلاب نیز درصددند تا به هر طریق ممکن، مردم را در خواب فرو برند تا به اهداف خود دست یابند.
با توجه داشتن به این مطلب می‌توان با رخوت و رکود به مبارزه برخاست.
باید همه ما به خود تلقین کنیم و به دیگران بفهمانیم که انسان، در این جهان، هیچ گاه برای راحتی و آسودگی خلق نشده است و هیچ مرحله‌ای از مبارزات را نباید تمام شده تلقی کرد، چرا که ممکن است با از بین رفتن یک دشمن، دشمنان دیگری به وجود آمده باشند یا در آینده به وجود آیند. در جامعه خود نیز شاهد بودیم که هنوز یک مبارزه همگانی پایان نیافته بود که شیاطین دیگری، با شکل دیگر، در جامعه پدید آمدند و مشکلاتی را برای نظام به وجود آوردند. بنابراین، مجاهده و مبارزه مسلمین باید همواره در حال تحرک و پیشرفت باشد و هیچ گاه نباید کار را تمام شده تلقی کرد. مبارزه هر یک از اقشار جامعه، در شرایط فعلی متفاوت است و موقعیت خاص هر فرد، تکلیف خاصی را بر گردن او می‌نهد.
3. ضعف نهادها و ارگان‌های نظام
در کنار آسیب‌های فراوان نظام اسلامی، باید به آسیب‌های داخلی ناشی از ضعف نهادها و ارگان‌های نظام نیز توجه داشت. هرگونه آسیبی که بر نظام وارد می‌شود، ممکن است از سوی نهادها و ارگانهای مختلفی باشد که بخشی از نظام اسلامی را در بر گرفته‌اند. این آسیب‌ها ممکن است ناشی از ضعف نهاد اقتصادی کشور، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد ازدواج، نهاد امنیتی، نهاد فرهنگی و نهادهای مهم دیگر کشور باشد.
خطراتی که از ناحیه مسئولین نهادهای نظام متوجه انقلاب می‌شود به دو دسته تقسیم می‌شود: الف - گاهی این گونه ضعف‌ها ناشی از جهل، غفلت، ناآگاهی، کم تجربگی مدیران و اموری از این قبیل است که در این صورت باید پس از گذشت چند دهه از انقلاب، این گونه ضعف‌ها به حداقل ممکن رسیده باشد. ب - ولی گاهی کمبود‌ها، آسیب‌ها و خطراتی که جامعه را تهدید می‌کند، ناآگاهانه و از روی قصور و نارسایی نیست؛ بلکه تعمدی در کار است تا در نهادهای اجتماعی اختلالی ایجاد شود. در این صورت است که فساد در درون جامعه خواهد جوشید و به قسمت های دیگر سرایت پیدا خواهد کرد.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات