تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۲۵۶۸۲
بازخوانی جغرافیای صنعتی کشور در گفت‌وگو با 5 نماینده مجلس

یارانه نرسید، تولید بیمار شد

مقدمه: پس از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها اغلب واحدهای تولیدی و صنعتی با مشکل کمبود نقدینگی روبه‌رو شدند که این امر منجر به کاهش ظرفیت تولید به کمتر از ظرفیت اسمی شده است. با آزادسازی قیمت انرژی، بخش‌های مختلف تولید به تبع شرایط خاص خود اثرپذیری متفاوتی را تجربه کردند. در این حوزه برخی از صنایع و بنگاه‌های تولیدی با افزایش شدید هزینه‌های تمام‌شده روبه‌رو شدند. در واقع پس از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها شرایط تولید بسیار سخت شد و تورم ایجاد شده پس از اجرای این قانون علاوه بر افزایش قیمت‌ها منجر به کاهش تقاضای عمومی برای کالا و خدمات در جامعه شد. به دنبال این امر برخی از واحدهای تولیدی مجبور به کاهش سطح فعالیت‌های اقتصادی و تولید با کمتر از ظرفیت اسمی خود شدند و برخی نیز، کاملا تعطیل شدند! با گذشت چند ماه از شروع اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها که با افزایش قابل توجه قیمت حامل‌های انرژی در بخش‌های مختلف تجاری، خانگی و صنایع و بنگاه‌های تولیدی نیز همراه بوده است، صحبت‌های جمعی از فعالان اقتصادی و نمایندگان بخش‌های مختلف تولیدی کشور از عدم اجرای وعده‌های متولیان حوزه تولید و صنعت کشور حکایت دارد. به طوری که اخیرا رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران و تعدادی دیگر از فعالان این بخش در گفت‌وگو با دنیای اقتصاد از ابهام در نحوه پرداخت یارانه‌های وعده داده شده به بخش صنعت و شفاف نبودن اجرای طرح‌های حمایتی پیش‌بینی شده سخن گفته و تصریح کردند: هنوز سهم 30درصدی مربوط به درآمد حاصل از اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها که قرار بود به بخش‌های صنعت، خدمات و کشاورزی اختصاص داده شود، به بخش تولید نرسیده است. «شرق» برای بررسی مشکلات تولید و همچنین معضل اصلی این بخش، یعنی واردات بی‌رویه، به سراغ تنی چند از نمایندگان مجلس رفته تا در یک میزگرد مجازی، نظرات آنها را جویا شود. نمایندگان شرکت‌کننده در این بحث عبارتند از: محسن کوهکن (سخنگوی هیات رییسه مجلس شورای اسلامی)، حسین ابراهیمی (نایب‌رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس)، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه (رییس کمیته سیاست خارجی مجلس)، هادی قوامی (عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس) و موسی‌الرضا ثروتی (عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس).

* ‌تولید یارانه‌ای را می‌پسندید یا یارانه تولیدی را؟
** کوهکن: اساسا ما نباید به یارانه، اصالت بدهیم. یارانه باید به عنوان یک ابزار در اختیار دولت باشد. ممکن است در مبادلات جهانی، ناگهان اتفاقی بیفتد یک مرتبه، مشکلی پیش بیاید که در این زمان اگر دولت به عنوان یک حمایت‌کننده، ظاهر نشود، ممکن است آن مشکل به سایر بخش‌ها تعمیم یابد و اصلاحا معضل را به نقاط دیگر اقتصاد، پمپاژ کند. در اینجا دولت، ورود پیدا می‌کند و یارانه داده و کمک می‌کند. بنابراین باید نگاه ما به صورتی باشد که برای تولید اقتصادی با بهره‌وری و کیفیت بالا، اساسا، پرداخت یارانه، یک اصل نیست، فرع است. ابزاری است که مدیر بتواند بازار را تنظیم کرده و از تولید کننده، حمایت کند. در جاهایی که اقتضا دارد، پرداخت یارانه به تولید کننده، بیشتر جواب می‌دهد البته نباید به آن نیز اصالت بدهیم، بلکه شیوه برخورد ما با آن باید به صورت یک مسکن برای جبران و حل مشکل برای کوتاه‌مدت باشد. به عبارت دیگر، برای رسیدن به شرایط عادی تولید اقتصادی که عرضه و تقاضا، آن را تعیین می‌کند و یک اقتصاد سالم شکل می‌گیرد، این راه‌حل‌هایی مانند مسکن خوب است.
** ابراهیمی: بنده معتقدم که باید به تولیدگر، یارانه پرداخت شود. چون اگر یارانه پرداختی به مردم تعلق بگیرد، معلوم نیست که در راه نیاز واقعی هزینه شود.
** قوامی: ما اقتصادی را باید ایجاد کنیم که اقتصاد تولیدمحور باشد. در این نوع از اقتصاد، فضا برای کسب و کار، دستوری نیست و این سیستم به همه نیازمندان، عزت نفس می‌دهد. پرداخت یارانه اما شاید به نوعی عزت نفس مردم را از بین می‌برد؛ در حال حاضر 44500تومان به شهروندان، پرداخت می‌شود که بخشی از آن را صرف جبران تغییرات بهای انرژی می‌کنند و بخش دیگر را در امور مصرف کالاها، هزینه می‌کنند. اگر ما، مطابق خیلی از کشورهای پیشرفته، نظام تامین اجتماعی را برقرار کنیم و دولت، شهروندان خود را به شکل صددرصدی مورد ساپورت و حمایت رایگان قرار دهد، آنگاه مردم می‌توانند با تمرکز بیشتر روی مسایل سلامت، مازاد بودجه‌ای را که دولت برای تامین اجتماعی و حمایت‌های بهداشتی در نظر گرفته، برای امور دیگر خود، صرف کنند. در این سیستم، مردم، فرهنگ کار روز دنیا را تمرین می‌کنند و رفتاری اقتصادی خواهند داشت.
** فلاحت‌پیشه: به صورت مشخص اگر یارانه را به مصرف‌کننده بدهیم، خوب است اما در بلندمدت به نظر من باید یارانه به تولیدکننده پرداخت شود. در جامعه ما مشکلاتی وجود دارد. بنابراین باید حد وسطی را رعایت کنیم تا اقشار آسیب‌پذیر متضرر نشوند. ما باید یارانه را برای کوتاه‌مدت به مصرف‌کننده بدهیم تا شرایط زمانی مقرر در برنامه هدفمندی یارانه‌ها (شش سال) طی شود. بعد از شش سال باید شاهد توانمندی مردم باشیم و نباید از مساله اصلی یعنی ارایه رایانه به تولیدکننده غفلت کنیم. دغدغه مجلس این است که یارانه در نظر گرفته شده برای تولیدکنندگان به شکل تمام و کمال نتوانسته است دغدغه‌های آنها را برطرف کنند. در حال حاضر هزینه‌های تولید افزایش پیدا کرده که این مسایل به بیکار شدن کارگران و تعدیل نیروی انسانی منجر شده است. آن سهم 30 درصدی که باید از محل درآمد دولت (در بخش هدفمندی) به تولیدکنندگان پرداخت می‌شد، متاسفانه باعث تقویت تولید در اقتصاد کشور نشده است. به نظر من باید سعی کنیم به جای آنکه مردم را در خانه یارانه ‌بگیر، بار بیاوریم از هر خانه‌ای یک نفر بیکار را شاغل کنیم تا او بتواند به صورت ماهانه با تخصصی که دارد حقوق خود را به منزل بیاورد و از این حالت خارج شود.
** ثروتی: معتقدم باید یارانه به تولیدکنندگان، اختصاص یابد چون مصرف‌کنندگان در مورد مصرف، کنترل و مدیریت ندارند. قبل از هدفمندی، یارانه سوخت بنزین و گازوییل به مصرف‌کنندگان پرداخت می‌شد اما الان به تولید‌کننده می‌دهند. قبل از هدفمندی، 82 میلیون لیتر، مصرف بنزین کشور بود در حالی‌که بعد از هدفمندی این میزان به 62 میلیون لیتر رسید و چیزی حدود 20میلیون لیتر، صرفه‌جویی شد. در نتیجه، اختصاص یارانه به بخش تولید از فواید بیشتری برخوردار است. در حال حاضر، تولید گوشت و شیر در کشور، صرفه اقتصادی ندارد چراکه برای هر کیلو شیر، سه کیلو کنستاتره مورد نیاز است. هر کیلو کنستانتره، 450 تومان است در حالی که هر کیلو شیر، 500 تومان. یعنی تقریبا سه برابر قیمت شیر با هزینه تمام شده، مواجه هستیم. یکی از دلایل پرداخت نقدی یارانه بحث کنترل میزان مصرف توسط خود افراد بود که تا حدودی، موفقیت‌آمیز هم بوده است.
* حجم بالای واردات چه لطماتی به روند تولید کشور زده است؟
** کوهکن: مسوول واردات کشور در گذشته، وزارت بازرگانی بود. ایرادی که پیش از این به این وزارتخانه وارد بود، نگاه صرف به مصرف‌‌کننده بود؛ یعنی این دستگاه تجاری فقط به دنبال این بود که کالای مورد نیاز مصرف‌کننده را تامین کند که بیشتر این حجم این کار از کانال واردات، صورت می‌گرفت. به هر حال، واردات، نه امر ممدوحی است نه مذموم. برخی‌ها گاهی مواقع طوری صحبت می‌کنند که انگار اصل واردات، امر بدی است، می‌خواهم بگویم که این‌طور نیست. شاید در یک زمانی، کالایی را با کیفیت بالا و برند معتبر، قدرت بازاریابی درست و درمان، تولید کنید و آن را به دنیا بفروشید و پول مارک و برندتان را دریافت کنید و در کنار آن، همان کالا را با کیفیت متفاوت وارد کنید و از قبل این، عایداتی را برای کشور داشته باشید. بنابراین واردات به خودی خود، نه بد است و نه خوب. واردات، آنجایی که ایجاد‌کننده خط تعادل در حقوق مصرف‌کننده و تولید‌کننده باشد، باید به آن، نگاه مثبت داشته باشیم.
** ابراهیمی: واردات خسارت‌های بزرگی زده و بنده معتقدم تولید کشور را آتش زده و باید جلوی واردات بی‌رویه گرفته شود و ما با تولیدات خودمان (ولو با کیفیت پایین‌تر) کشور را اداره کنیم.
** قوامی: واردات کالاهای مصرفی، صنایع تولید کشور را نابود می‌کند. به طور مثال ما در چندسال گذشته، سالانه هفت میلیون‌تن، تولید چغندر داشتیم که به خاطر واردات بی‌رویه شکر، این سطح از کشت به دومیلیون‌تن در سال کاهش یافت. عواقب این ماجرا، بیکار شدن کارگر روستایی و مهاجرت او به شهر و در نتیجه حاشیه‌نشینی شده است. درآمد کشاورز هم که کاهش یافت و او را نیز متضرر کرد. رشته قارچ‌گونه سلطان‌ها در کشور تحت عناوینی چون سلطان شکر، سلطان برنج و...، پدر اقتصاد کشور را در آورده است. مجلس هم در راستای حمایت از تولیدکنندگان داخلی در برخی موارد از جمله، شکر، تعرفه واردات این محصول را بالا برده تا بیش از این شاهد ضربه خوردن صنعت و تولید کشور نباشیم.
** فلاحت‌پیشه: به نظر این مساله نیاز به تحقیقات دارد. در شرایطی که ما به شدت نیازمند افزایش تولید و آرامش خیال برای تولیدکننده هستیم، واردات بسیار خطرناک است. من معتقدم کسانی که از رانت‌های وارداتی از کشوری مثل چین برخوردار هستند، به اقتصاد مملکت خیانت می‌کنند. ما در حال حاضر جرم‌هایی چون دزدی را برای مملکت مخاطره می‌دانیم در حالی‌که جرم بزرگ برای این کشور خیانت به اقتصاد کشور است. واردکنندگانی از این قبیل به راحتی می‌آیند و صنایع کشور را تعطیل می‌کنند و این موضوعی است که با همسو و هم کاسه شدن صنعت با تجارت، باید بحث واردات در دستور کار قرار گیرد تا این معضل حل شود. متاسفانه در کشور ما برعکس بسیاری از کشورهای دنیا که از صنعتگر، سرمایه‌گذار و تولیدکننده حمایت می‌شود، شاهد آن هستیم که از واردکنندگان و رانت‌خواران حمایت می‌شود. آخرین مورد خدمتی است که به واردکنندگان شکر می‌شود و با کاهش تعرفه شکر دست آنها برای رانت‌خواری بیشتر باز شده است. این واردات شکر هم به بخش کشاورزی (چغندر، نیشکر و...) و هم به کارخانجات ضربه می‌زند.
** ثروتی: میزان واردات باید طوری تنظیم شود که ضربه نزند. به هر ترتیب، همه کشورها دارای سیستم واردات و صادرات هستند اما ما باید در محصولاتی که مزیت داریم، تولید و صادرات داشته باشیم. در واقع باید در تولید و صنعت به سطحی برسیم که مجبور به واردات نشویم. نفت را نباید به صورت خام، صادر کنیم، بلکه باید این محصول استراتژیک ابتدا، فرآوری شده و سپس صادر شود. این همه تسهیلات زودبازده پرداخت کرده‌ایم اما اکثرشان ورشکست شدند و بیکاران بدهکار شدند چون کالاهایی که تولید کردند، ‌گران و بی‌کیفیت بود و متعاقبا خریداری نداشت.
‌* قبول دارید به واسطه واردات بالا از چین با این کشور، دارای معاملات پایاپای شده‌ایم و در واقع سیستم نفت در مقابل کالا، شکل گرفته است؟
** کوهکن: اساسا همان‌طور که گفتم، وقتی بخواهیم به موضوع، کلان‌نگر بپردازیم، شاید ایراداتی وارد باشد. جایگاه و شأن مجلس، ورود به اجرا نیست که بیاید جلو واردات اجناس بی‌کیفیت را از چین بگیرد. موارد عمده و مهم را در قانون صادرات – واردات، به عنوان قانون، تصویب کرده است ولی سازوکار اجرایی آن با دولت است. اگر در این مورد، نه از لحاظ تفسیر قانون، بلکه از لحاظ نظارت بر حسن اجرای امور، از طریق مراودات بین‌کمیسیونی و وزارتخانه‌ای، ورود پیدا می‌کند. همچنان که در گذشته این نظارت وجود داشته و نگاه عمیق و دقیقی، به این مساله داشته‌اند. اینکه بخواهیم برای گمرک، قانون تصویب کنیم که جنس بی‌کیفیت را وارد نکند، احتیاج به قانون‌گذاری ندارد. اطلاع دارید که واردات را دولت، انجام نمی‌دهد، بلکه این امور در دست، بخش خصوصی است. اگر بخواهیم سرنوشت کالایی به اجناس بی‌کیفیت چینی، دچار نشود، باید حلقه‌های به هم پیوسته را نگاه کنیم. آن کسی که فرهنگ عمومی را می‌سازد، باید برای مردم، فرهنگ‌سازی کند که زیر بار مصرف کالای غیرمرغوب نروند. یعنی در بازار، تقاضایی برای کالای بی‌کیفیت و ارزان وجود نداشته باشد. وقتی این تقاضای بد (در خواست کالای بی‌کیفیت) در فرهنگ عمومی، کم رنگ شد، اساسا بخش خصوصی دیگر ریسک نمی‌کند که کالای بی‌کیفیت را در نبود تقاضا، وارد کند. تشکل‌ها و فعالان اقتصادی نیز، باید توجیه شوند و آموزش ببینند که وارد‌کنندگان را مجاب کنند تا بیت‌المال در جهت واردات کالاهای بنجول، صرف نشود. ضوابط کار نیز توسط سود بازرگانی، حقوق گمرکی و... تعریف شده تا از این مشکل‌ها نداشته باشیم.
** ابراهیمی: بنده معتقدم این مشکل جزو مصایب و گرفتاری‌های ماست. بدترین نوع تبادل و تجارت کالا این نوع است و این به آن معناست که ما به نفت به عنوان یک کالای مصرفی و بی‌ارزش نگاه می‌کنیم. این دقیقا آتش زدن سرمایه است. تولیدات داخلی ما از اجناس بنجول چینی خیلی سرتر است. البته باید مجلس یک کار کارشناسی انجام دهد که روی ترخیص کالاها از گمرک دقت بیشتری انجام دهد تا اگر امکانات تولید یک کالا در داخل فراهم است نباید آن را وارد کنیم. این کار را می‌توانیم هم از طریق طرح و هم از راه لایحه به سرانجام برسانیم.
** قوامی: به هر ترتیب در حال حاضر، چین حتی بازار کشوری مثل آمریکا را نیز به تسخیر خود درآورده است. چین به لحاظ داشتن نیروی انسانی زیاد و البته ارزان که از مزیت‌های قانون کار آنها به حساب می‌آید، توانسته در سطح جهانی، موفق عمل کند. قانون کار این کشور مثل ایران نیست بلکه شرایطی را فراهم کرده که به هیچ قیمتی کسی بیکار نماند. وقتی در کارخانه‌های این کشور ظهر می‌شود، کارگر در کنار همان دستگاه‌ها، ناهار می‌خورد و استراحت می‌کند. از لحاظ شرایط کار، بیمه تامین اجتماعی در کمترین سطح ممکن دستمزدها، قرار دارند و قانون کار چین برای کارفرمایان، محدودیت و مانع ایجاد نکرده است. اما باید گفت، چون جنس بنجول چینی در کشور متقاضی دارد، این کالاهای نامرغوب وارد کشور می‌شود. به هر حال اگر به سمت مصرف کالاهای با کیفیت برویم، وضعیت بهتری پیدا خواهیم کرد.
** فلاحت‌پیشه: یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که مورد تردید بسیاری از روابط اقتصادی دنیاست، مبادلات تجاری ایران و چین است. در این موضوع ما باید تردید اساسی داشته باشیم؛ چراکه روابط ما با چینی‌ها به ضرر جمهوری اسلامی ایران است و در بلندمدت آسیبی جدی به کشور می‌زند؛ به ویژه آنکه در اطراف ایران سکوهایی اقتصادی در حال شکل‌گیری است که براساس رابطه منفی‌ ما با چینی‌هاست. حتی بخشی از تکنولوژی‌ای که برای کارخانه‌داری از چین وارد ایران می‌شود، فناوری قابل اعتمادی نیست.
** ثروتی: مساله خیلی فراتر از حرف‌هاست. واقعیت این است که وضعیت خیلی بدتر هم شده است. ما هم اینک، 25 میلیارد دلار صادرات داریم و از آن طرف، 70 میلیارد دلار واردات. این مساله باعث شده که تراز تجاری ما منفی شود که منحصرا مربوط به چین نیست و یک مساله فراچینی است.
* ‌اصلی‌ترین برنامه وزارت صنعت، تجارت و معدن برای خروج ایران از وضعیت مصرف‌گرایی و ورود به شرایط تولیدی چیست؟
** کوهکن: امروز در دنیا چرخه تولید، تجارت و صنعت، مقوله‌های به هم پیوسته‌ای هستند که نمی‌توان آنها را به صورت مجرد و اختصاصی بررسی کرد. ما در کشور خودمان، متاسفانه در اجرا تفکری داریم که تفکر جزیره‌ای است؛ البته این مساله به دولت خاصی، برنمی‌گردد. در شرایط فعلی برای انجام صحیح یک پروژه باید چندبعدنگر بود، اما تفکر جزیره‌ای تمام جوانب طرح را مورد بررسی قرار نمی‌دهد و رشد را متوازن و کیفی نمی‌بیند که این مساله، سم مهلکی است. در چنین شرایطی که وزارت بازرگانی و صنایع و معادن را در هم ادغام می‌کنیم و اساسا یک نفر، پاسخگو و مسوولیت‌پذیر است، باعث می‌شود آن نگاه جزیره‌ای که در قبل، لطمه‌ای را وارد می‌کرد، اینک جای خود را به یک نگاه تمام شمول دهد. به عبارت دیگر، بخش واردات، تولید و صادرات دارای یک مدیریت متمرکز شده است. وقتی ساماندهی مصرف، مدیریت مصرف، مدیریت تولید، صنعت، معدن، تجارت، صادرات و مولفه‌های دیگر از یک کانون متمرکز مدیریتی هدایت شد، نگاه کلان‌نگری که برای رسیدن به توسعه متوازن، بالا بردن بهره‌وری و پیشرفت لازم است، بهتر عمل خواهد کرد. انتظار ما این است که بعد از ادغام، مجموعه کارهایی که در دو وزارتخانه، انجام می‌گرفت دارای مدیریت یکپارچه‌ای شود. ما در گذشته وقتی در مجلس، از وزیری که به ظاهر و از لحاظ قانون، مسوول یک وظیفه‌ای بود، سوال می‌کردیم، متوجه می‌شدیم که بخشی از اختیارات وی مربوط به وزارتخانه دیگر می‌شد و آنها پاسخگو نیستند. ادغام، این امکان را فراهم می‌کند که حلقه‌های مفقوده روان‌سازی امور و کارها پیدا شود و اختیار اجرا در دست یک نفر باشد تا بتوانیم کار او را به خوبی ارزیابی کنیم و هم بتواند در مقابل مجلس و ریاست جمهور پاسخگو باشد.
** ابراهیمی: واقعیت امر این است که باید تمام اهداف و وظایف این وزارتخانه مورد توجه قرار بگیرد. من اعتقاد دارم هم تجارت در جای خود از اهمیت برخوردار است و هم صنعت و معدن، بنابراین نمی‌توانم چیزی را بر چیزی ترجیح بدهم. تمام برنامه‌ها برای رسیدن به نتیجه لازم است.
** قوامی: استراتژی‌های این وزارتخانه، حرکت در مسیر صادرات است و باید این رویکرد به آنجا بینجامد که صنایعی ایجاد شود که دارای مزیت‌های صادراتی باشند. البته این حرف بزرگی است، اما اگر اتفاق بیفتد، ارزآوری حاصل از آن، وابستگی ما را به نفت کاهش می‌دهد. به عبارت دیگر اگر در آینده به جای سه میلیون بشکه با درآمد تقریبی صد میلیارد دلار بتوانیم با ایجاد ارزش افزوده (فرآورده‌های نفتی) شاهد درآمد هزار میلیارد دلاری باشیم قطعا تحولی اساسی محسوب می‌شود.
** فلاحت‌پیشه: در دنیا، صنعت و تجارت یک ارتباط تنگاتنگ با هم دارند. در جایی که صنعت توسعه پیدا می‌کند هم از لحاظ منابع و تجهیزات و هم از لحاظ صادرات نیازمند بسترسازی است. در ایران هم بخش صنعت و تجارت در هم ادغام شد تا این شرایط بتواند به شکل بهینه‌ای اتفاق بیفتد. ما می‌توانیم از تولیدات داخلی حداکثر استفاده را برای کنترل بازار داشته باشیم. این یکی از بهترین ادغام‌هایی بود که صورت گرفت به شرط آنکه بتوانیم از نیروها و ظرفیت‌های تخصصی حداکثر استفاده را ببریم تا بتوانیم هم در صنعت و هم در تجارت به اهداف برنامه توسعه دست پیدا کنیم.
** ثروتی: وزیر صنعت، تجارت و معدن برای کسب رای اعتماد از مجلس، 18 برنامه اعلام کرد که یکی از مهم‌ترین آنها جلوگیری از واردات بی‌رویه برای حمایت از تولیدکنندگان داخلی بود. اگر بتوانند برنامه پنجم توسعه را اجرا و گیرهای قانونگرایی صنعت را برطرف کنند، وضعیت خوبی پیش‌روی کشور است. اگر برنامه‌ها به سوی اصلاح تولید و کاهش واردات، متمرکز شود و لایحه‌ای به مجلس بدهند تا برای جلوگیری از واردات بی‌رویه تصویب کنیم، خوب است، اما حیف که دوستان به دنبال پژوهش نمی‌روند. اگر پژوهش باشد و کالاهای استراتژیک را مشخص کنند، می‌فهمیم و می‌دانیم که چه چیزهایی را وارد و چه چیزهای را صادر کنیم.
* ‌هدفمندی یارانه‌ها چند درصد از صنایع کشور را به خواب برد و راه‌های برون رفت از این شرایط کدامند؟
** کوهکن: در بحث هدفمندی یارانه‌ها از قبل هم پیش‌بینی می‌شد که برای بخش تولید یکسری مشکلات و ایراداتی به وجود خواهد آمد، اما همین که برای تولید‌کننده یک توفان فکری ایجاد می‌شود که به سمت تولید اقتصادی برود، هم به نفع تولیدکننده است و هم به نفع مردم. در این مقطع کوتاه ابتدایی تا تولید‌کننده می‌خواهد خودش را پیدا کند، طبق برنامه‌های هدفمندی، دولت 20 درصد از در آمد حاصل از محل هدفمندی را در قالب بسته‌های حمایتی در اختیار تولیدکنندگان قرار می‌دهد که اگر این رویکرد صحیح، به موقع و با دقت انجام بگیرد، طبیعتا تولید در کوتاه‌مدت کمترین آسیب را می‌بیند و خودش را می‌سازد تا در بازار، کالای مرغوب را عرضه کند.
ابراهیمی: نه که بعد هدفمندی درست است بلکه بخشی از صنایع تعطیل شدند، اما در آن طرف قضیه هم صنایع دیگری ایجاد شد. ما در حال پیشرفت هستیم و رو به جلو حرکت می‌کنیم و مشکلات کارگری هم وجود دارد، اما حرکاتی که مثلا در عسلویه انجام گرفته است، قابل افتخار است. هرچند در صنایعی مثل نساجی، خیلی ضربه وارد شد، اما به هر حال عقبگرد نداشتیم و پیوسته رو به جلو حرکت کرده‌ایم.
** قوامی: هدفمندی یارانه‌ها باعث می‌شود حیات کج‌دار و مریز تکنولوژی بخش صنعت، تغییر یابد. بعد از هدفمندی یارانه‌ها، هزینه‌های یک واحد صنعتی به طور متوسط، دو میلیارد تومان افزایش یافته است. بنابراین باید کمک کنیم تا واحدهای صنعتی به جای دریافت یارانه برای جبران هزینه‌های تمام‌شده، به فکر تعویض و ارتقای تکنولوژی باشند. وقتی فناوری جدید، جانشین فناوری قدیم می‌شود، هزینه‌های تمام شده، کاهش پیدا می‌کند و غفلت‌های گذشته، جبران می‌شود. هدف اصلی این است که خط تولید، تغییر پیدا کند و هزینه‌های پرت کم شود. مثلا در بخش مسکن، نباید شاهد ادامه فعالیت کوره‌های آجرپزی باشیم بلکه باید صنعتی‌سازی مسکن، به عنوان راه‌حلی ممتاز، در مقابل چشمان‌مان قرار بگیرد. ارزیابی من این است که فشار وارد شده به صنایع، از لحاظ قرارگرفتن آنها در مسیر اجباری به روز شدن، خوب است.
** فلاحت‌پیشه: در قانون راه برون‌رفت از این شرایط پیش‌بینی شده که 30 درصد از درآمد حاصل از محل هدفمندی یارانه‌ها به بخش تولید کمک شود، اما متاسفانه این کمک نتایج مطلوبی در برنداشته و تسهیلات ارزان قیمت هم که به عنوان بخش‌نامه ارایه شد، دغدغه تولیدکنندگان را برطرف نکرده است.
** ثروتی: در طول این هفت ماه که از طرح هدفمندی یارانه‌ها گذشته، سهم صنعت و تولید را دولت نداده است. طبق برآوردها، میزان درآمد دولت از محل هدفمندی یارانه‌ها، سالی27هزار میلیارد تومان است، در حالی که دولت، 40هزار میلیارد تومان به مردم پرداخت کرده و این برای ما، علامت سوال است که دولت 13هزار میلیارد تومان کسری را از کجا تامین می‌کند. وقتی دولت در تامین سهم مصرف‌کنندگان یعنی مردم با کسری اعتبار مواجه است، قطعا پولی به تولید‌کنندگان نمی‌رسد که یا ورشکست می‌شوند یا تعطیل.
* ‌کدام صنایع کشور از پتانسیل خوب تولیدی برخوردارند؟
** کوهکن: ما هم اینک با وزارت صنعت، تجارت و معدن، مواجه هستیم. اگر بخواهیم، راهبردها را متمایز کنیم در بخش معدن و به خصوص در زمینه سنگ‌های زینتی و قیمتی، بسیار، ظرفیت بالایی داریم. ما اصلا کلکسیون سنگ‌های دنیا هستیم. در این بخش، ما دارای مزیت نسبی هستیم. در شرایط فعلی سنگ‌های مصنوعی شاید یک پنجم ارزش سنگ‌های طبیعی ما را ندارند. پس اگر سرمایه‌گذاری خوبی انجام بگیرد، می‌توانیم بازارهای جهانی را دست بگیریم و از حجم تولیدات خوبی برخوردار شویم.
** ابراهیمی: در کشور ما بیشترین پتانسیل‌ها در بخش صنایع سنگین متمرکز شده‌است یعنی فولاد، سیمان و پالایشگاه پررنگ‌تر از دیگر صنایع هستند. به عبارت دیگر باید بگویم آن دسته از صنایع که بیشترین نیاز کشور به آن احساس می‌شود، باید مورد توجه قرار بگیرند و اگر لازم باشد برای آنها زیرساخت‌ها فراهم شود.
** قوامی: در شرایط فعلی صنعت نفت و گاز کشور از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، اما در بخش فولاد آلیاژی نیز اتفاقات خوبی افتاده که اگر نیازهای تکنولوژیکی را فراهم کنیم، می‌توانیم در بخش فولاد کشور شاهد موفقیت‌های بیشتری باشیم.
** فلاحت‌پیشه: این مساله در هر منطقه‌ای متغیر است. مثلا در مناطق مرزی از جمله کرمانشاه به واسطه نزدیکی به کشور عراق صنایع کاشی، سیمان، آجر، فولاد و... از شرایط خوبی برخوردارند.
** ثروتی: ما در بخش صنایع نفت و گاز از ظرفیت‌های خوبی برخورداریم به شرط آنکه تبدیل به ارزش افزوده شوند و خام صادر نشوند.
* ‌تولید صنعتی بهتر است یا تولید کشاورزی؟
** کوهکن: نباید به تولید یکسویه نگاه کرد. به هر حال، ما توسعه را متوازن می‌بینیم. مثلا، سیب یک محصول کشاورزی است اما اگر بخواهیم از این محصول به بهترین شکل ممکن بهره‌برداری اقتصادی داشته باشیم، باید آن را کنستانتره و فرآوری کنیم. اگر امکاناتی از قبیل سردخانه و تجهیزات وجود نداشته باشد، این محصول روی دست کشاورز می‌ماند، بنابراین ما باید، تولید کشاورزی و صنعتی را مکمل همدیگر بدانیم.
ابراهیمی: در ایران هر دو لازم است یعنی کشاورزی بدون صنعت و صنعت بدون کشاورزی، شکل نمی‌گیرد و این دو بخش لازم و ملزوم یکدیگر هستند. حتی اگر شما بهترین کشاورز هم باشید، نمی‌توانید بدون صنعت کاری از پیش ببرید، منتها همواره در دنیا اولویت با کشاورزی است تا جامعه از لحاظ ارتزاق و معیشت مشکلی نداشته باشد. البته ما در کشورمان معضل آب را داریم و آن هم به این دلیل است که ما از کشورهای خشک دنیا هستیم. به هر حال حیات ما بدون کشاورزی غیرممکن است. صنعت هم برای تکمیل بخش کشاورزی لازم است؛ چراکه هیچ کشوری بدون صنعت نمی‌تواند به آرمان‌ها و اهداف خود دست پیدا کند.
** قوامی: تولید، نیاز اصلی کشور است. ما در شرایط فعلی از پتانسیل‌ها و مزیت‌های خوبی چون گردشگری، صنعت، زیرساخت‌ها و... برخوردار هستیم. همان‌طور که می‌دانید، تولید، اثرات سرمایه‌گذاری را به دنبال دارد و ویژگی اصلی آن برآورده کردن نیازهای عمومی است. ما اگر در بخش خدمات کشاورزی و معادن (مثل سیمان) از فناوری روز دنیا، بهره بگیریم، می‌توانیم حتی در بخش صادرات افق‌های روشنی را متصور باشیم. مثلا هم اینک در اردبیل به علت آب و هوای مناسب، می‌توانیم از صنعت توریسم درمانی و کشاورزی درآمدزایی کنیم، اما در منطقه‌ای چون عسلویه که در کنار دریا قرار گرفته و از منابع نفت و گاز ارزشمندی برخوردار است، می‌توان بر تقویت صنایع پسین و پیشین نفت، تکیه اقتصادی زد، به خصوص نباید از صادرات دریایی این صنعت به لحاظ هزینه‌های پایین آن گذشت.
** فلاحت‌پیشه: به اعتقاد من با توجه به سند آمایش سرزمین در جایی که می‌توانیم تولید کشاورزی داشته باشیم باید به این بخش توجه شود و در نقاطی که از لحاظ پتانسیل‌ها صنعت می‌تواند موفق عمل کند این بخش را مورد حمایت قرار دهیم. باید با توجه به اصل عدالت و محرومیت‌زدایی با اقداماتی در زمینه‌های صنعت، کشاورزی و ایجاد اشتغال پایدار که لازمه آن سرمایه‌گذاری است به رقم بیکاری هفت‌درصد برسیم. اما در حال حاضر با این چشم‌انداز خیلی فاصله داریم؛ مثلا خیلی از مشاغلی که تعریف شده‌اند در مسکن مهر شکل گرفته‌اند که قطعا به صورت موقت است و پس از اتمام این پروژه از بین خواهد رفت.
** ثروتی: طبق برنامه آمایش سرزمین که در برنامه چهارم آمده ولی اجرا نشد، باید مزیت‌های نسبی برای تولید، مدنظر قرار گیرد که در بعضی مواقع شامل تولیدات کشاورزی خواهد بود و گاهی مواقع شامل تولیدات صنعتی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات