تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۷:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۲۵۶۹۳

این درس آموختنی است


حسام‌الدین برومند
طی دو، سه ماه گذشته موضوع امنیت اجتماعی و بحث و گفت وگو درباره بروز ناهنجاری های اجتماعی از جمله مواردی بوده که در رسانه ها انعکاس پررنگی داشته است.
در پی وقوع چند رویداد دلخراش همچون حادثه خمینی شهر، پرونده پل مدیریت، قتل یک ورزشکار و ضرب و جرح چند آمر به معروف و ناهی از منکر حجم قابل توجهی از مطالب مطبوعات و رسانه ها در قالب های مختلف گزارش، یادداشت، مقاله، خبر و... به این قبیل موضوعات اختصاص پیدا کرد.
در این میان نوک پیکان انتقادات شدیداللحن رسانه ها و ارباب جراید به سوی دستگاه قضایی و نیروی انتظامی متمرکز شد.
اکنون با گذشت زمان فرصت مناسبی است تا ماجرا و موضوعات بعدی آن مورد مطالعه و واکاوی قرار بگیرد چه اینکه به تعبیر پرمغز امام جواد(ع)؛ گذشت زمان پرده از رازهای نهفته برمی دارد. (مسند الامام الجواد-ص225) و اینچنین است که این واکاوی و تامل می تواند حاوی درس هایی برای آینده باشد؛
1- تردیدی نیست که بسیاری از رسانه ها و مطبوعات کشور در راستای رسالت رسانه ای و مطبوعاتی شان و در دالان قانون حرکت می کنند اما نکته حائز اهمیت و با ظرافت این است که گاهی اوقات ناخواسته در گرداب بزرگ نمایی ها، سیاه نمایی ها و فضاسازی های غیراخلاقی و مسموم قرار می گیرند.
در قضایای اخیر و مورد اشاره ماجرا به وسعت و عمقی نبود که امنیت کشور و آحاد شهروندان و مردم را به مخاطره اندازد.
هرچند حوادث و بروز ناهنجاری های اجتماعی یاد شده در صدر نوشته بسیار مذموم و تلخ و ناگواراست و موارد کم آنها هم زیاد است ولی نکته و دقت کلیدی در این است که آیا با چند رویداد انگشت شمار شاخص ناامنی بحرانی شده است؟
آیا در شرایطی که دشمنان نشان دار جمهوری اسلامی به دنبال اقتدار زدایی از نظام هستند و از الگوهای نرم برای کلید زدن پروژه های ناامنی اجتماعی با هدف شوم نارضایتی فراگیر اجتماعی استفاده می کنند رسانه ها و مطبوعات نباید نسبت به تشخیص موضوع، احتیاط بیشتری به خرج دهند؟
2- از سوی دیگر، رسانه های دشمنان جمهوری اسلامی با در اختیار داشتن بودجه های هنگفت و کلان در صدد هستند تا با شگردها، ترفندها و دسیسه های رسانه ای از هر موضوعی ولو مسایل کاملا اجتماعی بهره برداری سیاسی خودشان را علیه کشورمان انجام دهند هر چند که ناکام مانده و طرفی نبسته اند.
یک نمونه بارز و مدل برملا شده در این زمینه «بی.بی.سی» است، همین اواخر خرداد ماه گذشته بود که یکی از فعالان گروهک ملی- مذهبی به نام «هدی صابر» درگذشت. بی بی سی به مانند همیشه فرصت را غنیمت دانست تا از این موضوع بهره برداری سیاسی خودش را انجام دهد. در برنامه ای به بهانه درگذشت فرد یاد شده بی بی سی او را «الگوی زنان خانه دار ایرانی»! معرفی می کند و این در حالی است که «هدی صابر» نام خانوادگی او بود و نام کوچکش «رضا» بوده است. این نمونه به وضوح نشان می دهد رسانه ای چون بی بی سی تنها به دنبال بازتاب و انعکاس پررنگ سیاسی درگذشت هدی صابر بوده و دچار چنین گافی می شود. کمی تامل و تحقیق می توانست جلوی این سوژه مضحک بی بی سی را بگیرد.
3- متاسفانه در داخل کشورمان بعضی از رسانه ها و مطبوعات به گونه ای عمل می کنند که اگر گفته شود ناخواسته به گماردگی دشمنان تابلودار نظام تبدیل شده اند ساده لوحی است.
هر چند مدعی کار حرفه ای گری و پوشش اخبار و به اصطلاح روشنگری هستند اما واقعیت ها حکایت از آن دارد که ماموریت دیگری بر عهده گرفته اند.
در جریان همین ناهنجاری های اجتماعی متاسفانه برخی از رسانه ها و نشریات آنچنان به پوشش چند خبر محدود ضرب و جرح، قتل و تجاوز به عنف در مقیاس کشوری پهناور چون ایران اسلامی با جمعیتی بالغ بر 75 میلیون پرداختند که گویا گستره ای از ناامنی ها و بحران های اجتماعی به صورت شیوع یافته در کشور فراگیر شده است!
از ابتدای بروز این چند حادثه و رویداد تلخ، دستگاه قضایی و نیروی انتظامی نیز مورد هجمه شدید و نامنصفانه ای قرار گرفتند و تمامی ادعاها و بازتاب مسئله دار اتفاقات به گونه ای بود که این حوادث تداوم می یابد و نیروی انتظامی و دستگاه قضایی نیز در انجام وظایف خطیر و حساس شان ناتوان بوده و در ادامه نیز ناکام خواهند ماند!
4- هجوم سنگین رسانه ای علیه نیروی انتظامی و قوه قضائیه در پی حوادث و رویدادهایی چون حادثه خمینی شهر، پل مدیریت، قتل روح الله داداشی، مجروح کردن یک روحانی و یک طلبه بسیجی آمر به معروف در حالی بود که اکنون مشخص شده نیروی انتظامی و دستگاه قضایی در انجام وظایف شان پیرامون این اتفاقات بنابر اصل انصاف و عدالت کارنامه قابل دفاعی دارند.
در تمامی این پرونده ها متهمان و عاملان اصلی در یک فاصله زمانی کوتاه دستگیر شدند که اگر واقعاً فضای ناامنی در جامعه آنچنان بود که برخی رسانه ها به جای حقیقت نمایی، سیاه نمایی کردند پلیس نباید این اقتدار را می داشت که در فاصله کوتاهی عاملان اصلی را بازداشت نماید.
به عنوان نمونه در پرونده قتل داداشی، متهم اصلی در کمتر از 48 ساعت شناسایی و دستگیر می شود.
گفتنی است که متهمان اصلی پرونده خمینی شهر، پل مدیریت و ضارب روحانی آمر به معروف نیز دستگیر و بازداشت شده اند.
از سوی دیگر؛ علی رغم تمامی انتقادات تند و تیز علیه دستگاه قضایی، این قوه توانسته با اقتدار و با رعایت سرعت، دقت و قاطعیت به پرونده های مورد اشاره و از این قبیل رسیدگی قضایی نماید.
باز هم به عنوان نمونه خاطرنشان می شود در خصوص پرونده قتل روح الله داداشی تنها پس از 20 روز مراحل تحقیقات مقدماتی، قرار مجرمیت و صدور کیفر خواست و اولین جلسه دادگاه انجام شده است.
یا در پرونده پل مدیریت در حالی که جنایت در تاریخ 15 تیر رقم خورده در تاریخ 22 تیر - یعنی ظرف یک هفته- پرونده عامل جنایت با اتمام تحقیقات مقدماتی و صدور قرار مجرمیت و سپس کیفر خواست به دادگاه ارسال می شود.
اکنون سؤال این است که چرا رسانه ها و مطبوعاتی که هر روزه به دستگاه قضایی حمله کرده و این قوه را پیشاپیش به تعلل و کوتاهی و غفلت متهم می کردند اینک که بسیاری از ادعاهای آنها رنگ باخته است گزارش، یادداشت و یا مطلبی درباره اقدامات شایسته دستگاه قضایی منتشر نمی کنند؟
البته ناگفته پیداست که چه نیروی انتظامی و چه دستگاه قضایی دارای ضعف ها و مشکلاتی هستند و بدون شک کسی ادعا ندارد که نمره این نهادها و دستگاه ها 20 است اما سخن بر سر این است که چرا برخی از مطبوعات و رسانه ها از دایره انصاف و عدالت خارج می شوند؟
5- در نظام جمهوری اسلامی مطبوعات و رسانه ها طبق قانون اساسی و قانون مطبوعات و دیگر قوانین موضوعه مرتبط از یکسو از حق آزادی برخوردارند و از سوی دیگر این تکلیف را بر عهده دارند که موازین اسلامی و حقوق عمومی و حقوق خصوصی را رعایت نمایند. در همین چارچوب مطبوعات و رسانه ها وظیفه دارند در راستای رسالت مطبوعاتی شان و روشنگری افکار عمومی، «انتقادات سازنده» خودشان را مطرح نمایند.
سؤال اینجاست که آیا مخدوش کردن سیمای نیروی انتظامی و یا دستگاه قضایی در راستای انتقاد به اصطلاح سازنده است که عده ای از مطبوعات و رسانه ها کماکان بر رویه پراشتباه شان مبنی بر بزرگ نمایی حوادث و بدبینی نسبت به ارگان ها و نهادهای مربوطه پافشاری می کنند؟! بدیهی است که در آسیب شناسی اطلاع رسانی رسانه ها و مطبوعات پیرامون حوادث و ناهنجاری های اجتماعی ملاک «قانون» است و مرز سلیقه ها و الزامات قانونی باید رعایت شود.
6- و بالاخره باید گفت، متأسفانه یکی از آسیب های جدی در عرصه رسانه و مطبوعات که دامنگیر بعضی از رسانه ها شده است نگاه تاجرمدارانه به موضوع رسانه و خبر است.
با این توضیح که قطع نظر از جماعتی رسانه ای که به گماردگی دشمنان بیرونی نائل شده اند! در فضای رسانه ها، برخی ها تنها به «تجارت»! می اندیشند.
ناگزیر باید مطلب حکیمانه ای را از آیت الله جوادی آملی بیان کنیم ایشان در سخنانی در تمیز مفهوم «عدل» با «اعتدال» بیان می فرمودند؛ «فرق اساسی عدل و اعتدال آن است که در عدل هر چیزی در جای خود قرار می گیرد لذا نقصی ندارد اما اعتدال از سنخ تقاضا و عرضه است» این حکیم فرزانه تصریح می کردند؛ «اعتدال نظیر تقاضا و عرضه ای است که تجارت جهانی به عهده دارد، چرا فلان کالا در ایام فروردین گران می شود؟ چون تقاضا زیاد است چرا مسافرخانه یا وسایل حمل و نقل در ایام زیارتی یا فروردین گران می شود چون تقاضا زیاد است؛ این اعتدال هست ولی «ظلم» است چون مردم زیاد محتاجند ما باید گران تر بدهیم. قانون تقاضا و عرضه، قانون اعتدال و تعادل است یعنی هر چه که آنها بخواهند ما برابر آن قیمت را باید ببریم بالا! این «عدل» نیست. عدل آن است که آنچه را شما خریدید یک سود معقولی ببری چه فروردین و چه غیرفروردین»
و بعد نکته ای که فرمودند این است که؛اگر رسانه های گروهی این چنین بیاندیشند اینها «متعادلند»، نه «عادل»!
متأسفانه در فضای پرالتهاب رسانه ای گاهی اوقات، برخی از رسانه ها فقط به دنبال جذب خواننده هستند و احساس می کنند چون تقاضا برای درج و انتشار اخباری پرهیجان ولو کذب یا دست کم فاصله دار با واقعیت وجود دارد در مسیری غیر از «عدل» و حقیقت گرفتار می شوند آنهم به اسم حرفه ای بودن و کار ژورنالیستی!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات