سیدعلی میرخلیلی
یکی از جریانات و عرفانهای نوظهور که از نیمه دوم دهه 70 وارد کشور ما شد، عرفان حلقه یا عرفان کیهانی میباشد.خلا معنویت در دنیای امروز به گونه ای است هر مدعی قادر است افرادی را-هر چند محدود ودر مدت زمان کوتاه-به دور خود جمع کند و فطرت خداجو یی ایشان را سرگرم کند.
بنا به گزارش میلتون، پرکارترین محقق در حوزه جامعهشناسی ادیان نوپدید، گریبانگیر غرب نیز شده است، آنجا که مینویسد: «بیش از دو هزار فرقه معنویتگرا در آمریکا و بیش از دوهزار جریان معنویتجو در اروپا هست که درصد کمی از آنها مشترکند.»(حمیدرضا مظاهری سیف، عوامل پیدایش معنویتهای نوظهور، ماهنامه موعود شماره89 )
بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی، «بیش از 50 فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده که نیمی از آنها فعال اند و قریب 200 عنوان کتاب ترجمه و چاپ و توزیع» کرده اند.
یکی از این جریانات و عرفانهای نوظهور که از نیمه دوم دهه 70 وارد کشور ما شد، عرفان حلقه یا عرفان کیهانی میباشد که بنیانگذار آن فردی به نام محمد علی طاهری میباشد.
افرادی چون منصوری لاریجانی نیز در ترویج آموزههای و کلام وی و مطابقت آن با عرفان اسلامی، به نوشتن شرح و پاورقیهایی روی آوردهاند.
این فرقه که به تدریج در ایران به صورت هرمی رشد پیدا کرد و فعالیتهای خود را گسترش داد، ابهامات فراوانی بر آن وارد است که تاکنون پاسخ روشنی از سوی افراد منتسب به این فرقه، به این ابهامات داده نشده است.
فارغ از اشکالات اولیهای چون برگزاری جلسات مختلط زن و مرد، ترویج آموزههای خود و عرفان درمانی در قبال دریافت پول توسط طاهری و غیره، ابهاماتی نیز بر آموزههای این عرفان وارد میباشد.
یکی از ابهامات وارده بر این جریان عرفاننما این است که این عرفان مدعی این است که عرفانی ایرانی و برخاسته از فرهنگ اسلامی – ایرانی میباشد، در حالی که در اساسنامه آن آمده است که اعتقادات افراد به دو بخش زیربنا و روبنا تقسیم میشود که زیربنا بخش اشتراک فکری همه انسانها و روبنا شامل دستورالعملهای ادیان، مذاهب، تعاریف و راههای مختلف رسیدن انسان به تعالی است.
با این توصیف عرفان حلقه، ایدهای فرهنگی و برون دینی است که مخلوط از فرهنگهای گوناگون است و تعالیم هیچ یک از ادیان بر آن اثر نگذاشته است.یکی دیگر از مهمترین ابهامات و اشکالات عدم پایبندی به شریعت است که در آموزههای این عرفان و بخصوص بنیانگذار آن دیده میشود و حتی بسیاری بعد از آشنا شدن با عرفان حلقه، دلبستگی و پایبندی آنها به شریعت، کاهش مییابد. چرا که در این عرفان، طریقت اصل میباشد.
ضمن آنکه اساسا ورود عرفان حلقه به موضوع شریعت یک دین خاص، مثل شریعت اسلام یا شریعت خاص عرفان حلقه با برخی از اصول اساسنامه این فرقه تعارض دارد. زیرا تصریح کردهاند که عرفان حلقه به زیربنای فکری انسانها میپردازد و با روبنا که شامل اعتقادات و شریعت است برخوردی ندارد.
از دیگر اشکالات وارده، سوء استفاده از آیات و تفسیر آیات بر معانی مورد نظر بنیانگذار و سردمداران این عرفان است که به نوعی آیات الهی را از معنای اصلی آن تغییر دادهاند که این امر با مراجعه به کتب و مقالات نوشته شده توسط آنان به وضوح قابل مشاهده میباشد.علاوه برآن، انحرافات دیگری نیز در این جریان شبهعرفانی وجود دارد که میتوان به مواردی چون، رد شفاعت و توسل به ائمه معصومین، تعبیر دین به خرافه، برگزاری کلاسهای خلاف شرع و عرف (کلاسهای مختلط زن و مرد بدون رعایت پوشش اسلامی و عرفی)، کسب درآمدهای غیرقانونی، تبلیغ پلورالیسم دینی،توهین عملی به مقام انبیای الهی،ادعای وحی و الهام،
بیاعتنا ساختن مریدان نسبت به واجبات خصوصا نماز، ترویج تقدس شیطان، همشان دانستن بنیانگذار فرقه با پیامبر، طرح مسائلی درخصوص احضار ارواح و رابطه با جنیان (نامبرده مدتی طولانی با یک جنگیر در ارتباط بوده است)، بیبندوباری و فحشای معنوی، درمانگری با استفاده از روشهای شیطانی اشاره نمود.
از نکات قابل تامل این است که وابستگان این فرقه، منکر شفاعت و توسل به ائمه هستند، در حالی است که برای خود نوعی ولایت قائلند که مرتبطین حلقه از طریق آنها میتوانند به روحالقدس متصل شوند.
همچنین وی در قالب کتابی با عنوان «عرفان حلقه» به تبلیغ پلورالیسم دینی و طرح مباحثی همچون صراطهای مستقیم پرداخته است.
فرقه حلقه یا کیهانی را میتوان نمونهای کپی شده از برخی فرقههای هندو دانست.
شاید یکی از بارزترین شیوههای این فرقه و جریان، استفاده از مسائلی همچون درمان، فرادرمانی، شفای بیماران، آرامش و غیره است که برای تبلیغ خود استفاده میکنند.حال شاید مهمترین دغدغهای که مسئولین فرهنگی با آن مواجه میباشند نحوه مواجهه با این جریان عرفاننما و سایر عرفانهای نوظهور میباشد.
هر چند روشهای سلبی چون برخورد و جلوگیری از فعالیتهای آنان باعث جلوگیری از ترویج این جریانات میشود، اما لازم است که ضمن مناظره با بنیانگذاران و مروجین این جریانات و مشخص نمودن اعتقادات سست و انحرافی آنان، متخصصین ادیان و عرفان به نقد و بررسی این جریان بپردازند؛ زیرا بسیاری از قربانیان این جریان افراد بیغرضی هستند که به امید یافتن معنویت، قدم پیش گذاشتهاند و ممکن است با بیان یک نفر ارتباط برقرار نکنند، اما در میان بیانهای گوناگون، حقیقت برایشان آشکار شود.