تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۲۵۷۰۵
«ملت ما» در گفت‌وگو با کارشناسان بررسی می‌کند

ناکارآمدی احزاب دولت ساخته


گروه سیاسی ـ مهناز اعتدالی: از روزگاری که ایرانیان صاحب مشروطه و پارلمان شدند بیش از یک قرن می‌گذرد. ایرانیان فراتر از یک صد سال است که با گفتمان مشروطه، نوسازی سیاسی کردند و پا به عرصه سیاست مدرن گذاردند. اگرچه مشروطه مشروطه خواهان در نهایت به دیکتاتوری رضاخانی منجر شد اما در این میان نظام پارلمانی و بازی حزبی در ایران از عصر مشروطه به یاگار باقی مانده بود. جمهوریت رضاخانی هرگز محل اعرابی برای احزاب ایرانی قائل نبود.
سیاسیون فرنگ رفته نیز بدون شناخت از فرهنگ ایرانی و در نظر گرفتن زیر ساخت‌های جامعه ایرانی سعی در تزریق سبک تحزب شرقی و غربی در ایران داشتند. چنین بود که باور حزبی الیت‌ها و نخبگان ایرانی منبعث شده از مشاهدات عینی آنان از سفرهای خارجی بود و این چیزی نبود جز تولد بیمارگونه احزاب در ایران.
در متافیزیک و میکروفیزیک قدرت دولتمردان و روشنفکران رو به تشکیل جمعیت‌ها و گروه‌های سیاسی کردند تا در سایه رقابت‌های حزبی در برابر دیدگان سلطان خودنمایی کنند.این روند در زمان رژیم توتالیتر پهلوی دوم سرعت بیشتری به خود گرفت و در نهایت کار را به جایی رسانید که محمدرضای پهلوی دستور تاسیس حزب رستاخیز را صادر کرد تا همه ایرانیان عضو این حزب شوند.
اینچنین بود که به نوعی نطفه نخستین حزب دولت ساخته در ایران ریخته شد. با پیروزی انقلاب نیز اگرچه شوره زار سلطنت شخم خورد و شکل و شمایل نوینی از یک نظام سیاسی با جمهوری اسلامی به منصه ظهور رسید اما قصه تلخ احزاب دولت ساخته هرگز به پایان نرسید.
احزابی که نه از بطن و خواست ملت که برگرفته از منافع قبیله‌یی و باندی در مقاطع مشخص زمانی متولد شده‌اند، قدرت گرفته‌اند و با رفتن آن دولت، منحل شده‌اند و این مساله باعث شده تا ایرانیان با بازی حزبی غریبه‌گری کنند. این مجال به آسیب‌شناسی احزاب دولت ساخته و تاثیرات آن در جامعه سیاسی ایران پرداخته است.بیش از صد سال از تشکیل نخستین احزاب سیاسی در ایران می‌گذرد با این همه احزاب سیاسی در تاریخ معاصر ایران، جز در برخی موارد با تعاریف و کارکردهای شناخته شده حزب به معنی علمی و واقعی آن تطابق نداشته است.
در تاریخ معاصر ایران به ندرت می‌توان احزابی را دید که از بستر عمومی لایه‌های مهمی از جامعه برخاسته باشند و مدعی نمایندگی تمامی مردم و دفاع از منافع تمامی ملت نبوده و از پشتیبانی پایدار طبقه مهمی از جامعه برخوردار باشند.از منظر اغلب کارشناسان طیف‌های گوناگون مردم ایران از هواداری پایدار از احزاب سیاسی خودداری می‌کنند و اغلب احزاب سیاسی در ایران برنامه خود را نه بر اساس خواست‌های افواه جامعه که بر اساس شعارهای انتزاعی و همه‌گیری چون «توسعه، آزادی و عدالت» تنظیم می‌کنند.
بر همین مبنا این شعارها که چون کالاهای عمومی و با هدف جذب همگان به بازار عرضه می‌شوند، لایه‌های فراگیری از جامعه را جذب نمی‌کنند.
ساختار احزاب در ایران
احزاب ایرانی متاخر باتوجه به ساختارهای بسته سیاسی در ایران وتحت تاثیر ادبیات چپ، سنتی ویژه رابنیان نهادندکه گویی حزب برپایه مبارزه مستمر بانظام مستقر، بهره‌گیری از رودیکردی خشن، توسل به ادبیات خاص، فعالیت در چارچوب قالب‌های بسته‌های حزبی و... معنا می‌یابد.درپی سقوط پهلوی اول، احزابی متاثر از تفکراتی دیگر با رویکرد ملی که ازآموزه‌های لیبرالی ومذهبی تقریبا یکسانی برخوردار بودند مجال بروز یافتند که عدم توسل به خشونت و توجه به بسیج نیروهای اجتماعی در لایه‌های مختلف از منش این احزاب بود.
رویکردهای حزبی درسال‌های بعد تحت تاثیر واقعه کودتا و قیام ناتمام 15 خرداد شکلی مخفی وماهیتی مبتنی بر مبارزه مسلحانه یافت وتحت تاثیر هرچه بیشتر رهیافت‌های مارکسیستی و چپ به حرکت خود ادامه داد. این احزاب به دلایل ویژگی‌های خاص خود بیشتر درمیان دانشگاهیان با اقبال نسبی مواجه بودند، اما هیچگاه نتوانستند باتوده‌های مردم ارتباط برقرار کنند.
در ایران دولت‌ها به احزاب به چشم رقیب نگاه می‌کنند
صادق زیبا کلام عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در پاسخ به این سوال که نقش احزاب دولت ساخته در ایران و عملکرد آنها چیست؟ و چرا احزاب در ایران نهادینه نیستند و به صورت فصلی در زمان انتخابات برای کسب کرسی‌های بیشتر یا انتخابات شوراها و ریاست‌جمهوری به میدان می‌آیند و بعد از آن بدون کارکرد مناسب از صحنه خارج می‌شوند یا فعالیتشان محدود می‌شود و اینکه چرا احزاب در جایگاه واقعی خود و برای مطالبات مردمی قرار نمی‌گیرند اظهار داشت:
چند دلیل کلاسیک برای این مساله عنوان شده است که نخستین آن بر می‌گردد به روانشناسی احزاب اجتماعی و تاریخی مردم ایران که بسیاری معتقدند مردم ایران خلق وخو و تمایل کار جمعی را ندارند و برای اثبات این مدعا معتقدند در زمینه ورزش نیز در بازی‌های انفرادی موفق‌تر از بازی‌های جمعی مثل فوتبال و... توانسته‌اند بدرخشند. دومین مورد بر می‌گردد به این سابقه که احزاب در ایران به دلیل وابستگی به قدرت‌ها از اعتبار لازم بین مردم برخوردار نیستند و سابقه احزابی مانند حزب توده در اذهان مردم خاطره خوشی را ترسیم نکرده است.
و دیگر اینکه احزاب در ایران حکومت ساخته و قدرت ساخته هستند چه احزابی که وابسته به جریانات محافظه‌کار هستند و چه احزابی که وابسته به اصلاح‌طلبان و مورد اعتماد آنها بوده‌اند و بیشتر آنها در موسم انتخابات به میدان آمده و دست دوستی به سوی مردم دراز می‌کنند و حمایت می‌خواهند و در واقع کارکرد ابزاری از مردم را مطالبه می‌کنند.وی در ادامه افزود: من هیچ یک از موارد پیش گفته را قبول ندارم و به نظرم آنچه که باعث شده احزاب در غرب یا کشورهایی مثل ترکیه با دوام و موفق باشند به فضای سیاسی و آزادی بیان بر می گردد.
من معتقدم ایرانی‌ها تفاوتی با ملت‌های دیگر در فعالیت‌های حزبی و گروهی ندارند و آنچه که باعث شده در ایران کار حزبی نتواند به جریان پایدار و قابل قبول تبدیل شود بر می‌گردد به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران، در واقع نژاد ایرانی هیچ کروموزومی کمتر از مردم کشورهای دیگر ندارد که نتواند در این زمینه به درستی عمل کند. مساله اصلی به فضای سیاسی ایران مرتبط است که به دلیل سابقه طولانی استبداد احزاب نتوانسته‌اند رشد کنند و در واقع روی خوش ندیده‌اند.
این استاد دانشگاه یادآور شد: اگر در ترکیه فعالیت حزبی وجود دارد دلیل آن این است که در این کشورها یک سابقه طولانی دموکراسی و آزادی وجود داشته و دولت‌ها با چشم یک رقیب به احزاب نگاه نکرده‌اند. زیرا دولت‌ها همواره بزرگ‌ترین عاملی بودند که جلوی تحرک حزبی و تشکیلاتی را گرفته‌اند و مادامی که این وضع در ایران وجود داشته باشد نمی‌توان توقع داشت احزاب ایران در جایگاه واقعی خود قرار بگیرند. زیبا کلام با اشاره به اینکه درکشورهایی مانند ترکیه و امریکا دولت نمی‌تواند
حزب را منحل یا غیرقانونی اعلام کند خاطرنشان ساخت: اما در ایران این اتفاق می‌افتد، ساختار تاریخ سیاسی ایران باعث پدید آمدن تشکل‌های سیاسی منسجم شده است و اگر شرایط غیر از این بود قطعا در ایران احزاب نیرومند به وجود می‌آمد و مرکز ثقل از چهره‌ها انتقال پیدا می‌کرد به احزاب و نامزدهای حزبی که سال‌ها فعالیت کرده‌اند.دیدگاه دولت نسبت به احزاب منفی است، تلقی دولت دهم از تحزب پدیده جدیدی در ایران نیست.
همواره مزاج صاحبان قدرت خیلی سازگار با حزب نبوده چون همیشه دولت‌ها به احزاب به عنوان رقیب سیاسی شان نگریستند.این استاد دانشگاه با بیان اینکه احزاب در مواردی به دلایلی غیر از فشار حکومت نتوانستند اهداف خود را محقق کنند گفت: نمونه آن حزب جمهوری اسلامی ایران است که همه قدرت را در دست داشت ولی نتوانست به عنوان یک جریان نهادینه شده سیاسی باقی بماند.وی تصریح کرد: زمان آن رسیده به جای مداوای معلول به دنبال علت برویم.
اگر ریشه یابی کنیم می‌بینیم آتاتورک حداقل آزادی سیاسی را در ترکیه پیاده کرد اما همزمان با آن در ایران رضاخان نتوانست چنین کاری بکند و محمدرضا پهلوی هم حزب توده را بعد از کودتای 28 مرداد تحمل نکرد و شرایط را برای هرگونه فعالیت احزاب در ایران بسته نگاه داشت. مادامی که احزاب نتوانند فعالیت آزاد داشته باشند و فقدان توسعه سیاسی و نبود آزادی مانع فعالیت نهادینه احزاب در جامعه باشد حضور احزاب در ایران یا فاقد کارایی است یا بصورت دولت ساخته است.
احزاب دولت ساخته ضربه سنگینی را بر فرهنگ عمومی وارد کردند
حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه درباره قانون فعلی احزاب و آسیب‌شناسی آن با اشاره به تفاوت جایگاه در ساختار سیاسی ایران با دیگر کشورها اظهار داشت: با توجه به آنچه که در قانون اساسی درباره احزاب ذکر شده است هیچ کس را نمی‌توان به شرکت در احزاب اجبار یا از حضور در این تشکیلات منع کرد. که این مقدار بحث در قانون نمی‌تواند یک سیاست مشوق برای تحزب در کشور باشد. در اصل نظام سیاسی و ساختار مبتنی بر احزاب در کشور ما دیده نشده و در ساختار قدرت، جایگاه روشن و شفافی برای احزاب وجود ندارد که آیا اصولاً رشد افراد در جامعه برای رسیدن به قدرت مناسب باید از طریق احزاب صورت گیرد یا از طریق غیراحزاب، بنابراین با توجه به اینکه آینده وضع احزاب، مستلزم یک مقدار شفاف شدن جایگاه آنها در قدرت کشور است،به نظر می‌رسد باید با قانون عادی، این مساله را یک مقدار شفاف‌تر کنیم تا هزینه‌یی که افراد به عنوان عضویت در حزب از نظر سیاسی باید در جامعه تقبل کنند، یک فایده‌یی برای آحاد جامعه خصوصاً در جهت اعمال حق حاکمیت شان در کشور داشته باشد. به همین خاطر به نظر می‌رسد قانون باید یک مقدار از شرایط تاسیس حزب را محکم‌تر کند و اجازه ندهد که چند نفر بدون یک پایه و استحکام لازم یا اساسنامه و مرامنامه روشن، تشکیل حزب دهند.
وی ادامه داد: با توجه به عدم شفافیت قانون احزاب باید یک الگوی جدید مبتنی بر ولایت فقیه از تحزب را ارایه دهیم که دارای ساختار ولایتی باشد که هم به مشارکت مردم کمک کند و هم نقش تشکیلاتی را در عرصه سیاسی کشور تقویت کند. بر این اساس از آنجا که الگوی قبلی مورد تایید مردم و مسوولان واقع نشده و موجب شده است تعابیر متفاوتی از احزاب در افکار عمومی شکل بگیرید بحث احزاب به نقطه مشترک ساختاری نرسیده است.ترقی با اشاره به اینکه قانون احزاب مربوط به حدود 20 سال پیش است و در صورت اصلاح شاید بتواند جایگاه احزاب را تغییر دهد یادآور شد:
تاکنون براساس سلایق دولت‌ها با احزاب برخورد شده است، برخی به احزاب میدان دادند که نمونه آن را می‌توان در دولت اصلاحات با اعتباری که برای احزاب در نظر گرفته شد عنوان کرد در این دوران احزاب بدون عقبه و پایگاه بشدت رشد پیدا کردند. یا در زمان انتخابات برای ادامه قدرت یا ماندن در قدرت کسانی که در دولت به قدرتی رسیده بودند با تشکیل حزب برای ماندگاری بیشتر، ضربه سنگینی را به فرهنگ احزاب وارد کردند و این اندیشه را در افکار عمومی بارور ساختند که احزاب تنها به دنبال حفظ یا دستیابی به قدرت هستند و منافع مردم و کشور مورد نظرشان نیست.
احزابی هم هستند که بدون هیچ نوسانی به کار خود ادامه دادند مثل موتلفه که سابقه 48 ساله در عرصه سیاسی دارد. بیشتر احزاب در ایران به صورت صنفی و زودگذر بوده‌اند و متناسب با شرایط شکل گرفته و در کوتاه زمان از عرصه خارج شده‌اند.
نباید توقع داشت احزاب برای موضع‌گیری‌های خود به خیابان بیایند
مریم بهروزی دبیرکل جامعه زینب با اعلام این نکته که احزاب در ذهنیت تاریخی ایران نقش چندانی نداشته است اظهار داشت: پس از پیروزی انقلاب قبل از آنکه دولت و مجلس خبرگان تشکیل شود به توصیه امام راحل حزب جمهوری اسلامی تشکیل شد اما در طی زمان تشکل‌های همسو از درون این حزب بیرون آمد و به حیات خود در عرصه‌های مختلف ادامه داد.وی با تاکید بر اینکه فصل انتخابات اوج حضور احزاب و فعالیت آنان است گفت:
احزاب در مناسبت‌های مختلف موضع‌گیری‌های خود را با صدور بیانیه انجام می‌دهند و نباید توقع داشت که آنها به خیابان بیایند و موضع خود را اعلام کنند زیرا اکثر آنها دارای نشریه و تریبون رسانه‌یی هستند و آنهایی هم که فاقد چنین تشکیلاتی هستند در مراحل حساس سیاسی اعلام مواضع می‌کنند.دبیرکل جامعه زینب تصریح کرد: باید بپذیریم که مردم در ایران سابقه و دل خوشی از احزاب ندارند و جود احزابی مانند توده یی‌ها به دلیل ساختار خاص و جریان‌سازی‌های ضد مردمی افکار عمومی را در این زمینه به چالش کشیده است.بهروزی یادآور شد:
بسیاری از احزاب قوی در ایران دولت ساخته‌اند یعنی هر دولتی که سرکار آمد حزب مورد نظر خود را درست کرد دولت بنی صدر حزب منافقین را در ایران تقویت کرد، دولت سازندگی هاشمی حزب کارگزاران را به جامعه معرفی کرد، دولت خاتمی با حزب مشارکت به میدان آمد و دولت احمدی‌نژاد با رایحه خوش خدمت در حال فعالیت است.
در واقع احزابی که فعالیت چندانی هم ندارند و در حاشیه هستند دولتی نیستند و این از مهم‌ترین مشکلات بحث احزاب در ایران است. هر چند احزاب دیگر هم که در رتبه‌های دوم و سوم قرار دارند در مطالبات مردم نقش خود را بازی می‌کنند و برای مجلس کاندیدای مورد نظرشان را معرفی می‌کنند و به نوعی برخاسته از متن جامعه هستند اما نمی‌توان به دلیل عدم ساختار اساسی و جایگاه و پایگاه اجتماعی آنچنان که مورد نظر است فعالیت کنند.
نیاز احزاب امروز ایران
احزاب ایران برای نهادینه شدن باید سمت و سوی گفتارشان با برآیند گام به گام و همراه با شناخت دقیق در رفع کاستی‌ها باشد. در اصل رشد موفق حزبی از پایین به بالا است و احزابی که ساختار تشکیلاتی آنان از بالا به پایین است براساس گرایش شخصی گروهی که در بلوکه‌های قدرت هستند شکل می‌گیرند که در درازمدت فاصله بین حزب دولت ساخته را با اصل جامعه به وجود می‌آورند.
آنچه مسلم است در هیچ کجای دنیا حزب دولت ساخته موفق وجود ندارد. در ایران نیز آفت احزاب جریان در قدرت است که به مثابه یک سمپاد در جامعه فعالیت می‌کنند. بر این اساس در نبود مکانیزم تعریف شده در احزاب ایران بهترین جایگزین می‌تواند شناسایی و استفاده از گروه‌های مرجع و چهره‌های آزمون پس داده باشد تا گذار مناسبی در شرایط فعلی صورت پذیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات