* پس از یک دوره سکوت فعال، جریان انحرافی ویژه نامه ای با موضوع «حجاب» و رویکردی لیبرال توسط روزنامه «ایران» منتشر کرد. به اعتقاد شما این اقدام در چنین شرایطی چه اهدافی را دنبال می کند؟
** نفس کاری که صورت گرفت، یکی ازمصداق های روشن عمل انحرافی بود. انحراف، عبارت است از نشاندن فرع به جای اصل و بردن اصل به حاشیه؛ براساس عملکرد ماه های گذشته جریان انحرافی می توان گفت مهم ترین مشخصه این جریان، نوعی تباه کاری در حوزه فرهنگ، اقتصاد و نیز مباحث اخلاقی و مشابه آن بوده است. برای جریانی که به گفته برخی عناصر دستگیر شده آن، دچار انحراف اقتصادی بوده و در حوزه اعتقادی نیز به خصوص در موضوع مهدویت و انتظار، به دنبال دامن زدن و نهادینه سازی نگاهی به شدت فاسد و ناسالم در جامعه و ایجاد نوعی انحراف اعتقادی بوده است، بهترین راه برای فرار از این اتهام ها، نوعی فرافکنی می باشد. از این رو در این راستا و برای معطوف ساختن توجه افکار عمومی از این انحرافات اقتصادی و اعتقادی، به شکلی جنجالی مساله ای مناقشه برانگیز را مطرح کردند که البته موضوعی فرعی بوده و محل بحث اساسی میان صاحبان اندیشه و نظر نیست. در این میان نوع پردازشی که صورت می گیرد نیز به گونه ای است که تنها القاکننده نگاه اصلی آنها به مقوله حجاب نمی باشد. نگاهی که در مصاحبه با برخی عناصر این جریان مطرح شده و نشان دهنده فاصله فراوان آن با نگاه خالص دینی و اسلامی است. چرا که هدف اصلی، ایجاد آشوب در فضای ذهنی جامعه و تقابل کاذب میان دو بخش از مردم می باشد که براساس آن، طرفداران چادر در مقابل مخالفان چادر قرار می گیرند و در واقع این مساله به عنوان عامل اصلی ترین دسته بندی فرهنگی جامعه معرفی می شود.
به اعتقاد بنده نوع پرداخت به این مسأله، منافقانه بوده به گونه ای که عوامل آن از یک سو خود را طرفدار حجاب به منزله یک ضرورت اعتقادی و دینی معرفی کرده و حتی از سوابق تاریخی حجاب قبل از اسلام در ایران که بیان گر پایبندی به این ارزش است، صحبت به میان آورده و از دیگر سو با الگونمایی از کسانی که هیچ گونه التزام عملی به حجاب ندارند، پوشش آن ها را بهترین نوع پوشش معرفی می نماید. در واقع در محتوای این ویژه نامه دامن زدن به یک نوع حیرت و سرگردانی موج می زند. بنابراین از این رفتار می توان نتیجه گرفت که این مجموعه درصدد اثبات هیچ چیزی نبوده و هدف آن صرفاً به هم ریختن و ایجاد آشفتگی و دسته بندی کاذب در جامعه می باشد. البته این مساله، شیوه همیشگی این جریان به شمار می رود به گونه ای که همواره ارتزاق آن به واسطه ایجاد یک تضاد در جامعه اعم از تضاد بین دسته ها، اقشار اجتماعی و فرهنگی و یا گروه های سیاسی صورت گرفته است. بنابراین جامعه باید با حفظ هوشیاری خود و با درک اهداف واقعی و پنهان این جریان، از افتادن در دام آن پرهیز نموده و بهای مورد نظر آن را نپردازد.
هم چنین باید گفت در حقیقت نفس اعلام برائت بسیاری از کسانی که حتی در جایگاه مشاور رئیس جمهور و یا در رده های نزدیک به آن، در قالب نویسنده، مشاور و... در تهیه این ویژه نامه از آنها استفاده شده و انتقاد آنها از سوء استفاده و بعضاً تحریف مطالبشان، گواه نیات ناسالم دست اندرکاران تولید این نشریه بوده است. البته این قبیل اقدامات توسط روزنامه ایران در گذشته نیز روی داده است. پیش از این نیز یک ویژه نامه چهار صفحه ای همراه روزنامه ایران منتشر گردید که پر بود از اهانت به شخصیت های برجسته نظام اعم از عالمان دینی و یا دست اندرکاران؛ در این ارتباط عملکرد ارگانی که منتسب به دولت می باشد جای تعجب دارد. چرا که از آن انتظار می رود ضمن پرهیز از تحریک افکار عمومی و احساسات جامعه همواره آرامش آفرینی نماید. اما به دلیل حضور افرادی که شأن این جایگاه را حفظ نمی کنند شاهد مواردی از این دست می باشیم.
* هر چند این اقدام در یک قالب فرهنگی و با رنگ و لعابی فرهنگی صورت گرفت لکن این گونه به نظر می رسد که دست اندرکاران آن در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی اهداف سیاسی را دنبال می کنند. به اعتقاد شما این جریان با ایجاد دو قطبی در فضای فرهنگی کشور کدام بخش از جامعه را برای سبد رأی خود نشانه رفته است؟
** مهم ترین هدفی که این جریان دنبال می کند القای دو قطبی یا وجود تعارض میان قشری در مقابل قشری دیگر، می باشد. اما از آن جایی که این اقدام بسیار ناشیانه صورت می گیرد اثرگذاری مطلوب آنها را در پی نخواهد داشت. به عنوان مثال دست اندرکاران این نشریه در حالی که خود را به عنوان وکیل مدافع و نماینده دولت معرفی می کنند، این گونه القا می نمایند که دولت حاضر، اهل تساهل و تسامح فرهنگی بوده و در قبال مسایلی از قبیل پایبندی به شرع مقدس و مسایل اخلاقی حساسیت لازم را نداشته و به نوعی در پی تبلیغ آسان گیرهای آن هستند. اما مشاهده می شود در همین ویژه نامه، تمامی خانم هایی که منتسب به دولت معرفی می شوند ملتزم به پوشش حجاب از نوع چادر هستند. بر این اساس، باید از دست اندرکاران نشریه ای که درصدد مقابله با حجاب برآمده پرسید چگونه است که خانواده شخصیت های مطرح همین دولت، هم چنان پایبند به استفاده از چادر بوده و با افتخار و سرافرازی، خود را منتسب به این لباس وارداتی- به قول او- دانسته و هم چنان با این کسوت در انظار عمومی ظاهر می شوند؟ این پریشانی در پردازش، محصول حضور یک نگاه منحرف از مقوله فرهنگ و کاملا جهت دار سیاسی است؛ تا با ایجاد دوقطبی در جامعه، دامی را برای جذب جماعتی که احیانا از نظر پوشش ظاهری ملتزم به قواعد جاری کشور نیستند، پهن نماید. این دوگانگی را تنها می توان محصول یک نفاق و دورویی دانست. لکن با هوشیاری موجود در جامعه، این اقدام نه به دل افراد ملتزم به حجاب اسلامی- اعم از چادر یا حجاب اسلامی بدون چادر- می نشیند و نه به دل کسانی که اهل رعایت حجاب اسلامی نیستند. چرا که آنها گوینده این ادعاها را ناصادق تشخیص داده و این عدم صداقت مانع از رسیدن دست اندرکاران این نشریه به اهداف خاصشان می شود. این جریان با الگوگیری از تجربه های گذشته سعی دارد تا با شکل دادن دوگانه ای مشابه مدل های پیشین، بهره مورد نظر خود را در فضای سیاسی در آستانه انتخابات ببرد. این یک ترفند نخ نما شده و رنگ و رو رفته است که تنها می تواند افراد ساده لوح را فریب دهد.
* بنابراین چنین اقدامی را مسبوق به سابقه می دانید؟
** بله؛ در اواخر دولت سازندگی، فرزند رئیس جمهور وقت با توسل به همین اقدام ها، به قطب به اصطلاح معنوی جریانی بدل شده بود که هنجارهای جامعه را مورد تعرض قرار می دادند. هر چند می توان گفت در یک دوره جامعه به نوعی فریب همین ترفند را خورد و نتیجه دوگانه به وجود آمده، راه یافتن این خانم به مجلس شورای اسلامی بود اما با گذشت چند سال از این ماجرا، در انتخابات بعد ایشان حتی بخت انتخاب شدن در آخرین نفرات لیست 30 نفره تهران را پیدا نکرده و نتوانست از رتبه 45 یا
46 بالاتر بیاید و آن جا بود که مردم به مضحک بودن یک چنین ترفندی پی بردند، از این رو هیچ یک از دسته های اجتماعی به او روی خوشی نشان ندادند.
* به نظر می رسد یکی از نتایجی که این جریان دنبال می کند آن است که یک فضای امنیتی علیه آنان شکل بگیرد تا به واسطه آن، پروژه القای مظلوم نمایی به جامعه را استارت بزند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
** تصور کنید گروهی متهم هستند که میراث فرهنگی کشور را به حراج گذاشته و با ذخایر معنوی جامعه ما که اشیا و عتیقه هایی با قدمت هزاران ساله می باشند از سر سوداگری و به نفع خود معامله کرده باشند. شعارهای چنین افرادی که در قبال به تاراج بردن میراث معنوی و فرهنگی این کشور اتهام مشخص داشته اند هر چند که با رویکرد دفاع از میراث فرهنگی و سوابق تاریخی باستانی و مکتب ایرانی همراه باشد تا چه حد برای مردم قابل قبول خواهد بود؟ در این خصوص باید گفت دم خروس طمع ورزی های شخصی از لای ردای آن ها هویداست. بنابراین تصور بنده این است که تغییر دادن صورت مسئله و فریب دادن جامعه، از جمله اهداف پنهان چنین اقدامی است. بر این اساس به اعتقاد بنده واکنش هایی از جنس تجمع های اعتراض آمیز گروه های مختلف بر ضد مسایل سخیفی که احیانا در این ویژه نامه مطرح شده حرکت کردن در پازل مطلوب این جریان به شمار می آید.
* واکنش صحیح را چه می دانید؟
** بی توجهی به این اقدام و در عوض برجسته نمودن اتهام های اصلی این جریان که فساد اقتصادی و اعتقادی و حرکت در جهت خلاف مصالح و منافع عمومی کشور می باشد، بهترین راه مقابله با این جریان به شمار می رود.
* برای کسانی که چندان این جریان را جدی نمی گرفتند و با سکوت لیدر جریان معتقد بودند رسانه ها نیز باید سکوت کرده و نباید به آن توجه نمایند آیا این اقدام می تواند سندی دال بر این واقعیت باشد که این جریان شمشیر را از رو برای اسلام و ارزش های انقلاب بسته و سکوت آن صرفا یک حرکت تاکتیکی بوده است؟
** اگر ما به وجود یک جریان انحرافی با آن سوابق و کارنامه مشخص باور داشته و مطلع باشیم که دستگاه های اطلاعاتی کشور نیز نسبت به وجود آن اعلام هشدار نموده و درنهایت متهمان قابل توجهی از آن ها در دستگاه قضایی پرونده دارند، چه طور می توان پذیرفت که این جریان در یک نقطه اعلام آتش بس نموده و درواقع دست از اعتقادها و اقدام های خود برداشته است؟ این یک سکوت و آتش بس تاکتیکی می باشد که با هدف کاهش فشار افکار عمومی صورت گرفته و در پی آن است تا هر از چند گاهی با عملیات و اقدام های ایذایی نظیر اقدامی که مشاهده شد در حقیقت صورت مسئله اصلی را به فراموشی سپرده و با طرح موضوعات جدید فرافکنی، درحقیقت، جامعه را به نخود سیاه ارجاع بدهند.