* جناب مهدوی! به نظر شما جشنوارههای فرهنگی و هنری تا چه حد میتوانند به تولید فرهنگ در جامعه ما کمک کنند؟
** جشنوارهها علیالقاعده ذاتشان این است که تولید فرهنگ کنند اما جشنوارههایی که در کشور ما برگزار میشود به علت اینکه ما ارتباط فرهنگی بینالمللی قابل توجهی نداریم و الگوهای ما برای برگزاری جشنوارهها و برنامههای فرهنگی، مربوط به گذشته و کلیشهای هستند، مدیران و مسئولان برگزاری این برنامهها به برگزاری تکراری برنامههای فرهنگی میپردازند و از همین رو متأسفانه نتوانستهاند دست به تولید فرهنگ بزنند. ما باید توجه داشته باشیم که جشنوارهها باید بستری مناسب برای جوانان فراهم کنند و به آنان اجازه دهند تا دست به خلاقیت بزنند، اما به سادگی میتوان دید که جشنوارههایی که ما برگزار میکنیم این کار را انجام نمیدهند.
* علت این موضوع چیست؟ چرا ما پس از برگزاری این همه جشنواره و بالا رفتن تجربهمان در راهاندازی برنامههای مختلف و متعدد فرهنگی هنوز و همواره گرفتار کلیشهها هستیم و چیزی از آنها عاید ما نمیشود؟
** علتاش این است که ما با کمبود نهاد فرهنگی مواجه هستیم. ما در کشور فقط سه نهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان صدا و سیما را داریم که عهدهدار مسائل فرهنگی و هنری جامعه هستند. در صورتی که امکانات این نهادها برای کشوری که گستردگی جغرافیایی و فرهنگی دارد و از چهارده قومیت تشکیل شده است، بسیار اندک و ناچیز است. این در حالی است که کشورهایی به مراتب کوچکتر و کمجمعیتتر، نهادهای متنوع با امکانات گستردهتری دارند که توجه ویژهای به فرهنگشان دارند. به عنوان مثال وقتی جشنواره موسیقی نواحی در کشور ما برگزار میشود باید نهادهای متعددی برای اجرای هر چه بهتر آن وارد عمل شوند تا بتوان ظرفیتهای نهفته این حوزه را کشف کرد. از سوی دیگر، برای معرفی شایسته آن به دنیا، نیاز به برنامهریزی و همکاری نهادهای مختلف وجود دارد تا این اتفاق خوب بیفتد. در حوزههای دیگر هم همینگونه است. در زمینه هنر انقلاب، فیلمهای مستند یا هر موضوع فرهنگی دیگری، لازم است یک نهاد قدرتمند و پرامکانات فعالیت داشته باشد تا بتوانیم حق مطلب را درباره آنان ادا کنیم. چرا که هر کدام از ژانرهای مختلف فرهنگی و هنری، مشکلات خود را دارند و با بضاعت موجود نمیتوانند از مشکلاتشان رهایی یابند. از همین رو باز هم تأکید میکنم که در بخش دولتی و خصوصی ما کمبود نهاد فرهنگی داریم.
جای تعجب آنجا است که ما معتقدیم که انقلاب اسلامی در سال 1357، یک انقلاب فرهنگی بوده است، اما وقتی امروز به این مقوله نگاه میکنیم میبینیم مظلومترین بخش، همین بخش فرهنگی است. ما در زمینههای مختلف صنعتی و علمی پیشرفتهای چشمگیری داشتیم که نگاه دنیا را به کشورمان و دانشمندانمان منعطف کرده است اما متأسفانه این نگاه نسبت به حوزه فرهنگ و هنر ما وجود ندارد، که خود جای سؤال دارد. این مظلومیت تا جایی است که رهبر معظم انقلاب هم به آن اشاره میکنند. اکنون در نهادهای موجود فرهنگی کشور ما، بضاعت کافی برای انجام برنامههای موفق و معتبر وجود دارد، از این رو، ما باید با حمایت ویژه دولت، نهادهای فرهنگی تازهای تأسیس کنیم.
* به نظر شما در جشنوارههای فرهنگی و هنری کشور که برگزار میشود تا چه حد مخاطبشناسی صورت گرفته است؟
** در وهله اول باید گفت که تبلیغات برای این برنامهها یا بسیار کم است یا اصلاً وجود ندارد. صدا و سیما که یک رسانه ملی است در این زمینه فعالیتی که لازم است انجام نمیدهد و ما میبینیم که هیچگونه اطلاعرسانی شایستهای در مورد جشنوارهها انجام نمیشود اما با کمال تأسف، تبلیغات این رسانه در زمینه تجارت بسیار چشمگیر است و حتی محصولاتی که برای بخشی از مردم مضر است، دائماً تکرار میشود. باید توجه داشته باشیم که در عرصه فرهنگی، تبلیغات امر مهمی است. همچنین برنامهریزی، نقش غیرقابل انکاری دارد. وقتی ما بیاییم برنامهریزی دقیقی برای یک جشنواره داشته باشیم اما فراخوان آن بموقع منتشر نشود، تأثیر خود را از دست خواهد داد. از طرفی، سالنهای ما برای برگزاری برنامههای متنوع فرهنگی و هنری، غیراستاندارد است و از لحاظ آکوستیک و معماری در شأن برگزاری این جشنوارهها نیست. ما هنوز هویت فرهنگیمان را در زمینه موسیقی سنتی نتوانستهایم به دست آوریم. دائماً شعار حمایت از موسیقی سنتی را سر میدهیم اما عملاً توجه ما به موسیقی پاپ است و با بودجه فراوان به سراغ آن میرویم، چون فکر میکنیم برد تبلیغاتی بیشتری دارد. این اشتباه را مسئولان همچنان انجام میدهند چرا که میبینیم در جشنوارهها، نگاه شعاری به موسیقی سنتی شده است اما در عمل نگاه سطحی و عامهپسند به موسیقی شده است. متأسفانه باید گفت که فرصتها یکی پس از دیگری در حال از دست رفتن است.
* زمان برگزاری جشنوارهها، آمارهای بلند بالایی از برگزاری آنها توسط برگزارکنندگان ارائه و اعلام میشود. آیا این موضوع کمکی به بهتر شدن جشنوارهها خواهد داشت یا به یک ابتذال فرهنگی منجر میشود؟
** من یک موسیقیدان هستم و در برخی از جشنوارهها هم شرکت کردهام. به عنوان مثال دو سال پیش در جشنواره موسیقی فجر حضور پیدا کردم و با جرأت میتوانم بگویم که اجرای من به همراه گروهام مخاطب آنچنانی نداشته است. آنهایی که به دیدن این برنامه آمده بودند، عدهای خاص بودند که ما را میشناختند اما از مردم خبری نبود و در سالن اجرا هم جمعیت کمی حضور داشتند. این موضوع باید آسیبشناسی شود که آیا اشکال کار از من است یا از برگزارکنندگان جشنواره. اما چون نیازسنجی صورت نمیگیرد، برنامهها معمولاً موفق نیستند. بنابراین مسئولان به دنبال بیلان کاری میروند و نتیجهاش همانطور که اشاره کردم تکرار مکررات است. در این شرایط خروجی جدید و محتوای جدید از آنها نمیبینیم. در نتیجه طبیعی است که مردم هم از آنها استقبال نمیکنند. از این رو میتوان گفت آمارهایی که اعلام میشود به هیچوجه دقیق و واقعی نیست بلکه هیجانات کاذب مطبوعاتی است که بلافاصله خاموش میشود. اگر آمارها دقیق بود تأثیرات آن را در جامعه میدیدیم در حالی که بزرگان فرهنگ و هنر ما حتی حاضر نیستند با پولهای چند میلیونی در جشنوارهها حضور پیدا کنند.
* برای اصلاح این مشکلات چه باید کرد؟
** باید تمهیداتی اندیشیده شود که هنرمندان دارای صلاحیت پا به میدان بگذارند. از طرفی برگزارکنندگان براساس نیازسنجیهایی که به صورت دقیق صورت میگیرد، به مردم خوراکدهی فرهنگی کنند. در این شرایط است که ما شاهد خواهیم بود مردم برای دیدن برنامههای فرهنگی، پشت در سالنها و در صفهای طولانی خواهند ایستاد و خوراکهای مناسب روحی و فرهنگی خود را همچون سایر نیازهایشان برآورده خواهند کرد.