تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۲۲۵۸۴۱
حمید شاه‌آبادی معاون هنری وزیر ارشاد در گفت‌وگو با ایران مطرح کرد

هوشیاری؛ خط مقدم مبارزه با ابتذال فرهنگی

راضیه غنجی اشاره: حمید شاه‌آبادی معاون هنری وزیر ارشاد معتقد است خط مقدم مبارزه با ابتذال فرهنگی هوشیاری است و همه دستگاه‌های فرهنگی موظفند هوشیار باشند و این هوشیاری را در مردم به وجود آورند.

* مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان تأکید کردند که از ابتذال فرهنگی دوری کنید، ایشان طی زمان‌های مختلف این مبحث را به شکل‌های گوناگون مطرح کرده بودند؛ دوره‌ای از تهاجم فرهنگی، زمانی از شبیخون فرهنگی و در سال‌های اخیر از ناتوی فرهنگی نام ‌برده بودند و امسال مسئله ابتذال فرهنگی را مطرح کرده‌اند، آقای شاه آبادی در ابتدای بحث تعریف روشنی از ابتذال فرهنگی بدهید.
** قطعاً تعریف کارشناسی شده این بحث نیاز به مداقه بیشتر، تعریف چارچوب‌ها و ظرایف خاص خود دارد و من تعریفم در این بحث اجمالی خواهد بود. ببینید، اگر تهاجم فرهنگی را یک حرکت وسیع و همه جانبه در همه جبهه‌ها ببینیم. فضای تهاجم فرهنگی می‌تواند این باشدکه هیچ روزنه‌ای وجود ندارد که دشمن از آن غافل باشد درواقع تهاجم، یک تهاجم همه جانبه است و همه عرصه‌ها را در برمی‌گیرد. در بحث ابتذال باید آن را به نحوی تمرکز فعالیت‌های دشمن قرار دهیم به عبارتی زمانی در همه عرصه‌های روشنفکری، مبانی اعتقادی و مسائل ایدئولوژیک شاهد هجمه‌ها و حمله‌هایی از سوی دشمن هستیم.
امروز دشمن به نحو خاص با توجه به جمعیت جوان کشورمان و با توجه به مؤلفه‌های مختلف بر ابتذال فرهنگی متمرکز شده و این عنصر را به طور ویژه مورد توجه قرار داده‌ است. ابتذال اخلاقی، ترویج بی‌بند و باری و لاقیدی نگاه دشمن است.
امروز در این عرصه شاهد هستیم که محور فعالیت‌های دشمن در حوزه ماهواره‌ای و امثال ذالک مباحث اخلاقی است، شما می‌بینید درکشوری که جمعیت 70 میلیونی فارسی زبان وجود دارد ما هزاران کانال ماهواره‌ای و ده‎ها و صدها شبکه فارسی‌زبان داریم که برای این جمعیت برنامه تولید می‌کنند، در حالی که ساخت چنین برنامه‌هایی برای تولیدکنندگان ارزش اقتصادی ندارد و اینها با انگیزه‌های مالی این کار را نمی‌کنند.
اینها هدف کلانی را در ذهن دارند که اگر یک جماعتی از حیث مباحث اخلاقی و ابتذال‌های اخلاقی گرفتار شوند به راحتی و ناخودآگاه به سمت پرتگاه عمیقی سوق داده خواهند شد. اکثر برنامه‌هایی که در این حوزه قرار گرفته‌اند ریشه در مباحث اخلاقی دارند و به نوعی غرب روی این موضوع متمرکز شده‌است؛ فیلم‌هایی که می‌سازند، مطالبی که مطرح می‌کنند و حتی شبکه‌هایی که ایجاد می‌کنند همگی ذیل همین هدف و در راستای همین نگاه است.
این حرکتی است که به نحو خاص و متمرکز،حوزه فعالیت‌های دشمن را تعریف می‌کند. کانون فعالیت‌های دشمن در هر عرصه و برهه‌ای متفاوت است؛ زمانی مباحث اعتقادی و استراتژیک مطرح می‌شود و در برهه‌ای دیگر مسئله‌ای دیگر! امروز مباحث اخلاقی با استفاده از ظرفیت‌های حوزه هنر کانون توجه دشمن است، به نظر می‌آید که یک نوع توجه ویژه به این عرصه باید مورد نظر ما باشد که در این جبهه مورد هجمه بیشتری واقع هستیم.
* حال که فرهنگ و هنر کانون توجه دشمن قرار گرفته بعضی از فعالیت‌های کوچک فرهنگی، سری‌کاری و کارهای سطحی مثلاً برگزاری جشنواره‌هایی که شاید هیچ بازده و اثرگذاری ندارد و عدم برگزاری جشنواره‌ها و همایش‎هایی که مورد نیاز مردم است و می‌تواند تأثیرگذار باشد، از سویی خود مسئولان راه را برای ابتذال فرهنگی دشمن باز می‌کنند، دراین باره نظرتان چیست؟‎
** دستگاه‎های فرهنگی کشور وظیفه دارند به نحوی هماهنگ با هم فعالیت کنند، وجود جشنواره‎ها و همایش‎ها ضرورت دارد منوط به اینکه این حرکت‎ها را در بخشی از یک چرخه‎ بزرگ‎تر ببینیم؛ یعنی در حرکت فرهنگی کشور همانطور که دشمن دارای تاکتیک‎هایی است ولو اینکه هر کدام از منظری به کشورما نگاه می‎کنند اما همه بر یک مسئله اتفاق نظر دارند که جامعه ایران با سوق یافتن به بعضی ناهنجاری‎های فرهنگی و اجتماعی بیشتر آسیب می‌بیند. طبیعی است که دشمن بر موضوع خاصی سرمایه‌گذاری می‌کند نه اینکه همه آنها در پشت صحنه در یک جمع مشترک در حال امضای تفاهمنامه باشند اما عملاً خط را گرفتند.
عده‎ای روی مد کار می‌کنند عده ای بر پوشش، حجاب، فیلم، کتاب، مجله، حال ما این سو چگونه عمل می‎کنیم.
این سو ما همایش می‎گذاریم، برنامه‎های متعدد برگزار می‎کنیم، آسیب‌شناسی می‎کنیم، من نمی‎خواهم بگویم جشنواره‎های بی‌فایده و همایش‎های بیخود نداریم اما هیچکدام از اینها بی‌اثر نیست بلکه نکته ضروری این است که همه اینها طبق یک استراتژی معین و در راستای یک هدف مشخص باشد، آن موقع است که می‎تواند تأثیر خود را به نحو احسن بگذارد.
اگر بخواهیم در حوزه تئاتر جشنواره‌ای را برگزار کنیم اما همزمان دستگاه فرهنگی دیگری یک اتفاق فرهنگی هنری را دنبال کند که با آن جشنواره هیچ قرابتی نداشته باشد در نتیجه برایند این حرکت‎ها مثبت نیست، گاهی حتی این حرکت‎ها همدیگر را خنثی می‎کنند. بنابراین اولاً هر گونه جشنواره‎ای باید محصول یک اندیشه و برنامه باشد، در واقع باید مجموعه اتفاقات مثبتی رخ داده باشد که این جشنواره به عنوان نمادی از آن اتفاقات بیاید و کار و ماحصل خود را به منصه ظهور بگذارد. اگر جشنواره‌ای را در خلأ تعریف کردیم بعد دقت کنیم ببینیم فقط عده‌ای را جمع کرده‌ایم قطعاً اثری ندارد حتی اگر این اتفاقات کم اثر هم باشد زمانی ارزشمند می‌شود که در پناه یک مجموعه اتفاقات بعدی دیده شود.
مجموعه دستگاه های فرهنگی باید با هم هماهنگی داشته باشند و طی یک استراتژی روشن و برنامه معین به گونه‌ای هماهنگ عمل کنند و با ابتذال فرهنگی مقابله کنند.
توجه کنیم دشمن چه تعداد فیلم تولید می‎کند و ما برای اینها چه پادزهرهایی داریم؟ چند درصد اوقات فراغت ما را شبکه‎های ماهواره‎ای پر می‎کنند؟ و چه شبهه‎هایی را برای جوان ما ایجاد کرده‌اند؟ و ما در جبهه مقابل چه کرده‌ایم؟ ما باید به بهترین نحو ممکن برنامه‌ریزی داشته باشیم و برای مقابله با دشمن در همه دستگاه‎های فرهنگی تقسیم کار صورت بگیرد. قطعاً وظایف دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم با حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متفاوت است، وقتی اهداف را تعیین و تبیین کنیم، وظایف کلی را بدانیم و هر کدام بین خودمان تقسیم کار کنیم مشکل حل خواهد شد.
امروز یکی از خلأهای ما که از آن نیز آسیب می‎بینیم همین دوباره کاری است. امروز یک مرکز که تمام فعالیت‎های دشمن را رصد کند و برنامه‌ها در آنجا تدوین و تبیین شود نداریم. این ضرورت وجود دارد و باید این خلأها برطرف شود.
* چندی پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه در دوران اصلاحات مسئولان فرهنگی توجهی به موضوع مقابله با ابتذال فرهنگی نداشتند ابراز تأسف کرد و معتقد بود در آن دوران برخی مسئولان نه تنها در این راه تلاش نکردند بلکه در مواردی این ابتذال را تشدید کردند. من این سؤال را از شما می‌پرسم که آیا امروز هم ممکن است مدیری در حوزه مدیریت خود با تصمیم نابجا به ابتذال فرهنگی دامن بزند؟
** وقتی مدیران کشور از جنس آدم‎های دغدغه‌دار نسبت به مقوله‌های دینی هستند کمتر اتفاق می‌افتد که در زمین دشمن بازی کنند. این برای زمانی است که ما در غفلت و در یک اندیشه‌ موهومی که شبیه به آن در دوره اصلاحات در همین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتفاق افتاد به سر بریم که زیرساخت‌های اعتقادی و برنامه‌ریزی‎های آینده مورد هجمه واقع شد.
در واقع ما می‎بینیم ساختارهایی تدوین شد که یکسری جریان‎های دگراندیش در جامعه ما رشد پیدا کرد به جای اینکه نهادها و نیروهای انقلابی میدان کار پیدا کنند فضای حضور و کار برای جریانات دگراندیش به وجود آمد و همه اینها محصول اتفاقاتی بود که در این حوزه افتاد و لطمات بسیاری به ساختارهای ما زد. اما زمانی که شما مدیرانی را می‎آورید که ذیل یک مفهوم عالی و یک اندیشه اسلامی انقلابی فکر می‎کنند ممکن است در این میان اتفاقات کم اثری به دلیل نداشتن زیرساخت‎ها بیفتد، یا زمان بسیاری ببرد که فعالیتی نتیجه دهد، حتی ممکن است جشنواره‎ای برگزار کنند یا اقدامی انجام دهند که به بار ننشیند اما اینگونه اتفاق نمی‎افتد که قدمی بردارند که به ابتذال کمک کند.
مجموعه مدیران این نگاه ارزشی و محوری را دارند. واقعیت این است که ما باید اتفاق نظر بیشتری برای نحوه برخورد با سیاست‎های فرهنگی دشمن داشته باشیم و دستگاه‎های فرهنگی هر کدام به نسبت بودجه‎هایی که دارند حتی با علم بر اینکه دشمن امروز در یک عرصه معین مثل ابتذال فرهنگی حرکت می‎کند نسبت به این حرکت دشمن واکنش‎ها و فعالیت‎هایی داشته باشند.
اما مطمئناً اگر این فعالیت‎ها هر کدام بتوانند بخشی از یک زنجیره را ایفا کنند به نحوی جدی می‎توانند مؤثر واقع شوند.
من فکر می‎کنم مسیر حرکتی‎مان در حوزه فرهنگ حرکت درستی است اما نیازمند به یک هماهنگی جدی‌تر و ریشه‎دارتری هستیم. یعنی اقدامات دستگاه‎ها به طور انفرادی نوعاً خوب است اما اگر ذیل یک سازماندهی معین حرکت کنند تأثیر جدی‎تری خواهد گذاشت.
* آقای شاه آبادی خط مقدم مبارزه با ابتذال فرهنگی دقیقاً چه نهادها و سازمان‌هایی هستند؟
** عمده‌ترین پارامتر در حوزه ابتذال فرهنگی هوشیاری است. هوشیاری برای یک نفر، یک دستگاه و یک جریان نیست. هوشیاری نیاز به اجماع دارد. وقتی دشمنی فیزیکی همچون صدام به کشور حمله می‎کند همه او را می‎بینند و کسی تردیدی در این حمله ندارد، هیچ‌کس در دفاع نیز شک ندارد. هر موشکی که در شهر دزفول می‎اندازد ممکن است ده‎ها نفر را به شهادت برساند و ممکن است صدها نفر نیز نسبت به یکسری موضوعات ناراضی باشند اما در اینکه باید با دشمن مبارزه کرد کسی تردید نمی‎کند.
قطعاً زمانی که موشک می‌افتد موجب همبستگی بیشتر مردم می‎شود و موجب این می‎شود مردم در مقابل آن واکنش یکسان و هماهنگ‎تری از خود نشان دهند اما وقتی کالای فرهنگی،فیلم،حرکت و اندیشه مبتذل و مسمومی وارد جامعه شود شما با صحنه‎های متعددی از آرا و نظریات مواجه می‎شوید. همین یعنی دیگر آن اجماع نیست. لذا دشمن این نکته را به خوبی درک کرده ‎است که از چه دریچه‎ای وارد شود.
زمانی که فیلمی مخرب وارد زندگی جوانان می شود یا شبهه‌ای در اعتقادت دینی‎شان به وجود می‌آید عملاً دیگر شما با یک دشمن جدید مواجه هستید نه دشمنی همچون صدام که به صورت فیزیکی آمده تا کشور شما را غصب کند. لذا امروز حتماً ما نگرانی از حمله فیزیکی امریکا نداریم. آنها باید خیلی ابله باشند که بعد از تجربه افغانستان و عراق به ایران نیز حمله کنند. در کشور ما معادله از جنس دیگری است و آنها دانسته‌اند که این حرکت جواب نمی‌دهد.
دشمن این را به خوبی درک کرده که مبانی اعتقادی جوانان در جوانی که هنوز اصول اعتقادی در ذهنش رشد نکرده ممکن است دچار شبهه شود لذا از این طریق وارد می‌شود. همه این اتفاقات کنار هم باعث می‌شود پایگاه‎های اصلی ما آسیب ببیند، سن ازدواج بالا ‌رود و خانواده به عنوان یک محور و کانون صیانت از فرهنگ نقش خود را از دست بدهد.
حال با این تفاسیر ما در این برهه هیچ مأموریتی بالاتر از هوشیاری نداریم و اگر این هوشیاری را معیار قرار دهیم تک تک افرادی که در حوزه ابتذال وارد می‎شوند می‌دانند که این یک دام است وگرنه با آن معادله دیگری غیر از دام نشان می دهند. هوشیار کردن آحاد جامعه که وظیفه تک تک دستگاه‎هاست، هم وظیفه همه مراکز دینی اعم از مساجد و پایگاهی این چنینی و هم وظیفه بدنه‎های رسانه‎ای و در نهایت وظیفه همه کسانی است که نسبت به این هشدار مقام معظم رهبری احساس مسئولیت می‎کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات