* مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان تأکید کردند که از ابتذال فرهنگی دوری کنید، ایشان طی زمانهای مختلف این مبحث را به شکلهای گوناگون مطرح کرده بودند؛ دورهای از تهاجم فرهنگی، زمانی از شبیخون فرهنگی و در سالهای اخیر از ناتوی فرهنگی نام برده بودند و امسال مسئله ابتذال فرهنگی را مطرح کردهاند، آقای شاه آبادی در ابتدای بحث تعریف روشنی از ابتذال فرهنگی بدهید.
** قطعاً تعریف کارشناسی شده این بحث نیاز به مداقه بیشتر، تعریف چارچوبها و ظرایف خاص خود دارد و من تعریفم در این بحث اجمالی خواهد بود. ببینید، اگر تهاجم فرهنگی را یک حرکت وسیع و همه جانبه در همه جبههها ببینیم. فضای تهاجم فرهنگی میتواند این باشدکه هیچ روزنهای وجود ندارد که دشمن از آن غافل باشد درواقع تهاجم، یک تهاجم همه جانبه است و همه عرصهها را در برمیگیرد. در بحث ابتذال باید آن را به نحوی تمرکز فعالیتهای دشمن قرار دهیم به عبارتی زمانی در همه عرصههای روشنفکری، مبانی اعتقادی و مسائل ایدئولوژیک شاهد هجمهها و حملههایی از سوی دشمن هستیم.
امروز دشمن به نحو خاص با توجه به جمعیت جوان کشورمان و با توجه به مؤلفههای مختلف بر ابتذال فرهنگی متمرکز شده و این عنصر را به طور ویژه مورد توجه قرار داده است. ابتذال اخلاقی، ترویج بیبند و باری و لاقیدی نگاه دشمن است.
امروز در این عرصه شاهد هستیم که محور فعالیتهای دشمن در حوزه ماهوارهای و امثال ذالک مباحث اخلاقی است، شما میبینید درکشوری که جمعیت 70 میلیونی فارسی زبان وجود دارد ما هزاران کانال ماهوارهای و دهها و صدها شبکه فارسیزبان داریم که برای این جمعیت برنامه تولید میکنند، در حالی که ساخت چنین برنامههایی برای تولیدکنندگان ارزش اقتصادی ندارد و اینها با انگیزههای مالی این کار را نمیکنند.
اینها هدف کلانی را در ذهن دارند که اگر یک جماعتی از حیث مباحث اخلاقی و ابتذالهای اخلاقی گرفتار شوند به راحتی و ناخودآگاه به سمت پرتگاه عمیقی سوق داده خواهند شد. اکثر برنامههایی که در این حوزه قرار گرفتهاند ریشه در مباحث اخلاقی دارند و به نوعی غرب روی این موضوع متمرکز شدهاست؛ فیلمهایی که میسازند، مطالبی که مطرح میکنند و حتی شبکههایی که ایجاد میکنند همگی ذیل همین هدف و در راستای همین نگاه است.
این حرکتی است که به نحو خاص و متمرکز،حوزه فعالیتهای دشمن را تعریف میکند. کانون فعالیتهای دشمن در هر عرصه و برههای متفاوت است؛ زمانی مباحث اعتقادی و استراتژیک مطرح میشود و در برههای دیگر مسئلهای دیگر! امروز مباحث اخلاقی با استفاده از ظرفیتهای حوزه هنر کانون توجه دشمن است، به نظر میآید که یک نوع توجه ویژه به این عرصه باید مورد نظر ما باشد که در این جبهه مورد هجمه بیشتری واقع هستیم.
* حال که فرهنگ و هنر کانون توجه دشمن قرار گرفته بعضی از فعالیتهای کوچک فرهنگی، سریکاری و کارهای سطحی مثلاً برگزاری جشنوارههایی که شاید هیچ بازده و اثرگذاری ندارد و عدم برگزاری جشنوارهها و همایشهایی که مورد نیاز مردم است و میتواند تأثیرگذار باشد، از سویی خود مسئولان راه را برای ابتذال فرهنگی دشمن باز میکنند، دراین باره نظرتان چیست؟
** دستگاههای فرهنگی کشور وظیفه دارند به نحوی هماهنگ با هم فعالیت کنند، وجود جشنوارهها و همایشها ضرورت دارد منوط به اینکه این حرکتها را در بخشی از یک چرخه بزرگتر ببینیم؛ یعنی در حرکت فرهنگی کشور همانطور که دشمن دارای تاکتیکهایی است ولو اینکه هر کدام از منظری به کشورما نگاه میکنند اما همه بر یک مسئله اتفاق نظر دارند که جامعه ایران با سوق یافتن به بعضی ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی بیشتر آسیب میبیند. طبیعی است که دشمن بر موضوع خاصی سرمایهگذاری میکند نه اینکه همه آنها در پشت صحنه در یک جمع مشترک در حال امضای تفاهمنامه باشند اما عملاً خط را گرفتند.
عدهای روی مد کار میکنند عده ای بر پوشش، حجاب، فیلم، کتاب، مجله، حال ما این سو چگونه عمل میکنیم.
این سو ما همایش میگذاریم، برنامههای متعدد برگزار میکنیم، آسیبشناسی میکنیم، من نمیخواهم بگویم جشنوارههای بیفایده و همایشهای بیخود نداریم اما هیچکدام از اینها بیاثر نیست بلکه نکته ضروری این است که همه اینها طبق یک استراتژی معین و در راستای یک هدف مشخص باشد، آن موقع است که میتواند تأثیر خود را به نحو احسن بگذارد.
اگر بخواهیم در حوزه تئاتر جشنوارهای را برگزار کنیم اما همزمان دستگاه فرهنگی دیگری یک اتفاق فرهنگی هنری را دنبال کند که با آن جشنواره هیچ قرابتی نداشته باشد در نتیجه برایند این حرکتها مثبت نیست، گاهی حتی این حرکتها همدیگر را خنثی میکنند. بنابراین اولاً هر گونه جشنوارهای باید محصول یک اندیشه و برنامه باشد، در واقع باید مجموعه اتفاقات مثبتی رخ داده باشد که این جشنواره به عنوان نمادی از آن اتفاقات بیاید و کار و ماحصل خود را به منصه ظهور بگذارد. اگر جشنوارهای را در خلأ تعریف کردیم بعد دقت کنیم ببینیم فقط عدهای را جمع کردهایم قطعاً اثری ندارد حتی اگر این اتفاقات کم اثر هم باشد زمانی ارزشمند میشود که در پناه یک مجموعه اتفاقات بعدی دیده شود.
مجموعه دستگاه های فرهنگی باید با هم هماهنگی داشته باشند و طی یک استراتژی روشن و برنامه معین به گونهای هماهنگ عمل کنند و با ابتذال فرهنگی مقابله کنند.
توجه کنیم دشمن چه تعداد فیلم تولید میکند و ما برای اینها چه پادزهرهایی داریم؟ چند درصد اوقات فراغت ما را شبکههای ماهوارهای پر میکنند؟ و چه شبهههایی را برای جوان ما ایجاد کردهاند؟ و ما در جبهه مقابل چه کردهایم؟ ما باید به بهترین نحو ممکن برنامهریزی داشته باشیم و برای مقابله با دشمن در همه دستگاههای فرهنگی تقسیم کار صورت بگیرد. قطعاً وظایف دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم با حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی متفاوت است، وقتی اهداف را تعیین و تبیین کنیم، وظایف کلی را بدانیم و هر کدام بین خودمان تقسیم کار کنیم مشکل حل خواهد شد.
امروز یکی از خلأهای ما که از آن نیز آسیب میبینیم همین دوباره کاری است. امروز یک مرکز که تمام فعالیتهای دشمن را رصد کند و برنامهها در آنجا تدوین و تبیین شود نداریم. این ضرورت وجود دارد و باید این خلأها برطرف شود.
* چندی پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه در دوران اصلاحات مسئولان فرهنگی توجهی به موضوع مقابله با ابتذال فرهنگی نداشتند ابراز تأسف کرد و معتقد بود در آن دوران برخی مسئولان نه تنها در این راه تلاش نکردند بلکه در مواردی این ابتذال را تشدید کردند. من این سؤال را از شما میپرسم که آیا امروز هم ممکن است مدیری در حوزه مدیریت خود با تصمیم نابجا به ابتذال فرهنگی دامن بزند؟
** وقتی مدیران کشور از جنس آدمهای دغدغهدار نسبت به مقولههای دینی هستند کمتر اتفاق میافتد که در زمین دشمن بازی کنند. این برای زمانی است که ما در غفلت و در یک اندیشه موهومی که شبیه به آن در دوره اصلاحات در همین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتفاق افتاد به سر بریم که زیرساختهای اعتقادی و برنامهریزیهای آینده مورد هجمه واقع شد.
در واقع ما میبینیم ساختارهایی تدوین شد که یکسری جریانهای دگراندیش در جامعه ما رشد پیدا کرد به جای اینکه نهادها و نیروهای انقلابی میدان کار پیدا کنند فضای حضور و کار برای جریانات دگراندیش به وجود آمد و همه اینها محصول اتفاقاتی بود که در این حوزه افتاد و لطمات بسیاری به ساختارهای ما زد. اما زمانی که شما مدیرانی را میآورید که ذیل یک مفهوم عالی و یک اندیشه اسلامی انقلابی فکر میکنند ممکن است در این میان اتفاقات کم اثری به دلیل نداشتن زیرساختها بیفتد، یا زمان بسیاری ببرد که فعالیتی نتیجه دهد، حتی ممکن است جشنوارهای برگزار کنند یا اقدامی انجام دهند که به بار ننشیند اما اینگونه اتفاق نمیافتد که قدمی بردارند که به ابتذال کمک کند.
مجموعه مدیران این نگاه ارزشی و محوری را دارند. واقعیت این است که ما باید اتفاق نظر بیشتری برای نحوه برخورد با سیاستهای فرهنگی دشمن داشته باشیم و دستگاههای فرهنگی هر کدام به نسبت بودجههایی که دارند حتی با علم بر اینکه دشمن امروز در یک عرصه معین مثل ابتذال فرهنگی حرکت میکند نسبت به این حرکت دشمن واکنشها و فعالیتهایی داشته باشند.
اما مطمئناً اگر این فعالیتها هر کدام بتوانند بخشی از یک زنجیره را ایفا کنند به نحوی جدی میتوانند مؤثر واقع شوند.
من فکر میکنم مسیر حرکتیمان در حوزه فرهنگ حرکت درستی است اما نیازمند به یک هماهنگی جدیتر و ریشهدارتری هستیم. یعنی اقدامات دستگاهها به طور انفرادی نوعاً خوب است اما اگر ذیل یک سازماندهی معین حرکت کنند تأثیر جدیتری خواهد گذاشت.
* آقای شاه آبادی خط مقدم مبارزه با ابتذال فرهنگی دقیقاً چه نهادها و سازمانهایی هستند؟
** عمدهترین پارامتر در حوزه ابتذال فرهنگی هوشیاری است. هوشیاری برای یک نفر، یک دستگاه و یک جریان نیست. هوشیاری نیاز به اجماع دارد. وقتی دشمنی فیزیکی همچون صدام به کشور حمله میکند همه او را میبینند و کسی تردیدی در این حمله ندارد، هیچکس در دفاع نیز شک ندارد. هر موشکی که در شهر دزفول میاندازد ممکن است دهها نفر را به شهادت برساند و ممکن است صدها نفر نیز نسبت به یکسری موضوعات ناراضی باشند اما در اینکه باید با دشمن مبارزه کرد کسی تردید نمیکند.
قطعاً زمانی که موشک میافتد موجب همبستگی بیشتر مردم میشود و موجب این میشود مردم در مقابل آن واکنش یکسان و هماهنگتری از خود نشان دهند اما وقتی کالای فرهنگی،فیلم،حرکت و اندیشه مبتذل و مسمومی وارد جامعه شود شما با صحنههای متعددی از آرا و نظریات مواجه میشوید. همین یعنی دیگر آن اجماع نیست. لذا دشمن این نکته را به خوبی درک کرده است که از چه دریچهای وارد شود.
زمانی که فیلمی مخرب وارد زندگی جوانان می شود یا شبههای در اعتقادت دینیشان به وجود میآید عملاً دیگر شما با یک دشمن جدید مواجه هستید نه دشمنی همچون صدام که به صورت فیزیکی آمده تا کشور شما را غصب کند. لذا امروز حتماً ما نگرانی از حمله فیزیکی امریکا نداریم. آنها باید خیلی ابله باشند که بعد از تجربه افغانستان و عراق به ایران نیز حمله کنند. در کشور ما معادله از جنس دیگری است و آنها دانستهاند که این حرکت جواب نمیدهد.
دشمن این را به خوبی درک کرده که مبانی اعتقادی جوانان در جوانی که هنوز اصول اعتقادی در ذهنش رشد نکرده ممکن است دچار شبهه شود لذا از این طریق وارد میشود. همه این اتفاقات کنار هم باعث میشود پایگاههای اصلی ما آسیب ببیند، سن ازدواج بالا رود و خانواده به عنوان یک محور و کانون صیانت از فرهنگ نقش خود را از دست بدهد.
حال با این تفاسیر ما در این برهه هیچ مأموریتی بالاتر از هوشیاری نداریم و اگر این هوشیاری را معیار قرار دهیم تک تک افرادی که در حوزه ابتذال وارد میشوند میدانند که این یک دام است وگرنه با آن معادله دیگری غیر از دام نشان می دهند. هوشیار کردن آحاد جامعه که وظیفه تک تک دستگاههاست، هم وظیفه همه مراکز دینی اعم از مساجد و پایگاهی این چنینی و هم وظیفه بدنههای رسانهای و در نهایت وظیفه همه کسانی است که نسبت به این هشدار مقام معظم رهبری احساس مسئولیت میکنند.