تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۲۵۸۴۲

بی‌برنامگی و سطحی‌نگری، محرک ابتذال در فرهنگ


کریم مجتهدی ـ استاد فلسفه دانشگاه تهران
فرهنگ در هر جامعه‌ای جایگاهی ناگزیر در تفکر دارد و این دو مؤلفه‌ای هستند که در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند و تصویر یکی بدون دیگری دشوار به نظر می‌رسد. با توجه به اهمیت و تأثیر فرهنگ و تحولات فرهنگی در هر جامعه‌ای می‌توان گفت، فرهنگ در توفیق یا عدم موفقیت آن جامعه نقش بسیار مؤثری ایفا می‌کند. فرهنگ در معنای عام آن، نحوه رویکرد انسان به جهان‌هستی است.
در هر فرهنگ اجتماعی، انسان، خدا، جهان و خویشتن را به نحوی خاص می‌نگرد که این نحوه نگرش موجب ایجاد نوعی مناسبات ویژه با مبدأ هستی، طبیعت و انسان می‌شود که حاصل ماندگار آن در تاریخ «تمدن» نام می‌گیرد. بنابراین در یک فرهنگ دینی که خداوند را اول، آخر، ظاهر و باطن اشیا و امور می‌بینند، فرهنگ به معنای خاص جز مجاهدت در صراط مستقیم خداوند نیست. فرهنگ در لوای اندیشه گسترش می‌یابد و اندیشه به معنای عمیق شدن است وگرنه تقلید و تکرار مطلب نتیجه مثبتی ندارد تنها یک مشغولیت آنی و بی‌اثر است. به همین دلیل نباید توقع داشت که تزریق و تبیین یک اندیشه بی‌مغز و روزمره از طریق رسانه‌های عمومی، در جامعه مفید واقع شود.
کارها، فعالیت‌ها و مسائل فرهنگی مبتنی بر اندیشه به گونه‌ای نیست که مصرف روزمره داشته باشد، بویژه در کشورهایی که سنت‌های فرهنگی خود را کم و بیش از دست داده‌اند و جایگزین مناسب برای آن پیدا نکرده‌اند بنابراین در چنین کشورهایی برای انجام فعالیت درست و تأثیرگذار فرهنگی باید برنامه‌ریزی دقیق و مدونی انجام شود.
ابتذال در فرهنگ از فرایندهای متفاوتی حاصل می‌شود. وقتی فعالیت‌ها پرهزینه با تأثیرگذاری اندک در جامعه برای فرهنگ‌سازی انجام می‌شود به نوعی به ابتذال فرهنگ کمک می‌کند. یکی از مهمترین آسیب‌های فرهنگی در جامعه جوان ایران عدم خودباوری است.
شاید کاهش میل و اراده به یادگیری در جامعه نیز یکی از دلایل این نقیصه باشد بنابراین حرکت فرهنگی و هزینه در امور فرهنگی باید به این سمت سوق داده شود اما وقتی از چنین سوژه‌هایی صرف‌نظر می‌شود و به دنبال اموری که در اولویت دهم هم نیستند پرداخته می‌شود، چه معنایی دارد، آیا این عمل خود نوعی بیهودگی و عدم پیشرفت فرهنگ نیست؟ آیا این فعالیت مانع از پیشرفت فرهنگ و به نوعی به ابتذال آن کمک نمی‌کند؟
قطعاً اگر نشاط معنوی جامعه کاهش یابد، احتمال زیرسؤال بردن ارزش‌های موجود از سوی جوانان وجود دارد. بنابراین آسیب‌های اجتماعی همواره وجود دارد و آن چیزی که می‌تواند ما را از آسیب‌های اجتماعی دور نگه دارد و حفظ کند تأکید بر اصالت با برنامه‌ریزی درست است. بخشی از آسیب‌های اجتماعی ما برنامه‌های سطحی که گاهی از رسانه‌ها پخش می‌شود می‌تواند باشد؛ چرا که مانع توجه انسان در موضوعات مهم و اساسی می‌شود.
پس باز هم می‌توانیم ابتذال در فرهنگ را به این نوع فعالیت‌های کم اثر ربط دهیم یعنی در واقع وقتی هزینه‌های زیاد برای کار فرهنگی به غلط انجام می‌شود پس به ابتذال رفته است.
شناخت و اعلام درست وضعیت جامعه و دادن آمار درست درباره جوانان نیز در برنامه‌ریزی تأثیرگذار بر فعالیت فرهنگی برای گرفتن نتیجه مناسب نیز بسیار اهمیت دارد. اصولاً رفاه نباید مخرب باشد بلکه باید زمینه‌ساز رشد در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را فراهم کند اما اطلاع از وضع رفاهی جامعه با اعلام آمار دقیق و درست همچنین شناخت صحیح مخاطب حاصل می‌شود. بنابراین داشتن آماری درست از وضعیت مردم کشور در تمامی مباحث فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به جلوگیری از ابتذال فرهنگی کمک می‌کند.
به لحاظ جامعه شناسی سنتی غرب، یک شخص با کار خود در حیات اجتماعی شریک می‌شود؛ برای نمونه، «امیل دورکیم» در رساله خود با عنوان «درباره تقسیم کار اجتماعی» می‌گوید که شخص با کار خود در حیات اجتماعی شریک می‌شود و هرچقدر کار او مفیدتر باشد به لحاظ روانی احساس رضایت بیشتری می‌کند؛ بنابراین، اگر شخص از منظر شغلی برای جامعه مفید نباشد، دچار نوعی بحران روحی می‌شود. دورکیم در کتاب «خودکشی» خود، با استناد به آمار و ارقام نشان می‌دهد که خودکشی در جوامع، یک تصمیم شخصی نیست بلکه عللی اجتماعی دارد و این اجتماع است که آن فرد را به سوی نابودی سوق می‌دهد.
آنچه می‌توان از این اظهارنظر دورکیم درک کرد و نتیجه گرفت این که ما با تحقیق در امور اجتماعی و فرهنگی و دریافت آمار درست می‌توانیم راهکاری برای جلوگیری از ابتذال فرهنگی پیدا کنیم اما شما تصور کنید در چنین تحقیقی آمار به درستی منعکس نشود واقعاً چه اتفاق ناگواری در انتظار فرهنگ و جامعه یک کشور خواهد بود.
ما برای جلوگیری از ابتذال فرهنگی که عموماً گریبانگیر جوانان است باید با انتشار آمار درست واقعگرا باشیم و به انجام فعالیت‌های درست فرهنگی همچنین تأثیرگذار بپردازیم.
متأسفانه ما برای «فرهنگ» تنها یک لغت به کار می‌بریم در صورتی که فرهنگ، مجموعه‌ای از تجلیات فرهنگی است. بنابراین هنگامی که سخن از «اصلاح فرهنگ» به میان می‌آید قطعاً مراد، بهبود شرایط رفاهی‌آن جامعه است. این بهبود باید به صورت جامع و در تمام نهادها منعکس شود و انتظار نداشته باشیم که در کوتاه مدت نتیجه مطلوب را به دست آوریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات