تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۲۵۸۴۹
«انقلاب اسلامی» افشاء می‌کند

دومین نوار از دکتر حسن ‌آیت(بخش دوم)

مقدمه افشای توطئه دکتر حسن آیت که از روی نوار گفته‌های وی پیاده شده بود و متن کامل آن دیروز به چاپ رسید و نوار دیگری که من پیاده شده‌اش را اینک پیشاروی دارید به قصد پاکسازی محیط‌ سیاسی کشور از وجود عناصر فرصت‌طلب است که سرنوشت انقلاب و کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران را بازیچه قدرت‌طلبی‌ها و دشمن‌های کور خود میکنند. چگونه میتوانستیم اساس نظام جمهوری اسلامی را در خطر ببینیم و تنها تماشاچی باشیم. چگونه میتوانستیم از توطئه‌‌های پشت ‌پرده مطلع باشیم اما ساکت بمانیم و توده مردم را از چند و چون قضایا آگاه ننماییم به این دلایل بود که پس از بدست آوردن مدرک که همان نوارها باشند مردم را در جریان قرار دادیم. و این کار با استقبال وسیع مردم روبرو شد. در حقیقت مردمی که انقلاب کرده‌اند نمی‌خواهند چیزی از آنها پنهان بماند باور ما این است که وظیفه خود را در این مورد انجام داده‌ایم. پس از انتشار روزنامه مردم با تلفن‌های بسیار زیاد و مراجعه مستقیم به دفتر روزنامه ما را مورد تشویق خود قرار داده و یادآور میشدند هر چه میدانید برای مردم بگوئید. عده زیادی خواستار پخش این نوارها از صدای جمهوری اسلامی ایران بودند که این را باید خود از مسئولین سازمان رادیو تلویزیون بخواهند، و اما چند تنی نیز ابراز میداشتند که «انتشار چنین مطلبی وحدت را بهم میزند» و یا «این مطالب باید بین سران حل شود و نباید آنها را علنی کرد. در رابطه با این دو موضوع باید بگوییم: 1ـ کسانی به وحدت مردم ضربه میزنند که چنین توطئه‌هایی را تدارک می‌بینند. وقتی کسی بخاطر قدرت پرستی درصدد سقوط رئیس‌جمهوری است که با آراء ملت انتخاب شده است، افشای این توطئه شکستن وحدت است یا بی‌تفاوتی نسبت به آن و تماشای چنین بازی خطرناکی که نظام جمهوری اسلامی را تهدید میکند. 2ـ حرف کسانی را که میگویند این مسائل باید بین «سران» حل شود چگونه بپذیریم در حالیکه مردم با خون شهیدان خود میخواهند بر سرنوشت خود حاکم باشند و از هر آنچه به سرنوشتشان مربوط میشود مطلع شوند. و اصولاً اگر قرار باشد مسائل به این صورت باشد پس چه فرقی با نظام طاغوت؟! و همچنین جای این پرسش هست که آیا افشاگری فقط در مورد یک عده خاص خطا و در مورد دیگران جایز است؟! ما بنا به همان ضرورتهایی که ذکر کردیم و اهم آن عبارت است از پاک نمودن محیط سیاسی مملکت، نوارها را افشا کردیم و اینک دومین نوار از نظرتان میگذرد (این نوار از نظر زمانی قبل از نوار دیروز پر شده است).

* مخاطب: از امکانات تبریز هم باید بتوانیم استفاده کنیم چون امکاناتی نداریم اینجا، مسئله‌ای که میماند یکی در رابطه با صحبت‌هائی است که دو سه روز پیش بنی‌صدر کرد، حالا من نمیدانم در رابطه با این میلیشائی بود که جمعه مجاهدین راه انداختند یا در چه رابطه‌ای بود.
** آیت: که چی گفت؟
* مخاطب: که اینکه با صطلاح ارتش خودتان میدانید متزلزل است ارتش هیچ باصطلاح چیزی ندارد، حرف شنوی توش نیست و متزلزل است یعنی هست، ولی در رابطه با مردم و جریاناتی که پیش میآید زیاد نمیتواند عمل کند، مسئله سپاه هم، سپاه که کاملاً در رابطه با آقای خامنه‌ای و حزب و این برنامه بود ـ بنی‌صدر دارد سعی میکند بکشد اینرا بطرف خودش جلب بکند و اینکه گفته بود باصطلاح سپاه باید بیطرف بماند، بیطرفی که بنی‌صدر گفته منظور این نیست که، خوب طرفدار چریکهای فدائی خلق که نبوده، طرفدار مجاهدین که نبوده، طرفداری مشخص طرفدار حزب بوده طرفدار خط امام بوده، اینکه این داره میکشه کنار و کمیته‌ها را هم که دارند حسابی منحلش میکنند تبریز کمیته‌ها، خیلی میتوانستند به بچه‌ها کمک کنند چنانچه هر مشکلی داشتند میرفتند آنجا باصطلاح کمیته حل میکرد ولی اگر به کلانتری ارجاع میشد بچه‌ها را میانداختند کنار، این بود که در رابطه با این مسائل کمیته‌ها دارد منحل میشود کمیته‌ها خیلی میتوانست عمل کند، حالا در رابطه با این مسئله از لحاظ نظامی ما چکار بکنیم یعنی آیا به این اکتفا بکنیم که خوب، یک سری باصطلاح داره آموزش نظامی توی مساجد و روستا داده میشه و یا اینکه نه؟ باصطلاح میآئیم.
آموزشهائی را که خودمان میدانیم گسترش میدهیم، در چه رابطه باشد؟ آیا مثلاً کار کردن با سلاحهای سبک که عادی شده، در رابطه با خرابکاری باشد، در رابطه با سلاحهای سنگین باشد، چکار بکنیم؟ کدام جهت را بگویم وقتی بنی‌صدر هم تلاش میکند که سپاه را طرف خودش بکشد؟

** آیت: سپاه قطعاً هیچوقت جهت مشخصی بآن صورت که طرف بنی‌صدر باشد و یا طرف حزب باشد، انتخاب نخواهد کرد ـ ولی... که حداکثر دستش باشد ولی خوب...
** آیت: سپاه باندی درش خواهد داشت و سپاه خطرناک است که باند داشته باشد، سپاه باید یک مجموعه باشد و یک واحد باشد که در جهت کل انقلاب حرکت بکند، اینکه خودش جهت‌گیری کند خطرناکه، الان سپاه وضعش یک مقداری نابسامان هست یعنی در داخل سپاه یکمقدار تمرد یا انتقادهای بیجا الان موجود است یعنی انسجام قبلی را ندارد، سپاه در هر حال سپاهه ولی منتهی ضعیف میشه، سپاه با وضع بنی‌صدر و اوضاع و احوالی توش هست آن کارآئی اولیه را قطعاً نخواهد داشت که بشه هم یکطرفه‌اش کرد و اینها امکان نداره.
* مخاطب: باصطلاح منظور از این یکطرفه اینه که لااقل از جهت ما ببره.
** آیت: نه ـ حداقل این جهت کلی را سپاه نمیبره، حتی اطلاح دارم که مقاومت‌هائی کرده‌اند در مقابل بنی‌صدر خیلی شدید و خود ارتش هم یک مدتی داشت میرفت بطرف اصلاح شدن، بنی‌صدر آمد، نه اینکه فکر هم بکنید که نقشه دقیقی دارد، چون هم نقشه دقیقی نداره و آرزوها و امیال و خواسته‌های خاصی داره ارتشو داره و متزلزل میکند بدترش میکند و از تحت حیطه خودش و اصلاً انقلاب، ارتش بطور کلی میآید بیرون با این وضعیتی که اون داره پیش‌میره از این لحاظ در آینده بهر صورت شماها هر چند بتوانید یاد بگیرید و هر چه بتوانید توی ارتش بروید و یا توی سپاه.
* مخاطب: میدانید مسئله اینجاست که ما نمیخواهیم که شناخته بشویم چون الان شناخته نیستیم، الان نگاه کنید ما را توی دانشکده یکی میگوید اینها جنبشی هستند یکی میگوید درس‌خوان هستند حتی کلاس هم میرویم بعنوان یک پوششی است، یکی میگوید مثلاً فلانند، نمیخواهیم باصطلاح، همین جهاد سازندگی را ما میرفتیم ولی بالاخره با رفتن به آنجا یک‌سری فعالیت باید بکنیم، مثلاً برویم جهاد واقعاً باید خانه بسازیم. آنوقت میافتیم توی اون کار.
** آیت: اصل آنست که اون تو دهنتان را باز نکنید، بله مخالف هم نیستیم باید هم حمایت کرد این محدودکننده حمایت نیست این یعنی حمایت نیست، ببینید اصلاً جهت را عوض میکند چون هر که توی سپاهند که سوءنیت ندارند معدودی ممکن است آلت دست قرار دهند و معدودی خیلی کمتر ممکن است مغرض باشند برای آنکه آن مغرضین و آلت‌دستها نتوانند تاثیر بگذارند گاه بگاه یک توضیحی، یک بحثی سپاه را جهتش را مشخص میکند.
مجلس هم که باز بشود گفتم دست ما خیلی بازتر میشود، احیاناً یعنی احیاناً که نه، حتماً باید وسیله روزنامه عمل بشود و اگر بتوانید حول آن روزنامه افراد را شکل بدهیم کار ما همین است...
گفتم برنامه طولانیست، ما باید برنامه طولانی داشته باشیم، بله من حدسم اینست که بنی‌صدر خیلی دوام نمیآره، گرچه من تلاش میکنم که برای چهارسال آینده دوام بیاره، لااقل یک مدتی ما وقت داشته باشیم برای اینکه خودمان را بهتر بشناسیم (بسازیم).
* مخاطب: باز من گفتم این مدت نباید این قدر باشد که نیروها را دستمان بره‌ها، خیلی نباید طول بکشد.
** آیت: بله، خوب، همین، بازی ظریفی است بادی دقت کرد که کجا؟ یکوقت دیدی دو ماه دیگر باید چنان مقابلش بایستی که یعنی بطور کلی اگر بشود بنحوی کار کرد که کجدار و مریز باشد، چون رویه‌اش خودش غلط است، خودش زود داره خودش را بطرف نابودی میبره، من خیلی اطلاعات زیادی بهم میرسد که این کارهائی ناجوری که کرده وضعش در حد علنی‌ها که بعضی‌هایش را روزنامه خبر دادند، دیشب آقای گرمارودی مصاحبه کرده که بسیار ناجور بود و راجع به مجلس و راجع به رئیس‌جمهور و راجع به انتخابات و راجع به حتماً گروگانها که بهتر بود نمیشد و الان هم رئیس‌جمهور معتقده که اینها باید آزاد بشوند از این حرفها... خوب و حتی تاثیر علنی‌اش اینجور باشد کارهای نیمه مخفی و تماس‌هاش که گاهی هم توی روزنامه منعکس شده که گفته اصلاً این گروگانگیری ضدانسانی، ضداخلاقی، ضدقانونی است.
* مخاطب: بله اینها را توی روزنامه هم نوشته بود. آیت: خوب اینها میبینند سقوط این را نزدیک میکند این مسئله فعلاً فقط ماندنش اینه که مجلس نیست، فردا که مجلس بیاید، الان شورای انقلاب درسته که یک ارگان قانونی است ولی یک ارگان انتصابی است.
مجلس که بیآید یک ارگان انتخابی است و به این عنوان میتواند بایستد مقابل رئیس‌جمهور و خواهد ایستاد اگر بخواد راه کج بره اینه که خودش را ساقط میکند، ما کوشش کنیم به آن حادی نشه کارش، فعلاً که ساقط بشه.
اما اگر هم خوب حاد شد باید آمادگی داشته باشیم در هر لحظه که جلویش را بگیریم چون اگر همان جریانی که زمان شاه عمل شد و شاه سقوط نکرد، اهمیت شاه در این نیست که شاه بده و شاه محکمه، شاه محکم نیست، جریان قویه تا موقعی که هی مردم میگفتند مرگ بر شاهء شاه فلان است و شاه خائن است ولی یک حد درست نکردند اگر شاه رفت شورای انقلاب هست و این هیات دولت، این ماند چون بالاخره مملکت که بی‌حکومت نمیشود، تا اینکه امام آمد و یک هفته گفت شورای انقلاب و دولت هم تشکیل دادند شاه رفت، از بین رفت، حالا هم همینه اگر ما هی نعره بکشیم که خوب بنی‌صدر فلان ولی راه‌حلی برای مسئله نداشته باشیم میماند، میماند تا آمریکا، مثلاً بیاید جلویش را بگیرد که الان هم در خط اونه. این یک عامل بهتریه ولی اگر ما خود نتوانستیم برنامه‌ای اعلام کنیم را همان را اعلام کنیم افرادمان را...

* مخاطب: شما یک کاری نمی‌توانید بکنید اینجا باصطلاح ما بتوانیم یکجوری باصطلاح یکجوری امکان‌گیری بکنیم که باصطلاح در رابطه مستقیم نباشیم؟
** آیت: با اینجا مستقیم نباشد؟
* مخاطب: نه اینجا که خوب هستند با خودتان هستند، سعی کنید درز هم ندهد و مسئله اشکال ندارد تبریز خیلی جریانها شناخته شده است چون کمیته‌ها...
مثلاً افرادیکه فعالیت میکنند که هستند مثلاً توی سپاه هم مشخص هستند ما یکطوری باشد که از امکانات استفاده کنیم از امکانات سپاه، البته اینهم باز اینکه ما چه نوع تعلیم ببینیم مهم است، روشها مختلف است یادتان میآید ما زمان انقلاب صحبت از این میکردیم، باصطلاح آن موقع که من میخواستم بروم فلسطین دوره ببینم، صحبت میکردیم که میخواهیم برویم روش تخریب چریکی یاد بگیریم ولی الان چه روشی اقتضاء میکند و اینکه آیا ما توی بچه‌ها مسئله نظامی را چگونه مطرح بکنیم آیا ما مسئله نظامی را توی بچه‌ها مطرح بکنیم و یا نه؟ و اگر مطرح میکنیم چه شکلی مطرح کنیم چون خیلی مسئله است یعنی مسئله....

** آیت: مسئله یکی مسئله سیاسی است که مسئله سیاسی را... حل کردیم...
* مخاطب: حل شد بله.
** آیت: کار ما هم عمدتاً الان سیاسی است یعنی باید افراد بدانند تبلیغات سیاسی، جهت‌گیری سیاسی، چیست این فن را یاد بگیرند، مسئله نظامی‌اش را هم باینجور میشود توجیه کرد که خوب درسته که ما الان حکومت تقریبا مورد نظر ما است و انقلاب است و اینها...
ولی ما باید روز مبادا را هم فکرش را بکنیم که بخواهیم حمله کنیم ما باید آموزش داشته باشیم ما باید امکان داشته باشیم.
چون واقعاً این امکان هست، باید باینجور توجیه کرد که ما باید آموزش ببینیم ارتش بیست میلیونی مفهومش این است دیگر...
* مخاطب: درسته ولی خوب با چه روشهائی، خیلی امکانات میخواهد.
** آیت: شما باید آموزش نظامی ببینید از جهت امکان... بعد سرتاسر کشوری دارد و خیلی قشنگ میشود مسئله، گفتم خیلی صافو ساده میشه بنی‌صدر و بازرگان هر دوشان یک لجاجت‌ها و سماجت خارج از قانون، دارند.
* مخاطب: توی روزنامه‌ بازرگان گفته بود که ما باصطلاح چاقوی آقای بنی‌صدر را تیز میکنیم، همچنین جمله‌ای گفته بود، بامداد نوشته بود دقیقاً نمیدانم چه گفته بود.
** آیت: بهرحال... حبیبی اگر میشد مسئله مسئله ... این مقام تشریفاتی است، یعنی...
* مخاطب: ولی یک مسئله هست بنی‌صدر الان فرماندهی کل قوا هم دستش داده شد.
** آیت: خوب یعنی مجلس که بیاد این مسئله تمام است.
* مخاطب: و باصطلاح این ارتش را که نباید خیلی روش حساب کنیم، برای اینکه ارتش چون خواه ناخواه بنی‌صدر را بعنوان رئیس‌جمهور میداند، بنابراین دست ما نیست، این از ارتش، سپاه هم با توجه با این برنامه‌ای که دارد ارائه میدهد در دراز مدت...
** آیت: خوب بله مشکلاتی بهرحال هست.
* مخاطب: ما خیلی باید فکر کنیم روی نیروی خودمان.
** آیت‌: خوب مسلمه.
* مخاطب: ما فرصت خوبی داریم. ما برای باصطلاح تشکل پیدا کردن، ما الان در خیلی جریانات تشکل پیدا کرده‌ایم.

** آیت: ما باید کارمان را بکنیم انفاقاً در مجلس کاری که میکنیم که بتوانیم همینکار را بکنیم، اینه که نگذاریم بنی‌صدر از چهارچوب قانون خارج بشه، حالا او تلاش میکند، تا حالا هم تلاش کرده ولی نتوانسته.
* مخاطب: حالا یک مسئله هست، شما دیروز اشاره کردید به مسئله امام و گفتید که باصطلاح امام هم هست این قبول، یعنی امام هیچ نمیذاره ایشان از آن خطی که باید بره منحرف بشه ولی مسئله امام را هم خوب باید مشخص کنیم. آمد و خدای نکرده امام هر لحظه فوت کرد.
** آیت: باید آیت‌الله منتظری را بجایش گذاشت.
* مخاطب: خوب آیت‌الله منتظری، ببینید باصطلاح مسئله، زودترین فرصت را باید گرفت. آیت‌الله منتظری را، ما الان داریم بحد زیاد تلاش میکنیم. دانشگاه که وسیع دارد تلاش میکند، ما هم این تلاش را میکنیم ولی مسئله این است که آیت‌الله منتظری تا بیاید جا بیافتد بعنوان رهبری...
** آیت‌: خوب، ما باید تا آنموقع آنقدر قدرت داشته باشیم که اگر یک وقت خواستند با فوت امام درباره آقای منتظری با توطئه یا مسیر را منحرف کنند ما این قدرت را داشته باشیم که بتوانیم جلویش را بگیریم فعلاً در آن مرحله، قدرت ما باید تا این حد باشد، چون اگر امام در آن مرحله رفت و ما این قدرت را نداشته باشیم خیلی ساده داد و قال و آشوب و شلوغ، همه چیز را یکوقت درهم بپاشد و ما اگر این قدرت را داشته باشیم در تمام ارگانها حالا چه در مجلس و چه در دولت و چه در ارتش و چه در سپاه که الان هست، در این جاها باید باشد، باید قوی‌تر باشد در آن حد ما باشد.
* مخاطب: درسته.
** آیت: با امام درگیر شده مقابل امام... حالا اگر این امر را بعنوان یک چیز عادی بگی، فردا میگذارند بپای مخالفت ولی بطور عادی بنی‌صدر کار خلاف مقابل دانشجویان خط امام ایستاده فلان میکند.
اینها روی مردم تاثیر میگذارد مردم حسن‌نیت دارند. الان هم مردم در اثر این حرفهای بنی‌صدر ازش زده شده‌اند.
صرفنظر از اینکه گفت مثلاً با گرانی مبارزه میکنم یک هفته دیگر، چطور نتوانست، خوب عکس‌العملش بده، گفت بیکاری را حل میکنم، نتوانست و الان ادعاهای مختلف دیگر و خیلی هم دارد حرف میزند، فکر میکند خیلی حرف زدن روزهای اول، خیلی مفیده، چون همه جا چهره طرف هست آمد و ماه که شد، سه ماه گذشت درست عین شاهنشاه میشه... منتهی خطری داره، نفهمی و کم کاریش خطری دارد که باید خیلی مراقب بود.
* مخاطب:...
** آیت: باید از کانالهای موجود اقدام کرد.
* مخاطب: این امکان نمیتواند ما را خیلی اقناع کند.
** آیت‌: فعلاً باید برید توی آموزش.
* مخاطب: همین توی آموزش و اینکه این رابطه زودتر باید چیز بشه یعنی چون مثلاً ما....
** آیت: حالا آنقدرها هم بد نیست‌ها، بنی‌صدر خوب میداند و یا خوب هم نمیداند. میگم حالا مصلحت نیست. نمیگم که حالا هم بیافتیم علناً بجان بنی‌صدر، خودش یک تاکتیک مشخص میخواد اما اصل مسئله را باید گفت، بنی‌صدر را آنطرف باید درک کند.
بنی‌صدر یک خطره برای این انقلاب و باید این خطر را یکجوری خنثی کرد تا این حدش را باید درک کند حالا آنجورش هر کسی یک شکلی باید عمل کند.
منکه شناخته شده‌ام بعنوان یک عامل مخالف بنی‌صدر، باید بجور عمل کنم حزب بعنوان یک مجموعه‌ای که خوب شناخته شده است یکجور دیگه باید عمل کند تو مجلس یک کار دیگر میشه کرد و گروههائی که بهرحال کاملاً شناخته نشده‌اند یکجور دیگه میتوانند عمل کنند.
* مخاطب: حالا...
اطلاعیه استانداری کردستان در رابطه با شهادت فریدون تعریف
** آیت: شما افرادتان لااقل فکراً هماهنگ باشید که بنی‌صدر یک آدمی است که لااقل خطره، البته اینکه میگم خطره، بنی‌صدر خودش آدم نقشه‌کش و آدم زرنگی نیست برخلاف تصور و دلیلش هم، همین عملیاتی است که تا بحال انجام داده اکثراً بضررش است منتها خوب یک زرنگی داره که زود انعطاف‌پذیره و خودش را هماهنگ با جریان نشان میدهد و جلوی جریان میایستد. اگر خطری است فوری چنانچه توی همین مسئله گروگانها و قطع رابطه با آمریکا بشدت تغییر مشی داده. باطناً همان خط را دنبال میکند اما ظاهراً .... اما فرصت زیادی نمیتواند دوام پیدا کند و بالاخره دستش رو میشود، من فکر میکنم با مجلس هم خواه ناخواه درگیری خواهد داشت. اول نه، ممکن است که اول مجلس زیاد مخالف نباشد چون حالا رئیس‌جمهور است ماها هم حمایت کنیم و این حرفها، ولی آنقدر کج سلیقه است که درگیری قطعی است.
و ما باید خودمان را برای روزی آماده کنیم که این ممکن است، استعفا کند. گرچه بعید میدانم. ولی بهرحال ناچار میشوند بگذارش کنار. فرض خیلی‌خیلی بعیدش هم، بیایند که نه ایشان تا چهار سال دوام کند ما باید بدانیم کی جای ایشان باشد و کار کنیم از همین الان برای وزراء و نخست‌‌وزیرمان کار کنیم و بخصوص برای نماینده، 270 نماینده، در هر شهر ما باید 70 حوزه داشته باشیم.
فرض بگیر در محلات، ما باید تا چهار سال دیگر کار کنیم تا ببینیم که کی را داریم و اینرا از الان چکار کنیم. از الان باید روی یکنفر کار کنیم، تا چهار سال برای اینکه آن موقع شتابزده بین پنج و شش نفر که دم دست هستند نسبی انتخاب نکنیم، خوب محلاتی را من شدیداً باهاش مخالف بودم و اونجا هم که تحقیق کردم، زمینه‌ای هم نداشت. ولی خوب روی مجموعه 7 تا 8 نفر، چهار نفر آدم بی‌زمینه، بالاخره یکی از زمینه بیشتر داره، میبره دیگه... ما باید خیلی واقعاً با برنامه درازمدت خودمان را درگیر امور اجرائی، زیاد نکنیم شروع کنیم به ساختن آدمها، دنباله برنامه قبلی که داشتیم، قبل از انقلاب این انقلابی، این یکسال خورده‌ای، یک مقدار آن برنامه را متوقف کرد. هر کسی بیک کاری مشغول شد و این قدر هم سر افراد شلوغ بود که نمیشد دیگر بآن صورت کار کنیم. من گرفتار، دیگران گرفتار و حتی بعضی‌ها را ما آدرس‌هایشان را هم از دست دادیم که نمیدانیم کجا هستند.
ولی حالا فکر میکنم با این سازماندهی جدیدی که من دارم میکنم و کار اجرائی هم که افتاده دست بنی‌صدر، بگذار بیافتد، ما میخواهیم در مسئولیت کمتر باشیم. ضمن اینکه مراقبت بکنیم که این، سقوط کلی نظم را در برنداشته باشد. ایشان میتوانند روی کشاورزی، صنعت، و و و ... البته جلویش را نگه میداریم نمیگذاریم آدمی بشه که...
* مخاطب: خوب این یک مسئله است فکر نمیکنید که این نیروها را بیاورد رو.
** آیت: بخیر.
* مخاطب: الان با مجاهدین خیلی الان داره لاس میزنه.
** آیت: همین خوردش میکنه همین خوردش میکنه، چون تنها ما که نیستیم امام هم هست، امام خام که نیست کاملاً مراقب جریانه. اگر ما رو در رویش قرار بگیریم، البته من رودررویش فعلاً که قرار خواهم گرفت، از من هم میترسه. الان توی حرفهاش و ذکرش همه‌اش منم. ولی کاری هم نخواهیم کرد، بهانه بدستش بدن، که بگوید میخواستم کار بکنم، شماها نگذاشتید. میدانم نمیتونه، عاجزه، باید میدان بهش بدهیم که بفرمایند، سه ماه پیش گفت که در سه ماه بیکاری را حل میکند، اخیراً شنیدم یکماه دیگه هم مهلت خواسته یکماه دیگر هم که سهله‌، ده ماه دیگه هم نمیتواند اینکار را حل کند، اوایل که آمد، رفت توی بازار گفت یک هفته دیگر، اگر نمیدانم اشیاء را ارزان نکردید، اجناس را ارزان نکردید، یک هفته دیگر فلان و فلان میکنم چند ماه گذشته، هیچ کار نکرده، همان چیزها هم گرانتره ـ نام را آمده شاهنشاهی میخواد حل بکنه، مردم باید لمس کنند بیعرضگی‌اش را، مردم اطلاع سیاسی ندارند و باید بیک ترتیبی لمس کنند اینرا، هم ما جلویش مستقیماً قرار گیریم، ولی بصورتی که شما هستید، اگر منسجم باشید...
* مخاطب: این مسئله هست که ما منسجم هستیم و هیچکس اگر شما بپرسید مرا در دانشکده نمیشناسد، اصلاً کی هستم و چه جوری فکر میکنم.
** آیت: خوب منظور ما این است که چنان باشد که اگر مثلاً فلان اعلامیه را بدهی، یکوقت ببینی در سطح کشور پخش شود.
* مخاطب: ولی این مسئله در مورد بنی‌صدر...
** آیت: دارند از خلاء استفاده میکنند. نیروهای مخالف انقلاب یا خود بنی‌صدر، تمام اینها از خلاء موجود دارند، آخه چیزی نیست، یک حزب جمهوری اسلامی و اینها، آمدند حکومت هم میکند الان، یعنی خودمان آن سازماندهی که باید توش باشند، نیست. همان خلائی که 270 نفر هم برای نمایندگی باید آماده کنید برای چهار سال دیگر، عده زیادی را برای کشاورزی، بایستی واقعاً کار کرد، مسائل اقتصادی، مسائل سیاست خارجی.
که اگر بعد ادعا کردی و آمدی جلو از سرتاسر مملکت یکمرتبه ششصد تا شخصیت قدبلند کند و خلاء را پرکند چند تا روزنامه درست کند رنگ مشخصی نداره منتشر میشه یکوقت همه در یک روز معین وابستگی خود را مشخص میکنند.
اینکار اگر شد و مردم دیدند که واقعاً راه‌حل برای حل مسائلشان هست تمام این سازمانها مثل پف از بین میروند.
روی بنی‌صدر خیلی معقول شماها میتوانید حمله کنید هیچکس هم نمیتواند...
* مخاطب: حمله سیاسی آره منتها مسئله بالاتر از اینها است.
** آیت: خوب اون دقیقتر از این دستورالعمل میآید.
مثلاً فلان مسئله که بنی‌صدر مطرح میکند، به چه نحو شما خنثایش کنید.
چون اگر بخواهید همیشه در مسائل جبهه بگیرید طرف هم فوری شروع میکند در مقابل آن عناصری که جبهه گرفته‌اند، جبهه بگیرد.
* مخاطب: خوب مسئله این است که ما آن عناصر را هم لو میدهیم، وقتی ما عمل میکنیم.
** آیت: خوب من همین را میگویم، اگر من جبهه بگیرم که گرفته‌ام.
* مخاطب: درست، شما که نه، شما بعنوان ظاهراً که میدانم.
** آیت: درست اما فرض بگیریم طرفی که نمیداند کی علیه‌اش جبهه گرفته، اون نمی‌تونه جبهه بگیره.
یک وقت میبینی که یک مسئله در تمام شهر پراکنده میشه، که آقای بنی‌صدر مثلاً اینه، امام مثلاً چرا نمیگذاردش کنار؟ یک همچو شایعه‌ای و این بعنوان یک اصل بین مردم پخش میشه، با امام و بنی‌صدر، ما باید سیاست را اینطوری بکنیم.
که این مسئله‌ای که الان است و واقعیت دارد که خط امام و خط بنی‌صدر دوتاست و بنی‌صدر نمیخواهد که بگذارد که مردم بفهمند این خط دوتاست، فقط سیاسیون میفهمند، عامه مردم نمیفهند، بنحوی
این باید تبلیغ بشود، غیر مستقیم
که تمام مردم پائین تشخیص بدهند،
تمام مردم باید بفهمند که اگر بنی‌صدر بود اصلاً این انقلاب از بین میرود، این باید در سطوح مختلف، مخصوصاً همان چیزهائی که تو تاریکی قرار دارند...
* مخاطب: پس بنی‌صدر را شما معتقدید از هیچ طریقی باصطلاح عوض، یعنی پخش این مسائل میشه...
** آیت: هان پخش این مسائل، اعلامیه هم فرق نمیکنه
* مخاطب: حتی اعلامیه
** آیت: بله.
* مخاطب: فکر نمیکنید کافی نباشد، چون فکر میکنند شما نظرات.... ندارید.
** آیت: مجلس چرا، نوی مجلس نمیشه، اینکار بیرون از مجلسه، یعنی زمینه‌کار ما را توی مجلس فراهم میکنه، ما هم توی مجلس برنامه داریم.
* مخاطب: آیا فکر نمیکنید بنی‌صدر را اگر هم یک چنین مسئله فردا برایش پیش بیاید، از این سازمانها کمک بگیرد. میگویم اصلاً رفته توی اینها.
** آیت: بره، اونها اصلاً من معتقدم... کار خیلی کودکانه است، تمام ساخته‌های اینها را میشود با یک مشت درهم ریخت چون در ضمن یکی‌اند اگر بخواهند بنی‌صدر را تائید کنند، پس آن نقش انقلابی ما را پائین نمیتوانند بیاورند، نمیتوانند کاری بکنند نه در سیاست قوۀ اجرائی داره و نه داخلی. کاری نمیشه کرد یا باید انداختش کنار یه قوۀ دیگه آورد، سرکار یعنی میخواهم بگم تازه اون قوه هم تا موقعی بنی‌صدر روی کاره، باید مردم خودشون اونو کنار بگذارند چون الان...
* مخاطب: یعنی همین احساس را ایجاد کردن برمردم و نحوه‌اش.
** آیت: آره این باید ایجاد کرد، همین را باید پیشرفت داد.
* مخاطب: اتفاقاً همین برای ما مسئله است.
** آیت: اینو باید یک مقدار باز کنم یک مقدار کار شما سنگین است، یکجوری باید اینکار را بکنیم که طرف بدون اینکه احساس کنه، شما دارید آقای بنی‌صدر را میکوبید و میخواهید با او مخالفت کنید، یعنی طرف نباید احساس کنه که، شما مخالف بنی‌صدرید.
یعنی باید بگوئید که هی گفته بیکاری را حل میکنم، این کارها را حل میکنم. والا، بعد میگویند آره دستهاش را بسته‌اند، نمیذارند کار بکنه، باید بگی آقا، کدام دستش را بسته‌اند؟ این همه مسئولیت گرفته، و از امام اختیار گرفته رئیس شورای انقلاب هم هست، امام هم فرمانده کل قوایش کرده، ولی نمیتونه باید دست بگذاری روی اطرافیاش
و سلامتیان، من هنوز نمیدونم، سلامتیان کیه ولی باید معرفیش کرد، توی پاریس که بوده، چی بوده؟ کی بوده؟ چند بار جبهه عوض کرده ما میتوانیم بتازیم بهش. حتی فکرهای بنی‌صدر را... من یک چیزی اخیراً شروع کردم بنوشتن که باید تمومش کنم، تا بنویسم کمی وقت میگیره، تا شما عمل کنید و اون این است که ما یک خطوط اصلی داریم مال استعماره، که خط مشخص آمریکائی داره و معلومه که آنها که وارد سیاست هستند، میدانند که آنها در خط آمریکا کار میکنند، یک خط مشخص هم، انگلیسی داریم، یک خط مشخص هم روسی داریم، اما در ازای هر کدام از این خطهای مشخص، هفت هشت، ده تا خط بدلی انقلابی داریم. که مال آمریکا و روسیه است این خطهای بدلی را باید برملا کنیم فرمولش را بگذاریم بفهمند که بنی‌صدر هم خط بدلیه، یا نمیدانم فلان شخص خط بدلی است، اینرا اتفاقاً من تهیه کردم و فکر میکنم بدون اسم بنی‌صدر، بدون اسم بازرگان باید اول این مفهوم را بین مردم ایجاد کنند که ما خطوط بدلی داریم.
لااقل این مفهوم را که فهمیدند، خوب خیلی‌ها نمیفهمند، تا میگی که آقا، بنی‌صدر بده، میگه خوب این پاریس بوده و روزنامه داشته و مخالفت داشته، میگی حاج سیدجوادی بده، میگه حاج سیدجوادی که چند تا کتاب ضد شاه نوشته، از زمانی شروع کرده که اینها روش تعصب ندارند. مثلاً مال مستوفی‌الممالک را و مشیرالدوله را که قبل از رضاخان همان خط پهلوی بودند و هنوز هم که هنوزه آنها که یکذره اطلاعات سیاسی دارند، بعنوان رجال برجسته ملی ازشان نام میبرند. اما تعصب روی مستوفی‌الممالک نشان نمی‌دهند. اینرا میشه، حالی مردم کرد، اولین مسئله اینکه که بعضی خطها که شناخته شده‌اند دنباله‌اش خیلی ساده میرود جلو،
* مخاطب: من باز هم بشما گفتم این خطوط را از آن شما باصطلاح، شما این نیروها را دارید، یعنی الان، حزب برای کار خودش ارگان داده روزنامه فلان، فلان اینها همه هست. ولی ما نیروئی هستیم که میتوانیم، توان کار دیگر را داریم.
** آیت: پس اولین کارمان اینه که، این ارتباط را با مرکز پیدا کنیم که نمیتوانیم کاری بکنیم.
* مخاطب: این ارتباط با مرکز را... من خودم هستم و سعی میکنم سه چهار نفر دیگر را هم پیدا کنم در رابطه با تبریز که هم، قرار شد، قرار بگیریم ولی باز هم خطوط کار ما، توی آن جریانها نمیخواهم چون اینها خیلی کارها میتوانند بکنند، اونها توی روزنامه‌تون بنویسید میتواند ببرد توی مردم و یا بگذارید بعهده کس‌های دیگر، ولی ما هم کار دیگر میتوانیم بکنیم.
** آیت: خوب، آنرا باید بنشینیم بهرحال دقیقتر روش بحث کنیم یک نقشه‌هائی توی مغز من هست ولی پس از سازماندهی در عمل، آنها روشن میشود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات