تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۲۵۸۵۹

نمایندگان احزاب و سازمانهای سیاسی:


اعظم طالقانی از جامعه زنان انقلاب اسلامی
* س- خانم طالقانی بنظر شما بعنوان عضو شورای مرکزی جامعه زنان انقلاب اسلامی ایران لایحه احزاب و جمعیتها که در مجلس مطرح است چگونه باید تنظیم گردد تا ناقض اصل 26 قانون اساسی نباشد.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
** ج- "انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیاً بصیرا (2) انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا (3) (سوره الدهر آیه 2 و 3)
همچنانکه از روح اسلام و قرآن برمیآید اسلام بهیچوجه تاکیدی بر این مطلب ندارد که مردم چگونه باید فکر بکنند ولی از جهت ارشادی تاکید میکند اگر مردم به راهی بروند که راه الله باشد این راه فلاح است و در غیر اینصورت گمراهی و ضلالت است لذا در هنگام تدوین قانون اساسی در مجلس خبرگان یک مقدار موضع‌گیری‌ها و حرکت جامعه چون در اوائل انقلاب بود با حالا فرق میکرد و بطور نسبی و از جهت اسلامی در مواضع درستی قرار داشت و در قانون اساسی از جهت بهاء دادن به کرامت انسانی مسائل تا حدودی مورد توجه قرار گرفته.
در قانون اساسی ما هرگونه انحصارطلبی و خودکامگی و هرگونه تبعیض بشدت رد میشود و برای از بین رفتن این تبعیض تاکید در بالا رفتن سطح آگاهی مردم دارد و در این رابطه اصل 26 قانون اساسی بر مبنای کرامت انسانی و بهاء دادن بوجود انسانها مسائلی که در ارتباط با گروهها و احزاب مطرح است با آن بسیار اصولی برخورد نموده است و این اصل ارزش و بهای خاصی به قانون اساسی ما میبخشد.
وقتی که روح اسلامی توجه به اشرف مخلوقات و اصالت ورسالت انسان دارد و در قانون اساسی هم بر این مساله تاکید دارد چطور میشود لایحه‌ای که در مورد جمعیت و گروههاست و من اطلاع دارم که این را از طریق قوه قضائی و دولت بمجلس فرستادند با آنکه بطور تقریب طرح مترقی‌تر و در عین حال و هماهنگ‌تر با قانون اساسی در کمیسیون داخلی مجلس وجود داشت و مورد بررسی قرار میدهند دارند با این لایحه وضع را بصورتی در میآورند که فقط وقتی شنیدم احساس کردم در یک لحظه که در سلول‌های انفرادی ساواکم، بخاطر آنکه با این لایحه تمام راههای هرگونه حرکتی را میبندند و عنوان میکنند که هر کلامی و حرکتی که موافق آنها نباشد تضعیف محسوب میگردد در صورتی که این اصلاً مورد قبول نیست چون اگر مقصود گوینده‌ای کوبیدن باشد درست، ولی اگر از جنبه امر به معروف و نهی از منکر بخواهیم نگاه کنیم و جلو هر کلام و حرکت و تفکری را بگیریم نظام موجود متوجه نقاط ضعف و قدرت خویش نمیشود و فکر میکند که تمام کارها درست است و اگر قرار بشود جلو هر انتقادکننده‌ای را بگیرند و به زندان بیاندازند و یا به خانه‌اش بریزند ویا با چماق بکوبند بمغزش نتیجه آن خواهد شد که سرنوشت این انقلاب هم بهتر از سرنوشت شاه سابق نخواهد بود چون در زمان شاه هم همه در حال آفرین و به‌به کردن بودند و به هیچ‌کس از اشکالات کشور سخن نمی‌گفت ولی دیدیم که به مصداق مثال عامیانه که میگوید "فواره چون بلند شود سرنگون شود" به چه روزی افتاد. البته ما به لحاظ دارا بودن مکتب اسلام و کتاب قرآن به رهبری امام به آن روز نخواهیم افتاد شرط آنکه مسئولین توجه کنند که اگر جلو حرکتهای انتقادی سازنده را بگیرند با وجود و حیات خودشان مبارزه کردند این یک اصل کلی و قانون آفرینش است.
* س- آیا به نظر شما آزادی احزاب و جمعیتها در رشد فرهنگ سیاسی جامعه تأثیری دارد؟ در صورت پاسخ مثبت چه تاثیری؟
** ج- در آغاز پاسخ به این سئوال، من جملاتی را از استاد شهید مطهری از کتاب پیرامون انقلاب اسلامی نقل میکنم که پس از مقدمه‌ای به اینجا می‌رسد اما آزادی احزاب و فعالیت احزاب و گروههائی که توطئه گروه نفاق‌افکن نیستند اما ایدئولوژی‌شان غیر از اسلام است باید محترم شمرده شوند و اصولاً وجود محیط سالم و برخورد عقاید در نظام جمهوری اسلامی از ضرورت‌های انقلاب اسلامی ماست"
در این جا می‌خواهم به برادران خواهرانی که فکر میکنند که برای حفظ و رشد اعتقادات خود نقطه‌نظرهای دیگران را تخطئه کنند و با کوبیدن و خشونت مسائل را مطرح کنند بعنوان یک خواهر هشداری دهم که این روش اسلامی نیست چون اسلام یکی از طریق علم و دیگری آزادی می‌تواند برای همیشه حفظ شود و حفظ تا به امروز آن نیز متکی بر این دو اصل بوده، است. آزادی احزاب و گروهها امر بدیهی است اما توطئه‌کردن و فریب‌کاری قابل تعقیب و بررسی است و باید بشدت با آن برخورد بشود اما کسانی که انحصارطلب هستند و فکر میکنند با انحصارطلبی و دیوار کشیدن به دور خودشان می‌توانند نظام را حفظ کنند هر نوع حرکتی که برخلاف نقطه‌نظرهای خودشان باشدبه آن نسبت فریب و توطئه میدهند و مدعی‌اند این اعمال برای منحرف کردن و نابودی انقلاب است اینها یک‌بعدی فکری کنند و روزی هم خودشان پی به این اشتباه خواهند برد. اما فکر میکنم که در آن صورت "نوش‌داروئی پس از / مرگ سهراب خواهد بود" استاد مطهری در همین زمینه مطلب بسیار قابل تعمقی دارند که می‌گویند "هر مکتبی که به ایدئولوژی خود اطمینان دارد به هیچ‌وجه نگران نیست. افکار دیگر را آزاد می‌گذارد و بعکس هر مکتبی که اعتقاد به تفکر خویش ندارد در یک دوره فکری خاصی می‌خواهد مردم را نگه بدارد و جلو رشد تفکر مردم را بگیرد" ما از این جملات باید درس، بزرگی بگیریم اگر اسلام حق است چرا نگرانیم؟ اگر عده‌ای در یک برنامه‌ای شرکت کردند و جمعیتی را تشکیل دادند فوراً بیندیشیم که انقلاب سقوط کرد. ما می‌دانیم که انقلابمان حق است و مکتب ما حق است
و خود قرآن میفرماید:
"انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون" ما این کتاب را فرستادیم و خودمان هم حفظ می‌کنیم خداوند در قرآن به پیغمبر خود میگوید تو سیطره بر مردم نداری تو یک ارشادکننده‌ای، تو یک تذکردهنده‌ای تو نمیتوانی به مردم بگوئی باید اینطور فکر کنی تو فقط باید مردم را هدایت و ارشاد کنی. وقتی خداوند به پیغمبر خود چنین دستوری را میدهد ما دایه دلسوزتر از مادر شده‌ایم و تحمل هیچ‌گونه تفکری را نداریم هر کسی که برخلاف ما مطلبی را مطرح بکند فکر می‌کنیم در حال توطئه است. در اینجا باید بگویم اگر برخورد افکار نباشد و انتقاد نباشد و اگر زبانها در گفتن حقایق، آزاد نباشند و قلمها آزاد نباشند مطمئن باشید که اسلام در این مملکت رو به انحطاط میرود و هرگز نمی‌توانیم نظام توحیدی را پیاده نمائیم و اسلام فقط ادعای بدون محتوی میگردد. پوشش بظاهر اسلامی به همراه یک‌سری شعار ولی درونش هیچ‌گونه عمل اسلامی دیده نخواهد شد آقایان فکر می‌کنند که وقتی ما میگوئیم آزادی افکار، ما آزادی بی‌بند و باری را مطرح می‌کنیم. بلافاصله از اطراف مجلس صداها بلند میشود که میخواهند بی‌بند و باری را رایج کنند و میخواهند هر کس نوع عمل ناشایست ر ا در جامعه مرتکب بشود در صورتیکه اصلا مسئله بدین صورت نیست. چون کرامت انسانی هم به ما اجازه نمیدهد فساد در جامعه باشد برای رشد جامعه ما آزادی تفکر را مطرح می‌سازیم نه آزادی بی‌بند و باری بی‌‌حد و حصر را. وقتی ما معتقد به قانون خدا شدیم در حقیقت یعنی آزاد شدن از تمام قوانینی که جلو حرکت ما را میگیرد.
*س- بنظر شا اگر تعدد را ممنوع سازند چه خطراتی جامعه را تهدید خواهد کرد و آنگاه فکر می‌کنید واکنش احزاب ممنوع شده در این زمینه چه خواهد بود؟
** ج- در مورد واکنش احزاب ممنوع شده باید بگویم همان واکنشی خواهد بود که در رژیم سابق دیدیم مگر آن رژیم احزاب را ممنوع نکرده بود؟ همه می‌دیدند که ما و ملت کار خود را می‌کردیم و آشکار نمی‌کردیم و زیرزمینی انجام می‌دادیم و این خطراتش به مراتب برای رژیم بیشتر بود و یکی از عوامل مهم سقوط رژیم هم شد این یک نتیجه طبیعی و یک سنت الهی است و قانون خداست این موجود خلق شده تا حرکت کند و اگر هدایتش نکنیم و جهت درستی به او ندهیم و جلویش را نگیریم او آنقدر کندوکاو میکند تا راه پیدا کند و از کوچکترین منفذی استفاده می‌کند برای آن حرکتی که در فکرش شکل گرفته است اصلا برایم قابل تصور نیست که بشود این مملکت سیستم تک‌حزبی برقرار کرد تمام ایراد ما بر کشورهای کمونیستی بمناسبت این سیستم تک‌حزبی آنهاست و در کشور خودمان هم دیدیم و هنوز هم میگوئیم که فلان شخص رستاخیزی است و به دیده دیگری به او نگاه می‌کنیم حزب رستاخیز هم می‌گفت هر کس عضو این حزب است حق نفس کشیدن دارد در غیر این صورت گذرنامه گرفته و از کشور خارج بشود. بعقیده من در صورت یک‌حزبی شدن مردم از انقلاب سرخورده خواهند شد و صاحبان اندیشه هم به همراه نیورهای جوان با ایجاد هسته‌های مطالعاتی در آغاز و در ادامه آن با یک‌سری اقدامات مسلحانه وارد عمل میشوند.
بعقیده من مجلس باید هوشیار باشد و فکر نکند با یک‌بعدی فکر کردن میتواند انقلاب را حفظ نماید اگر اینها جلو تعداد احزاب و فعالیت‌ اندیشه‌ها را بگیرند (با توجه به اینکه جلو توطئه و فریب باید گرفته بشود و با مخربین باید مبارزه جدی شود) همچنانکه مردم با قیام یک‌پارچه خود رژیم را سرنگون ساختند و سردمداران آنها را به محاکمه کشاندند هر کسی که بخواهد جلو آزادی‌های مشروع مردم را بگیرد به همان سرنوشت دچار خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات