تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۲۵۸۷

امکان مذاکره واقعی چقدر است؟


بالاخره پس از چند دهه، تابوی مذاکره با ایالات متحده شکسته شد و مهمتر از اصل مذاکره با ایالات متحده، تابوشکنی در سیاست خارجی است که آن را باید به فال نیک گرفت و از این حیث گامی به پیش است. اما این که مذاکره به معنای واقعی تا چه حد عملی و امکان‌پذیر باشد، بحث دیگری است که احتمالا نیاز به گذشت زمان دارد، مشروط بر اینکه با گذشت زمان امکان ذوب شدن یخ‌ها و نه منجمد شدن آب‌ها فراهم باشد. اما در حال حاضر بی‌مناسبت نیست که ارزیابی مختصری از امکان عملی بودن مذاکره واقعی میان طرفین صورت گیرد تا انتظارات و حتی احتمالات بعدی دور از ذهن نباشد. مذاکره سیاسی در سطح این دو کشور برای تبادل‌نظر یا تحلیل نیست، چرا که چنین کاری معمولا در میان کشورهایی صورت می‌گیرد که روابط عادی و مناسبی دارند، و اختلافات آنها نسبتا کم است. این کشورها بر حسب موضوعات مختلف و مبتلا به دو کشور نشست‌هایی را برگزار می‌کنند و حتی به صورت موردی و دوره‌ای در سطح سفارتخانه یا سفیر وزیر و ... به تبادل‌ نظر و بحث و گفت‌وگو می‌پردازند. این کشورها معمولا حدی از دوستی و مودت میانشان برقرار است که به نظرات یکدیگر اعتماد داشته و آن را فریب تلقی نمی‌کنند.

در مقابل، کشورهایی که با یکدیگر قطع رابطه کرده و اختلافات و تشنجات زیادی میان آنها به وجود آمده، و حتی طی سال‌های سال مذاکره و گفت‌وگوی رو در رو نداشته سهل است که مقامات آنها حاضر به یک سلام و علیک کاملا عادی هم با هم نبوده‌اند و حتی برای پرهیز از روبه‌رو شدن با یکدیگر و احیانا دست دادن مسوولان آنها به هم، مجبور بوده‌اند که راه خود را کج کرده و به گونه دیگری طی طریق کنند، چه جایی برای تبادل‌ نظر و تحلیل، آن هم در اولین مذاکره میان آنهاست؟‌ مذاکره چنین دو کشوری ادامه خط تشنج میان آنها در سطح سیاسی است، هر دو طرف می‌کوشند، کاری را که در عرصه‌های دیگر نتوانسته‌اند پیش ببرند، یا ناقص پیش برده‌اند، در سطح مذاکرات سیاسی به سرانجام برسانند،‌ طرفین به طور طبیعی یا بی‌اعتمادی کامل متقابل هم می‌نشینند و هر جمله طرف مقابل را با سوء ظن، نوعی فریب و نیرنگ تلقی خواهند کرد. حتی اگر از پیش اعلان کرده باشند که می‌خواهند با هم صلح و آشتی کنند، باز هم به دلیل سوابق فی‌مابین مجبورند که با سوء ظن قضیه را دنبال کنند، چه رسد به اینکه ادعای صلح و‌ آشتی هم مطرح نشده و حتی طرفه آنکه حداقل در ظاهر ادعای خلاف شده است!! بنابراین انتظار می‌رود که گفت‌وگوهای اولیه به خط و نشان کشیدن بگذرد، اما فرض کنیم که قرار باشد دو طرف، مذاکره‌ای واقعی را در دستور کار قرار دهند. در این صورت باید دید موضوعات مورد اختلاف چیست؟ در کدام موضوع طرفین می‌توانند سازش کنند و در کدام باید عقب‌نشینی کرده و به جای این عقب‌نشینی در موضوع دیگر امتیازی کسب کنند؟ در حال حاضر اهم اختلافات ایران و ایالات متحده حداقل بر روی کاغذ موارد زیر است:

- پرونده هسته‌ای

- لبنان و فلسطین

- تروریسم (عراق و افغانستان و ...)

- حقوق بشر

ایالات متحده با چنین مواردی از اختلاف، اقداماتی را علیه دولت ایران به عمل می‌آورد، از جمله:‌ تحریم‌های مستقیم ایالات متحده در تمام زمینه‌ها به ویژه صنعت نفت، تصویب قطعنامه‌های متعدد شورای امنیت علیه ایران، فشار به کشورهای دیگر برای محدود کردن روابط با ایران، تهدید به حمله نظامی، ‌فشار به هم‌پیمانان دولت ایران و ... به رغم این اختلافات مواضع مشترک هم میان دو کشور کم نیست. قبلا در قضایای بوسنی و پیش از آن افغانستان، طرفین همراه بودند، ‌سپس در حمله به افغانستان و عراق نیز این همسویی منافع بیشتر خود را نشان داد. حال باید دید که در کدام یک از موارد مذکور امکان مصالحه وجود دارد. یعنی در کدام موارد یکی از طرفین می‌تواند امتیازی بدهد و در جای دیگری ما به ازای آن را دریافت کند، تا از این طریق از تشنج روابط میان طرفین کاسته شود.

هسته‌ای

بحران پرونده هسته‌ای برای آمریکا به گونه‌ای شده است که از یک سو دولت ایران را به شورای امنیت برده و دو قطعنامه هم علیه ایران صادر کرده، و نوعی اجماع جهانی هم علیه ایران ایجاد کرده است و به همین دلیل کوتاه آمدن آنان از دو حیث برایشان ایجاد مشکل می‌کند. اول از این جهت که آمریکا بابت هزینه‌هایی که به ایران تحمیل می‌کند، هزینه زیادی نمی‌پردازد، زیرا جامعه جهانی درگیر این مساله شده است و دلیلی ندارد که از این موضع عقب‌نشینی کند. دوم اینکه هرگونه عقب‌نشینی در این زمینه موجب اخلال در اجماع ایجاد شده علیه دولت ایران می‌شود و در این صورت نه تنها دیگر نمی‌توان این اجماع را ایجاد کرد، بلکه کلیت ادعاهای غرب در این مورد و موارد مشابه با چالش و بحران مواجه خواهد شد. البته ایالت متحده می‌تواند روند تحریم‌های شورای امنیت را کند یا محدود کند، اما توافق بر این موضوع از یک سو ضمانت اجرا ندارد، و از سوی دیگر مستلزم دور زدن شورای امنیت است که در نهایت احتمال آن کم است.

البته ایالات متحده می‌تواند با این توجیه که در حال مذاکره با ایران است اقدامات بعدی را به عقب بی‌اندازد. ولی این کار را به صورت نامحدود انجام نخواهد داد.

لبنان و فلسطین

در قضیه فلسطین و لبنان، راهی برای عقب‌نشینی ایالات متحده متصور نیست، زیرا از یک سو حاضر نیستند برای دخالت دولت ایران در امور منطقه‌ای حقی قایل شوند، (برخلاف آنکه در نظام دوقطبی چنین حقی را برای شوروی کم و بیش قائل بودند) و از سوی دیگر عقب‌نشینی در برابر متحدان منطقه‌ای‌اش هزینه‌های زیادی را به ایالات متحده تحمیل می‌کند که معلوم نیست با هیچ مابه‌ازایی در مذاکره با دولت ایران قابل جبران باشد. به طور کلی تصور می‌شود که ایالات متحده حاضر به تعدیل سیاست‌های فرامنطقه‌ای خود در برابر ایران نیست. البته توافقات مورد درباره مسایلی چون وضعیت حزب‌الله و لبنان یاد دادگاه بین‌المللی رفیق حریری و امثالهم قابل تصور است، اما به علت احتمال بسیار اندک بهتر است آنها را نیز نادیده گرفت.

تروریسم (عراق و افغانستان و ...)

مسایل میان ایران و ایالات متحده در عراق، ‌از نظر ایالات متحده در ذیل عنوان حمایت از تروریسم  طبقه‌بندی می‌شود، در این زمینه برخلاف دو مورد قبلی،‌ عدم شفافیت حاکم است. در واقع آنها اتهاماتی را علیه ایران می‌زنند و ایران نیز رد می‌کند، اما در هر حال فرض آنان این است که ایران می‌تواند به کمک تامین امنیت در عراق (که به نفع آمریکاست) بیاید اما ایالات متحده چه کاری به نفع ایران می‌تواند انجام دهد؟‌ اگر بخواهیم  صریح باشیم باید گفت هیچ، مگر آزادی پنج نفر افراد دستگیر شده. چرا هیچ؟ زیرا حداکثر کاری که ایالات متحده می‌توانسته به نفع ایران انجام دهد، انجام داده، سقوط صدام و برقراری یک حکومت شیعی- کردی مهم‌ترین کار به نفع ایران است که در مخیله دولت ایران می‌توانست بگنجد.

شاید برخی تصور کنند که ایالات متحده می‌تواند با خروج خود از عراق به نفع ایران عمل کند در حالی که باید گفت مواضع رسمی دولت ایران مبنی بر درخواست خروج آمریکایی‌ها از عراق مثل نذر روغن ریخته برای امامزاده است. چون می‌دانند آنها خارج نمی‌شوند، چنین خواسته‌ای را مطرح می‌کنند، در حالی که خروج آمریکا از عراق بزرگ‌ترین خطر را برای ایران (حتی بیش از خطری که برای عراق دارد) دارد، زیرا مسوولیت کلیه اوضاع عراق را متوجه ایران خواهد کرد و ایران را در گرداب وحشتناکی هم در عراق و هم در جهان عرب و اسلام فرو خواهد برد. ایالات متحده فعلا و به طور نسبی نقش ضربه‌گیری برای ایران را در عراق بازی می‌کند.

اوضاع افغانستان و حضور آمریکایی‌های در آنجا هم از حیث منافع ایران کم‌وبیش مشابه عراق است و هیچ نیروی ایرانی خواهان خروج یا محدود شدن آنها نخواهد بود.

حقوق بشر

درباره حقوق بشر، ایالات متحده می‌تواند سازش کند، به شرطی که در جاهای دیگر امتیازاتی را کسب کند اما مشکل اینجاست که ضمانت دادن در این مورد چندان امکان‌پذیر نیست، چرا که رسمی نخواهد بود، به ویژه که دولت ایران هم برای خود کسر شأن می‌داند که در این زمینه خواهان تعدیل موضع ایالات متحده شود. بنابراین ایالات متحده در چند زمینه زیر می‌تواند از خود انعطاف نشان دهد:‌

- آزاد کردن افراد ایرانی دستگیر شده و حل مشکل معاون سابق وزیر دفاع و نیز پرونده یک دیپلمات پیشین ایران در لندن.

- کم کردن سرعت و دامنه قطعنامه‌های تحریم شورای امنیت علیه ایران.

-کم کردن دامنه تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران به ویژه در حوزه نفت و گاز.

هر سه مورد از نظر دولت ایران اقداماتی نسیه است و هر آن ممکن است در دولت فعلی یا بعدی ایالات متحده تجدیدنظر شود، به ویژه آنکه این موارد را نمی‌توان به صورت قرارداد نوشت و امضا کرد؟ بلکه اینها تعهدات شفاهی است. در مقابل درخواست‌هایی که از ایران دارند، توقف غنی‌سازی، قطع کمک به افراد و گروه‌های عراقی، تغییر مواضع در خاورمیانه و پیوستن به روند صلح خاورمیانه یا حداقل مخالفت نکردن با آن و بالاخره در مراحل بعد انجام اصلاحات در وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در ایران است. تصور نمی‌کنم که دولت ایران به جز مساله عراق در زمینه دیگر آماده دادن امتیازی باشد. حتی در مورد عراق هم اگر توافقی صورت گیرد که نتیجه‌اش بهبود اوضاع امنیتی و محدود شدن گروه‌های اهل سنت باشد، این مساله برای ایران در جهان اسلام و دنیای عرب آثار سویی خواهد داشت. تصور کلی من این است که هر دو طرف به صورت کاملاً تاکتیکی وارد این ماجرا شده‌اند،‌اما طرف ایرانی از همان ابتدا و در نظر هواداران متعصب خود چیز مهمی را برای ورود به این مذاکرات از دست داده که تصور تامین دوباره آن تا حدی مشکل است.

ایران در پی کاهش فشارهای ناشی از قطعنامه بعدی است و آمریکا نیز در پی تخفیف بحران عراق و به دست آوردن فرصت برای افزایش فشار بیشتر به حکومت ایران است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات