تاریخ یهود بیان می دارد که قدس پایتخت اسرائیلیها در عصر حضرت داوود و سلیمان (علیهم السلام) بود که حدود 80 سال حکومت کردند و بعد از زمان آنها نیز چند دهه پایتخت اسرائیلیها باقی مانده بود .
در ادبیات یهود اعتقاد بر این است که در تسلط آنها بر قدس رقیبی وجود ندارد و سرزمین فلسطین و بویژه قدس عطیه الهی است و اولین معبدی که در قدس ساخته شد معبد سلیمان بود که فلسفه وجود یهود است.
اما نکته در خور تامل این است که در تورات بر ادعای وعده الهی در بخشیدن سرزمین کنعان(فلسطین) به حضرت ابراهیم (ع) و ابنا و اخلاف او تاکید شده است ولی در این میان از بیت المقدس صحبتی به میان نیامده است. در متون توراتی همچون سفرهای تورات اول، بیتالمقدس (اورسالم)هیچ مزیتی بر نقاط دیگر ندارد. بعد از فتح فلسطین توسط حضرت داوود و حضرت سلیمان یهودیان بر آن شدند تا قدس را بهعنوان پایتخت سیاسی حکومت داوود(ع) معرفی کنند و طبق متون تورات مسئله تقدس مطرح نبوده است.البته بعدها بهعلت آمیختگی دین و حکومت نزد بنی اسرائیل قدس نیز برای آنان جنبه مقدس پیدا کرد. بعد از اینکه حضرت سلیمان معبد خود را ساخت طبق نص تورات،جنبه تقدس آن برای یهود تقویت شد. یهود بر اساس نوشته های تورات معتقد است که معبد سلیمان ، خانه خدا(یهوه) است و خدا که قبل از تاسیس معبد در آسمان ماوآ داشت حال معبدی در زمین دارد.
در کتاب مقدس آمده است: «اما همان شب خداوند به ناتان نبی فرمود که برود و به خدمتگزار او داوود چنین بگوید:تو نمیتوانی برای من خانهای بسازی . من هرگز در یک ساختمان ساکن نبوده ام .از آن زمانی که بنی اسرائیل را از مصر بیرون آوردم تا امروز ،خانه من یک خیمه بوده است و از جایی به جای دیگر در حرکت بوده ام در طول این مدت هرگز به هیچکدام از رهبران اسرائیل که آنها را برای شبانی قوم خود تعیین نموده بودم ،نگفتم که چرا برایم خانه ای از چوب سرو نساخته اید؟»
بنابر این میتوان گفت تقدس الهی مورد نظر یهود در خصوص بیت المقدس به مرور و بعد از انتخاب قدس به پایتختی توسط حضرت داوود (ع) شکل گرفت.
در تورات آمده است :«داوود پادشاه و سربازانش به اورشلیم حمله کردند تا با یبوسیها که در آنجا ساکن بودند بجنگند .یبوسیها به داوود گفتند:هرگز به داخل شهر راه نخواهی یافت. حتی کوران و شلان ، میتوانند تو را از اینجا بیرون کنند.آنها خیال میکردند در قلعه خود در امان هستند اما داوود و سربازانش آنها را شکست داده ، قلعه صهیون را گرفتند . این قلعه امروز به شهر داوود معروف است.»
تورات بر کلمه «صهیون» اصرار دارد علی رغم اینکه این کلمه تا آن هنگام در جغرافیای تاریخی منطقه ،بر شهر اورشلیم اطلاق نمیشده است و فقط از شهر «اورسالم» ویا «یبوس» صحبت می شود . ودر کتاب مقدس نیز بر این تاکید شده است : «پس در حبرون داوود در حضور خداوند با رهبران اسرائیل عهد بست و ایشان همانطور که خداوند به سموئیل فرموده بود،او را بهعنوان پادشاه اسرائیل انتخاب کردند.سپس داوود و آن رهبران به «اورشلیم»که محل سکونت یبوسی ها بود و «یبوس» نیز نامیده میشد،رفتند .ولی اهالی یبوس از ورود آنها به شهر جلوگیری کردند . پس داوود قلعه «صهیون» را که بعد به «شهر داوود» معروف شد ،تسخیر کردو به افراد خود گفت:اولین کسی که به یبوسی ها حمله کند،فرمانده سپاه خواهد شد. یوآب پسر صرویه اولین کسی بود که به یبوسی ها حمله کرد پس مقام فرماندهی سپاه داوود به او داده شد.داوود در آن قلعه ساکن شد و به همین جهت آن قسمت از شهر اورشلیم را شهر داوود نامیدند».
لذا در اینجا بر حضور یبوسی ها در اورشلیم(قدس)تاکید میگردد و ضمنا شهر اورشلیم و قلعه صهیون(قلعه داوود) با یکدیگر متمایز هستند.در اینجا نیز استفاده تورات از واژه صهیون عجیب به نظر میرسد زیرا اگر واقعا این کوه صهیون به این نام، در زمان هجوم داوود (ع) به اورشلیم وجود داشته است و اینقدر برای بنی اسرائیل مهم و مقدس بوده که بعدها مرکز فرمانروایی داوود و سلیمان بر تمام فتوحاتشان شده است پس اصرار بنی اسرائیل بر فتح اورشلیم را به چه صورتی میتوان توجیه کرد.بالاخره اورشلیم مقدس بوده و یا کوه صهیون که بعدها مرکز حکومت بنی اسرائیل بر کل فتوحاتشان میشود.
لذا به نظر میرسد که برای قوم بنی اسرائیل نه اورشلیم تقدس داشته و نه کوه صهیون و تنها مرکز و محل قدوسیت همان «تابوت عهد»(که حاوی تورات و میراث حضرت موسی( ع) وهارون و بنی اسرائیل است)بوده است. هنگامی که داوود در قلعه ای که تورات به آن نام صهیون میدهد مستقر شد و محل عملیاتهای بعدی برای تسخیر اورشلیم قرارگرفت به مرور جنبه تقدس یافت و بعد از اینکه اورشلیم فتح شد وداوود این شهر را گسترش داد به نحوی که کوه صهیون نیز در آن شهر (و اصولا به شهر داوود تغییر نام داد) قرار گرفت و طبعا با ادامه مرکزیت اورشلیم برای حکومت داوود (ع) و ساخت معبد سلیمان جنبه تقدس پیدا کرد .
در اسفار خمسه(تورات) و تاقبل از فتح اورشلیم به دست داوود (ع)(طبق روایت تورات فاصله زمانی بین وفات حضرت موسی علیه السلام و فرمانروایی حضرت داوود حدود 250 سال است )در یهودیت که شریعت موسی میباشد، به نام اورشلیم و تقدس آن هیچ اشاره ای نشده است و تنها وجود مقدس برای بنی اسرائیل سرزمین کنعان( فلسطین) به عنوان ارض موعود و تابوت عهد (به عنوان میراث حضرت موسی و یهود) است.
در تورات در سفر پیدایش خداوند به حضرت ابراهیم فرمود:«من این سرزمین(فلسطین)را به نسل تو خواهم بخشید» .پس ابراهیم در آنجا قربانگاهی برای خداوند که بر او ظاهر شده بود ،بنا کرد.
با فوت حضرت سلیمان مملکت کوچکش به دو قسمت تقسیم گشت : مملکتی در قدس(اسرائیل) و دیگری در السامره .دو مرکز سیاسی و دینی در میان یهودیان ایجاد شد یکی در اورشلیم و دیگری در سامره و رابطه حکومت جنوبی یعنی سامره با اورشلیم قطع شد و دیگر اورشلیم برای اهالی سامره مقدس نبود و این خود دلیلی دیگر بر این مسئله است که بیت المقدس فیالنفسه برای یهودیان دارای تقدس نبود بلکه به مرور مقدس شد.
اما در اسلام:
در صورتیکه در اسلام بر تقدس قدس به صورت ماتقدم تاکید شده است و در سال 10بعثت پیامبر اسلام از مکه (مسجد الحرام)به بیت المقدس (مسجد الاقصی)رفته و در شب اسراء از مسجد الاقصی به معراج رفتند. بیت المقدس قبله اول مسلمانان تعیین شد و تمام اینها بیانگر تقدس بسیار و ذاتی بیتالمقدس برای مسلمانان دارد که بهصورت مفصل تر بحث خواهد شد.
حضرت موسی علیه السلام برای یهود قبله ای شبیه قبله مسلمانان تعیین نکرد و بنا بر فرموده خداوند (به روایت تورات)خیمه عبادت ساخته شد تا تابوت عهد در آن قرار گیرد و محلی برای عبادت خداوند باشد .در تورات و در سفر خروج میخوانیم: خداوند از موسی خواست تا به قوم اسرائیل چنین بگوید:«قربانگاهی که برای من میسازید باید از خاک زمین باشد . از گله و رمه خود قربانی های سوختنی و هدایای سلامتی روی این قربانگاه قربانی کنید.در جایی که من برای عبادت تعیین میکنم قربانگاهی بسازید تا من آمده ،شما را در آنجا برکت دهم.
به این ترتیب در متون اولیه یهود قبله و مکان عبادت ثابت نبوده و در حال حرکت بوده است و در هر سرزمینی که قوم بنی اسرائیل اقامت میکرد خیمه عبادت بنا کرده و در آنجا به عبادت خدا میپرداختند.در ارتباط با صندوق عهد در تورات آمده است:خداوند به موسی میفرماید:«آنگاه من در آنجا (محل قرار گرفتن تابوت عهد)با تو ملاقات خواهم کرد و از میان دو فرشته ای که روی تخت رحمت قرار گرفته اند با تو سخن خواهم گفت و دستورات لازم برای بنی اسرائیل را به تو خواهم داد.
در داخل خیمه عبادت محلی بسیار مقدس تعبیه میشد به نام قدس الاقداس که محل قرار گرفتن تابوت عهد بود.
قداست مسجدالاقصی در اسلام:
فلسطین محل ظهور پیامبران بزرگ الهی و سرزمین تکوین رسالت انبیای توحیدی همچون حضرت ابراهیم، موسی و عیسی(علیهم السلام) است. نزد مسلمین نیز نام فلسطین و مسجدالاقصی تداعیگر واقعهای بزرگ است.
در سال دهم بعثت حادثه عظیم اسراء و معراج رسول معظم اسلام(ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی در شهر بیت المقدس شد. مسجدالاقصی محل تلاقی ادیان توحیدی و ابراهیمی است و به همین خاطر است که در قرآن کریم از آن بهعنوان «سرزمین مقدس» نام برده شده است .
این قداست منحصر به فرد بر اهمیت و حیثیت بیت المقدس و مسجدالاقصی نزد مسلمانان افزوده است.
وجود اماکن مقدس اسلامی، اعم از قبور انبیاء، بزرگان صحابه و تابعین، مساجد و غیره نیز بر جنبه تقدس مسجدالاقصی افزوده است.
اسلام، یهودیت و مسیحیت را دین الهی دانسته و انبیاء آنها را پیامبران راستین و شعائر و اعتقادات واقعی این ادیان را توحیدی میداند.
اسلام، ابراهیم (ع) اسحاق (ع)، یعقوب (ع)، موسی (ع) و عیسی (ع) همگی را از جمله پیامبران بزرگ الهی محسوب میکند و احترام و قداست اعلا برای آنان قائل است.
فلسطین زادگاه پیامبران بزرگ توحیدی چون اسماعیل، اسحاق، یعقوب، یوسف، داوود، سلیمان، عیسی، ذکریا و یحیی علیهم و علی نبینا افضل الصلاه و الاسلام ـ میباشد .
بنابر نقل «مقاتل بن سلیمان»، «جایی در این سرزمین نمیباشد، مگر آنکه پیامبری بر آن نماز گزارده و یا فرشتهای و ملکی از فرشتگان خداوند بر آن گذشته باشد .»
از دلایل دیگر اهمیت بیت المقدس برای مسلمین رخداد وقایع مختلف در تاریخ اسلام است که در ذیل به تعدادی از آنها میپردازیم:
1 - در سال دهم بعثت، واقعه پرشکوه اسراء و معراج پیامبر اعظم(ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی و بیت المقدس روی داد .
این اولین پیوند خاص بین مسلمین و بیتالمقدس و بویژه مسجدالاقصی است. در قرآن در سوره اسراء آیه یکم آمده است که:
«سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر .»
سیدقطب در تفسیر این آیه چنین آورده است:
«اسراء تمامی ادیان توحیدی بزرگ از ابراهیم و اسماعیل و خاتم الانبیاء را به یکدیگر وصل میکند و اماکن مقدس ادیان توحیدی را در یک جا جمع میآورد. چنان است که گویی حضرت محمد(ص) خاتمالانبیاءبا این سفر شبانه شگرف اعلام میکند که پیام و رسالت او حاوی پیام و رسالت انبیاء قبل از اوست.»
2 - مسجدالاقصی قبله اول مسلمین بوده. این مسئله نیز مؤید احترام و تقدیس این مسجد نزد مسلمانان است. پس از نزول حکم وجوب نماز برای مسلمانان در سال دهم بعثت، مسلمین حدوداً پنج سال به سوی مسجدالاقصی نماز میگزاردند.
3 - فتح بیت المقدس توسط مسلمین در سال 16 هـ.ق. وجود امکنه و بناهای مذهبی و تاریخی از دلایل دیگر پیوند و علاقه خاص مسلمین به مسجدالاقصی و فلسطین است. علاوه بر موارد مذکور، وجود آیات متعدد در قرآن کریم که این سرزمین را مکانی پاک و مقدس عنوان میکند و نیز وجود احادیث معتبر و مستند شیعه و سنی در باب ارزش و قدر مسجدالاقصی از پیامبر اکرم(ص)، ائمه معصومین (ع) و اصحاب ارجمند آنان بر تقدس و قدر بیت المقدس میافزاید.
مسجدالاقصی در قرآن کریم:
در قرآن کریم بعضی از آیات بهطور مستقیم و برخی دیگر بهصورت غیرمستقیم به این مکان مقدس اشاره میکنند.
اولین آیه که در آن نام مسجدالاقصی بهطور مشخص آمده است. آیه اول سوره اسراء میباشد.
1 - «سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجدالاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر .»
«پاک و پیر استه باد خداوندی که شبانگه بنده خود پیامبر اکرم (ص) را از مسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی که پیرامونش را مبارک ساختیم، سیر داد تا آیات خود را به او بنماید، که خداوند به حقیقت شنوا و بیناست.» در این آیه کریمه، مسجدالاقصی یکی از نشانهها و آیات خداوندی به شمار آمده است. در قرآن کریم آیات دیگری نیز وجود دارد که بهصورت غیرمستقیم بر فضیلت و قداست مسجدالاقصی تأکید میکند. از آن جمله میتوان به این آیات اشاره نمود:
2 - «و نجیناه و لوطاً الی الارض التی بارکنا فیها للعاملین .»
«و ما ابراهیم را با لوط رهانیدیم و آنها را به سرزمینی که برای جهانیان با برکت قرار دادیم بفرستادیم.»
در کتاب انس الجیل به نقل از ابن عباس آمده است که مقصود از سرزمین مبارک در اینجا همان بیت المقدس و مسجدالاقصی است که در این سرزمین چشمههای آب شیرین فراوانی در جریان است .
و در آیهای دیگر آمده است:
3 - «و لسلیمان الریح عاصفه تجری با مره الی الارض التی بارکنا فیها و کنا بکل شیء عالمین .»
«و باد تند را مسخر سلیمان گردانیدیم که به امر او حرکت میکرد به سوی سرزمینی که در آن برکت قرار دادیم و ما به همه امور عالم و مصالح بندگان داناییم.»
در کتاب تفسیر مجمع البیان در ذیل این آیه آمده است که منظور از سرزمین مبارک همانا بیت المقدس است .
4 - باز در جایی دیگر آمده است که: «یا قوم ادخلوا الارض المقدسه التی کتب الله لکم و لا ترتدواعلی ادبارکم .»
موسی گفت: «ای قوم به سرزمین مقدسی که خداوند در سرنوشت شما مقرر گردانیده داخل شوید و از حکم خداوند روی نگردانید که زیانکار خواهید شد.»
شیخ طبرسی مفسر بزرگ قرآن کریم در ذیل تفسیر این آیه آورده است که مراد از ارض مقدس همانا بیت المقدس میباشد .
5 - آیهای دیگر، آیه 137 سوره اعراف میباشد. اشاره به سرزمین مبارک بیت المقدس «واورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها التی بارکنا فیها و تمت کلمت ربک الحسنی علی بنی اسرائیل بما صبروا و دمرنا ما کان یصنع فرعون و قومه و ما کانوا یعرشون .»
«و مشرقها و مغربهای پربرکت زمین را به آن قوم که (زیر زنجیر ظلم و ستم)، ضعف کشانده شده، واگذار کردیم؛ و وعده نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل به خاطر صبر و استقامتی که به خرج دادند، تحقق یافت و آنچه فرعون و فرعونیان (از کاخهای مجلل) میساختند و آنچه از باغهای داربست دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبیدیم.»
6 - در سوره مومنون، آیه 50 نیز ذکری از فلسطین در بیت المقدس در قرآن کریم شده است.
«و جعلنا ابن مریم و امه آیه و آوینهما الی ربوه ذات قرار و معین .»
«و ما فرزند مریم (عیسی) و مادرش را آیت و نشانهای قرار دادیم و آنها را در سرزمین مرتفعی که دارای امنیت و آب جاری بود جای دادیم.»
البته در قرآن کریم آیات دیگری نیز وجود دارند که اکثر مفسرین بر این عقیده هستند که اشاره به قداست مسجدالاقصی و سرزمینی که آن را در برگرفته است، دارد.
7 - در قضیه قصه «سبا» جایی که سخن از امنیت و آسایش است که خدای بزرگ به آنان عطا نموده است:
«و جعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیهما قری ظاهره و قدرنا فیها السیر، سیروا فیها لیالی و أیاما آمنین.»
«و در میان آنان و شهرهای دیگری که پربرکت و نعمت کرده بودیم، شهرکها و روستاهایی ساخته و پرداخته بودیم که نمایان بود و در میان آنها فاصلههای مناسب و نزدیک به هم ترتیب داده بودیم (و توسط انبیاء بدیشان پیام دادیم که) شبها و روزها در امن و امان در آنجاها سیر و سفر کنند.»پس این شهرها، که خداوند آنها را پربرکت ساخته است، شهرهای شام و فلسطین است. از ابن عباس روایت شده است که: «منظور شهرهای بیت المقدس است.»
همچنین برخی از مفسران بر این باورند که مقصود از «تین و زیتون» در آیات: «والتین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین» سرزمین و یا شهری است که این در میوه، یعنی انجیر و زیتون ـ در آن میرویند که آن هم بیت المقدس است. بنابراین اسلام در همان ابتدا(سال دهم بعثت)نسبت خود را با مسجدالاقصی و بیت المقدس روشن ساخته است و تقدسی که برای قبله اول مسلمین قائل است ذاتی خود اسلام و تقدسی بسیار محکم و واضح و تقدسی ماتقدم است و نه تقدسی به مرور ایجاد شده و متاخره.
ولیکن تقدسی که یهودیت برای قدس (اورشلیم)قائل است تقدسی متاخره است یعنی برای یهود آنچه مقدس بوده است همان ارض موعود (فلسطین)و تابوت عهد(میراث حضرت موسی و قوم بنی اسرائیل)بوده است و تقدسی ذاتی برای بیت المقدس قائل نیست ولیکن بعد از تشکیل حکومت حضرت داوود و سلیمان در قدس و به روایت تورات احداث معبد سلیمان به علت قرار گرفتن تابوت عهد در این معبد و مرکزیت بیتالمقدس برای حکومت داوود و سلیمان به مرور بیت المقدس جنبه مقدس پیدا کرده و این تقدسی تبعی و متأخره محسوب میشود.