تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۲۵۹۲۷
مروری بر دیدگاه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره فلسطین

مسئله، مسئله دل است


چقدر سعی کرده اند در طول این سالها که روز قدس را که نماد صف بندی حق در مقابل باطل است، تضعیف کنند. روز قدس نشان دهنده صف بندی حق و باطل، صف بندی عدل در مقابل ظلم است. روز قدس فقط روز فلسطین نیست؛ روز امت اسلامی است. روز فریاد رسای مسلمانان علیه سرطان کشنده صهیونیزم است که به وسیله دست متجاوز اشغالگران، مداخله کنندگان، قدرتهای استکباری به جان امت اسلامی افتاده است. روز قدس چیز کوچکی نیست. روز قدس یک روز جهانی است. یک پیام جهانی هم دارد. نشان دهنده این است که امت اسلامی اولاً زیربار ظلم نمی رود، ولو این ظلم از پشتیبانی بزرگ ترین و قدرتمندترین دولتهای عالم برخوردار باشد.(1)
پیروزی ملت فلسطین در بازگرداندن حق خود، دشوارتر نیست از پیروزی ای که ملت ایران در ایجاد جمهوری اسلامی در ایران داشت... بعضی نگاه می کنند به صحنه، قدرت آمریکا را نگاه می کنند، پشتیبانی غرب را از صهیونیستها نگاه می کنند، قدرت شبکه های مالی صهیونیست ها را در آمریکا و در سایر نقاط عالم می بینند، قدرت تبلیغاتی شان را می بینند، به نظرشان می آید که برگرداندن فلسطین به فلسطینی ها یک امر ناممکنی است. من می گویم نه، این امر ناممکن، ممکن خواهد شد؛ به شرط ایستادگی و استقامت.(2)
ما در جمهوری اسلامی مسئله فلسطین برایمان یک مسئله تاکتیکی نیست، یک استراتژی سیاسی هم نیست، مسئله عقیده است، مسئله دل است، مسئله ایمان است. لذاست که بین ما و بین مردممان در این زمینه هیچ گونه فاصله ای وجود ندارد؛ همان قدر که ما برای مسئله فلسطین اهتمام قائلیم، مردم ما هم- آنهائی که می دانند مسئله فلسطین چیست که اکثریت عظیم ملت ما، بلکه قاطبه ملت ما هستند- همان انگیزه را دارند. و شما مشاهده می کنید در روز قدس و در جمعه آخر ماه رمضان هر سال، که امام آن را به عنوان روز قدس معین کردند، مردم می آیند در شهرهای بزرگ در شهرهای کوچک، حتی درروستاها، مثل راهپیمائی 22 بهمن- 22 بهمن یادآور و سالگرد پیروزی انقلاب ماست که یک مسئله مربوط به خود ملت و داخل کشور است- همان احساسات را به خرج می دهند؛ همان حضوری را نشان می دهند که در روز 22 بهمن نشان می دهند. در روز قدس هم مردم در همه شهرهای کشور، در همه شهرهای بزرگ و کوچک و روستاها، می آیند در خیابان ها؛ هوا گرم باشد، هوا سرد باشد؛ و حضور خودشان و انگیزه خودشان را نشان می دهند.(3)
مسئله فلسطین علی رغم آنچه که غاصبان فلسطین و حامیان آنها می خواستند، روز به روز در دنیای اسلام زنده تر می شود. آنها نیتشان این بود که نام فلسطین را از خاطره ملتهای مسلمان پاک کنند. اراده آنها این بود، هدف آنها این بود که نقشه فلسطین و ملتی به نام فلسطین را به کلی از جغرافیای دنیای اسلام حذف و محو کنند. همه تلاش خودشان را هم در طول این شصت سال تمام که از این فاجعه بزرگ می گذرد، بر این کار متمرکز کردند؛ اما آنچه واقع شده است، عکس آن چیزی است که آنها می خواستند و دنبال آن بودند. امروز دنیای اسلام نسبت به مسئله فلسطین بسیار حساس تر و بسیار پرانگیزه تر است. علت این است که دنیای اسلام بیدار شده است. اگر این بیداری در سال 1948 میلادی- یعنی 1327 هجری شمسی- که فلسطین به طور رسمی غصب شد و در اختیار صهیونیست ها قرار گرفت، وجود می داشت، قطعا واقعیت ها جور دیگری می بود و این حادثه تلخ دنیای اسلام و این جراحت عمیق بر پیکر امت اسلامی واقع نمی شد.(4)
درباره مسئله فلسطین، آنچه بنا دارم عرض کنم این مطلب است که در این قضیه، نکته بسیار تلخی وجود دارد. اگر چه همه مسائل مربوط به سرزمین فلسطین تلخ است، اما این نکته، انصافا گزنده است که در تبلیغات جهانی، در تمام این چهل و پنج سال که از اشغال فلسطین می گذرد بخصوص در این یک، دو دهه اخیر سعی شده است نشان داده شود که یهودیانی که آمده اند و فلسطین را گرفته اند، مردمی مظلوم، دارای حق و مورد فشار و تعدی هستند.
وقتی صهیونیست ها و یهودیان روسی می خواستند به فلسطین مهاجرت کنند، نمی گفتند اینها غاصبند؛ اینها اهل فلسطین نیستند که به آنجا می روند؛ اینها اهل روسیه اند، اهل اوکراینند، اهل کشورهای اروپایی و اهل امریکایند که هر کدام در سرزمین خود، جایی، مکانی، خانه ای، ثروتی، پولی و زندگی ای دارند. با این حال به فلسطین می روند تاحق یک فلسطینی را بگیرند، خانه او را صاحب شوند، ثروت و سرزمین او را غصب کنند و امکان تشکیل خانواده را از او بگیرند. این را که نمی گفتند...
این کاری است که از شصت، هفتاد سال پیش تا به امروز انجام داده اند؛ یعنی بیست و پنج سال قبل از آنکه فلسطین را رسما اشغال کنند، همین روش را انجام دادند. اینها ابتدا که وارد فلسطین شدند، نگفتند «ما مهاجر به فلسطین می آوریم.» مردم فلسطین تعجب می کردند که اینها چه کسانی هستند که می آیند؟! به دروغ گفتند «متخصص می آوریم» مطالبی که می گویم، مستند است؛ در اسناد وزارت خارجه انگلیس بوده که افشا شده است. بعضی از وزارتخانه های امور خارجه دنیا، اسناد قدیمی و کهن را منتشر می کنند و در اختیار همه قرار می گیرد. اسنادی که عرض می کنم، امروز بعد از شصت، هفتاد سال در اختیار ما قرار گرفته است. در این اسناد، افسر انگلیسی ای که در فلسطین مسئول کاری بوده، در گزارش خود می نویسد: ما به مردم فلسطین گفتیم کسانی که وارد فلسطین می شوند، متخصص و مهندسند؛ دکترند و فلان و بهمانند که می آیند کشور شما را آباد کنند! وقتی هم سرزمین شما را آباد کردند، می روند.
همین افسر انگلیسی در نامه ای نوشته است: ولی ما به این مردم، دروغ می گوییم! یهودیان فاقد تخصص و بی هنر را از اطراف دنیا جمع کردند به فلسطین بردند و امکانات و زمین و همه چیز در اختیارشان گذاشتند؛ چون می خواستند صاحبان اصلی فلسطین را از آن کشور بیرون کنند... می خواهند یک ظلم را تثبیت کنند؛ می خواهند یک ظلم را قانونی و رسمی کنند. البته که ما مخالفیم! همه جوانمردان عالم باید مخالف باشند. همه مسلمانان باید مخالف باشند و با آن مخالفت کنند. خانه ملت فلسطین را از آنها گرفته اند و یک عده غاصب را در آنجا جا داده اند، پشتیبانی کرده اند و به دست آن غاصبین، صاحبخانه ها را به فجیع ترین شکل، سرکوب کرده اند.(5)
اصل ماجرا این است که یک عده از یهودیان متنفذ در دنیا به فکر ایجاد یک کشور مستقل برای یهودی ها افتادند. از فکر اینها دولت انگلیس استفاده کرد و خواست مشکل خود را حل کند. البته آنها قبلا به فکر بودند به اوگاندا بروند و آن جا را کشور خودشان قرار دهند. مدتی به فکر افتادند به طرابلس، مرکز کشور لیبی بروند؛ لذا رفتند با ایتالیایی ها که آن وقت طرابلس در دست آنها بود صحبت کردند؛ اما ایتالیایی ها به اینها جواب رد دادند؛ بالاخره با انگلیسی ها کنار آمدند. انگلیسی ها آن وقت در خاورمیانه اغراض بسیار مهم استعماری داشتند؛ دیدند خوب است که اینها به این منطقه بیایند.(6)
این قدر اینها به وسیله رسانه های صهیونیستی که دست یهودی ها بود، دروغ گفتند- هم قبل از آن و هم بعد از آن، این دروغها گفته می شد- که به خاطر همین دروغ ها بعضی از سرمایه داران یهودی را گرفتند! خیلی ها هم دروغ های آنها را باور کردند. حتی این نویسنده فیلسوف اجتماعی فرانسوی- «ژان پل سارتر»- را نیز که خودمان هم در جوانی چندی شیفته این آدم و امثال او بودیم، فریب دادند. همین «ژان پل سارتر» کتابی نوشته بود که بنده در سی سال قبل آن را خواندم. نوشته بود: «مردمی بی سرزمین، سرزمینی بی مردم»! یعنی یهودی ها مردمی بودند که سرزمینی نداشتند؛ به فلسطین آمدند که سرزمینی بود و مردم نداشت! یعنی چه مردم نداشت؟ یک ملت در آنجا بود و کار می کرد. شواهد زیادی هم هست. یک نویسنده خارجی می گوید در سرتاسر سرزمین فلسطین، مزارع گندم مثل دریای سبزی بود که تا چشم کار می کرد، دیده می شد. سرزمین بی مردم یعنی چه؟! در دنیا این طور وانمود کردند که فلسطین یک جای متروکه مخروبه بدبختی بود؛ ما آمدیم اینجا را آباد کردیم! دروغ به افکار عمومی!(7)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات