اعمال یهود در برابر اسلام
عدم پذیرش اسلام از سوی یهود در آغاز بعثت، سبب دشمنی میان مسلمانان و یهودیان شد همچنین یهودیان میدیدند که پیامبر اسلام(ص) با تبلیغ رسالتش، الفت و برادری در دلهای مردم ایجاد میکند و چنان توده واحد و یکپارچهای از آنها میسازد که ممکن است قدرت و حُکم روایی آنان را تهدید کند، به همین دلیل به مخالفت با پیامبر(ص) برخاستند. قرآن کریم بعضی از نیات آنان را در مبارزه با اسلام آشکار کرد تا مسلمانان از آسیبشان برحذر بمانند. در اینجا به بعضی از اعمال آنان اشاره میشود.
محاصره اقتصادی
گروهی از مردمان عصر جاهلیت پیش از اسلام، کالاهایی را به یهودیان فروخته بودند و پس از فروش کالا، مسلمان شدند. هنگامی که پول کالا را از آنان درخواست کردند، یهودیان گفتند: نزد ما امانت و دینی نسبت به شما نیست زیرا شما آیینی را که بر آن بودید، ترک کردید، آنها ادعا کردند که این دستور در کتابشان آمده است. میگفتند: «ما اهل کتاب هستیم و پیامبر و کتاب آسمانی در میان ما بوده است، بنابراین اموال دیگران برای ما احترامی ندارد». این مطلب به قدری نزد آنان مسلم بود که جنبه اعتقادی و مذهبی به خود گرفته بود.
یهود میگفتند: «ما در تصرف و غصب اموال عرب مجاز و مأذون هستیم زیرا آنان مشرکند و پیروی از مرام موسی ندارند». قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْه بِقِنطَارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهم مَّنْ إِن تَأْمَنْه بِدِینَارٍ لا یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلا مَا دُمْتَ عَلَیْهِ قَآئِمًا ذَلِکَ بِأَنَّهمْ قَالُواْ لَیْسَ عَلَیْنَا فِی الأُمِّیینَ سَبِیلٌ وَ یَقُولُونَ عَلَى اللهِ الْکَذِبَ وَ همْ یَعْلَمُونَ؛ و در میان اهل کتاب (از نصارا) کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، به تو بازمیگردانند و برخی دیگر از اهل کتاب (از یهود)، کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، به تو بازنمیگردانند، مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده (و بر آنها مسلط) باشی. این بدان رو است که میگویند: ما در برابر امیین (غیریهود)، مسؤول نیستیم و بر خدا دروغ میبندند، در حالی که میدانند (این سخن دروغ است)». (آل عمران، ۷۵)
فتنهانگیزی در میان مسلمانان
یکی از یهودیان به نام «شاس بن قیس» که پیرمردی تاریکدل و در کفر و عناد کمنظیر بود، روزی از کنار مجمع مسلمانان میگذشت، مشاهده کرد جمعی از طایفه اوس و خزرج که سالها با هم جنگهای خونینی داشتند در نهایت صفا و صمیمیت گردهم نشسته و آتش اختلاف شدیدی که در جاهلیت در میان آنها شعلهور بود، به کلی خاموش شده است. از دیدن این صحنه بسیار ناراحت شد و با خود گفت: اگر اینها تحت رهبری محمد(ص) از همین راه پیش بروند، موجودیت یهود به کلی در خطر است. در این حال، نقشهای به نظرش رسید، به یکی از جوانان یهودی دستور داد به جمع آنها بپیوندد و حوادث خونین بغاث را- محلی که جنگ شدید اوس و خزرج در آن نقطه واقع شد- به یاد آنها بیاورد و آن حوادث را پیش چشم آنها مجسم کند.
اتفاقا این نقشه موثر واقع شد و جمعی از مسلمانان با شنیدن این جریان به مشاجره پرداختند. چیزی نمانده بود که آتش خاموش شده دیرین بار دیگر شعلهور شود. خبر به پیامبر(ص) رسید. به سرعت با جمعی از مهاجران به سراغ آنها آمدند و با اندرزهای موثر و سخنان تکاندهنده خود، آنها را بیدار کردند.
وقتی جمعیت سخنان آرامبخش پیامبر(ص) را شنیدند، از تصمیم خود برگشتند، سلاحها را بر زمین گذاشته، دست در گردن هم افکندند، بشدت گریستند و دانستند این از نقشههای دشمنان اسلام بوده است و صلح، صفا و آشتی بار دیگر کینههایی را که میخواست زنده شود، شستوشو داد.
در این هنگام 4 آیه 101-98 از سوره آلعمران نازل شد. در 2 آیه نخست، یهودیان اغواکننده را نکوهش میکند و در 2 آیه بعد، به مسلمانان هشدار میدهد: «بگو ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر میورزید؟! و خدا گواه است بر اعمالی که انجام میدهید. بگو اهل کتاب! چرا افرادی را که ایمان آوردهاند، از راه خدا بازمیدارید و میخواهید این راه را کج کنید در حالی که شما (به درستی این راه) گواه هستید؟! خدا از آنچه انجام میدهید، غافل نیست؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر از گروهی از اهل کتاب (که کارشان نفاقافکنی و شعلهور کردن آتش کینه و عداوت است) اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر بازمیگردانند و چگونه ممکن است شما کافر شوید با اینکه آیات خدا بر شما خوانده میشود و پیامبر او در میان شماست؟! و هرکسی به خدا تمسک جوید، به راهی راست هدایت شده است».
شبههافکنی در میان مسلمانان
دشمنان اسلام بویژه یهود برای دور کردن مسلمانان از هیچ کوششی فروگذار نبودند. حتی درباره یاران نزدیک پیامبر(ص) نیز چنین طمعی داشتند که بتوانند آنها را از اسلام بازگردانند و مسلما اگر میتوانستند در یک یا چند نفر از یاران نزدیک پیامبر اکرم(ص) نفوذ کنند، ضربه بزرگی بر اسلام وارد و برای تزلزل دیگران نیز زمینه کاملا مساعدی فراهم میشد.