تنظیم از: محمدمهدی تبریزی
شبهاتی پیرامون دین و اخلاق: شبهه اول: استقلال اخلاق از دین؛ شبهه دوم: اخلاق دینداری، معجونی از ترس و بینشاطی؛ شبهه سوم: عدم ابتنای اخلاق دینی بر اختیار، مسئولیت پذیری و عواطف انسانی؛ شبهه پنجم: وابستگی حسن و قبح اشیاء به اراده خدا ونه عقل و ذات؛ شبهه ششم: اخلاق دین، آیین دشمنی و عدم دوستی با غیر همکیشان.(1)
شبهه هفتم: وعده و وعید آخرت، عامل انحطاط اخلاق
در همه ادیان آسمانی، به مومنان و اطاعت کنندگان از تکالیف دینی، وعده بهشت و انواع لذیذ وعده داده شده است. اشخاص دیندار اعم از یهودی، مسیحی و مسلمان نیز برای کسب این نوع منافع و لذایذ، به انجام تکالیف دینی و عمل به صفات نیکو روی می آورند. از سوی دیگر، دین برای متخلفان دینی، عذابهای دردناک بهنام جهنم وعده داده است که موجب میشود شخص دیندار برای رهایی از عذاب آخرت هم که شده، خود را با اخلاق و صفات نیکو وفق دهد.
این دو عامل (وعده بهشت و وعید برای جهنم) موجب سقوط اخلاق واقعی می شود. چراکه انسان باید صفات نیکو را برای ذات نیکو بودن انجام دهد نه صرفا برای به دست آوردن یک منفعت و لذت؛ یا کار قبیح و بزه را نه برای ترس از اجزا و عقاب، بلکه برای پاکدامنی خود ترک کند. درواقع انسان با این دو عامل، به معامله و تجارت روی آورده و از اخلاق حقیقی به دور می افتد.(2)
به تعبیر فنی، ترویج نقش وعده و وعید در نظام اخلاقی ادیان به پیدایش مکتب اصالت سود (یو تیلیتارلیسم) منجر می شود که به جای آنکه اصل تکلیف و اخلاق مد نظر قرار می گیرد، عواقب و آثار آن مورد توجه دیندار قرار می گیرد.
نقد و نظر: در نقد این شبهه به دو نکته اشاره میشود:
1- نفع طلبی انسان در فعل خود: ابتدا باید به اقسام و درجات انسانها در مقابل انجام اعمال اخلاقی و یا ترک آن اشاره شود.
الف- انسان بی مبالات: انسانی است که به هیچ وجه خود را متعهد و ملتزم به اعمال اخلاقی نمی کند؛ چه وی را با وعده بشارت یا با وعید مورد تهدید قرار دهند، مانند انسانهایی که در دنیا مدام مرتکب گناه و ظلم به دیگران هستند. در راس آنها امثال فرعون، هیتلر و صدام قرار دارد.
ب- انسان اخلاقی با انگیزه بهشت یا رهایی از عذاب: ممکن است برخی انسانها، ارزشهای اخلاقی را برای بهدست آوردن بهشت در آخرت یا نجات از عذاب انجام دهند. این انسانها در همین اندازه که خود را به اخلاق حسنه و دوری از گناهان، عامل و متعهد می دانند و راحتی و منافع دنیوی را فدای منافع آخرت قرار می دهند، قابل ستایش و مدح هستند و نمی توان گفت چنین انسانهایی اعمال غیر اخلاقی و ضد ارزشی انجام داده اند، چراکه تحصیل سعادت خویش و اهتمام به آن، یک ارزش به حساب می آید.
اگر با تحلیل دقیق به انگیزه اعمال اخلاقی انسانهای نیکوکار در دنیا بنگریم، متوجه میشویم که تحصیل سعادت "خود" و لذت و دوری از درد و رنج در صدور عمل اخلاقی دخالت دارد. مثلا انسانی که به فقیری کمک می کند یا دست نابینایی را می گیرد یا به مداوای فرد زخمی میپردازد، هرچند در نظر ابتدایی همه آنها برای کمک به فرد ثالث است، اما اگر از انگیزه چنین اعمالی پرسش شود، میگوید: شعف و شادی در قلبم احساس می کنم. اگر چنین نکنم، وجدانم در عذاب خواهد بود. به فقیر و مدیون کمک می کنم تا او نیز از آلام زندگی نجات یابد و من از این کمک و رسیدن وی به زندگی راحت، خوشحال می شوم. علامه طباطبایی رحمه الله علیه این نکته ظریف را متذکر شده است.
با مراجعه به کتب فلسفه اخلاق میتوان متوجه شد که این رای طرفدارانی دارد و مکتبی به نام "خودگرایی اخلاقی"(ehical egoism) به تبلیغ آن می پردازد.(3) این رای درواقع از حب ذات انسان و حب جاودانی آن - که سرشت فطری دارد - ناشی می شود و علاوه بر فلسفه اخلاق، در روانشناسی فلسفی نیز قابل اثبات است.
مخالفان و ملحدان نیز از این توجیه چارهای ندارند و اگر حیثیت نفس انسان را از اخلاق قطع کنند، انگیزه انسان قابل توجیه نخواهد بود، البته توجیه دیگری وجود دارد که محصول تامل نگارنده است که به آن اشاره خواهد شد. با این وجود، تفاوتی بین افعال اخلاقی انسان متدین و غیرمتدین وجود دارد. انسان متاله از اعمال اخلاقی خویش نه نفع جزئی دنیوی، بلکه نفع و سعادت ابدی خویش را مورد لحاظ قرار می دهد و به اصطلاح آتیهگر و دوربین است؛ اما انسان ملحد، نزدیک بین و منافع جزئی دنیوی را ترجیح می دهد.
ج- انسان اخلاقی با انگیزه خدایی: مرتبه سوم در انجام اعمال اخلاقی این است که انسانها ممکن است منافع شخصی خود، اعم از بهشت و جهنم را مدنظر نداشته باشند، بلکه از جهت اعتقاد و ایمان به مرتبه ای نایل آیند که خداوند را با قطع و یقین موجود کامل مطلق و محبوب واقعی خویش بیابند که به دلیل وجود کاملش و جامع همه صفات کمالی، او را مستحق ستایش، عبادت و کرنش قرار دهند. این وجود حقیقی کامل خود انگیزه عبادت و پرستش انسان به خداوند را توجیه و تبیین میکند و در آن هیچگونه نفع شخصی نیست.
غوغای عارفان و تمنای عاشقان؛ حرص بهشت نیست که شوق لقای توست.
2- خداگرایی انسان در فعل خود: با توجه به مطالب مذکور، می توان افعال اخلاقی انسان در دنیا از قبیل کمک به دیگران را نیز توجیه کرد و گفت انسان متاله با این نگره به خداوند، انسانها و حتی حیوانات را آفریده خدا و منتسب به کمال مطلق و محبوب خویش می داد و هرگونه عمل خیر برای انسان را نه برای نفع شخصی خود، بلکه برای اینکه آفریده خداوند است، انجام می دهد. در اینصورت، فعل اخلاقی از مرتبه اعلی از خلوص و کمال برخوردار می شود که نظامهای اخلاقی الحادی از تصور و تصدیق آن ناتوان اند. در متون اسلامی، مرتبه دوم و سوم انسانها مورد اشاره قرار گرفته است؛ اما تاکید شده که مرتبه سوم کمال واقعی است. امام علی(ع) در حدیث معروف خود می فرماید: "ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک ولکن وجدتک اهلا للعباده فعبدتک؛ خدایا عبادت من نه برای تر س از آتشت و نه برای طمع به بهشت بوده است، بلکه تو را برای عبادت و ستایش اهل یافتم پس تو را عبادت کردم". (نهج البلاغه، کلمات قصار، 237)
مشابه همین روایت از پیامبر اسلام(ص) و امام صادق(ع) نیز گزارش شده است.(4)