تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۱:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۲۶۰۰

شرایط اخلاقی رشد اقتصادی


جواد لگزیان

Javad.lagzian@gmail.com

چه شرایطی موجب رشد اقتصادی است و چه شرایطی سبب رکود می‌شود؟ همواره به این پرسش‌ها با نمودارهای اقتصادی پاسخ داده می‌شود اما آیا این تمام ماجراست؟ کتاب «شرایط اخلاقی رشد اقتصادی» مجموعه مقالاتی از کارشناسان اجتماعی و اقتصادی در این زمینه است که به دنبال تحلیل ارتباط اندیشه سیاسی و رفتار اقتصادی است.

در مقاله اول، دانیل روزیدس به بررسی اندیشه‌های ماکس وبر و دیدگاه لیبرالی او در زمینه علوم اجتماعی می‌پردازد.

مخالفت وبر با سنت متافیزیکی غرب باعث شد که انتقال افکار وی به ویژه به آمریکا، گزینشی باشد. بررسی این مطلب و سیر فکری علوم اجتماعی در چالش بین علم و ارزش‌ها و چگونگی تاثیر دیدگاه علم محور بر شکل‌گیری سرمایه‌داری از مطالب خواندنی این مقاله است. مقاله‌ای که با پرسشی جانانه از کاپیتالیسم که به ارزش‌هایی چون فردگرایی و آزادی تاکید دارد، سوال می‌کند که آیا سرمایه‌داری منزلگاهی نیمه راه است که برای معدودی آزادی و برای بقیه سراب به ارمغان می‌آورد یا سرمنزلی خیالی است که ره‌آوردهای آن قابل دستیابی نخواهد بود؟ این پرسش یک نکته کلیدی در فهم اندیشه تراژیک ماکس وبر است. بخش دوم کتاب «سرمایه‌داری و فردیت در جامعه‌شناسی ماکس وبر» مقاله‌ای از استیون سیدمن و مایکل گرابر است که چالش بین گرایش به دیوان‌سالاری و مفهوم آزادی عمل فردگرایانه را بررسی کرده و تاکید همیشگی وبر بر آزادی و اهمیت استقلال فردی در برابر دیوان‌سالاری ناگزیر و نظم عقلانی اجتماعی را تحلیل می‌کند.

تریسی ب.استرانگ در مقاله خود به نام وبر و فروید: رسالت حرفه‌ای و خویشتن‌باوری می‌کوشد نقش محوری مفهوم رسالت یا بلوغ را در اندیشه‌های فروید و وبر نشان دهد.

شکل‌های سلطه و امکان آزادی در جامعه صنعتی نیز از دغدغه‌های ماکس وبر است که در مطلب بعدی توسط جین کوهن بررسی شده است.

در نوشته «آیین کالوین و سرمایه‌داری» سیر تاریخی اندیشه‌های مسیحی و دیدگاه‌های اقتصادی آن‌ها آورده شده است و مطالبی خواندنی درباره ارتباط بین کلیسا و دولت در جامعه مدرن را می‌توان در آن مشاهده کرد.

نظرگاه مارکس وبر درباره جنبش‌های فمینیستی در مقاله «عقلانی شدن و جایگاه تفاوت‌های جنسیتی» به قلم جی.جی.آر توماس مورد نقد قرار گرفته است.

در مقاله پایانی کتاب یعنی «شرایط اخلاقی رشد اقتصادی» ک:ف.هلاینر سعی دارد نشان دهد که تلاش انسان باید برای ترقی خویش در جهت خطوط رفتاری امیدبخش هدایت شود و با یک سیستم آموزشی مناسب روش‌های جادویی، خشونت‌آمیز و فریبکارانه کسب ثروت محکوم شده و به تولید ثروت با تلاش مثبت و انسانی بها داده شود.

این مجموعه مقالات تامل‌برانگیز و خواندنی را انتشارات هرمس با ترجمه احمد تدین و شهین احمدی منتشر کرده است.

با خواندن این کتاب شاید برنامه‌ریزان اقتصادی متوجه این نکته شوند که همزمان با برنامه‌ریزی برای توسعه لازم است به بسترسازی فکری و اخلاقی لازم برای رشد اقتصادی نیز بپردازند.

همه مقالات این کتاب شایسته تامل هستند و لازم است که مورد توجه کارشناسان قرار گیرند اما با توجه به فضای کارشناسی اقتصاد در ایران، ما در معرفی این کتاب می‌کوشیم به مقاله مهم «شرایط اخلاقی رشد اقتصادی» نگاهی داشته باشیم البته با توجه به زمینه‌های ایجاد شده این مبحث در ایران.

«ک.ف.هلاینر» در مقاله خود تاریخچه مختصری از اندیشه بشری درباره «ثروت» داشته است. ثروت به معنی ظرفیت ارضای نیازهای فرد همواره مورد توجه تمام انسان‌ها در جهت پاسخگویی آن‌ها به امیال خود بوده است و پیداست که درست از همین نقطه است که برداشت‌های ایدئولوژیک بسیاری به میدان می‌آیند. یا باید به اشیا دست یافت و یا به نفس آن‌قدر تسلط داشت که نیازها را به حداقل کاهش داد، اما ریاضت‌کشی نمی‌تواند به مفهوم مطلق موفق باشد مگر آن که مرتاض تا سرحد خودکشی پیش برود چرا که به هر حال هیچ گریزی از تمایلات حداقلی چون خواب و خوراک و آشامیدنی نیست. در این بین افکار بسیاری به انسان‌ها عرضه می‌شود و از آن‌ها می‌خواهد که رویکرد خود را تعیین کنند و گاهی انسان‌ها گروهی دست به انتخاب می‌زنند و ثمرات آن را متوجه گروه خود می‌کنند. در بررسی هلاینر که بیش‌تر به اندیشه‌های مسیحی و دستاوردهای آن در عرصه اقتصادی اشاره شده است، جمع‌بندی هلاینر این است که اگر همگان از سخنان باب ششم انجیل در پیروی از ریاضت‌کشی و انکار نفس استقبال می‌کردند، شاید بسی خوشبخت‌تر بودند اما به طور مسلم ثروت کنونی را نداشتند. چرا که آینده از آن مشتاقان پرشور است. البته رویکرد دیگری هم در مسیحیت وجود داشت که در قوانین بندیکت قدیس نورسیایی (حوالی سال 480 تا 553 میلادی) تجلی یافت:

«تن‌پروری دشمن جان است. بنابراین لازم است که برادران در اوقات معینی به کار یدی بپردازند و اوقات معینی را نیز صرف مطالعه متون مقدس کنند، اما اگر اضطرار فقر این مکان اقتضا کند که به میوه‌چینی بپردازند، نباید ناراحت باشند. چون اگر با کار بدنی خود معیشت خویش را تامین کنند، آن‌گاه راهبانی راستین‌اند، همان‌گونه که پدران ما و حواریون نیز چنین بودند.» گرایشی که به نظر می‌رسد با استقبال بیش‌تری روبه‌رو شد و سبب پدید آمدن نوعی الگو «ریاضت‌کشی مبتنی بر کار» شد. این گرایش در نهایت موجب تقویت و انباشت سرمایه شد.

پس از اشاره هلاینر به نقش افکار مذهبی در رشد اقتصادی، وی در فرازی دیگر از نوشته خویش به راهکارهای دیگری می‌پردازد عده‌ای برای فرار از کار و تلاش و رسیدن به تمام آرزوها و ثروت اختراع می‌کرده‌اند: جادوگری! شیوه‌ای که به راحتی می‌توان به ناگهان به همه خواسته‌ها جامه عمل پوشاند و از میان‌بری مطمئن به مقصد رسید.

تاریخ بطلان بیراهه «جادو» را نشان داد و رهسپاران این طریق بلا به هیچ ره‌آوردی دست نیافتند مگر در همان قصه‌هایی که بیش‌تر به درد بچه‌های بدخواب می‌خورد، اما عده‌ای امید خود را از دست ندادند و با راه‌حل‌های بدیع‌تری به میدان آمدند که مختصر و مفید یک نام داشت:‌ «تقلب»

در اینجا نقش جامعه در فرهنگ‌سازی مثبت و پویا روشن می‌شود. چرا که این جامعه است که ارزش‌ها را به انسان می‌آموزد.

«ثروت» مثبت است و پول خدمتکاری نیکو اما پادشاهی آن بی‌شک مطلوب نخواهد بود و دستاوردی نخواهد داشت.

آموزش اقتصادی افراد جامعه برای بزرگداشت تولید و کار برای پدید آوردن ثروت و البته محکوم کردن تنبلی، راه‌حل‌های جادویی کسب ثروت (مانند شرکت‌های کلاهبرداری که از پینوکیوها می‌خواهند سکه‌هایشان را در زمین آن‌ها دفن کنند) و تقلب، می‌تواند فضای رشد اقتصادی مثبت و انسانی را فراهم کند. تولید ثروت با تاکید بر ارزش‌های اخلاقی و دوری از سودمحوری غیراخلاقی راهی است که رشد اقتصادی را با رشد انسان توام خواهد ساخت.

اخلاق و سعادت اجتماعی

محسن رنانی، صاحب‌نظر در مسایل اقتصادی و استاد دانشگاه اصفهان درباره بحث «شرایط اخلاقی رشد اقتصادی» توضیح داد: «در حدود پنج قرن پیش از میلاد، سقراط سعادت اجتماعی را منوط به عمل اخلاقی کرد به عبارت دیگر سقراط گفت‌ برای آن‌که جامعه به سعادت و خوشبختی دست یابد شرط لازم آن عمل اخلاقی است.» پس از سقراط، افلاطون اصالت جمع و مالکیت عمومی و نظام سیاسی فیلسوف ـ شاهی را شرط دستیابی به جامعه سعادتمند بیان داشت. اما ارسطو، فردگرایی که مستلزم مالکیت خصوصی و آزادی فردی است را شرط دستیابی جامعه به سعادت دانست. تئوری‌پردازی درباره شرایط دستیابی جوامع به محیطی سعادتمند در طول تاریخ همچنان ادامه یافت.

بعدها مکتب سوداگرایی ورود طلا به کشورها را برای سعادت ضروری دانست و پس از آن طبیعیون، زمین را محور توسعه و رشد جامعه شناختند. تئوری‌ها همچنان آمدند و رفتند و همچنان عالمان اقتصاد و اجتماع در کوشش هستند تا شرایط لازم برای توسعه را تبیین کنند. پس از 25 قرن اقتصاددانان و جامعه‌شناسان دوباره در اواخر قرن بیستم به نظریه سقراط بازگشتند. آن‌ها دریافتند که جوامع بسیاری وجود دارند که از نظر منابع طبیعی، منابع اقتصادی و نیروی انسانی غنی هستند اما به رشد اقتصادی دست نیافته‌اند. آن‌ها در کنکاش برای دستیابی به پاسخی در خور به این نتیجه رسیدند که پاسخ را باید در شرایط ذهنی، شرایط اخلاقی و هنجارهای اجتماعی جامعه جست‌وجو کرد. شواهد تجربی حاکی از آن است که جامعه‌های بی‌اخلاق و بی‌هنجار تولید پرهزینه‌تری خواهند داشت. هزینه‌های اضافی که به دلیل عدول بازیگران اقتصادی از ارزش‌های اخلاقی بر یکدیگر تحمیل می‌کنند در علم اقتصادی «هزینه‌های مبادله» نامیده می‌شود.

کوتاه سخن این که سقراط اخلاقی هر جامعه‌ای منجر به انفجار هزینه‌های مبادله خواهد شد. هیچ‌یک از نظام‌های تولیدی نمی‌توانند هزینه‌های مبادله را تا سطح زیادی و در بلندمدت تحمل کنند. دکتر رنانی درباره نقش آموزش در رشد اقتصادی نیز جمله‌ای درخشان از داگلاس نورث برنده جایزه نوبل اقتصادی را به ما یادآور شد:

«اگر می‌خواهید بدانید کشوری ظرفیت توسعه یافتن را دارد یا نه، به کارخانه‌ها و کالاهای تولیدی آن نگاه نکنید. بلکه به دبستان‌ها و آموزشگاه‌های پیش‌دبستانی آن بنگرید. هر آن‌چه که برای توسعه لازم است در دوره‌های آموزش دبستانی و پیش‌دبستانی باید ایجاد شود.»

برای مطالعه بیش‌تر در این زمینه دکتر رنانی از کتاب‌های «درک دموکراسی، تحلیل اقتصادی نهادهای سیاسی» اثر پاتریک گانینگ با ترجمه محسن رنانی و محمد خضری و همچنین «سرمایه ‌اجتماعی و توسعه اقتصادی» اثر پاتریک فرانکوئیس با ترجمه محسن رنانی و رزیتا مویدفر از انتشارات سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور نام برد.

کتاب اول چاپ شده و کتاب «سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی» در دست چاپ است که ما انتشار آن را به جامعه اندیشمند اقتصادی کشور نوید می‌دهیم.

در پایان گفت‌وگویی داریم با مجتبی داداش‌زاده کارشناس بازار درباره ارزش‌های اخلاقی در بازار ایران

* به نظر شما ارزش‌های اخلاقی چیست؟

** ارزش هر شخصی برپایۀ رفتار، بینش و نیات خیر و شر است، که می‌توان مجموع آن را در قالب کلمۀ ارزش‌های اخلاقی خلاصه کرد. در جوامع گوناگون با توجه به فرهنگ، آداب و رسوم و اعتقادات آنان ارزش‌های اخلاقی نیز متفاوت است حال این پرسش ایجاد می‌شود؛ چگونه می‌توان خیر و شر بودن هر یک را تعیین کرد؟ پاسخ این است چون در گسترۀ عالم هستی از آن جهت که خداوند سرچشمۀ جوشان و ابدی تمام خوبی‌ها و دشمن همۀ بدی‌هاست و زیبا‌ترین و مفیدترین ارزش‌های مطلق را در قالب ادیان عرضه کرده است چنانچه بخواهیم هرگونه ارزشی را در مقام تجزیه و تحلیل قرار دهیم تا میزان درستی و یا نادرستی آن تعیین شود، تنها راه ممکن مقایسۀ آن با معیارهای تعیین ‌شدۀ الهی است.

* در بازار ایران این ارزش‌ها چه تعریفی دارند؟‌

** اعتماد، پای‌بند بودن به تعهدات تجاری، گذشتن از حقوق شخصی به نفع طرف مقابل، سودرسانی به طرف‌های تجاری، دوری از بازارهای آلوده و یا غیرانسانی از ویژگی‌های بارز و قابل لمس ارزش‌های اخلاقی در بازار ایران است.

* آیا در مبادلات اقتصادی کنونی ارزش‌های اخلاقی جایگاهی دارند؟

** رفتار بازار از دنبال کردن هدفمندانه و عقلانی منافع تاثیر می‌پذیرد. از طرف معامله انتظار می‌رود بنا به قانونمندی عقلانی رفتار کند و به ویژه به تخطی‌ناپذیر بودن تعهدی که می‌کند احترام بگذارد این‌ها ویژگی‌هایی هستند که محتوای اخلاق بازار را تشکیل می‌دهند. مناسبات اجتماعی در بازار و نیز در فرآیند کار باید عمیقا عقلانی محاسبه‌پذیر غیرشخصی و قابل پیش‌بینی باشد در غیر این صورت گروهی از اجتماع با تحت سلطه در آوردن و اعمال رفتارهای خودخواهانه بر بازار، بازار را دچار صدمات غیرقابل جبران و غیرعقلانی خواهند کرد. به طور مثال گروهی که دارای ارزش‌های اخلاقی خیر و مثبت هستند برای درمان و یا جلوگیری بیماری در جامعه تلاش‌های بی‌شائبه‌ای خواهند کرد تا بتوانند آن را ریشه‌کن کرده و در راستای خدمت به همنوعان خود گام شایسته‌ای برداشته باشند.

اما در مقابل گروهی که دارای ارزش‌های اخلاقی شر یا منفی‌اند با بکارگیری دانش خود در مسیر منفی سعی و کوشش خود حتی با صرف هزینه‌های گزاف را به کار خواهند گرفت تا نوعی معضل را در جامعه ایجاد کنند و پس از فراگیر شدن آن در جامعه با استفاده از راهکارهای از پیش تعیین‌شده در راستای رفع آن وارد عرصۀ بازار می‌شوند تا سودهای هنگفتی به دست آورند.

* زمینۀ لازم برای رشد اقتصادی چیست و نقش ارزش‌های اخلاقی در این زمینه چیست؟

** یکی از زمینه‌های اساسی رشد اقتصادی مهندسی مجدد فرآیند تجاری است؛ به شرطی که شرایط ریشه‌ای و بنیادین آن در این خصوص ایجاد شود. بازنگری تخصصی دوباره تمام زیرساخت‌های سازمانی سیستم‌های مدیریتی، عملکرد و مسوولیت‌پذیری کارکنان، سیستم‌های تشویقی، تکامل مهارتی و استفادۀ بهینه از تکنولوژی اطلاعات که قادر به تاثیرگذاری بر تمامی جنبه‌های تجاری در دنیای امروز است باید انجام پذیرد تا بتوانیم به صورت اساسی؛ زمینه‌های رشد و تعالی اقتصاد را شاهد باشیم.

* آموزش تا کجا می‌تواند در نهادینه‌سازی ارزش‌های اخلاقی نقش داشته باشند؟‌

** برای نهادینه کردن ارزش‌های اخلاقی در اقتصاد نیاز به فرهنگ‌سازی آن است که به غیر از آموزش‌های فراگیر و همه‌جانبه امری امکان‌ناپذیر و غیرممکن است، اما آموزش به تنهایی نمی‌تواند تاثیر ماندگار و پویا داشته باشد. ایجاد تغییر در ساختار مقررات اقتصادی، تشویق و ترغیب و در مقابل تعیین موارد بازدارنده برای عاملین فرایند تجاری می‌تواند تاثیر عمیقی در پویایی و اعمال ارزش‌های اخلاقی در تعاملات تجاری داشته باشد.

* با توجه به سابقه شما در کارشناسی بازار تغییرات ارزش‌های اخلاقی در دهه‌های اخیر چه بوده است؟‌

** قدرت‌طلبی و ثروت‌اندوزی در کوتاه‌ترین زمان ممکن و تحت هر شرایط اساسی‌ترین تغییرات ارزش‌های اخلاقی در دهه‌های اخیر بوده است در این حالت اسفناک تنها هدف این گروه از افراد؛ دست یافتن به امیال غیرانسانی خود است. ایجاد بازارهای کاذب با استفاده از نفوذهای اقتصادی و سیاسی در بازار، تحمیل فشار مضاعف بر اقشار مختلف مردم، تولید کالاهای ضداخلاقی و گسترش آن در سطح جامعه؛ مورد هدف قرار دادن مصرف‌کنندگان فاقد علم و آگاهی به جهت مصرف کالا و مواد صددرصد مضر تولید شده توسط آنان که در اکثر موارد به قیمت از دست دادن جان مصرف‌کنندگانش تمام خواهد شد از یک سو و استفاده از قدرت سیاسی با ایجاد آشوب و راه‌اندازی جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای در راستای فروش جنگ‌افزارهای انباشته در انبارهایشان و همچنین با حضور و تصرف فیزیکی در آن مناطق به بهانه کمک به آبادانی و برقراری امنیت اما در واقع با هدف استخراج و تخلیه معادن و استفاده از بازار مناسب به وجود آمده در قبال نابودی میلیون‌ها نفر انسان؛ نشانه سقوط ارزش‌های اخلاقی در دهه‌های اخیر است.

* به عنوان آخرین سوال، این تغییرات چه پیامی برای بازار ایران و تحلیل‌گران خواهد داشت؟‌

** توجه به ارزش‌های انسانی، همگام بودن با تکنولوژی اطلاعات، تغییر زیرساخت‌های سیاست‌های مدیریتی با هدف همنوع‌گرایی مسالمت‌آمیز و فقرزدایی عمومی و ایجاد رفاه همگانی در راستای ماندگاری و پویایی مستمر در بازار می‌تواند سرلوحه شایسته‌ای برای بازار و تحلیل‌گران محترم این مرزوبوم باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات