مهدی عامری
در اندیشه امام خمینی (ره) معنویت یک عامل و منشا مهم قدرتمندی و پیشرفت است که میتواند در برابر همه ابرقدرتهای مادی عالم حرفی برای گفتن داشته باشد(صحیفه امام، ج8، ص:224) از این رو ایشان در پیام تاریخی و ماندگار خود به گورباچف نبود معنویت را باعث انحطاط مارکسیسم میداند، اتفاقی که مدتی بعد از آن پیام رخ داد. "براى همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزههاى تاریخ سیاسى جهان جستجو کرد؛ چرا که مارکسیسم جوابگوى هیچ نیازى از نیازهاى واقعى انسان نیست؛ چرا که مکتبى است مادى و با مادیت نمىتوان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، که اساسىترین درد جامعه بشرى در غرب و شرق است، به در آورد"(همان، ج21، ص 222).
امام معنویت را روح یک جامعه میداند و بر مبنای اندیشه ناب اسلامی انسان و اجتماع را دارای جسم و روح توامان میبیند: "در دنیاى امروز، که گفته مىشود دنیاى صنعت است، رهبران فکرى مىخواهند جامعه بشرى را نظیر یک کارخانه بزرگ صنعتى اداره کنند؛ در حالى که جامعهها از انسانها تشکیل شده است که داراى بُعد معنوى و روح عرفانى است. و اسلام در کنار مقررات اجتماعى، اقتصادى و غیره به تربیت انسان بر اساس ایمان به خدا تکیه مىکند و در هدایت جامعه از این بُعد بیشتر براى هدایت انسان به طرف تعالى و سعادت عمل مىکند. اگر ایمان به خدا و عمل براى خدا در فعالیتهاى اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و سایر شئون زندگى بشر وارد شود پیچیدهترین مشکلات امروزى جهان به آسانى حل مىشود. امروز دنیا، هم در این بن بست گرفتار شده است و هم نمىخواهد به نوع هدایت انبیا تسلیم شود. ولى سرانجام چارهاى جز تسلیم ندارد"(همان، ج5، ص411) اما این همه معنای معنویت در کلام امام ایشان نمیباشد، معنویت در مکتب عامل یک معنویت منفعل و بیتحرک و محدود به معبد و سجاده نیست.
در مکتب امام این گونه نیست که اگر کسی به دنبال معنویت رفت از دنیا و مادیات به طور کامل دست بکشد! در تفکر امام که بر گرفته از قرآن است باید همه ابعاد انسانی با هم مورد توجه قرار گیرد، چنانچه ایشان در مورد کتاب آسمانی میفرماید: "قرآن در عین حالى که یک کتاب معنوى، عرفانى به آن طورى است که به دست ماها، به خیال ماها، به خیال جبرئیل امین هم نمىرسد، در عین حال یک کتابى است که تهذیب اخلاق را مىکند، استدلال هم مىکند، حکومت هم مىکند و وحدت را هم سفارش مىکند و قتال را هم سفارش مىکند و این از خصوصیات کتاب آسمانى ماست که هم باب معرفت را باز کرده است تا حدودى که در حد انسان است و هم باب مادیات را و اتصال مادیات به معنویات را و هم باب حکومت را و هم باب خلافت را و همه چیز را" (همان، ج17، ص 435) "اسلام همه این معانى را دارد و جامع تمام جهات مادى و معنوى و غیبى و ظاهرى هست، براى اینکه انسان داراى همه مراتب هست"(همان، ج3، ص231)
از این رو همان گونه که بر اندیشههای مادیگرای صرف میتازد بر تفکراتی که اسلام در باطن و معنا نیز محدود میکنند انتقاد میکند: "هر دو اشتباه است؛ اسلام نه محصور در آن معنویاتى است که آنها مىگویند، دارد معنویات؛ اما محصور نیست و نه در محصور این مادیاتى است که اینها مىگویند"(همان، ج4، ص9)"یک عده از این طرف، سیاست را از اسلام جدا مىکنند، یک عده هم در طرف مقابل، اسلام را فقط سیاست و سیاستبازى و سیاسىکارى مىدانند.
اخلاق و معنویت و محبت و فضیلت و کرامت را که بزرگترین هدف بعثت پیغمبر ماست، ندیده مىگیرند. این هم "الّذین جعلوا القرآن عضین" است؛ این هم "نؤمن ببعض و نکفر ببعض" است.... "یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة". هم تزکیه است، هم تعلیم است. عرصه تربیت دین، هم دل من و شماست، هم مغز من و شما و هم دست و بازوى من و شما"(رهبر معظم انقلاب 31/ 05/ 1385) رابطه بین اخلاق و معنویت و توجه به عدالت و ظلم ستیزی در کلام امام آن چنان وثیق است که ایشان تهذیب همراه با بیاعتنایی به جامعه را به شدت انکار میکند. ایشان در جریان جشنهای ننگین 2500 ساله و جنایتهایی که توسط رژیم طاغوت در حاشیه آن رخ داد در درس اخلاق خود در نجف به شدت فریاد اعتراض بلند نمود و اعلام کرد: "من حالا به شما اخلاق بگویم؟! اساس مسلمین و اسلام را دارند از بین مىبرند، من براى شما حالا بنشینم تهذیب نفس بگویم؟! مهذب نیستم که در فکر نیستم؛ اگر مهذب بودیم در فکر بودیم." (صحیفه امام2: 369)
در این اندیشه تهذیب با دغدغه اجتماعی به وجود میآید چرا که اساس این تفکر توحید است و خدای فرد همان خدای اجتماع و خدای عبادت همان خدای سیاست است که در همه عرصهها حاضر و ناظر است. اگر کسی در مدار فکری حضرت امام مشی میکند میبایست ظاهر و باطن را با هم رشد دهد. امری که امام آن را دستاورد انبیا میداند. اگر امروز پس از سی سال ما در علم و اقتصاد و سیاست خارجی و ... پیشرفتهای غیرقابل انکاری به دست آوردهایم، اما باید توجه داشته باشیم یکی از شاخصههای مهم توسعه در جمهوری اسلامی اخلاق است و "اگر ما از لحاظ اقتصاد به بالاترین مقام برسیم و از لحاظ سیاست، همین اقتدار و عزّتى را که امروز داریم، چند برابر کنیم، ولى اخلاقهاى مردم ما، اخلاقهاى اسلامى نباشد؛
در میان ما گذشت، صبر، حلم و خوشبینى نباشد، اساس کار از بین خواهد رفت"(بیانات مقام معظم رهبری2/ 2/1377) لذا امام میفرماید: "ما علاوه بر اینکه زندگى مادى شما را مىخواهیم مرفه بشود، زندگى معنوى شما را هم مىخواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط مىسازیم، آب و برق را مجانى مىکنیم براى طبقه مستمند، اتوبوس را مجانى مىکنیم براى طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت مىدهیم؛ شما را به مقام انسانیت مىرسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد مىکنیم و هم آخرت را. یکى از امورى که باید بشود همین معناست که خواهد شد"(صحیفه امام، ج 6، ص 274).