ابلاغ سند چشمانداز 20 ساله کشور توسط مقام معظم رهبری نقطهعطفی در راهبری و ساماندهی حرکت کلی کشور در جهت اهداف متعالی انقلاب اسلامی بود. سند چشمانداز مهمترین سند کشور پس از قانون اساسی است که پس از احساس ضرورت نسبت به آن در همه قوا و دستگاههای کشور و با طی فرآیند فراگیر کارشناسی در مجموعه نظام اعم از کارشناسان سازمان مدیریت و برنامهریزی، کمیسیونهای مجلس دانشگاهها و بهطور ویژه در مجمع تشخیص مصلحت نظام و به استناد تجارب، دستاوردهای علمی و عملی، مطالعات انجام شده و اسناد پیشین تدوین شده و به تصویب مقاممعظم رهبری رسیده است. بهطور کلی یکی از موضوعات اساسی تصمیمگیری در سطح ملی و کلان که در چارچوب قانون اساسی بدان پرداخته شده و از وظایف اصلی مجمع تشخیص مصلحت نظام میباشد تدوین سیاستهای کلی نظام است که پس از تائید و ابلاغ مقام معظم رهبری اجرا میگردد. در دورهای بسیاری از مدیران، نخبگان و صاحبنظران کشور به این نتیجه رسیدند که برای ادامه راه و یافتن جایگاهی درخور و شان ملت ایران در منطقه و نظام جهانی نیازمند تدوین برنامهای بلندمدت در قالب سند چشمانداز 20 ساله است. شاید بتوان گفت سنگ بنای اولیه سند چشمانداز کشور از سال 78 گذاشته شد. در آن سال ضرورت ترسیم و تبیین یک افق روشن در آینده کشور موجب شد تا مدتها مطالعات و مباحث گستردهای تحت عنوان افق آینده ایران اسلامی صورت بگیرد.
پیشرفت مطالعات و لزوم تنظیم سندی بالادستی برای جهتدهی به اهداف برنامههای توسعه موجب شد تا این مطالعات در اواخر سال 1380 با عنوان چشمانداز در مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه پیدا کند. از آن پس بررسیهای گستردهای از سوی مجمع در خصوص اسناد چشمانداز کشورهای اروپای غربی، جنوبشرقی آسیا، ژاپن و بعضی ایالات کشور آمریکا صورت گرفت و صرف وقت زیاد و تشکیل چند کمیسیون خاص و فشرده سند ابتدایی چشمانداز تهیه و به تصویب مقاممعظم رهبری رسانده شد. این سند محصول چند سال مطالعه منظم و کار کارشناسی بیش از دهها متخصص و صاحبنظر است. سند نهایی چشمانداز 20 ساله کشور در آبانماه 82 از سوی رهبر معظم انقلاب به روسای قوای سهگانه ابلاغ گردید. با تدوین و ابلاغ سند چشمانداز 20 ساله ایران اسلامی اولین سند منظم کارشناسی شده قابل تحقق و اجرا را تجربه کرد. البته کشور پس از انقلاب اسلامی با طرحهایی مشابه سند چشمانداز مواجه شده بود اما متاسفانه ناکام ماند و به مرحله اجرا و تحقق نرسید. به عنوان مثال در سال 1374 از سوی آقای هاشمی رفسنجانی طرح ایجاد تمدن اسلامی 1400 مطرح گردید که وی در یکی از سخنان خود در اینباره گفت: شما 25 سال را در نظر بگیرید، با رشد 7 درصدی که ما در مجموع 7 سال داشتیم، ببینید اگر در همه ابعاد برنامهریزی شده باشد چه اتفاقی در کشور میافتد. نتیجه همان است که اسم آن را تمدن اسلامی میگذاریم. اما این برنامه به دلایلی چند از جمله نگارش خوشبینانه به توفیقی نرسید و متوقف شد، از دیگر طرحهای مشابه میتوان به طرح ساماندهی اقتصادی اشاره کرد که این طرح نیز ناکام ماند. تحولات کشور بخصوص در سه دهه اخیر نشان از لزوم تدوین و طراحی برنامههای بلندمدتی همچون سند چشمانداز 20 ساله دارد.
در طول سه دهه اخیر در کشور ما شاهد موفقیتها و دستاوردهای ارزشمندی بودیم اما در کنار این پیروزیها شاهد فقدان یکپارچگی و همسوسازی برنامههای توسعه ملی، بودهایم. لذا کارشناسان یکی از دلایل شکست برنامههای گذشته را عدم پیوند برنامههای پنج ساله توسعه میدانند که خود معلول نداشتن یک تصویر مطلوب از آینده جامعه به شکلی رسمی در کشور بوده است. عدم پیوند بین برنامهها و نداشتن درک مشترک از یک تصویر مطلوب بهصورت رسمی میان رهبران و آحاد ملت منجر به بروز مشکلات و نارساییهایی در تحقق اهداف برنامهها شده است. طراحی و تدوین تصویر ایران آینده جمهوری اسلامی ایران بدینمنظور است تا خلا نبود یکپارچگی و ناهمگونیهای بین برنامههای آینده را برای دوره بلندمدت با در نظر گرفتن شرایط محیطی منطقهای و بینالمللی رفع نماید. چشمانداز در واقع عبارت است از آرمان قابل دستیابی جامعه در یک زمان بلندمدت که متناسب با ارزشها و آرمانهای نظام و مردم تعیین میگردد. از دیدگاه طراحان چشمانداز 20 ساله چشمانداز ایران تصویری از ایران آرمانی آینده است که هویت اسلامی و انقلابی آن مورد تائید مقاممعظم رهبری بوده و باید از تمام توان، پتانسیلها و امکانات برای تحقق آن تلاش کرد.
رهبر معظم انقلاب نیز بارها و به مناسبتهای مختلف اهمیت این سند را یادآوری کردهاند و از آن بعنوان حلقه مفقوده در برنامهریزی کلان داشتهاند. همانطور که اشاره شد یکی از دلایل شکست و ناکامی برنامههای توسعه گذشته کشور همین حلقه مفقوده است. این در حالی است که به فرموده مقام معظم رهبری این حلقه مفقوده باید به تمام برنامهها جهت دهد. به هر حال فرصت موجود هدیهای است الهی از سوی خداوند متعال که باید قدرش را شناخت و از آن استفاده نمود. باید به این باور رسید که آینده یافتنی نیست بلکه باید آن را ساخت.
با تدوین سند چشمانداز و ابلاغ آن از سوی رهبر معظم انقلاب گام بلندی به سوی تحقق آرمانهای بلند انقلاب اسلامی برداشته شده است اما آیا کار به همینجا ختم میشود؟ بیشک اینکه کشور ما توانسته آرمانهای بلند خود را در قالب سند چشمانداز 20 ساله ترمیم کند به خودی خود حسن بزرگ و قابل تقدیری است ولی مهم از آن پیمودن این راه و عملیاتی کردن سیاستهای نهفته در سند چشمانداز است. در رسیدن ایران به قلههای عزت و افتخار، بانیان امر که طراحان سند بودند گام اول را برداشتهاند و حال نوبت مجریان است که به وظایف خود در این زمینه عمل نمایند.
اولین لازمه و شرط عملیاتی شدن سند و به عبارت دیگر تحقق اهداف سند باور عمومی چه در سطح مسئولان و چه در سطح مردم به این سند 20 ساله است. در این میان مسئولین مربوطه رسالت خطیر و حساستری را بر عهده دارند. به طوریکه مهمترین چالش پیش روی سند چشمانداز 20 ساله کشور را میتوان در عدم باور و ایمان مسئولین نسبت به تحقق اهداف و عملیاتی کردن سند دانست و به عکس ایمان مسئولین و باور آنان به تحقق سند میتواند نقطه قوتی را در پیمودن مسیر برای کشور رقم بزند. گام بعد و یا پیشزمینه بعدی عملیاتی کردن سند چشمانداز درک مشترک و وحدت نظر بین مسئولین کشور در حوزهها و ردههای مختلف نسبت به محتویات سند است. قوای سهگانه، ارکان و اجزای قوا اگر بر روی این برنامه وحدت و عزم جدی نداشته باشند تحقق اهداف سند غیرقابل تصور خواهد بود. اساسا یکی از اهداف تدوین برنامههای بلندمدت در کشور بخصوص کشور ما انسجام بخشیدن و هم جهت کردن نیروها و پتانسیلهای پراکنده به سوی هدفی واحد در کشور است به عبار دیگر یکی از ویژگیهای سند چشمانداز ایجاد وفاق و همگرایی نیروهای موجود در جامعه است. همانطور که گفته شد یکی از چالشهای عمده در خصوص تحقق اهداف برنامههای بلندمدت عدم توافق ملی بر سر کلیت اسناد است. کشور ما از این قاعده مستثنی نیست. با ابلاغ سند چشمانداز 20 ساله جمهوری اسلامی آراء و عقاید مختلفی در مورد تحقق اهداف سند و چالشهای فراروی آن مطرح شده و مقالات پراکنده و بعضا متنوعی نیز در آن خصوص به رشته تحریر درآمده است، حتی کسانی مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عنوان متولی تدوین سند متهم به اعمال سلیقه و عدم استفاده و بهرهگیری از تمامی نظرات و ایدههای طیفهای مختلف فکری کشور در طراحی سند میکنند. به هر حال چه این اتهامات صحیح باشد و چه نباشد این نکته را نباید فراموش کرد که حاکمان باید قایل به مشارکت جدی و فراگیر نخبگان در طراحی برنامهها به خصوص برنامههای بلندمدتی همچون سند چشمانداز 20 ساله کشور باشند تا بتوانند کاملترین برنامه را تهیه و به اجرا بگذارند. این امر خود سبب جلوگیری به هدر رفتن منابع ملی میگردد و از سوی دیگر نخبگان در قبال جامعه خویش احساس مسئولیت بیشتری میکنند.
نخبگان ما در سطح تصمیمسازی و سیاستمداران در سطح تصمیمگیری عمل میکنند و لذا ارتباط صحیح بین این دو باعث میگردد تصمیمات اخذ شده از پشتانه علمی و تئوریک قوی برخوردار باشد. وحدت در نظر به وحدت در عمل نیز کمک خواهد کرد و یکی از موانع جدی تحقق اهداف سند را از سر راه برخواهد داشت. متاسفانه آنچه که به نظر میرسد عدم وحدت و انسجام لازم و متناسب با سند بین مسئولین مربوطه در کشور مشاهده میشود و تاحد زیادی عملیاتی کردن سند را دچار مشکل کرده است. اما همه چیز به وحدتنظر و عمل مسئولین و نخبگان کشور ختم نمیشود. بازیگر دیگر این میدان مردم هستند که توجه به نقش مردم در راستای تحقق اهداف سند امری ضروری و الزامی است. بر همه اندیشمندان جامعه روشن است که حرکتهای بزرگی چون عملیاتی کردن سند چشمانداز 20 ساله نیازمند عزم و اراده ملی و بسیج همه امکانات در پرتو ایمان و کوشش برنامهریزی شده جمعی است.
نیروی انسانی و نهفتهای که در این دوره از حیات انقلاب اسلامی میتوان تحولات همهجانبهای را در روند توسعه ملی به وجود آورد و حرکت جامعه را برای تحقق سند چشمانداز 20 ساله به پیروزی برساند مردم هستند. تمام اقشار جامعه و مناطق مختلف کشور میبایست به صورت آزادانه و با آگاهی و شعور رو به تزایدی در چارچوب منافع ملی تلاش و کوشش کنند. ملت ایران خود را مستحق دست یافتن به قلههای پیشرفت و رشد و شکوفایی در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در جهان میداند. مسئولین امر میبایست شرایط را برای حضور مردم در این عرصه فراهم نمایند. بیشک اگر ما شاهد عدم همکاری مردم با چنین برنامهای باشیم و عرصهای را برای حضور مردم در صحنه باز نکنیم باید منتظر عقبماندگی نظام اسلامی و بینتیجه ماندن سند چشمانداز باشیم. این سند هر چهقدر که منسجم و کارشناسی شده باشد بدون حضور مردم و بدون پذیرش مردم موفق نخواهد بود. تحولات تاریخی کشور ما به خوبی نشان میدهد که نبض حیاتی کشور و تحقق آرمانهای آن به مشارکت مردمی بستگی دارد و تمام حرکتهای محروم از حمایت و مشارکت مردم نتیجهای جز شکست دربرنداشته است. خلاصه اینکه تحقق اهداف سند چشمانداز در وهله اول مستلزم نهادینه شدن وحدت در جامعه است. به حول قوه الهی امسال از سوی مقام معظم رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری شده است و فرصت خوبی دست داده تا به این لازمه تحقق آرمانهای انقلاب بیش از پیش توجه نماییم. ما در راستای عملیاتی کردن سیاستهای سند با چالش وحدت در دو بعد روبهرو هستیم، یکی مسئولین با مسئولین و مردم با مسئولین.
در بعد اول باید هشدار داد که مطلقگرایی، انحصارطلبی و عدم درک و باور مشترک در میان مسئولین و در بعد دوم فاصله گرفتن مسئولین از مردم، غفلت از پیگیری مطالبات مردم، عدم فرصتآفرینی برای حضور آنان و ایجاد فضای بیاعتمادی امید رسیدن به ایران 1404 را به ناامیدی مبدل میکند. در سال اتحاد ملی بر همه آحاد جامعه در هر پست و جایگاهی که قرار دارند واجب است تا برای تحقق سند چشمانداز با عزم و ارادهای ملی و وحدت کلمه تلاش نمایند. این سند میتواند به عنوان محور وحدت جامعه در طی 18 سال آینده عمل نمایند. تکتک ملت ایران نسبت به این سند مسئول است و باید به مسئولیتی که دارد عمل نماید. مقام معظم رهبری در این خصوص میفرمایند: "من اعتقاد راسخ دارم که آنچه در شان ملت ایران است و چشمانداز آینده ما را تشکیل میدهد یک چیز ممکن و در دسترس است به شرط اینکه ما به شرایط آن عمل میکنیم. هم مسئولان وظیفه دارند، هم مردم وظیفه دارند، هم وظایف مشترک دارند.(بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع مردم همدان 15/4/83)