حسین یاری
ایالات متحده آمریکا سعی دارد در برهه فعلی انقلاب لیبی را از طریق دخالتهای ناتو به چالش کشیده و از مسیر اصلی خود منحرف کند.در این میان سارکوزی و کامرون که اتفاقا هر دو از سیاستمداران شکست خورده داخل اروپا محسوب می شوند مانند همیشه در راستای اهداف واشنگتن و کاخ سفید حرکت می کنند.این در حالیاست که غرب خود از اصلی ترین حامیان قذافی طی سالهای اخیر محسوب شده است .
اخیرا اسنادی از دستگاه اطلاعات رژیم قذافی بهدست آمده که ثابت میکند، وزارت خارجه آمریکا برای خلاص شدن از انقلابیون لیبی با قذافی همکاری میکرده است.
اسناد جدید بهدست آمده از وزارت اطلاعات رژیم قذافی ثابت میکند که "دیوید ولش"، معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا تا آخرین روزهای دیکتاتوری لیبی به قذافی کمک میکرده تا به هر طریق ممکن بر انقلابیون این کشور غلبه کند.ولش که بعد از استعفا از وزارت خارجه مدیر بخش خاورمیانه و آفریقای شمالی شرکت آمریکایی "پکتیل" شد، روابط ویژهای با قذافی داشت و در 2 آگوست گذشته یا به عبارتی 3 هفته پیش از سقوط رژیم قذافی با مقامات لیبی دیدار داشته و به آنها پیشنهاد کمک در مقابله با انقلابیون و عملیات ناتو در این کشور را داده است.
ولش از جمله شخصیتهای برجسته و با نفوذ دولت جرج بوش بود و همان کسی است که موجب از سرگیری روابط آمریکا - عربستان در سال 2008 شد.آیا جمهوریخواهان و دموکراتهای ایالات متحده می توانند نسبت به این مسئله پاسخگو باشند؟
واقعیت امر این است که از زمان معامله هسته ای قذافی با غرب و تسلیم وی در برابر ایالات متحده آمریکا،عملا قذافی به یکی از مهره های خاموش غرب در طرابلس تبدیل شده بود.حضور وی در دیدارهای مکرر با مقامات غربی نشان از همین مسئله داشت. اسناد بهدست آمده نشان میدهد که ولش اعتقاد داشته رژیم قذافی باید گامهای محکمی را برای ایجاد اعتماد میان آمریکاییها بردارد و در همان حال از مسئولان لیبی خواسته اطلاعات و اسنادی را در اختیار وی قرار دهد که انقلابیون لیبی را محکوم میکند.از جمله اسنادی که ولش از رژیم قذافی درخواست کرده بود، نحوه دستیابی انقلابیون به موشکهایی است که در اختیار داشته و آنها را علیه رژیم استفاده میکردند.همچنین این سند فاش میکند که ولش به مقامات لیبی گفته که داخل کاخ سفید درباره حضور نظامی آمریکا اختلاف نظر وجود دارد و بیشک اگر قدرت در دست جمهوریخواهان بود، آمریکا در کنار قذافی میایستاد.
آنچه مسلم است اینکه رویکرد هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در قبال سقوط قذافی شباهتهای زیادی با یکدیگر داشته و خواهد داشت.باراک اوباما هم اکنون در راستای مصادره انقلاب ملت لیبی سعی دارد از همه اهرمکهای خود استفاده کند اما ملت لیبی اجازه چنین کاری را به وی و ناتو نمی دهد.ملت لیبی به خوبی به خاطر دارد که کشورهای غربی در روزهای اول کشتار در این کشور چگونه سکوت کرده و حتی در پشت پرده وعده حمایت از دیکتاتور طرابلس را داده بودند.
در هر صورت ورود میهمانان ناخوانده و خطرناک به خاک لیبی زنگ خطر و هشداری بزرگ برای کل کشورهای منطقه است.پس از ورود اشغالگران به خاک عراق و تجزیه سودان به دو کشور جنوبی نشین و شمالی نشین،این بار غرب توطئه وقیحانه ای را علیه ملت لیبی طراحی کرده است.مخالفان قذافی در داخل خاک لیبی بارها تاکید کرده اند که در راستای سرکوب حکومت دیکتاتوری لیبی به حضور نیروهای خارجی نیازی ندارند .این مسئله در برهه های مختلف انقلاب لیبی به اثبات رسید.همان گونه که اشاره شد،حتی در روزهای نخست انقلاب لیبی غرب عملابا سکوت خود راه را برای جنایات قذافی علیه ملت خود باز کرد.
مگر در زمان سقوط شهر بنغازی و برافراشته شدن پرچم پیروزی مخالفان قذافی در این شهر ،نیروهای آمریکایی و انگلیسی نقشی بر عهده داشته اند؟نکته قابل تامل دیگر اینکه اساسا انگلیس به عنوان یکی از اصلی ترین حامیان رژیم قذافی طی روزهای نخست درگیریها از محکوم کردن اولیه آنها نیز اجتناب می کرد . دیوید کامرون که در این خصوص به همراه سیلویو برلوسکونی کارنامهای
تیره و تار دارد اعلام کرده است که همچنان نیروهای ناتو در لیبی حضور خواهند داشت !آیا دیوید کامرون از گذشته تیره و تار و کارنامه سیاه خود در قبال انقلاب لیبی خبر ندارد؟
موج سواری غرب بر روی تحرکات مردمی در لیبی در حالی صورت می گیرد که بارها شهروندان آمریکایی و اروپایی کشورهایشان را نسبت به عدم اتخاذ رویکردی قاطعانه در تقابل با رژیم قذافی متهم کرده بودند..همچنین شورای امنیت سازمان ملل متحد متشکل از قدرتهای سلطه گر جهان امروز در هفتههای نخست قتل و کشتار ملت لیبی توسط قذافی مواضع نرمی اتخاذ می کرد.
ایالات متحده آمریکا،اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد عملکرد غیر قابل دفاعی در حمایت از انقلاب مردم لیبی داشته اند.به راستی زمانی که هزاران لیبیایی با بالگردهای نظامی بمباران شده و جان خود را از دست دادند،ایالات متحده آمریکا و انگلیس و ناتو چه عکس العملی نشان دادند؟ایالات متحده آمریکا و اعضای ناتو در وهله اول آخرین روزهای سقوط قذافی را مدیریت کرده و از سوی دیگر ، خود به اصلی ترین سازنده "لیبی پس از قذافی "تبدیل شدند.بدیهی است که شهروندان لیبیایی چنین میهمانان ناخوانده ای را هرگز پذیرا نخواهند شد.این قاعده در خصوص انگلیس و دولت دیوید کامرون نیز صدق می کند.دایه های مهربان تر از مادری که امروز از لزوم مداخله نظامی در لیبی سخن می گویند،هدفی جز نابود سازی دستاوردهای واقعی انقلاب لیبی ندارند.ملت لیبی در راستای مبارزه با حکومت سرکوبگر معمر قذافی هزینه بسیار داده است.هزینه ای که ملت لیبی در این خصوص داده است،حتی با هزینه های داده شده توسط ملتهای مصر و تونس قابل قیاس نیست.این نکته را می توان از تعداد کشته های قیام اخیر لیبی دریافت.در چنین شرایطی تلاش غرب برای مصادره انقلاب لیبی وقیحانه و محکوم به شکست است.
ملت لیبی خود به خوبی می داند که قیام این کشور علیه معمر قذافی چگونه شکل گرفت و غرب چگونه تا حد ممکن در برابر این قیام سکوت کرد.از این حیث تغییر رفتار ناگهانی غرب در قبال انقلابیون لیبی توطئه ای خطرناک در راستای به یغما بردن دستاورد بزرگ ملت لیبی است .مسئله ای که ملت لیبی در برابر آن واکنش نشان خواهد داد .