مهدی مسعودی
هنگامی که بحث «جنگ در ادیان» را ملاحظه میکنیم، هیچ جنگی در قساوت و شدت همانند «جنگ در دین یهود» نیست. یهود بر اساس شریعت خود در طول تاریخ به جنگ و خونریزی فراوانی دست زده و در این راه به اطفال و زنان نیز رحم نمیکردند چون خود را «ملت برگزیده خدا» میدانند. یهود، رهبران تخریب و نابودی در این عالم بودهاند. یکی از بزرگان یهود به نام ارنست رینان عقیده دارد: «وقتی عدل در عالم تحقق پیدا نکند، پس بهتر است که کل عالم تخریب شود». یکی دیگر از بزرگان یهود میگوید: «ما یهود نیستیم مگر آقای عالم، فاسدکننده عالم، ایجادکننده فتنه در عالم و جلاد عالم باشیم». قرآن کریم، یهود و مشرکان را در یک ردیف قرار میدهد و آنان را دشمنترین افراد نسبت به مسلمانان معرفی میکند:
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَه لِلذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّه لِلذینَ آمَنُوا الذینَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسینَ وَ رُهْباناً وَ أَنهُمْ لا یَسْتَکْبِرُون؛ به طور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مومنان را یهود و مشرکان خواهی یافت و نزدیکترین دوستان به مومنان را کسانی مییابی که میگویند ما نصارا هستیم، این بدان رو است که در میان آنها، افرادی عالم و تارک دنیا هستند و آنها (در برابر حق) تکبر نمیورزند». (مائده، آیه 82)
تاریخ اسلام به خوبی گواه این حقیقت است زیرا در بسیاری از نبردهای ضداسلام، یهود به طور مستقیم دخالت داشته و از هیچگونه کارشکنی و دشمنی خودداری نکردهاند. افراد بسیار کمی از آنها به اسلام گرویدهاند در حالی که در غزوات اسلام، رویارویی مسلمانان با مسیحیان را کمتر شاهدیم و نیز افراد فراوانی از آنها را مشاهده میکنیم که به صفوف مسلمانان پیوستهاند. این مقایسه بیشتر درباره یهود و مسیحیان معاصر پیامبر اسلام(ص) است زیرا یهود با اینکه دارای کتاب آسمانی بود، به دلیل دلبستگی بیش از اندازه به مادیات در صف مشرکانی قرار گرفته بودند که از نظر مذهبی با آنها هیچ اشتراکی نداشتند. در آغاز، یهودیان مبشران اسلام محسوب میشدند و انحرافاتی همانند «تثلیث» نداشتند اما دنیاپرستی شدید آنها را به کلی از حق بیگانه کرد در حالی که مسیحیان آن عصر چنین نبودهاند. البته مسیحیان قرن بعد نسبت به اسلام و مسلمانان مرتکب جنایاتی شدند که دست کمی از یهود نداشت؛ جنگهای طولانی و خونین صلیبی در گذشته و تحریکات فراوانی که امروز از ناحیه استعمار کشورهای مسیحی ضداسلام و مسلمانان میشود، امری نیست که بر کسی پنهان باشد. اما عجیب اینکه یهودیان، همه این جنگطلبیها را به استناد تورات انجام میدهند. برای نمونه در متن تورات چنین میخوانیم: «چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ کنی، آن را برای صلح ندا کن و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازهها را برای تو بگشاید، آنگاه همه قومی که در آن یافت شوند به تو جزیه دهند و تو را خدمت کنند و اگر با تو صلح نکرده، با تو جنگ کنند، پس آن را محاصره کن و چون یهوه- خدایت- آن را به دست تو بسپارد، جمیع ذکورانش را به دم شمشیر بکش، لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد- یعنی تمام غنیمتش را- برای خود به تاراج ببر و غنایم دشمنان خود را که یهوه- خدایت- به تو دهد، بخور. با همه شهرهایی که از تو بسیار دورند که از شهرهای این امتها نباشند، چنین رفتار کن اما از شهرهای این امتهایی که یهوه- خدایت- را به ملکیت میدهی، هیچ ذینفسی را زنده مگذار، بلکه ایشان را ... چنانکه یهوه- خدایت- تو را امر فرموده است، همگی را هلاک کن». همچنین در تورات میخوانیم: «یهوه، خدای ما، او سرزمین سیحون و ملک حشبون را به دست ما تسلیم کرده، او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم و همه شهرهایش را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم، لیکن بهایم را با غنیمت شهرهایی که گرفته بودیم برای خود به غارت بردیم».
و در جای دیگر تورات آمده است: «پس یهوه، خدای ما، عوج ملک باشان و نیز همه قومش را به دست ما تسلیم کرده، او را به حدی شکست دادیم که احدی از برای وی باقی نماند و در آن وقت، همه شهرهایش را گرفتیم و شهری نماند که از ایشان نگرفتیم... و آنها را به کل هلاک کردیم؛ چنانکه با سیحون و ملک حشبون کرده بودیم. هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم و همه بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم». نیز آمده است: «و هر آنچه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر، حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاک کردند». در این میان، قرآن کریم عدهای از یهودیان را میستاید؛ همانهایی که از غرور، خودپرستی و تکبر خودداری میکنند و همواره حقیقت را مد نظر دارند: «لَیْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّه قَآئِمَه یَتْلُونَ آیَاتِاللهِ آنَاء اللَّیْلِ و َهُمْ یَسْجُدُونَ* یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ و َالْیَوْمِ الآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ و َیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَ أُوْلَئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ* و َمَا یَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ فَلَن یُکْفَرُوْهُ وَالله عَلِیمٌ بِالْمُتَّقِینَ؛ آنها همه یکسان نیستند؛ از اهل کتاب جمعیتی هستند که (به حق و ایمان) قیام میکنند و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را میخوانند در حالی که سجده میکنند، به خدا و روز واپسین ایمان میآورند، امر به معروف و نهی از منکر میکنند و در انجام کارهای نیک پیشی میگیرند و آنها از صالحانند و آنچه از اعمال نیک انجام دهند هرگز کفران نخواهد شد (و پاداش شایسته آن را میبینند) و خدا از پرهیزگاران آگاه است». (آلعمران، آیات 115-113) و به این ترتیب قرآن کریم از اینکه نژاد یهود را به کلی محکوم کند یا خون آنها را کثیف بشمرد، خودداری کرده و تنها بر اعمال آنها انگشت میگذارد و با تجلیل و احترام از افرادی که به اکثریت فاسد نپیوستند و در برابر ایمان و حق تسلیم شدند، به نیکی یاد میکند. این روش اسلام است که در هیچ موردی مبارزهاش رنگ نژادی و قبیلهای ندارد و تنها بر محور عقاید، اعمال و رفتار میشود.