تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۲۶۰۹۹
در گفت‌وگوی «ملت ما» با جعفر قنادباشی بررسی شد

جریان‌شناسی انقلابیون لیبی

سودابه رخش مقدمه: با وجود سقوط قذافی و پیشروی انقلابیون و سرهنگ، هنوز شناسایی ارکان تشکیل‌دهنده وگروه‌ها ی سیاسی حاضر در سیر این تحولات در هاله‌ای از ابهام به سر می‌برد. اگرچه سخن گفتن درباره گرایش‌های سیاسی و ایدئولوژیک مخالفان قذافی به دلیل عدم حضور فعال احزاب در نظام سابق لیبی ، کاری بس دشوار است اما «ملت ما» در مصاحبه پیش رو با جعفر قناد باشی، کارشناس امور آفریقا، تلاش کرده است تا ماهیت و خط مشی این گروه‌ها و سازمان‌ها را مورد بررسی قرار دهد.

* افراد، گروه‌ها و سازمان‌هایی که طی شش ماه گذشته در صحنه مقابله با رژیم قذافی، سهم عمده‌ای به عهده داشتند و اینک در مسیر تشکیل حکومت جدید لیبی، گام برمی‌دارند، با وجود تاثیر اساسی در فروپاشی نظام قذافی، اغلب افرادی نا شناخته بودند. این مسئله را چطور ارزیابی می‌کنید؟
** بله، بسیاری از این افراد به علت جو خفقان موجود در داخل، اغلب در خارج از کشور، بصورت مخفیانه به فعالیت‌های خود ادامه می‌دادند. بنابراین بسیار طبیعی است که این افراد و گروه ها (مخالفان سابق که در خارج اقامت داشتند) ناشناخته باشند و اطلاعات ناچیزی درباره آنها منتشر شده باشد؛ به عبارت دیگر، ناشناخته بودن مخالفان سابق قذافی و بسیاری از اعضای شورای ملی انتقالی کنونی به مقتضیات زمانی گذشته و مقطع زمانی اخیر، باز می‌گردد؛ پیداست که در مقطع زمانی اخیر یعنی طی شش ماه گذشته نیز رهبران و سردمداران خیزش‌های مردمی، ناگزیر بودند تا حد ممکن و در‌ اغلب موارد، از شیوه‌های پنهان کارانه و غیرعلنی پیروی کنند.
همچنانکه در روند تشکیل حکومت جدید و تا برقراری آرامش و امنیت نسبی در لیبی نیز، برخی از ضرورت‌های امنیتی و سیاسی ایجاب می‌کند تا بسیاری از فعالیت‌ها، بصورت نیمه علنی انجام بگیرد و مهره‌ها و شخصیت‌های فعال مبارز همچون گذشته ناشناخته باقی بمانند؛ زیرا نیروهای امنیتی تحت فرمان قذافی، اینک نیز با وجود فروپاشی رژیم وی، ممکن است مشکلاتی را برای این اشخاص و گروه‌های مبارز لیبیایی فراهم کنند
البته دو نکته مهم دراین‌جا باید مورد توجه قرار گیرد: نکته اول آنکه، آن دسته از مقامات رژیم قذافی که به صفوف مخالفان پیوستندو بعضی از آنها، به عضویت شورای ملی انتقالی در آمدند (همانند مصطفی عبدالجلیل وزیر دادگستری سابق یا محمود جبرئیل رئیس کمیته تحول اقتصاد ملی در رژیم قذافی) افردی شناحته شده بودند و نیازی به پنهان کردن هویتشان احساس نمی‌شد.
و اما نکته دوم این‌که سمت سیاسی دست اندرکاران فعلی صحنه لیبی (همچنانکه از نام «شورای ملی انتقالی کنونی» هم می‌توان فهمید)، سمتی موقتی است که تنها وظیفه انتقال قدرت به هیئت حاکمه رسمی و منتخب مردم را به عهده خواهد داشت. بنابراین به شناخت کامل و دقیق آنها، نیاز چندانی نیست و بیش‌ترین کوشش‌ها بایددرجهت شناخت افراد، گروه‌ها و احزابی که درآینده سیاسی لیبی، نقش آفرین خواهند بود، مصروف شود.
* خیزش‌های مردمی در لیبی از کجا آغاز شد و موتور متحرک این انقلاب‌ها چه بود؟
** اگر به زمان برگزاری نخستین تظاهرات ضد حکومتی مردم لیبی (17 فوریه 2011 - 28 بهمن 1389) باز گردیم، خواهیم دید که مردم این کشور، در‌ پی دعوت گروهی ازشخصیت‌های سیاسی و حقوقی که با صدور بیانیه‌ ای (به تاریخ 15فوریه 2011)، کناره‌گیری معمر قذافی و اعضای خانواده‌اش را خواستار شده بودند به تجمع در خیابان‌های بنغازی و برخی دیگر از شهرها اقدام کردند البته جملات مندرج در این بیانیه نمی‌توانست بیانگر دقیق خط مشی و استراتژی مخالفان قذافی باشد چرا که امضاءکنندگان آن درصدد بودند تا از یک طرف تنها برمشترکات عقیدتی همه افراد و گروه‌های امضا‌کننده تاکید کنند و از سوی دیگر با پرهیز از مشخص کردن گرایشات ضداستعماری خود، حساسیت‌های خارجی را علیه خود برنیانگیزند
در این بیانیه که توسط ۲۱۳ نفر از شخصیت‌های سیاسی، وکلا، دانشجویان، هنرمندان، متخصصان، بازرگانان، مهندسان، پزشکان و دیگر اقشار جامعه و از آن مهم‌تر، برخی از سازمان‌ها و گروه‌های مخالف قذافی امضا شده بود؛ تصریح شده بود که: به رسمیت شناختن حق ملت‌ها در تلاش برای استقرار دموکراسی و آزادی عقیده ، راهکار مناسبی است و حرکت مسالمت‌آمیز به سوی تغییر در لیبی که وقوع آن حتمی است، بهترین راهکار ممکن است و اما سازمان‌ها و گروه‌های عمدتا تبعیدی این بیانیه عبارت بودند از جبهه ملی برای نجات لیبی، جنبش ملی لیبی، کنگره ملی معارض لیبی، جنبش تجمع اسلامی لیبی، جنبش خلاص، کمیته لیبیایی حقیقت و عدالت و انجمن فرهنگیان و نویسندگان لیبی.
* آیا امضاء‌کنندگان این بیانیه آن‌گونه که در همه انقلاب‌ها و قیام‌ها مرسوم است، نوع نظام مورد نظرشان و همچنین خط مشی ایدئولوژیکشان را مشخص کرده بودند؟
** آنها نه تنها خط مشی خود را مشخص نکردند بلکه از نیروهای فعال در لیبی خواستند تا راهکاری را برای انتقال قدرت بیندیشند، ضمن این‌که بر حق ملت لیبی برای حضور در خیابان‌ها و آزادی بیان آنها به دور از هرگونه اقدام تحریک‌آمیز یا تهدید از سوی رژیم حاکم نیز تاکید کردند. در این حال، محمد عطیه رئیس جنبش اسلامی برای تغییر در لیبی نیز (که البته چندان شناخته شده نیست) تصریح کرد که کسی در لیبی قصد ندارد، امارت اسلامی تشکیل دهد؛
موضعی که می‌توانست به منزله کوشش وی برای جلوگیری از برانگیخته شدن واکنش‌های مخالف در خارج از لیبی باشد و از سویی مخالفت وی را با نظامی شبیه نظام سیاسی مورد نظر طالبان منعکس کند. به هرترتیب در آغاز خیزش مردمی در لیبی، نشانه مشخص وروشنی که بتواند نمایانگر دقیق خط مشی سازمان‌ها و گروه‌های لیبیایی باشد مشاهده نشد؛ این درحالی بود که تعدادی از گروه‌هایی که عنوانی مذهبی برای خود انتخاب نکرده بودند نیز به نوعی معتقد به اصول اسلامی و مشتاق به‌کارگیری احکام اسلامی در صحنه‌های سیاسی بودند .
* تعدادی از اعضای شاخص شورای ملی انتقالی لیبی، از مقامات و صاحب منصبان شناخته شده رژیم قذافی بودند، در کل هدف از تشکیل این شورا چه بود و اعضای آن چه استراتژی را دنبال می‌کردند؟
** بلی برخی از این افراد در نظام قذافی دارای سمت بودند و در این خصوص می‌توان به مصطفی عبدالجلیل (وزیر دادگستری قذافی) و محمود جبرئیل (رئیس کمیته تحول اقتصاد ملی در دولت قذافی) اشاره کرد البته عبدالفتاح یونس از اعضای شورای ملی انتقالی و فرمانده نظامی مخالفان قذافی نیز، وزیر کشور در رژیم قذافی بود که اخیرا در یک حادثه‌ای مبهم به قتل رسید.
نکته مهم درباره شورای ملی انتقالی، زمان تشکیل آنست؛ این شورا در همان آغاز خیزش و در 27 فوریه 2011 (ده روز بعد از برگزاری نخستین تظاهرات مردمی) آغاز به‌کار کرده و مسئولیت رهبری و اداره امور مبارزه با رژیم قذافی را بعهده گرفته است بنابراین، نمی‌توان اعضای این شورا را به فرصت طلبی متهم کرد. با این حال ارتباطات اعضای این شورا با دولت‌های خارجی به‌ویژه دولت‌های اروپایی و امریکا، شک و تردیدهای داخلی را نسبت به اعضای آن افزایش داده است.
با این حال نام بسیاری از اعضای شورای ملی انتقالی به عمد و بنا به ضرورت‌های مبارزاتی اعلام نشده است حال آن‌که تعدادی از آنها، منتخبین شوراهای شهرهای آزادشده و از افراد موثری هستند که برای بخشی از مردم لیبی شناخته شده هستند. موضوع دیگری که می‌تواند خط مشی شورای ملی انتقالی و اعتقادات ایدئولوژیکش را آشکارکند، ترتیباتی است که برای تشکیل نخستین دولت دایمی و رسمی (بعد از رژیم قذافی) معین کرده است.
در برنامه ‌ای که این شورا برای تشکیل چنین دولتی ارایه کرده تاکنون هیچ شرط خاصی برای داوطلبین نمایندگی پارلمان جدید 200 نفره تعیین نشده است که این موضوع خود می‌تواند بیانگر کوشش شورای نامبرده برای برخورداری از پشتیبانی همه گروه‌ها باشد. با این حال، روند تشکیل کابینه نشاندهنده آنست که سمت نخست وزیری در نظام سیاسی پیشنهادی دارای اهمیت بیش‌تری است و زمام امور اجرایی را به عهده خواهد داشت.
* انتخاب پرچم دوران سنوسی‌ها از سوی انقلابیون به نظر شما تصادفی است یا معنادار است؟
** در پرچم شورای ملی انتقالی که همان پرچم سال‌های قبل از حکومت قذافی یعنی پرچم زمان استقلال و رهایی لیبی از یوغ استعمار اروپایی تا زمان کودتای نظامی قذافی علیه ادریس سنوسی است، گویای واقعیات بیش‌تری است. چنان‌که این پرچم می‌تواند گویای دیدگاه‌های مردم لیبی و اعضای شورای انتقالی به دوران زمامداری نه تنها ادریس سنوسی بلکه دوران فعالیت‌های سیاسی فرقه بزرگ و جهادی سنوسیه باشد فرقه‌ای که عمرمختار از رهبران ضد استعماری لیبی نیز از آنان است.
این فرقه با اعتقادات شدید به احکام اسلامی و حرکت‌های جهادی علیه بیگانگان شناخته می‌شود. بدیهی است که نقش هلال برروی پرچم شورای ملی انتقالی نیز نقشی مختص کشور‌های اسلامی است. شعار اصلی شورای انتقالی، آزادی – عدالت – دمکراسی است که قاعدتا واژه عدالت دراین میان، بیش از هرچیز به پیوند‌های مذهبی اشاره دارد و عنایت تدوین‌کنندگان این شعار به تعالیم اسلامی را تا اندازه‌ای آشکارمی کند چنان‌که به‌طور مثال در ترکیه نیز احزاب اسلامی می‌کوشند تا در نامگذاری‌هایشان از واژه عدالت استفاده کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات